پرش به محتوای اصلی

مشابه در جدول

۸ دقیقه مطالعه

پاسخ: همسان، متجانس

«همسان» پاسخ عمومی‌تر و «متجانس» پاسخ دقیق‌تر برای شباهت از نظر جنس و ویژگی است.

سرنخ «مشابه» از آن سرنخ‌هایی است که بیش از یک جواب درست و رایج دارد. پاسخ ثبت‌شده برای این مدخل دو واژهٔ همسان و متجانس است؛ هر دو مفهوم شباهت را می‌رسانند، اما دقیقاً در یک بافت به کار نمی‌روند. همین تفاوت ظریف کمک می‌کند با توجه به خانه‌های تقاطعی، صورت درست را بدون اشتباه با واژه‌هایی مانند «یکسان» یا «همتا» انتخاب کنیم.

چرا «همسان» پاسخ مستقیم سرنخ است؟

«همسان» صفتی فارسی و روان برای دو چیز یا دو حالت دارای شباهت آشکار است. این واژه از «هم» و «سان» ساخته شده؛ «سان» در این ترکیب معنای گونه، شیوه یا صورت دارد. بنابراین همسان را می‌توان «دارای سان و صورت همانند» فهمید. در زبان امروز، این کلمه هم برای شباهت ظاهری و هم برای برابری در ویژگی‌ها استفاده می‌شود: دو طرح همسان، دو رفتار همسان یا نتیجه‌های همسان.

با این حال، «همسان» همیشه به معنای یکی‌بودن کامل نیست. جملهٔ «این دو الگو همسان‌اند» ممکن است بر شباهت بسیار زیاد دلالت کند، بی‌آنکه بگوید دو الگو از هر جزئیات کاملاً یکی هستند. اگر منظور برابری بی‌کم‌وکاست باشد، «یکسان» یا «عین هم» صریح‌تر است. در جدول، کوتاهی، فارسی‌بودن و پیوند معنایی روشن با «مشابه» باعث می‌شود همسان یکی از اولین گزینه‌ها باشد.

همسان

شباهت در صورت، حالت یا ویژگی؛ واژه‌ای عمومی و خوش‌خوان که در گفتار رسمی و نوشتار به‌راحتی می‌نشیند.

متجانس

هم‌جنس، سازگار یا دارای اجزای همگون؛ واژه‌ای رسمی‌تر که نوع و سرشت مشترک را برجسته می‌کند.

«متجانس» چه لایه‌ای به معنی مشابه می‌افزاید؟

«متجانس» واژه‌ای عربی‌تبار از خانوادهٔ «جنس» است و در فارسی به چیزی گفته می‌شود که با چیز دیگر از یک جنس، سنخ یا ماهیت باشد یا ویژگی‌های سازگار و همگون داشته باشد. پس هرگاه شباهت فقط ظاهری نباشد و هماهنگی در نوع، بافت یا ترکیب اهمیت پیدا کند، متجانس انتخاب دقیق‌تری می‌شود. برای نمونه، «گروهی متجانس» اعضایی دارد که از جهت معیار مورد بحث به هم نزدیک‌اند؛ «مواد متجانس» نیز اجزا یا ساختاری همگون دارند.

در کاربرد روزمره ممکن است «متجانس» و «مشابه» جای یکدیگر بنشینند، ولی در متن تخصصی تفاوتشان آشکارتر است. دو شیء می‌توانند از نظر رنگ مشابه باشند، اما از دو جنس متفاوت ساخته شده باشند و در نتیجه متجانس به شمار نیایند. برعکس، دو نمونه می‌توانند از یک جنس باشند ولی شکل ظاهری کاملاً متفاوتی داشته باشند. بنابراین، متجانس معمولاً دربارهٔ سنخ و سازگاری سخن می‌گوید، در حالی که مشابه دامنه‌ای بازتر دارد.

افراد متجانسبافت متجانساجزای همگونویژگی‌های همساننمونه‌های مشابه

نکتهٔ معنایی: متضاد رایج «متجانس»، واژهٔ «نامتجانس» است؛ در برابر همسان نیز «ناهمسان» و «متفاوت» قرار می‌گیرند. این تقابل‌ها معنای هر پاسخ را روشن‌تر می‌کنند.

