پرش به محتوای اصلی

مشقت در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: رنج، زحمت
هر دو واژه معادل مستقیم «مشقت» هستند.

اگر سرنخ فقط «مشقت» باشد، دو پاسخ اصلی و مطمئن رنج و زحمت‌اند. انتخاب نهایی میان آن‌ها به شمار خانه‌های همان ردیف یا ستون بستگی دارد: «رنج» سه حرف و «زحمت» چهار حرف دارد. این دو پاسخ صرفاً نزدیک به مفهوم نیستند؛ در تعریف‌های فرهنگ‌نامه‌ای نیز مستقیماً برای توضیح مشقت آمده‌اند و به همین دلیل از گزینه‌های دورتر اولویت دارند.

مشقت دقیقاً چه معنایی دارد؟

مشقت نوعی سختی است که انسان آن را در جریان انجام کار، پیمودن راه یا تحمل وضعی ناخوشایند تجربه می‌کند. در این واژه معمولاً حس فشار، فرسودگی و دشواریِ قابل‌تحمل اما آزاردهنده وجود دارد. بنابراین وقتی از «سفر پرمشقت» سخن می‌گوییم، تنها پیچیده بودن مسیر منظور نیست؛ رنجی که مسافر در طول راه می‌برد نیز در معنی حضور دارد.

سختیِ همراه با تحملفشار و فرسودگیراه یا کار دشوار

صورت درست واژه

مشقت با «ق» نوشته می‌شود: م ـ ش ـ ق ـ ت. در نوشته‌های اعراب‌گذاری‌شده ممکن است «مشقّت» دیده شود، اما در نگارش معمول فارسی همان «مشقت» درست و کافی است.

خانواده واژه

«پرمشقت» و «مشقت‌بار» برای توصیف کار یا وضع دشوار به کار می‌روند. جمع رسمی آن نیز «مشقات» است؛ مانند «مشقات راه».

تعداد حروف، انتخاب را روشن می‌کند

در جدول فارسی، فاصله و نشانه‌های نگارشی خانه‌ای نمی‌گیرند و معیار، تعداد حروف خود واژه است. اگر پاسخِ ذخیره‌شده به شکل «رنج، زحمت» نمایش داده شده، ویرگول به معنای وجود دو جواب مستقل است، نه یک عبارت هفت‌حرفی. پس باید طول جای خالی را با هر گزینه تطبیق داد.

۳ خانهرنج
۴ خانهزحمت
گزینه‌های کم‌کاربردتعب، عنا، محنت
رابطه معنایی مشقت با رنج و زحمتمشقت در مرکز قرار دارد و دو شاخه اصلی آن رنج سه حرفی و زحمت چهار حرفی هستند؛ سختی، تعب و محنت گزینه‌های وابسته‌اند.مشقترنجپاسخ ۳ حرفیزحمتپاسخ ۴ حرفیتعب، محنت، عناسختی، مرارت

فرق ظریف «رنج» و «زحمت»

رنج؛ تجربه ناخوشایند

«رنج» بیش از هر چیز بر درد، ناراحتی یا تحمل درونی تأکید می‌کند. رنج می‌تواند جسمی یا روانی باشد و حتی بدون انجام یک کار مشخص پدید آید. در عبارت «رنج دوری»، فشار عاطفی برجسته است. همین بارِ معنایی باعث می‌شود «رنج» برای سرنخ سه‌خانه‌ایِ مشقت پاسخی کوتاه، فارسی و بسیار طبیعی باشد.

زحمت؛ دشواریِ کار و کوشش

«زحمت» اغلب با انجام دادن کاری، صرف نیرو یا ایجاد دردسر پیوند دارد. «با زحمت در را باز کرد» یعنی کار با دشواری و تلاش انجام شد. این واژه در گفت‌وگوی روزمره معنای مؤدبانه دیگری هم دارد؛ «بی‌زحمت» یعنی لطفاً. با این حال، در سرنخ مورد بحث همان معنای سختی و مشقت منظور است.

مرز این دو مطلق نیست و در بسیاری جمله‌ها جای یکدیگر می‌نشینند. عبارت‌های «رنج سفر» و «زحمت سفر» هر دو پذیرفتنی‌اند، ولی اولی احساس تحمل و آزردگی را پررنگ‌تر می‌کند و دومی دشواری و تلاشی را که سفر طلبیده است. همین هم‌پوشانی معنایی دلیل حضور هر دو در پاسخ اصلی است.

آیا «سختی» هم پاسخ است؟

«سختی» از نظر معنا مترادف روشن مشقت است، اما پنج حرف دارد و در برابر پاسخ ذخیره‌شده، گزینه نخست محسوب نمی‌شود. این واژه دامنه‌ای عمومی‌تر دارد: یک پرسش ریاضی ممکن است سخت باشد، بی‌آنکه برای حل‌کننده الزاماً مشقتی طولانی ایجاد کند. مشقت معمولاً سختی را از زاویه کسی بیان می‌کند که آن را تحمل کرده است.

