پرش به محتوای اصلی

دیرکرد در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: تاخیر
معادل مستقیم «دیرکرد» و پاسخ رایج این سرنخ است.

چرا «تاخیر» پاسخ دقیق است؟

«دیرکرد» به رخ دادن یا انجام گرفتن چیزی پس از زمان مقرر اشاره دارد. «تاخیر» نیز همین فاصله گرفتن از موعد را بیان می‌کند؛ بنابراین میان سرنخ و جواب، رابطه‌ای مستقیم و بی‌واسطه وجود دارد. اگر حرکت قطار پس از ساعت اعلام‌شده آغاز شود، پرداختی بعد از سررسید انجام گیرد یا جلسه دیرتر از زمان تعیین‌شده شروع شود، در هر سه مورد از تأخیر سخن می‌گوییم.

جواب ذخیره‌شده برای این سرنخ به صورت تاخیر است. این شکل بدون همزه در جدول‌ها بسیار دیده می‌شود، چون خانه‌های جدول فقط حروف اصلی را می‌پذیرند و نشانه‌های املایی معمولاً نقشی در شمارش ندارند.

معنای واژه در یک نگاه

تأخیر اسمِ مصدر و به معنای عقب افتادن از وقت، دیر انجام شدن یا به زمانی پس از موعد رفتن است. محور معنایی آن «زمان» است: موعدی وجود دارد و رویداد نسبت به آن دیرتر اتفاق می‌افتد. به همین سبب، این کلمه می‌تواند هم برای چند دقیقه دیر رسیدن و هم برای عقب افتادن یک برنامه در بازه‌ای طولانی به کار رود.

دیر رسیدنعقب افتادن از موعددیر انجام شدنفاصله با زمان مقرر

«تاخیر» یا «تأخیر»؛ کدام را بنویسیم؟

در نوشتار معیار فارسی، صورت کامل و رسمی واژه «تأخیر» است؛ یعنی همزه روی الف قرار می‌گیرد. با این حال، صورت ساده‌شده «تاخیر» در جست‌وجوهای اینترنتی، پیام‌های روزمره و مخصوصاً پاسخ‌نامه‌های جدول فراوان است. این تفاوت، معنی و تلفظ را عوض نمی‌کند. چون پاسخ همین معما به صورت «تاخیر» ثبت شده، همان شکل باید در خانه‌ها وارد شود.

ترکیب‌های رایج نیز معنای واژه را روشن‌تر می‌کنند: «با تأخیر رسیدن» یعنی دیرتر از موعد آمدن؛ «به تأخیر افتادن» یعنی یک رویداد بدون لزوماً مشخص بودن عامل، عقب بیفتد؛ و «به تأخیر انداختن» ساختی سببی است و نشان می‌دهد کسی یا چیزی زمان انجام کار را عقب برده است.

نمونه: پرواز با دو ساعت تأخیر انجام شد؛ یعنی زمان واقعی پرواز دو ساعت پس از موعد اعلام‌شده بود.
نمونه: بارندگی افتتاح مسیر را به تأخیر انداخت؛ در این جمله بارندگی علت عقب افتادن برنامه است.

مرز پاسخ با واژه‌های نزدیک

چند کلمه ممکن است در نگاه نخست هم‌معنی به نظر برسند، اما هر کدام سایه معنایی خاصی دارند. تشخیص همین تفاوت‌ها کمک می‌کند بدانیم چرا در این سرنخ، جواب پنج‌حرفی «تاخیر» بر گزینه‌های دیگر مقدم است.

تاخیر

عمومی‌ترین معادل دیرکرد است و مستقیماً دیرتر رخ دادن نسبت به زمان مقرر را می‌رساند. برای ورود، حرکت، تحویل، پرداخت و اجرای برنامه کاربرد دارد.

تعویق

بیشتر بر موکول کردن آگاهانه یک کار به زمانی دیگر تأکید می‌کند. جلسه‌ای که از دوشنبه به پنجشنبه منتقل شده، «به تعویق افتاده» است؛ حتی اگر زمان تازه از پیش تعیین شود.

درنگ

معنای مکث، توقف کوتاه یا دست نگه داشتن دارد. «بی‌درنگ» یعنی بدون مکث. پس درنگ همیشه مستلزم وجود سررسید و دیر رسیدن نیست.

