پرش به محتوای اصلی

نظام سرمایه داری در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: کاپیتالیسم
معادل رایج و دقیق «نظام سرمایه‌داری» در جدول‌های فارسی است.

واژه‌ای که این سرنخ می‌خواهد، نامِ فرنگی همان نظام اقتصادی است: کاپیتالیسم. صورت انگلیسی آن Capitalism است و در فارسی هم معمولاً با همین املای «کاپیتالیسم» نوشته می‌شود. طراح جدول با آوردن عبارت فارسی، اغلب انتظار دارد حل‌کننده نام شناخته‌شده و بین‌المللی این مفهوم را در خانه‌ها قرار دهد.

معنای دقیق پاسخ

کاپیتالیسم نظامی اقتصادی است که در آن مالکیت خصوصی سرمایه و ابزار تولید نقش محوری دارد. بنگاه‌ها و افراد درباره سرمایه‌گذاری و تولید تصمیم می‌گیرند، کالا و خدمت را در بازار عرضه می‌کنند و کسب سود یکی از محرک‌های اصلی فعالیت اقتصادی است.

رقابت، مبادله در بازار و سازوکار قیمت نیز از عناصر معمول این نظام‌اند؛ با این حال شکل واقعی سرمایه‌داری در کشورها یکسان نیست و میزان مقررات‌گذاری یا دخالت دولت می‌تواند بسیار متفاوت باشد.

چرا «کاپیتالیسم» دقیقاً با سرنخ جور است؟

در زبان فارسی، «سرمایه‌داری» ترجمه مستقیم و جاافتاده capitalism است. بنابراین رابطه سرنخ و جواب، رابطه تعریف و معادل است؛ نه اشاره به یک شخص، طبقه اجتماعی یا سیاست اقتصادی منفرد. پس «سرمایه‌دار» که نامِ فرد یا مالک سرمایه است و «کاپیتالیست» که به شخص یا صفت سرمایه‌دارانه اشاره می‌کند، جواب این عبارت نیستند. پایان «ـیسم» نشان می‌دهد با نام یک مکتب یا نظام روبه‌رو هستیم.

مالکیت خصوصیسرمایهبازاررقابتسودبنگاه اقتصادی
نقشه مفهومی واژه کاپیتالیسمکاپیتالیسم در مرکز و ارتباط آن با مالکیت خصوصی، بازار، رقابت و سود کاپیتالیسم مالکیت خصوصیمبادله در بازارانگیزه سودرقابت بنگاه‌ها

این نقشه چهار مؤلفه‌ای را نشان می‌دهد که معنای واژه را برای حل‌کننده قابل تشخیص می‌کنند. البته هیچ‌یک از این مؤلفه‌ها به‌تنهایی مترادف کاپیتالیسم نیست؛ مثلاً بازار در دوره‌ها و نظام‌های گوناگون وجود داشته است. آنچه پاسخ را می‌سازد، کنار هم قرار گرفتن این عناصر در قالب یک نظام اقتصادی است.

املای پاسخ و صورت‌های نزدیک

صورت رایج در متن‌های فارسی «کاپیتالیسم» است. گاهی در نوشتارهای قدیمی‌تر یا بر اثر تفاوت در آوانویسی، شکل‌هایی کم‌کاربرد دیده می‌شود، اما برای جدول فارسی همان املای ده‌حرفیِ ک ا پ ی ت ا ل ی س م مطمئن‌ترین انتخاب است. در شمارش خانه‌ها فاصله‌ای وجود ندارد و واژه یکپارچه نوشته می‌شود.

کاپیتال
برگرفته از واژه‌ای به معنای سرمایه
ایسم
پسوند نام مکتب یا نظام
کاپیتالیسم
نظام سرمایه‌داری

این تجزیه برای به خاطر سپردن املا مفید است: بخش «کاپیتال» به سرمایه پیوند دارد و پسوند «ایسم» نام یک دستگاه فکری یا نظام را می‌سازد. از همین خانواده، «کاپیتال» به معنی سرمایه، «کاپیتالیست» به معنی سرمایه‌دار یا طرفدار سرمایه‌داری و «کاپیتالیستی» به معنی منسوب به این نظام به کار می‌روند.

تفاوت جواب اصلی با گزینه‌های فریبنده

سرمایه‌داری

ترجمه فارسی خودِ کاپیتالیسم است و از نظر معنا درست است؛ اما چون همین عبارت در متن سرنخ آمده، جدول معمولاً معادل غیرفارسی آن را می‌خواهد.

لیبرالیسم

مکتبی گسترده‌تر درباره آزادی‌های فردی، حقوق و سیاست است. لیبرالیسم اقتصادی با بازار آزاد پیوند دارد، ولی مترادف کامل کاپیتالیسم نیست.

