پرش به محتوای اصلی

وصله در جدول

۸ دقیقه مطالعه
پاسخ: «درپی»
واژه‌ای چهارحرفی به معنی پینه یا تکه‌ای که بر جامه و کفش می‌دوزند.

در این سرنخ، «وصله» نه به معنای اتهام و نه در ترکیب کنایی «وصلهٔ ناجور» آمده است. مقصود همان تکه‌ای از پارچه یا چرم است که بخش پاره یا فرسوده را می‌پوشاند. واژهٔ قدیمی و دقیقِ این معنا درپی است؛ اسمی که در فرهنگ‌های فارسی در کنار «پینه» و «رقعه» ثبت شده و به همین دلیل برای یک پاسخ کوتاهِ جدولی انتخابی کاملاً متناسب است.

صورت پاسخ در خانه‌ها

درپی

«درپی» در این کاربرد یک واژهٔ مستقل و چهارحرفی است. پیوسته‌نویسی آن کمک می‌کند که خواننده آن را به‌عنوان نامِ یک شیء بشناسد، نه عبارتِ رایج «در پی».

چرا «درپی» دقیقاً با وصله برابر است؟

در معنای مادیِ وصله سه جزء وجود دارد: بخشی آسیب‌دیده، تکه‌ای افزوده و عمل پیوند دادن آن دو. «درپی» نام همان تکهٔ افزوده یا حاصل این پیوند است. کاربرد تاریخی آن بیشتر با جامه، کفش و دیگر ساخته‌های پارچه‌ای یا چرمی پیوند دارد؛ یعنی چیزهایی که با دوختن یک پارهٔ تازه دوباره قابل استفاده می‌شدند. از این نظر، پاسخ فقط یک مترادف دور نیست و به خودِ موضوع ترمیم اشاره می‌کند.

ساختن و نگهداری پوشاک در گذشته پرهزینه‌تر از امروز بود و دور انداختن جامه با نخستین پارگی رفتاری معمول به شمار نمی‌آمد. خیاط یا صاحب لباس تکه‌ای هم‌جنس یا نزدیک به جنس اصلی را روی قسمت فرسوده می‌دوخت. آن قطعه را می‌شد «پینه»، «وصله» یا در زبان کهن‌تر «درپی» نامید. همین زمینهٔ عینی نشان می‌دهد چرا واژه در فرهنگ لغت‌ها غالباً همراه جامه و کفش توضیح داده شده است.

رابطه معنایی درپی با جامه پاره و ترمیمنمودار نشان می‌دهد که درپی تکه‌ای دوخته‌شده بر پارگی است و نتیجه آن ترمیم جامه است.پارگیِ جامهدرپیتکهٔ افزودهجامهٔ ترمیم‌شده

دو خوانش که نباید با هم اشتباه شوند

اسم کهن

درپی

یک واژه و نامِ وصله‌ای است که بر جامه یا کفش می‌دوزند. پاسخ این صفحه همین خوانش است.

عبارت امروزی

در پی

دو جزء جدا به معنای «به دنبالِ» یا «پس ازِ» است؛ مانند «در پیِ یافتن پاسخ».

تعبیر رایج

پی‌درپی

به معنای پشت سر هم و متوالی است و از نظر معنا ارتباطی با وصله ندارد.

شباهت ظاهری این صورت‌ها ممکن است در نگاه اول گمراه‌کننده باشد. در جملهٔ «او در پیِ راهی تازه بود»، «در» حرف اضافه و «پی» به معنای دنبال است. اما در پاسخ «درپی»، کل صورت یک اسم قاموسی است. اگر آن را جدا بنویسیم، معنای مورد نظرِ سرنخ محو می‌شود. همچنین نباید حرکت‌های گفتاری یا املای امروزینِ عبارت «در پی» را مبنای تلفظ و تحلیل اسم کهن قرار داد.

یک بازسازی معنایی ساده

در جمله‌ای با حال‌وهوای قدیمی می‌توان گفت: «بر پارگیِ قبای خود درپی دوخت.» در این مثال، درپی چیزی است که دوخته می‌شود. در مقابل، جملهٔ «در پیِ خیاط رفت» یعنی کسی خیاط را دنبال کرد. نقش دستوریِ متفاوت، مرز این دو را کاملاً روشن می‌کند.

پینه و رقعه؛ نزدیک‌اند اما یکسان به کار نمی‌روند

وجود چند مترادف به معنای آن نیست که هرکدام در هر بافتی بهترین انتخاب باشند. سرنخ‌های کوتاه گاهی واژه‌ای کم‌کاربردتر را هدف می‌گیرند و در اینجا پاسخ ذخیره‌شده و معنی لغوی هر دو بر «درپی» منطبق‌اند. با این حال، شناخت گزینه‌های نزدیک کمک می‌کند دامنهٔ معنایی «وصله» روشن‌تر شود.

پینه

رایج‌ترین هم‌معنای وصله در فارسی امروز است، به‌خصوص برای تکه‌ای که بر لباس یا کفش می‌دوزند. «پینه» معنای دیگری هم دارد: پوست سفت‌شدهٔ دست یا پا بر اثر فشار و کار. بنابراین بافت جمله تعیین می‌کند که منظور تکهٔ دوختنی است یا ستبری پوست.

رقعه

واژه‌ای ادبی‌تر و عربی‌تبار برای تکه، پارهٔ نوشته یا وصله است. «مرقع» نیز با همین خانواده پیوند دارد و می‌تواند به مجموعه‌ای از قطعات خوشنویسی و نگاره‌ها اشاره کند. در بافت پوشاک، رقعه به تکهٔ افزوده نزدیک می‌شود.