نکته معنایی: «دشواری» می‌تواند ویژگی خودِ مسئله یا کار باشد؛ «مشقت» بیشتر تجربه انسانیِ رویارویی با آن دشواری را به ذهن می‌آورد. به همین سبب «مسیر دشوار» درباره ویژگی راه است، ولی «پیمودن مسیر با مشقت» بر حال رهرو تأکید دارد.

جایگزین‌های دیگر و موقعیت مناسب آن‌ها

چند واژه دیگر نیز در فرهنگ فارسی در حوزه معنایی مشقت قرار می‌گیرند. آن‌ها را باید تنها هنگامی انتخاب کرد که شمار خانه‌ها و حروف متقاطع از «رنج» یا «زحمت» پشتیبانی نکنند. تفاوت لحن این گزینه‌ها مهم است:

تعب ـ ۳ حرف

به معنی خستگی و رنج است و لحنی رسمی یا ادبی دارد. اگر حرف نخست «ت» از تقاطع معلوم باشد، «تعب» گزینه جدی‌تری از «رنج» خواهد شد.

عَنا ـ ۳ حرف

به معنی رنج و سختی است، اما در فارسی امروز کم‌کاربردتر است. این واژه معمولاً در جدول‌های دشوارتر یا متن‌های ادبی دیده می‌شود.

محنت ـ ۴ حرف

رنج و اندوهی سنگین را می‌رساند و بار ادبی آن از «زحمت» بیشتر است. برای سرنخی که لحن کهن دارد یا با «م» آغاز می‌شود مناسب‌تر است.

مرارت ـ ۵ حرف

تلخی و دشواریِ تحمل‌شده را القا می‌کند. «مرارت کشیدن» ترکیبی آشناست، ولی برای پاسخ چهارخانه‌ای جای «زحمت» را نمی‌گیرد.

«عُسر» نیز معنای دشواری دارد و بیشتر در ترکیب رسمی و حقوقیِ «عسر و حرج» شناخته می‌شود. «شاق» صفت است و معنی دشوار و طاقت‌فرسا می‌دهد؛ بنابراین از نظر نقش دستوری دقیقاً جای اسم «مشقت» نمی‌نشیند. «آزار» هم ممکن است در فهرست مترادف‌ها دیده شود، اما بر اذیت کردن یا آسیب رساندن تکیه دارد و نسبت به پاسخ‌های اصلی فاصله معنایی بیشتری دارد.

کاربرد طبیعی در جمله

  • کوهنوردان پس از تحمل مشقت فراوان به پناهگاه رسیدند.
  • ساختن آن جاده در زمستان با زحمت بسیار همراه بود.
  • او رنج سال‌های دوری از خانواده را فراموش نکرد.
  • مسافران، مشقات راه طولانی را تاب آوردند.
  • امدادگران در شرایطی پرمشقت به روستا دسترسی پیدا کردند.

این نمونه‌ها نشان می‌دهند «تحمل مشقت»، «با مشقت»، «مشقت فراوان» و «راه پرمشقت» هم‌نشینی‌های طبیعی‌اند. در مقابل، «زحمت کشیدن» در فارسی امروز اغلب جنبه مثبت کوشش هم پیدا می‌کند؛ برای نمونه، «برای این موفقیت زحمت کشید». واژه مشقت معمولاً آن رنگ مثبت را ندارد و دشواریِ تجربه‌شده را برجسته نگه می‌دارد.

املای مشتق‌ها و ترکیب‌های رایج

در نوشتن ترکیب وصفی، «پرمشقت» به صورت پیوسته رایج است. «مشقت‌بار» با نیم‌فاصله نوشته می‌شود، زیرا «بار» در این ساخت پسوندی است که معنای «همراه با» می‌دهد. در «رنج و مشقت» دو واژه نزدیک به هم برای تأکید کنار یکدیگر آمده‌اند؛ این ترکیب جاافتاده است، هرچند در نثر فشرده می‌توان یکی از آن‌ها را حذف کرد.

جمع‌بندی انتخاب: برای سه خانه «رنج» و برای چهار خانه «زحمت» را وارد کنید. تنها اگر حروف تقاطعی با این دو ناسازگار بودند، به‌ترتیب سراغ «تعب» یا «عنا» در سه خانه و «محنت» در چهار خانه بروید. «سختی» و «مرارت» پنج‌حرفی‌اند و به فضای بلندتری نیاز دارند.

پس پاسخ مستقیم سرنخ بدون ابهام همان رنج، زحمت است. وجود دو واژه در پاسخ به تفاوت معنای اصلی مربوط نیست؛ هر دو معادل معتبرند و طول جای خالی تعیین می‌کند کدام‌یک در خانه‌های جدول بنشیند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.