پرش به محتوای اصلی

مه غلیظ در جدول

۶ دقیقه مطالعه

پاسخ: نزم

واژه‌ای سه‌حرفی برای بخار یا مه انبوهِ نزدیک زمین.

«نزم» واژه‌ای کم‌کاربرد اما دقیق در فارسی است. در تعریف فرهنگ‌نامه‌ای، به بخار و مه غلیظی گفته می‌شود که نزدیک سطح زمین می‌ماند و از روشنی و وضوح هوا می‌کاهد. همین قیدهای «غلیظ»، «نزدیک زمین» و «تاریک‌کننده هوا» سبب می‌شوند این واژه با صورت کوتاه خود کاملاً بر سرنخ بنشیند.

صورت پاسخ و خواندن آن

نَزم

پاسخ از سه حرف تشکیل شده و با «ز» نوشته می‌شود. در خوانش، حرکت کوتاهِ آغاز واژه «ـَ» است؛ بنابراین آن را «نَزم» می‌خوانیم.

نزم
نمای مفهومی نزم نزدیک زمینلایه‌های مه غلیظ میان درختان و نزدیک سطح زمین قرار گرفته‌اندلایه متراکم بخار در مجاورت زمین

چرا «نزم» دقیقاً با مه غلیظ جور است؟

مه از قطره‌های بسیار ریز آب تشکیل می‌شود که در هوای نزدیک زمین معلق‌اند. در زبان روزمره معمولاً همه حالت‌های آن را فقط «مه» می‌نامیم، اما واژگان قدیمی‌تر گاهی کیفیت و جایگاه این پدیده را دقیق‌تر نشان می‌دهند. «نزم» بر حالت انبوه و تیره‌کننده آن تأکید دارد: بخاری که نه در ارتفاع دور، بلکه پیرامون چشم‌انداز زمینی گسترده شده و دید را محدود کرده است.

پس رابطه سرنخ و جواب صرفاً مترادف‌سازی آزاد نیست. «غلیظ» در سرنخ همان بخش تعیین‌کننده تعریف است. اگر طراح فقط «مه» نوشته بود، گزینه‌های متعدد دیگری هم می‌توانستند مطرح شوند؛ افزودن صفت «غلیظ» پاسخ تخصصی‌تر و فرهنگ‌نامه‌ای «نزم» را برجسته می‌کند.

تصویر ذهنی واژه: جاده، دشت یا دامنه‌ای را تصور کنید که پرده‌ای فشرده از رطوبت روی آن نشسته و اشیای دور را محو کرده است. این تصویر به معنای «نزم» نزدیک‌تر از یک ابر پراکنده در آسمان است.

املای حساس: نزم، نه نظم

نزم ≠ نظم

فقط جای دو حرف عوض نشده است؛ حرف میانی نیز متفاوت است. «نزم» با زِ سه‌نقطه‌ندار به معنای مه است، ولی «نظم» با ظ به معنای ترتیب، سامان و آراستگی است.

چون «نظم» واژه‌ای بسیار آشناتر است، چشم ممکن است هنگام خواندن پاسخ ناخودآگاه آن صورت را ببیند. برای ثبت جواب باید ترتیب «ن، ز، م» حفظ شود. این تمایز به‌ویژه در جدول‌هایی که خانه‌ها جدا از هم‌اند اهمیت دارد: حرف دوم پاسخ «ز» است، نه «ظ».

«نزم» در کنار واژه‌های نزدیک

پاسخ اصلی

نزم

مه یا بخار غلیظِ مجاور زمین که هوا را تیره می‌کند. سه حرف دارد و مستقیماً با تمام اجزای سرنخ منطبق است.

گزینه وابسته به متن

میغ

واژه‌ای ادبی برای ابر و مه است. «میغ» سه حرف دارد، اما دامنه معنایی آن به ابر آسمان نیز می‌رسد و به اندازه «نزم» بر غلظت و نزدیکی به زمین دلالت ندارد.

واژه عمومی

مه

نام رایج خود پدیده است و تنها دو حرف دارد. اگر شمار خانه‌ها دو باشد یا سرنخ توضیح افزوده‌ای نداشته باشد، می‌تواند جواب باشد؛ برای سرنخ حاضر پاسخ ذخیره‌شده دقیق‌تر است.