معطلی

حالت منتظر ماندن یا تلف شدن وقت را برجسته می‌کند. مسافر ممکن است بر اثر تأخیر اتوبوس معطل شود؛ تأخیر علت است و معطلی تجربه حاصل از آن.

تعلل

اغلب رنگ ارادی دارد و کندی یا امروز و فردا کردنِ شخص را می‌رساند. هر تعللی می‌تواند تأخیر بسازد، اما هر تأخیری ناشی از تعلل نیست.

وقفه

قطع موقت جریان یک کار است. وقفه در میان اجرا رخ می‌دهد، ولی تأخیر می‌تواند پیش از آغاز یا در زمان پایان کار سنجیده شود.

نکته معنایی: «دیرکرد» گاهی در گفتار مالی به خودِ جریمه نیز اشاره می‌کند؛ مثلاً «دیرکرد قسط». از نظر دقیق، دیرکرد همان تأخیر در پرداخت است و مبلغ افزوده را بهتر است «جریمه دیرکرد» یا در بافت حقوقی «خسارت تأخیر تأدیه» نامید.

کاربرد جواب در موقعیت‌های مختلف

رفت‌وآمدتأخیر قطار، پرواز یا اتوبوس از مقایسه ساعت حرکت واقعی با برنامه به دست می‌آید.
تعهد و پرداختوقتی وجه، قسط یا کالا پس از سررسید تحویل شود، دیرکرد در انجام تعهد رخ داده است.
برنامه و رویدادآغاز دیرهنگام جلسه یا عقب افتادن انتشار یک اثر نیز با واژه تأخیر توصیف می‌شود.

در همه این کاربردها یک ساخت مشترک دیده می‌شود: ابتدا زمان مورد انتظار یا مقرر را داریم و سپس زمان واقعی را. اگر زمان واقعی عقب‌تر باشد، فاصله ایجادشده «تأخیر» نام می‌گیرد. همین هسته معنایی باعث می‌شود واژه برای سرنخ کوتاه «دیرکرد» کاملاً مناسب باشد.

نکته‌های زبانی مرتبط با جواب

«تأخیر» در برابر «تعجیل» قرار می‌گیرد. تعجیل بر جلو انداختن یا شتاب در انجام کار دلالت دارد، حال آن‌که تأخیر حرکت به سمت زمان بعد را نشان می‌دهد. صفت رایج آن «تأخیری» است؛ مانند «پرواز تأخیری» یا «اثر تأخیری». در زبان اداری نیز ترکیب‌هایی مانند «مدت تأخیر»، «علت تأخیر» و «اعلام تأخیر» بسیار رایج‌اند.

واژه «دیرکرد» خود از «دیر» و بن ماضی «کرد» ساخته شده و در فارسی امروز بیشتر نقش اسم دارد: «دیرکرد در تحویل»، «سه روز دیرکرد» و «جریمه دیرکرد». در مقابل، «دیر کردن» ساخت فعلی است؛ مانند «او برای رسیدن دیر کرد». همین نزدیکی ساختاری توضیح می‌دهد که سرنخ می‌تواند هم وضعیت عقب افتادن و هم مدت آن را تداعی کند.

اگر تعداد خانه‌ها پنج باشد، «تاخیر» دقیقاً اندازه لازم را دارد: ت، ا، خ، ی، ر. «تعویق» نیز پنج حرف دارد، اما معنایش بیشتر تغییر دادن زمان اجرای کار است و تنها هنگامی انتخاب بهتری می‌شود که سرنخ بر موکول شدن تأکید کند. «درنگ» برای مکث مناسب است و «تعلل» هنگامی به کار می‌رود که کندی و اهمال شخص مورد نظر باشد.

جمع‌بندی معنایی: برای سرنخ «دیرکرد»، پاسخ اصلی و ثبت‌شده تاخیر است. در نوشته رسمی آن را «تأخیر» می‌نویسند، اما شکل بی‌همزه همان جواب پنج‌حرفی مورد انتظار جدول است. گزینه‌های نزدیک فقط با توجه به لحن سرنخ، تعداد خانه‌ها و معنای دقیقِ مکث، موکول شدن یا معطل ماندن مطرح می‌شوند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.