پرش به محتوای اصلی

نژاد در جدول

۷ دقیقه مطالعه
پاسخ: «نسب، نسل»
هر دو واژه سه‌حرفی‌اند؛ «نسب» هم‌معنی مستقیم‌تر و «نسل» پاسخ وابسته به بافت است.

در این سرنخ، دو پاسخ ثبت‌شده از یک حوزه معنایی می‌آیند، اما کاملاً هم‌پوشان نیستند. نسب رشته پیوند خانوادگی و اصل‌ونژاد را نشان می‌دهد؛ نسل بیشتر به فرزندان، زادگان یا گروه‌های پیاپی در امتداد زمان اشاره دارد. بنابراین اگر فقط عبارت «نژاد» آمده و نشانه دیگری در اختیار نداریم، «نسب» از نظر معنای واژه‌نامه‌ای انتخاب دقیق‌تری است؛ اگر حروف تقاطعی به «ل» ختم شوند یا عبارت معما بر فرزندان و ادامه دودمان دلالت کند، «نسل» جا می‌گیرد.

نسب: ن ـ س ـ بنسل: ن ـ س ـ لهر پاسخ: ۳ حرف

چرا «نسب» نزدیک‌ترین جواب است؟

«نسب» در فارسی به پیوند خویشاوندی، اصل خانوادگی و زنجیره‌ای گفته می‌شود که شخص را به نیاکانش می‌رساند. در ترکیب آشنای «اصل و نسب»، همین معنی روشن‌تر دیده می‌شود: پرسش از این‌که فرد از چه خانواده، تبار یا دودمانی است. از آنجا که یکی از معناهای قدیمی و رایج «نژاد» نیز اصل، تبار و گوهر خانوادگی است، این دو کلمه در سرنخ‌های کوتاه جدول به‌جای یکدیگر می‌نشینند.

نمونه‌هایی مانند «نسب پدری»، «نسب خانوادگی»، «عالی‌نسب» و «نسب‌نامه» همه بر رابطه و ریشه دلالت دارند. در این کاربرد، سخن لزوماً درباره طبقه‌بندی زیستی انسان‌ها نیست؛ مسئله همان وابستگی خانوادگی و شناخته‌شدن ریشه است. این ظرافت سبب می‌شود «نسب» برای صورت کوتاه و بی‌قرینه سرنخ، پاسخ محکم‌تری باشد.

نشانه تعیین‌کننده: دو حرف نخست هر دو جواب «ن» و «س» است. حرف سوم خانه، اختلاف را حل می‌کند: «ب» کلمه را به نسب و «ل» آن را به نسل تبدیل می‌کند.

«نسل» چه زمانی درست‌تر می‌شود؟

«نسل» بر زاده‌شدن و ادامه‌یافتن زندگی از گروهی به گروه بعد تأکید دارد. وقتی می‌گوییم «نسل یک خاندان»، منظور مجموعه فرزندان و بازماندگانی است که پس از نیاکان آمده‌اند. به همین سبب این واژه می‌تواند در معنای گسترده با نژاد و تبار نزدیک شود، ولی زاویه نگاهش زمانی است: یک نسل می‌آید، جای خود را به نسل بعد می‌دهد و رشته دودمان ادامه پیدا می‌کند.

در زبان امروز، «نسل جوان»، «نسل آینده» و «نسل سوم» الزاماً هیچ اشاره‌ای به نژاد ندارند؛ آن‌ها گروهی از مردم را بر اساس دوره زندگی یا ترتیب زادگان مشخص می‌کنند. پس «نسل» پاسخ قابل قبول جدول است، اما نباید نتیجه گرفت که در هر جمله‌ای جانشین بی‌کم‌وکاست «نژاد» می‌شود. در جدول، کوتاهی سرنخ و حروف خانه‌های متقاطع این نزدیکی معنایی را ممکن می‌کند.

نسبمحور معنا: پیوند و ریشه

پرسش پنهان آن این است: «وابسته به کدام خاندان و نیاکان؟»

نسلمحور معنا: زادگان و تداوم

پرسش پنهان آن این است: «کدام گروه از فرزندان یا کدام دوره؟»

نقشه معنایی نژاد، نسب و نسلنژاد در معنای تبار به نسب نزدیک است و از راه تداوم خانوادگی با نسل ارتباط دارد.نژادنسباصل و پیوند خانوادگینسلفرزندان و امتداد زمانی
یک ریشه معنایی مشترک، با دو زاویه متفاوت: پیوند خانوادگی در «نسب» و ادامه زادگان در «نسل».

املای پاسخ؛ تفاوت یک حرف مهم

نسببا «س» و «ب» نوشته می‌شود. تلفظ معیار آن «نَسَب» است و در این معما معنای تبار و خویشاوندی دارد.نسلبا «س» و «ل» نوشته می‌شود. خوشه پایانی «سل» باید کامل در خانه‌ها قرار گیرد.نصباین واژه با «ص» نوشته می‌شود و معنی‌اش برپا کردن یا قرار دادن چیزی است؛ بنابراین جواب نژاد نیست.