معنای متفاوت

دمه

بیشتر فضای هوای تیره و آشفته، به‌ویژه همراه برف و باد، را تداعی می‌کند. چهارحرفی است و نباید صرفاً به سبب ارتباط با کاهش دید جای نزم گذاشته شود.

این مقایسه نشان می‌دهد هم‌معنا بودن نسبی برای تعویض پاسخ کافی نیست. طول واژه، بار ادبی و جزء دقیق تعریف باید هم‌زمان در نظر گرفته شوند. «میغ» مهم‌ترین واژه نزدیک است، ولی در این سرنخ «نزم» انتخاب مستقیم باقی می‌ماند.

کاربرد واژه در جمله

«نزم» در گفت‌وگوی امروز رایج نیست و بیشتر رنگ فرهنگ‌نامه‌ای، گویشی یا ادبی دارد. با این حال، می‌توان معنای آن را در جمله‌های توصیفی روشن دید:

  • نزمِ صبحگاهی روی شالیزار نشسته بود و مرز آب و آسمان دیده نمی‌شد.
  • با فرو رفتن در نزم، چراغ‌های دور جاده به لکه‌هایی کم‌نور بدل شدند.
  • باد آرام‌آرام نزم را کنار زد و خط درختان دوباره پدیدار شد.

در هر سه نمونه، واژه نه نام ابر بلند، بلکه پوششی نزدیک سطح زمین است. فعل‌هایی مانند «نشستن»، «فرو رفتن» و «کنار رفتن» نیز رفتار تصویری این پوشش را بهتر نشان می‌دهند. این کاربردها برای فهم معنا هستند؛ در نوشتار علمی امروز همان اصطلاح رایج «مه غلیظ» روشن‌تر و متداول‌تر است.

بار معناییِ تاریکی و رطوبت

تعریف نزم دو ویژگی را کنار هم می‌گذارد. نخست، خاستگاه بخارگونه و مرطوب آن است؛ دوم، اثری که بر محیط می‌گذارد و هوا را تار یا منظره را پوشیده می‌کند. بنابراین نزم را نباید با «غبار» یکسان دانست. غبار معمولاً از ذرات خشک خاک یا مواد جامد معلق ساخته می‌شود، در حالی که مه به قطرک‌های آب مربوط است. شبنم نیز قطره‌ای است که روی سطح اشیا می‌نشیند، نه پرده‌ای معلق که میدان دید را بپوشاند.

  • نزم و مه: رابطه نزدیک و مستقیم دارند؛ نزم صورت خاص‌تر و کم‌کاربردتر است.
  • نزم و ابر: هر دو از رطوبت هوا سخن می‌گویند، اما جایگاه نزدیک زمین در نزم برجسته است.
  • نزم و غبار: ممکن است هر دو دید را کم کنند، ولی جنس ذرات و معنای واژه یکی نیست.
  • نزم و شبنم: شبنم روی برگ و سطح می‌نشیند؛ نزم در هوای پیرامون گسترده می‌شود.

نکته‌ای درباره کوتاهی این پاسخ

سه‌حرفی بودن «نزم» بخشی از ارزش آن در جدول است. یک تعریف نسبتاً بلند، یعنی «بخار و مه غلیظ نزدیک به زمین»، در واژه‌ای بسیار کوتاه فشرده شده است. همین نا‌آشنایی نیز سرنخ را دشوار می‌کند: حل‌کننده معنای پدیده را می‌شناسد، اما احتمال دارد نام کهن یا محلی آن را به یاد نیاورد.

اگر حروف متقاطع در اختیار باشد، الگوی پاسخ باید «ن ـ ز ـ م» شود. وجود «ز» در خانه میانی بهترین نشانه برای جدا کردن آن از واژه بسیار آشنای «نظم» است. در ثبت نهایی هیچ فاصله، نیم‌فاصله یا علامت اضافه‌ای لازم نیست.

جمع‌بندی معنایی: «نزم» یعنی مه یا بخار متراکمِ نزدیک زمین؛ «میغ» می‌تواند در سرنخ‌های عام‌ترِ مه و ابر مطرح شود، اما برای عبارت دقیق «مه غلیظ» جواب مورد نظر همان نزم است.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.