پرش به محتوای اصلی

میرا در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: فانی
«فانی» هم‌معنی مستقیمِ «میرا» و پاسخ چهارحرفی این سرنخ است.

در این سرنخ، «میرا» صفتی برای چیزی یا کسی است که ماندگار و ابدی نیست و سرانجام از میان می‌رود. برابر کوتاه و رایج آن در جدول‌های فارسی فانی است. این تطابق فقط یک شباهت کلی نیست: در فرهنگ‌های فارسی نیز «میرا» با «میرنده» و «فانی» توضیح داده می‌شود؛ بنابراین پاسخ ذخیره‌شده با معنای واژه کاملاً سازگار است.

صورت سرنخمیرا
جواب اصلیفانی
تقابل معنایینامیرا / پایا

چرا «فانی» دقیق‌ترین جواب است؟

«فانی» در فارسی به موجود یا پدیده‌ای گفته می‌شود که بقای همیشگی ندارد. «میرا» نیز همین ویژگی را بیان می‌کند: قابلیت مردن، پایان یافتن یا دوام نیاوردن. طراح جدول معمولاً برای سرنخی تک‌واژه‌ای، نزدیک‌ترین مترادف هم‌وزن و کوتاه را می‌خواهد. «فانی» با چهار حرف، هم از نظر معنا روشن است و هم در خانه‌های اندک جدول جا می‌گیرد.

نکته مهم این است که «فانی» را نباید صرفاً «مرده» معنا کرد. مرده به چیزی اشاره دارد که مرگ آن رخ داده است، اما میرا یا فانی وصف چیزی است که مرگ‌پذیر یا زوال‌پذیر است. انسانی که زنده است نیز فانی خوانده می‌شود، زیرا زندگی او همیشگی نیست. همین تفاوت زمانی، انتخاب پاسخ را دقیق‌تر می‌کند.

رابطه معنایی واژه میرا با فانیمیرا و فانی در یک سوی معنا و نامیرا و پایا در سوی مقابل قرار دارند. میرامرگ‌پذیر فانی در تقابل با نامیراپایا

ساخت و خانواده معنایی «میرا»

«میرا» در زبان فارسی صفت است و مفهوم «آنچه می‌میرد» یا «آنچه محکوم به پایان است» را می‌رساند. حضور جزء «میر» در این واژه با بن فعل مردن پیوند دارد؛ همان پیوندی که در «میرنده» آشکارتر دیده می‌شود. افزودن پیشوند «ناـ» نیز معنای آن را وارونه می‌کند: نامیرا یعنی آنچه نمی‌میرد یا در تصور و بیان، جاودانه می‌ماند.

این دوگانه در متن‌های ادبی بسیار پربار است. «تن میرا» بر محدودیت زندگی جسمانی تأکید می‌کند، در حالی که «نام نیک نامیراست» از ماندگاری یاد و اثر سخن می‌گوید. پس «میرا» لزوماً فقط درباره انسان نیست؛ عمر یک دولت، یک رسم، یک خاطره یا حتی یک ماده نیز می‌تواند محدود و میرا توصیف شود، هرچند کاربرد درباره جانداران طبیعی‌تر و بنیادی‌تر است.

مرز معنایی در یک نگاه:

میرا بودن یعنی امکان پایان و نابودی داشتن؛ فانی بودن همین مفهوم را با واژه‌ای عربی‌تبار بیان می‌کند. نامیرا و جاودان، نفی این پایان‌پذیری‌اند. «پایا» نیز بر دوام تکیه دارد، اما همیشه بار فلسفیِ جاودانگی را همراه ندارد.

گزینه‌های دیگر چه زمانی مطرح می‌شوند؟

اگر تعداد خانه‌ها بیش از چهار باشد یا سرنخ با توضیحی اضافه بیاید، ممکن است مترادف‌های بلندتری مناسب باشند. با این حال، برای صورت کوتاه «میرا» و پاسخ چهارحرفی، هیچ‌یک به اندازه «فانی» طبیعی نیستند.

۶ حرفمیرنده

ترجمه‌ای بسیار نزدیک و فارسی است و بر «کسی یا چیزی که می‌میرد» دلالت دارد. در جدولی با شش خانه می‌تواند گزینه باشد، اما پاسخ این سرنخ چهارخانه‌ای نیست.

۸ حرف با نیم‌فاصلهفناپذیر

بر قابلیت فنا و نابودی تأکید دارد. از نظر مفهوم درست است، ولی شکل توضیحی و بلند آن معمولاً وقتی می‌آید که خود سرنخ «زوال‌پذیر» یا «نابودشدنی» باشد.