پاره

واژه‌ای عام‌تر است. هر تکهٔ جداشده یا بخشی از یک کل را می‌توان پاره نامید، اما هر پاره لزوماً برای پوشاندن شکاف دوخته نشده است. پس رابطهٔ آن با وصله کلی‌تر از رابطهٔ «درپی» است.

رفو

بیشتر نامِ شیوه یا عملِ ترمیم پارگی با نخ و دوخت ظریف است، نه الزاماً تکه‌ای که روی پارگی قرار می‌گیرد. رفو می‌کوشد جای آسیب کمتر دیده شود؛ وصله ممکن است خود یک قطعهٔ آشکار باشد.

نکتهٔ واژگانی: «لاخه»، «کژنه» و «وژنگ» نیز در برخی فرهنگ‌های قدیمی در حوزهٔ پاره و وصله آمده‌اند، اما بسیار ناآشناترند. آوردن آن‌ها به‌عنوان پاسخ قطعی بدون قرینه درست نیست؛ در این سرنخ، «درپی» هم با پاسخ ثبت‌شده سازگار است و هم تعریف مستقیمی دارد.

از وصلهٔ واقعی تا تعبیرهای مجازی

«وصله» در فارسی از جهان دوخت‌ودوز فراتر رفته و در چند تعبیر زنده حضور دارد. در «وصلهٔ ناجور»، تصویرِ تکه‌ای پیش چشم می‌آید که رنگ، جنس یا اندازه‌اش با زمینه هماهنگ نیست. این ترکیب به‌صورت مجازی دربارهٔ شخص یا چیزی به کار می‌رود که با جمع و محیط سازگاری ندارد. این معنای کنایی جالب است، اما پاسخ «درپی» به معنای نخست و عینیِ وصله مربوط می‌شود، نه به ناسازگاری اجتماعی.

در تعبیر «وصله چسباندن به کسی» نیز وصله دیگر تکهٔ پارچه نیست و معنیِ نسبت دادن عیب، اتهام یا سخنی ناروا پیدا می‌کند. گذار معنایی از شیء به اتهام احتمالاً بر همان تصورِ افزودن چیزی از بیرون استوار است: چیزی به اصلِ موجود پیوند داده می‌شود. با این همه، وقتی سرنخ تنها یک واژهٔ «وصله» است و جواب «درپی» تعیین شده، باید به معنای قاموسی و ملموس بازگشت.

خانوادهٔ کوچکِ واژه در متون قدیم

واژه‌های کهن اغلب در ترکیب‌هایی باقی می‌مانند که کاربردشان را بهتر نشان می‌دهد. ترکیبِ «درپی‌پذیر» دربارهٔ چیزی گفته می‌شده که وصله را می‌پذیرد و هنوز می‌توان آن را ترمیم کرد. در برابر، جامه‌ای که بیش از اندازه پوسیده باشد ممکن است دیگر نه وصله بردارد و نه رفو. «درپی‌خواه» نیز می‌تواند جامه‌ای را توصیف کند که فرسوده و نیازمند وصله است. این ساخت‌ها ثابت می‌کنند که درپی نامی واقعی در حوزهٔ پوشاک و تعمیر بوده، نه صورتی تصادفی یا اشتباه املایی.

  • درپی‌پذیر: قابل وصله‌زدن و ترمیم‌شدن.
  • درپی پذیرفتن: وصله برداشتنِ جامه یا پارچه.
  • درپی‌خواه: نیازمند وصله، معمولاً دربارهٔ جامهٔ کهنه.

این ترکیب‌ها یک نکتهٔ فرهنگی هم در خود دارند: ارزشِ شیء فقط به نو بودنش وابسته نبوده است. قابلیتِ تعمیر ویژگی مهمی به شمار می‌آمد و برای آن واژه ساخته می‌شد. «درپی‌پذیر» بودن یعنی با افزودن تکه‌ای مناسب، عمرِ جامه ادامه پیدا می‌کند. از همین رهگذر، یک جواب کوتاه چهارحرفی پنجره‌ای به زبانِ معیشت و نگهداریِ پوشاک در گذشته باز می‌کند.

تفاوت وصله، دوخت و پیوند

«دوخت» عملِ گذراندن نخ و متصل کردن اجزاست؛ ممکن است برای ساخت لباس نو باشد و هیچ پارگی‌ای در کار نباشد. «پیوند» مفهومی گسترده‌تر دارد و هر نوع اتصال دو چیز، از شاخهٔ گیاه تا رابطهٔ انسانی، را دربرمی‌گیرد. «وصله» مشخص‌تر است: معمولاً چیزی افزوده می‌شود تا کاستی، شکاف یا خرابی پوشانده شود. «درپی» نیز در همین نقطهٔ دقیق می‌نشیند و به قطعه یا پینهٔ افزوده‌شده اشاره دارد.

به همین سبب، تعریف «هر چیزِ متصل‌شده» برای توضیح این جواب بیش از حد وسیع است. تصویر روشن‌تر، تکه‌ای است که لبه‌هایش با بخیه به زمینه محکم می‌شود. اگر جنس و رنگ آن با جامه هماهنگ باشد، ترمیم کم‌نمایان‌تر است؛ اگر متفاوت باشد، وصله آشکار می‌ماند و زمینهٔ شکل‌گیری تعبیر «ناجور» را فراهم می‌کند.

جمع‌بندی معنایی پاسخ

درپی اسمِ کهنِ پینه یا وصلهٔ دوخته‌شده بر جامه و کفش است و چهار حرفِ «د، ر، پ، ی» دارد. املای پیوستهٔ آن در این معنا اهمیت دارد؛ «در پی» با فاصله عبارت دیگری به معنای «به دنبال» است. «پینه» و «رقعه» مترادف‌های معتبرند، اما برای عنوان حاضر پاسخ اصلی همان «درپی» است.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.