اقتصاد بازار

به شیوه هماهنگی تصمیم‌ها از راه قیمت و مبادله اشاره دارد. این تعبیر بخشی از سازوکار رایج سرمایه‌داری را توصیف می‌کند، نه لزوماً تمام تعریف آن را.

بورژوازی

نام یک طبقه اجتماعی یا مفهومی طبقاتی است، نه نام نظام اقتصادی. بنابراین حتی اگر در بحث‌های سرمایه‌داری زیاد دیده شود، پاسخ این سرنخ نیست.

نکته مهم برای خانه‌های جدول: اگر الگوی تقاطع‌ها ده جایگاه دارد و حروفی مانند «ک» در آغاز، «ت» در میانه و «م» در پایان به دست آمده‌اند، «کاپیتالیسم» با سرنخ و ساختار واژه سازگار است. «کاپیتالیست» نیز ده حرف دارد، اما معنایش شخصِ سرمایه‌دار است و حرف پایانی آن «ت» خواهد بود.

این واژه در جمله چگونه به کار می‌رود؟

«کاپیتالیسم» اسم است و معمولاً بعد از واژه‌هایی مانند نظام، اقتصاد، تاریخ، نقد یا تحول می‌آید. صفتِ وابسته به آن «کاپیتالیستی» است. شناخت این تفاوت دستوری کمک می‌کند میان چند جواب ظاهراً مشابه انتخاب درستی انجام شود.

«مالکیت خصوصی ابزار تولید از مباحث اصلی در تعریف کاپیتالیسم است.»

«اقتصاددانان درباره گونه‌های مختلف سرمایه‌داری و میزان دخالت دولت بحث می‌کنند.»

«بنگاه کاپیتالیستی» یک ترکیب وصفی است؛ در اینجا واژه دوم صفت است، نه نام نظام.

«یک کاپیتالیست» به شخص اشاره می‌کند؛ بنابراین با سرنخ «نظام سرمایه‌داری» تطابق ندارد.

یک مفهوم، شکل‌های تاریخی متفاوت

کاپیتالیسم در طول تاریخ فقط یک صورت ثابت نداشته است. گسترش تجارت، سپس انقلاب صنعتی و پیدایش کارخانه‌های بزرگ، نقش سرمایه و مالکیت بنگاه را دگرگون کرد. در دوره‌های بعد نیز شرکت‌های سهامی، بانک‌ها، بازارهای مالی و فناوری به ساختارهای سرمایه‌داری شکل‌های تازه‌ای دادند. به همین دلیل از ترکیب‌هایی مانند سرمایه‌داری تجاری، صنعتی، مالی یا رفاهی سخن گفته می‌شود.

وجود این گونه‌ها معنای پایه جواب را عوض نمی‌کند. وجه مشترک آنها جایگاه برجسته مالکیت خصوصی، انباشت سرمایه، فعالیت بنگاه و تولید برای مبادله یا سود است. همچنین بسیاری از اقتصادهای امروز «مختلط» خوانده می‌شوند؛ یعنی سازوکار بازار و مالکیت خصوصی را با مقررات، خدمات عمومی و سیاست‌های رفاهی ترکیب می‌کنند. پس برابر دانستن کاپیتالیسم با نبودِ کامل دولت، تعریف دقیقی نیست.

مرز معنایی با سوسیالیسم و کمونیسم

در تعریف‌های آموزشی، کاپیتالیسم اغلب در برابر سوسیالیسم قرار می‌گیرد. نقطه تمایز اصلی معمولاً مالکیت و کنترل ابزار تولید است: در سرمایه‌داری، مالکیت خصوصی و تصمیم بنگاه‌های خصوصی برجسته است؛ در نظریه‌های سوسیالیستی، مالکیت اجتماعی یا عمومی و برنامه‌ریزی جمعی وزن بیشتری دارد. «کمونیسم» نیز یکسان با هر نوع سوسیالیسم نیست و بار تاریخی و نظری ویژه خود را دارد.

این مقایسه برای فهم سرنخ مفید است، زیرا نشان می‌دهد پاسخ باید نامِ یک «نظام» باشد. واژه‌هایی چون «بازار»، «سود» یا «سرمایه» عناصر مرتبط‌اند، اما به‌تنهایی نام نظام نیستند. در مقابل، ساخت واژگانی «کاپیتالیسم» درست مانند نام بسیاری از مکاتب، هویت نظام‌مند مفهوم را آشکار می‌کند.

جمع‌بندی واژه برای ثبت در جدول

جواب نهایی همان «کاپیتالیسم» است. آن را بدون فاصله و با دو «ی» بنویسید: یکی پس از «پ» و دیگری پس از «ل». اگر سرنخ به جای نظام، از «فرد سرمایه‌دار» پرسیده بود، جواب محتمل «کاپیتالیست» می‌شد؛ همین تفاوت یک حرف پایانی، معنای پاسخ را کاملاً تغییر می‌دهد.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.