رابطه معنایی مشابه، همسان و متجانسنموداری که مشابه را مفهوم گسترده و همسان و متجانس را دو مسیر معنایی آن نشان می‌دهد. مشابه همسانشباهت در صورت یا ویژگی متجانسهم‌جنس یا سازگار در ساختار
«مشابه» چتر معنایی گسترده است؛ دو پاسخ اصلی، دو جنبهٔ متفاوت از این شباهت را برجسته می‌کنند.

مرز میان مشابه، همسان و یکسان

در گفت‌وگوی عادی این سه کلمه گاهی مترادف فرض می‌شوند، اما شدت معنای آنها متفاوت است. «مشابه» وجود چند ویژگی مشترک را بیان می‌کند؛ دو لباس با برش نزدیک و رنگ‌های متفاوت همچنان مشابه‌اند. «همسان» معمولاً شباهت قوی‌تر یا برابری در معیار مورد نظر را می‌رساند؛ مثلاً دو نسخه با قالب همسان. «یکسان» از همه قطعی‌تر است و نبود تفاوت در زمینهٔ مورد بحث را القا می‌کند.

این مرزبندی مطلق نیست و جمله تعیین می‌کند نویسنده کدام معیار را در نظر دارد. وقتی می‌گوییم «پاسخ‌های دو نفر همسان بود»، احتمالاً محتوای جواب‌ها برابر یا بسیار نزدیک بوده است. اگر بگوییم «شیوهٔ پاسخ‌دادن آنها مشابه بود»، ممکن است فقط ترتیب یا لحن نزدیک باشد. به همین دلیل، «یکسان» را باید جایگزینی نزدیک اما نه همیشه هم‌معنای کامل برای سرنخ دانست.

  • دو نقش مشابه: اشتراک در طرح کلی، همراه با امکان تفاوت در جزئیات.
  • دو اندازهٔ همسان: برابری یا نزدیکی بسیار زیاد در معیار اندازه.
  • دو مقدار یکسان: برابری روشن و دقیق در مقدار سنجیده‌شده.
  • دو ترکیب متجانس: هماهنگی یا همگونی اجزا از نظر جنس و ساختار.

گزینه‌های دیگری که ممکن است در خانه‌ها بنشینند

اگر حروف تقاطعی با دو پاسخ اصلی سازگار نبود، چند واژهٔ نزدیک وجود دارد. این گزینه‌ها بی‌دلیل قابل جایگزینی نیستند و هر کدام زاویهٔ معنایی خود را دارند:

مانندبر شباهت مستقیم دلالت دارد و هم صفت و هم ابزار مقایسه است.
همانندصورت فارسی و رایجی برای چیزی شبیه به چیز دیگر است.
نظیرمعنای نمونهٔ همانند یا مورد قابل مقایسه را می‌رساند.
شبیهنزدیک‌ترین هم‌خانوادهٔ معنایی مشابه در کاربرد عمومی است.
همگونبر یک‌گونگی، هماهنگی نوع یا شباهت اجزا تأکید می‌کند.
همتابیشتر برای فرد یا چیزی هم‌پایه و هم‌مرتبه به کار می‌رود.

«متشابه» نیز به مشابه نزدیک است، اما کاربرد برجسته‌ای در زبان علمی دارد؛ برای نمونه در هندسه، شکل‌های متشابه شکل یکسان و اندازه‌های متناسب دارند. «مماثل» و «متماثل» صورت‌هایی رسمی‌تر و کم‌کاربردترند. اگر سرنخ فقط «مشابه» باشد، انتخاب آنها زمانی منطقی است که تعداد خانه‌ها و حروف به‌دست‌آمده دقیقاً تأییدشان کند.

املای پاسخ‌ها و تلفظ درست

«همسان» پیوسته نوشته می‌شود، نه «هم سان». این پیوستگی در واژه‌های ساخته‌شده با «هم» رایج است؛ مانند همگون، همدل و همکار. واژهٔ «متجانس» نیز با «ت» پس از «م» و با حرف «ج» نوشته می‌شود. ریشهٔ جنس در آن به تشخیص املا کمک می‌کند: مُتَجانِس، یعنی دارای جنس یا سنخ سازگار.

