پرش به محتوای اصلی

پیکر در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: بدن، بدنه، تن
انتخاب نهایی به تعداد خانه‌ها و معنای مورد نظر سرنخ بستگی دارد.

واژه «پیکر» در فارسی چند شاخه معنایی نزدیک دارد. وقتی سخن از موجود زنده است، معمولاً همان جسم و تن او منظور می‌شود؛ اما وقتی این واژه برای یک شیء، سازه یا مجموعه به کار می‌رود، می‌تواند بر بخش اصلی و شکل کلی آن دلالت کند. همین دو کاربرد سبب شده است که هر سه پاسخ ثبت‌شده برای این سرنخ درست باشند، ولی در همه جدول‌ها نتوان آن‌ها را به جای یکدیگر گذاشت.

تن۲ حرف؛ کوتاه‌ترین مترادف مستقیم پیکر
بدن۳ حرف؛ پاسخ روشن و رایج برای جسم جاندار
بدنه۴ حرف؛ مناسب پیکر یا بخش اصلی یک چیز

چرا این سه واژه پاسخ سرنخ هستند؟

«پیکر» در معنای نخست خود به کالبد و جسم اشاره می‌کند. در جمله‌ای مانند «پیکر ورزشکار ورزیده بود»، واژه‌های «تن» و «بدن» جانشین‌های طبیعی آن‌اند. «تن» رنگی فارسی‌تر و ادبی‌تر دارد و در شعر و ترکیب‌های کهن فراوان دیده می‌شود؛ «بدن» در گفتار امروز خنثی‌تر و صریح‌تر است. بنابراین اگر فضای پاسخ دو خانه داشته باشد، تن و اگر سه خانه داشته باشد، بدن انتخاب‌های بی‌واسطه‌اند.

«بدنه» کمی متفاوت است. این واژه بیشتر بخش اصلی، تنه یا ساختار بیرونی یک چیز را می‌رساند؛ مانند بدنه کشتی، بدنه خودرو یا بدنه یک دستگاه. وقتی «پیکر» نه به جسم انسان، بلکه به هیئت اصلی یک سازه یا شیء اشاره کند، پاسخ چهارحرفی بدنه دقیق می‌شود. وجود «ه» پایانی در این گزینه مهم است: «بدن» و «بدنه» فقط دو صورت کوتاه و بلند از یک جواب نیستند، بلکه کاربردهای معمولشان نیز فرق دارد.

تشخیص سریع: «تن» و «بدن» به خود جسم جاندار نزدیک‌ترند؛ «بدنه» بر تنه، پوسته یا ساختمان اصلی یک شیء تأکید می‌کند. پس تعداد خانه‌ها راهنماست، اما معنای تقاطع‌ها هم باید با این تفاوت سازگار باشد.

نقشه معنایی پیکر

رابطه معنایی پیکر با تن، بدن و بدنهپیکر در مرکز قرار دارد و به دو شاخه جسم جاندار و ساختار اصلی متصل می‌شود. تن و بدن زیر شاخه جسم جاندار و بدنه زیر شاخه ساختار اصلی است.پیکرجسم جاندارساختار اصلی چیزتن · ۲بدن · ۳بدنه · ۴

این نمودار نشان می‌دهد که پاسخ‌ها صرفاً هم‌معنی‌های ردیف‌شده نیستند. «تن» و «بدن» تقریباً در یک شاخه قرار می‌گیرند، ولی «بدنه» از کاربرد گسترده‌تر پیکر برای شکل و ساختمان اصلی اشیا می‌آید. همین تمایز کوچک در جدولی که سرنخ‌های دقیق‌تری دارد، تعیین‌کننده است.

هر پاسخ در چه جمله‌ای طبیعی است؟

تن؛ کوتاه، فارسی و ادبی

«تن» اغلب در برابر «جان» یا برای اشاره موجز به جسم می‌آید. ترکیب‌هایی چون تن‌آسا، تن‌پوش و تندرستی نیز همین پایه را حفظ کرده‌اند.

نمونه: خستگی بر پیکرش نشست ← خستگی بر تنش نشست.

بدن؛ صریح و امروزی

«بدن» در زبان عمومی، آموزشی و پزشکی واژه‌ای آشنا برای مجموعه جسمانی انسان یا حیوان است و از نظر لحن کمتر از «پیکر» ادبی است.

نمونه: پیکر انسان از اندام‌ها ساخته شده است ← بدن انسان از اندام‌ها ساخته شده است.

بدنه؛ تنه و ساختمان اصلی

«بدنه» برای قسمت عمده یک وسیله یا سازه به کار می‌رود و ممکن است اجزایی مانند موتور، چرخ یا دکل در کنار آن قرار گیرند.

نمونه: پیکر اصلی کشتی آسیب دید ← بدنه اصلی کشتی آسیب دید.

پیکر؛ واژه‌ای با لحن تصویری

خود «پیکر» افزون بر جسم، می‌تواند هیئت، شکل یا نمای کلی را به ذهن بیاورد؛ به همین دلیل در نوشته ادبی و توصیفی خوش‌آهنگ‌تر است.