۸ حرفناپایدار

بیشتر بر دوام نداشتن یک وضعیت، رابطه یا ساختار دلالت می‌کند. هر چیز ناپایدار الزاماً «مرگ‌پذیر» به معنای دقیق زیستی نیست، پس دامنه‌اش از میرا متفاوت است.

وابسته به بافترفتنی

در زبان محاوره و شعر ممکن است برای انسان فانی به کار رود؛ مانند «همه رفتنی هستیم». با این حال، لحن آن غیرمستقیم‌تر است و مترادف فرهنگ‌نامه‌ای نخست به شمار نمی‌آید.

کاربرد «فانی» و «میرا» در جمله

دیدن واژه در جمله کمک می‌کند پاسخ جدول از یک تطبیق حفظی فراتر برود. در نمونه‌های زیر، هر دو واژه وصفِ چیزی با عمر محدودند:

«انسان موجودی فانی است، اما اثر کار او ممکن است سال‌ها بماند.»

«شاعر، تن را میرا و آواز را ماندگار تصویر کرده است.»

«قدرت دنیوی فانی است و هیچ فرمانروایی همیشگی نیست.»

«این نقش روی کاغذی میرا ثبت شده، ولی نسخه دیجیتال آن حفظ شده است.»

در دو جمله نخست، جایگزینی «فانی» و «میرا» تقریباً بدون تغییر معنا ممکن است. در جمله مربوط به قدرت، «فانی» آهنگ ادبی آشناتری دارد. در مثال کاغذ، «میرا» معنایی گسترده‌تر پیدا می‌کند و به دوام محدود یک بستر مادی اشاره دارد.

تفاوت «فانی» با «موقت» و «مرده»

  • فانی: سرانجام از میان می‌رود و بقای ابدی ندارد؛ برابر اصلی میرا.
  • موقت: برای یک بازه محدود برقرار است، اما الزاماً نابود یا مرده نمی‌شود؛ مثلاً «مدیر موقت».
  • مرده: پایان زندگی‌اش رخ داده است، نه اینکه فقط امکان مرگ داشته باشد.
  • فرسودنی: بر تحلیل رفتن در اثر زمان یا استفاده تکیه دارد و تنها در برخی بافت‌ها به میرا نزدیک می‌شود.

این جداسازی در حل سرنخ اهمیت دارد: اگر طراح «غیردائمی» بنویسد، «موقت» می‌تواند پاسخ باشد؛ اگر «بی‌جان» یا «درگذشته» بنویسد، «مرده» محتمل است؛ اما وقتی خود واژه «میرا» آمده، «فانی» دقیق‌ترین هم‌معنی است.

یک کاربرد تخصصیِ متفاوت: در فیزیک و مهندسی، «میرایی» به کاهش تدریجی دامنه نوسان یا موج گفته می‌شود؛ کمک‌فنر خودرو نمونه‌ای از سامانه میراکننده است. این کاربرد از تصور فروکش‌کردن و از بین رفتن نیرو می‌آید، اما در سرنخ حاضر منظور اصطلاح فنیِ نوسان نیست. پاسخ همچنان «فانی» است.

املای پاسخ و خوانش درست سرنخ

پاسخ به صورت پیوسته و بدون نشانه اضافی نوشته می‌شود: فانی. حروف آن به ترتیب «ف، ا، ن، ی» است. خود سرنخ نیز «میرا» خوانده می‌شود و نباید با «میرا» در زبان اردو، که ممکن است معنای «مال من» بدهد، یا با نام خاص «میرا» اشتباه شود. بافت فارسیِ جدول و رابطه مترادفی، معنای «مرگ‌پذیر» را قطعی می‌کند.

از سوی دیگر، «نامیرا» فقط صورت منفیِ همین واژه است و جواب سرنخ نیست. اگر پرسش «جاودان» یا «نمیردنی» بود، نامیرا می‌توانست مطرح شود. وجود این تضاد ساده راه خوبی برای به خاطر سپردن پاسخ است: میرا = فانی و نامیرا = باقی یا جاودان.

جمع‌بندی معنایی

سرنخ از ویژگی پایان‌پذیری سخن می‌گوید و پاسخ آن واژه‌ای است که همان ویژگی را در چهار حرف بیان می‌کند. «فانی» نه فقط از نظر تعداد حروف، بلکه از نظر نقش دستوری و دامنه معنایی با «میرا» جور است. «میرنده» و «فناپذیر» شرح‌های معتبر اما بلندترند؛ «ناپایدار» و «رفتنی» نیز تنها با بافت یا تعداد خانه متفاوت به کار می‌آیند. بنابراین در این عنوان، پاسخ نهایی و بی‌واسطه همان فانی است.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.