اشتباه میان «نسب» و «نصب» به دلیل شباهت آوایی رخ می‌دهد. یک آزمون ساده این است که ترکیب را در ذهن کامل کنیم: «اصل و نسب» درست است، اما «اصل و نصب» معنایی ندارد. از سوی دیگر «نَسَب» و «نَسْل» نیز در نوشتار نزدیک‌اند، ولی حرف پایانی و حرکت میانی آن‌ها متفاوت است.

واژه‌های نزدیک، اما نه هم‌اندازه

اگر تعداد خانه‌های معما سه نباشد، ممکن است طراح یکی از هم‌معنی‌های بلندتر را در نظر گرفته باشد. ارزش این گزینه‌ها در معنای خاص هر کدام است؛ انتخابشان باید با تعداد خانه و حروف تقاطعی سازگار باشد، نه صرفاً با شباهت کلی.

تبار
چهار حرف دارد و برای اصل خانوادگی یا قومی بسیار نزدیک به «نژاد» است. لحن آن فارسی و در نوشته‌های تاریخی و ادبی رایج است.
تیره
چهار حرف دارد و می‌تواند شاخه‌ای از یک قوم، طایفه یا خاندان را برساند. معنایش از «نژاد» محدودتر و گروه‌محورتر است.
گوهر
پنج حرف دارد. در زبان ادبی، «گوهر» گاه به اصل و سرشت و نژادگی اشاره می‌کند؛ در زبان روزمره نخست معنی جواهر به ذهن می‌آید.
سلاله
پنج حرف دارد و رشته‌ای از فرزندان یک خاندان یا دودمان را می‌رساند. از نظر تداوم خانوادگی به «نسل» نزدیک است.
دودمان
شش حرف دارد و مجموعه‌ای از افراد یک خاندان در امتداد چند نسل را نام می‌برد. برای سرنخی با مفهوم خاندان مناسب‌تر است.
خاندان
شش حرف دارد و بر خانواده گسترده یا خانواده‌ای شناخته‌شده تکیه می‌کند؛ همیشه معنای زیستی یا قومی «نژاد» را ندارد.

کاربرد در جمله، برای روشن‌شدن مرز معنا

نسب: «نسب او به آن خاندان می‌رسد.» در این جمله مسیر خویشاوندی و ریشه خانوادگی مطرح است.

نسل: «این رسم از نسلی به نسل دیگر رسید.» موضوع، انتقال در طول زمان میان زادگان پیاپی است.

تبار: «او از تبار هنرمندان بود.» عبارت، پیشینه و وابستگی خانوادگی را با لحنی ادبی بیان می‌کند.

دودمان: «چند نسل از آن دودمان فرمانروایی کردند.» خاندان به‌صورت یک مجموعه تاریخی دیده می‌شود.

این مثال‌ها نشان می‌دهند چرا فرهنگ‌های لغت چند واژه را کنار هم می‌آورند، اما نویسنده در جمله واقعی باید دقیق‌تر انتخاب کند. در فضای فشرده جدول، سرنخ معمولاً تنها یکی از وجوه معنی را فعال می‌کند و حروف مشترک پاسخ نهایی را قطعی می‌سازند.

دو معنای «نژاد» را با هم نیامیزیم

«نژاد» در متون قدیمی و ترکیب‌های ادبی اغلب همان اصل، تخمه، تبار یا گوهر است؛ این همان معنایی است که پاسخ «نسب» را توجیه می‌کند. در بحث‌های امروزی درباره انسان‌ها، این کلمه ممکن است به دسته‌بندی‌های اجتماعی یا ویژگی‌های موروثی نسبت داده شود و بار تاریخی و اجتماعی حساسی داشته باشد. آن کاربرد گسترده با پرسش ساده جدول یکی نیست.

همچنین «قومیت» جایگزین خودکار «نسب» یا «نسل» نیست. قومیت معمولاً به هویت فرهنگی مشترک، زبان، تاریخ و شیوه‌های زیست پیوند دارد؛ نسب رابطه خویشاوندی را بیان می‌کند و نسل ترتیب یا گروه زادگان را. جدا نگه‌داشتن این سه مفهوم هم پاسخ معما را روشن می‌کند و هم از برداشت نادقیق در جمله‌های بیرون از جدول جلوگیری می‌کند.

جمع‌بندی واژه‌ای: برای خانه‌های سه‌حرفی، پاسخ ثبت‌شده و اصلی «نسب، نسل» است. اگر حرف پایانی هنوز معلوم نیست، معنای سرنخ کمک می‌کند: ریشه و خویشاوندی به «نسب» می‌رسد؛ فرزندان و امتداد زمانی به «نسل». گزینه‌هایی چون «تبار»، «تیره»، «گوهر»، «سلاله»، «دودمان» و «خاندان» تنها زمانی انتخاب می‌شوند که طول و حروف جدول آن‌ها را تأیید کند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.