نمونه: درخت کهن با پیکری خمیده در باد ایستاده بود.

مرز پیکر با واژه‌های نزدیک

فرهنگ‌های فارسی برای «پیکر» هم‌معنی‌های دیگری مانند کالبد، جسم، جثه، اندام، هیکل، تندیس و مجسمه نیز می‌آورند. با این همه، نزدیک بودن معنا به معنای یکسان بودن کاربرد نیست. سرنخ کوتاه «پیکر» می‌تواند در جدول‌های گوناگون جواب‌های متفاوتی بگیرد، اما در این مدخل پاسخ ثبت‌شده همان سه گزینه بالاست.

کالبدجسمجثهاندامهیکلتندیس
  • کالبد بیشتر بر قالب جسمانی تأکید دارد و در برابر روح نیز قرار می‌گیرد.
  • جسم دامنه‌ای عمومی‌تر دارد و برای هر چیز مادی، نه فقط موجود زنده، استفاده می‌شود.
  • جثه معمولاً اندازه و هیئت بدن یک انسان یا حیوان را برجسته می‌کند؛ مانند «درشت‌جثه».
  • اندام گاهی کل قامت و گاهی یک عضو بدن را می‌رساند، پس معنایش با بافت تغییر می‌کند.
  • هیکل بیشتر ظاهر، قامت و حجم بدن را تداعی می‌کند و در گفتار رایج است.
  • تندیس و مجسمه فقط زمانی مناسب‌اند که «پیکر» به ساخته هنری و شکل تراشیده‌شده اشاره داشته باشد.
درباره «جسد»: این واژه نیز در برخی فرهنگ‌ها نزدیک به پیکر آمده است، اما در فارسی امروز غالباً جسم بی‌جان را تداعی می‌کند. «پیکر» می‌تواند برای زنده یا مرده و گاه با لحنی محترمانه به کار رود؛ بنابراین بدون قرینه نباید این دو را کاملاً هم‌ارز دانست.

پیکر در ترکیب‌های فارسی

توان ترکیب‌سازی این واژه دامنه معنایی آن را بهتر آشکار می‌کند. در «خوش‌پیکر» و «بلندپیکر»، شکل و قامت موجود زنده مطرح است. «آهن‌پیکر» نیروی جسمانی یا استواری سازه را به تصویر می‌کشد. در تعبیرهای ادبی مانند «پری‌پیکر»، پیکر بخشی از یک صفت تصویری برای زیبایی است. از سوی دیگر، «پیکرتراش» و «پیکرتراشی» واژه را به ساختن یا شکل‌دادن جسم و مجسمه پیوند می‌دهند.

کاربرد محترمانه «پیکر» در خبرها نیز قابل توجه است. عبارت‌هایی مانند «تشییع پیکر» معمولاً از «جسد» رسمی‌تر و احترام‌آمیزتر شنیده می‌شوند. این کاربرد با پاسخ «بدن» ارتباط معنایی دارد، ولی بار عاطفی دو واژه یکسان نیست: «بدن» خنثی است و «پیکر» در چنین بافتی می‌تواند وقار و احترام بیشتری منتقل کند.

املای پاسخ‌ها و شمارش خانه‌ها

هر سه پاسخ بدون نیم‌فاصله و به صورت یک واژه نوشته می‌شوند: «تن»، «بدن» و «بدنه». در شمارش رایج جدول فارسی، هر حرف یک خانه می‌گیرد؛ بنابراین «تن» دو خانه، «بدن» سه خانه و «بدنه» چهار خانه می‌خواهد. حرکت‌های کوتاه و نشانه‌های آوایی نوشته نمی‌شوند و نقشی در تعداد خانه ندارند.

اگر حروف تقاطعی در اختیار باشد، تفاوت گزینه‌ها سریع روشن می‌شود: پاسخ دوحرفی فقط «ت، ن» است؛ پاسخ سه‌حرفی «ب، د، ن»؛ و پاسخ چهارحرفی «ب، د، ن، ه». حرف پایانی «ه» در «بدنه» بخشی از واژه است و نباید آن را نشانه‌ای قابل حذف پنداشت.

جمع‌بندی معنایی سرنخ: برای معنای انسانی و جسمانی، «تن» یا «بدن» دقیق‌تر است؛ برای تنه و ساختمان اصلی یک وسیله یا شیء، «بدنه» تناسب بیشتری دارد. پاسخ نهایی این مدخل بر همین اساس بدن، بدنه، تن است.

پس اگر تنها عبارت «پیکر» روبه‌روی شماست، نخست طول پاسخ را با ۲، ۳ یا ۴ حرف تطبیق دهید و سپس ببینید تقاطع‌ها به «تن»، «بدن» یا «بدنه» می‌رسند. این سه گزینه از یک هسته معنایی مشترک می‌آیند، اما توجه به جاندار بودن یا شیء بودن مرجع، انتخاب را دقیق و بی‌ابهام می‌کند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.