نباید «متجانس» را با «متشابه» یکی گرفت. متشابه مستقیماً بر شباهت تکیه می‌کند، ولی متجانس به هم‌جنس‌بودن و همگونی نزدیک‌تر است. همچنین «همسان» با «هم‌شأن» تفاوت دارد: هم‌شأن یعنی هم‌مرتبه یا دارای جایگاه برابر، در حالی که همسان دربارهٔ همانندی در صورت یا صفت است.

نشانهٔ سریع برای تشخیص: اگر جمله دربارهٔ ظاهر یا رفتار نزدیک باشد، «همسان» طبیعی‌تر است؛ اگر دربارهٔ جنس، بافت، گروه یا سازگاری اجزا باشد، «متجانس» بار دقیق‌تری دارد.

کاربردهای زبانی دو پاسخ اصلی

همسان در جمله

می‌توان گفت «دو پنجره با طرحی همسان ساخته شدند»، «واکنش آنها در برابر خبر همسان بود» یا «داده‌ها با روشی همسان گردآوری شدند». در هر سه نمونه، معیار شباهت مشخص است: طرح، واکنش یا روش. بنابراین واژه ادعا نمی‌کند که همهٔ ویژگی‌های دو موضوع دقیقاً برابرند.

متجانس در جمله

ترکیب‌هایی مانند «جامعهٔ آماری متجانس»، «رنگ‌های متجانس» و «بافت متجانس» بر هماهنگی در یک ویژگی بنیادی دلالت دارند. در آمار، متجانس‌بودن گروه یعنی اعضا نسبت به معیار مورد بررسی پراکندگی یا تفاوت چشمگیری ندارند. در هنر و طراحی، رنگ‌های متجانس با یکدیگر سازگار و هماهنگ‌اند. در توصیف ماده نیز این واژه می‌تواند یکنواختی ساختار را نشان دهد.

همین گسترهٔ کاربرد نشان می‌دهد چرا طراح سرنخ ممکن است هر دو واژه را برای «مشابه» در نظر بگیرد. یکی پاسخ ساده و عمومی است و دیگری پاسخ رسمی‌تر با تأکید بر همگونی. حرف‌های خانه‌های متقاطع تعیین می‌کنند کدام صورت در جای مورد نظر می‌نشیند.

خانواده‌های واژگانی مرتبط

برای فهم بهتر سرنخ، توجه به خانوادهٔ واژه‌ها مفید است. «شباهت»، «شبیه»، «مشابه» و «متشابه» همگی پیرامون مفهوم مانندگی شکل گرفته‌اند. در سوی دیگر، «جنس»، «هم‌جنس»، «تجانس»، «متجانس» و «نامتجانس» به نوع، سنخ و هماهنگی مربوط‌اند. خانوادهٔ «همسان» نیز واژه‌های «همسانی» و «همسان‌سازی» را در بر می‌گیرد؛ همسان‌سازی یعنی نزدیک یا یکدست‌کردن صورت‌ها یا معیارها.

دانستن این پیوندها از یک خطای رایج جلوگیری می‌کند: شباهت همیشه هم‌جنسی نیست. دو ظرف شیشه‌ای و پلاستیکی ممکن است از نظر شکل مشابه باشند ولی از نظر ماده متجانس نباشند. دو قطعهٔ چوب از یک گونه نیز می‌توانند متجانس باشند، هرچند نقش و اندازهٔ آنها مشابه نباشد. این مثال، تفاوت معنایی دو پاسخ ثبت‌شده را ملموس می‌کند.

در نتیجه، برای سرنخ مورد نظر ابتدا همسان و سپس متجانس پاسخ‌های اصلی‌اند. همسان، همانندی در صورت یا ویژگی را به زبان ساده بیان می‌کند؛ متجانس، شباهت از نظر جنس، سنخ یا هماهنگی ساختاری را برجسته می‌سازد. واژه‌های همانند، مانند، نظیر، شبیه، همگون و همتا تنها زمانی جای پاسخ اصلی را می‌گیرند که حروف تقاطعی یا بافت سرنخ چنین انتخابی را تأیید کند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.