پرش به محتوای اصلی

کارفرما در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: صاحبکار
در نوشتار معمول و ویرایش‌شده، این واژه را «صاحب‌کار» می‌نویسند.

چرا «صاحبکار» پاسخ دقیق سرنخ است؟

«صاحب‌کار» در فارسی به کسی گفته می‌شود که کاری را به دیگری می‌سپارد، او را به کار می‌گیرد یا در برابر انجام کار دستمزد می‌پردازد. همین هسته معنایی با «کارفرما» هم‌پوشانی مستقیم دارد. در زبان روزمره ممکن است کارگر یا شاگرد از فردی که برای او کار می‌کند با عنوان صاحب‌کار یاد کند؛ در زبان اداری و قراردادها، همان نقش معمولاً «کارفرما» نامیده می‌شود.

برای خانه‌های جدول، فاصله و نیم‌فاصله ثبت نمی‌شود؛ بنابراین شکل پیوستهٔ صاحبکار همان ورودی مناسب است. پاسخ از دو جزء آشنای «صاحب» و «کار» ساخته شده و بدون نیاز به تفسیر دور، شخصِ دارنده یا واگذارکنندهٔ کار را نشان می‌دهد.

ص ا ح ب ک ا ر
۷ حرف در چینش رایج جدول
بدون محاسبهٔ فاصله یا نیم‌فاصله

املای جدولی و املای معیار، هر دو در جای خود

شکل پاسخ در جدول لزوماً نمایش کامل رسم‌الخط فارسی نیست. جدول کلمات، حروف را در خانه‌های جدا قرار می‌دهد و نشانه‌ای برای فاصله یا نیم‌فاصله ندارد. از این رو «صاحبکار» برای وارد کردن در خانه‌ها درست و طبیعی است، اما در یک جملهٔ ویرایش‌شده بهتر است ترکیب را به صورت «صاحب‌کار» نوشت. شکل «صاحب کار» با فاصلهٔ کامل نیز در نوشته‌های عمومی دیده می‌شود، ولی نیم‌فاصله پیوند دو جزء را روشن‌تر می‌کند.

در جدول: صاحبکار در متن معیار: صاحب‌کار شمار حروف: هفت
نکتهٔ تعیین‌کننده: اگر تعداد خانه‌ها هفت است، «صاحبکار» از نظر طول و معنا با سرنخ جور درمی‌آید. وجود نیم‌فاصله در نمایش نوشتاری، تعداد حروف را تغییر نمی‌دهد.

رابطهٔ معنایی کارفرما و صاحب‌کار

این دو واژه به یک نقش اشاره می‌کنند، اما فضای کاربردشان یکسان نیست. «کارفرما» رنگ رسمی و حقوقی بیشتری دارد: در قرارداد استخدام، مقررات کار، آگهی شغلی یا مکاتبهٔ سازمانی معمولاً همین واژه به کار می‌رود. «صاحب‌کار» در گفت‌وگوهای صنفی، کارگاهی و روزمره صمیمی‌تر است و رابطه را از زاویهٔ کسی بیان می‌کند که کار نزد او یا به سفارش او انجام می‌شود.

برای نمونه، جملهٔ «کارفرما موظف است حق‌الزحمه را در موعد مقرر بپردازد» لحن قراردادی دارد. در مقابل، «صاحب‌کارم تحویل سفارش را برای شنبه گذاشت» به گفتار روزانه نزدیک‌تر است. جدول با تبدیل واژهٔ رسمی به مترادف رایج‌تر، همین جابه‌جایی لحن را به یک پرسش واژگانی تبدیل می‌کند.

گزینه‌های نزدیک؛ چه وقت پاسخ اصلی نیستند؟

چند واژه ممکن است در بعضی جدول‌ها کنار مفهوم کارفرما دیده شوند، ولی هر کدام بار معنایی یا طول متفاوتی دارند. آن‌ها را باید بر پایهٔ متن دقیق سرنخ و حروف متقاطع سنجید، نه صرفاً به دلیل نزدیکی کلی معنا.

صاحبکارمترادف روشن و هفت‌حرفیِ کارفرماست. هم معنی مستقیم دارد و هم با پاسخ ذخیره‌شدهٔ این سرنخ تطبیق می‌کند؛ بنابراین انتخاب اصلی است.
آمریعنی دستوردهنده. سه حرف دارد و بیشتر بر صدور فرمان تکیه می‌کند، نه لزوماً بر رابطهٔ کاری و پرداخت مزد. فقط وقتی تعداد خانه‌ها سه و لحن سرنخ مناسب باشد محتمل است.
اربابدر متون قدیمی یا زبان سنتی می‌تواند در برابر نوکر، رعیت یا خدمتکار قرار بگیرد. بار تاریخی و رابطهٔ سلطه در آن پررنگ‌تر از مفهوم امروزی کارفرماست.
مخدومکسی است که به او خدمت می‌کنند و در برابر «خادم» قرار می‌گیرد. این واژه ادبی و کهن است؛ برای سرنخی با حال‌وهوای کلاسیک یا تقابل خادم و مخدوم مناسب‌تر خواهد بود.

«موجر» نیز جایگزین عمومی کارفرما نیست. موجر در اصل واگذارکنندهٔ منفعت در قرارداد اجاره است و در بسیاری از کاربردها به اجاره‌دهندهٔ ملک اشاره دارد. «کارگزار» هم سمت دیگر رابطه را نشان می‌دهد: کارگزار معمولاً کاری را برای دیگری انجام می‌دهد، پس نباید آن را با کارفرما یکی گرفت. همچنین «کارگذار» با ذال، صورت نادرستِ املایی برای کارگزار است و پاسخ قابل اتکایی محسوب نمی‌شود.

ساخت واژه چگونه معنی را روشن می‌کند؟

«صاحب» در ترکیب‌هایی مانند صاحب‌خانه، صاحب‌امتیاز و صاحب‌اثر به دارنده یا فردِ دارای اختیار اشاره دارد. وقتی کنار «کار» می‌آید، حاصل ترکیبی است برای کسی که کار به او تعلق دارد، کار را سفارش می‌دهد یا دیگری نزد او مشغول است. این ساخت شفاف سبب شده است که حتی بدون تعریف فرهنگ‌نامه‌ای، معنی واژه برای فارسی‌زبان قابل دریافت باشد.

صاحبدارنده، مسئول یا فردِ دارای اختیار
کارفعالیت، وظیفه یا سفارشی که باید انجام شود
صاحب‌کارکسی که کار برای او یا به سفارش او انجام می‌شود

البته «صاحب» در اینجا همیشه به معنای مالک حقوقیِ یک شرکت نیست. مدیر یک مجموعه ممکن است از طرف سازمان نقش کارفرمایی داشته باشد، بی‌آنکه مالک شخصی آن باشد. مترادف جدولی بر وجه رایج واژه تکیه دارد، در حالی که تعیین دقیق مسئولیت‌های قانونی به نوع قرارداد و ساختار سازمان وابسته است.

از خانه‌های متقاطع چه تأییدی می‌گیریم؟

با نوشتن پاسخ از راست به چپ، ترتیب حروف «ص، ا، ح، ب، ک، ا، ر» است. حرف چهارم «ب» پایان جزء «صاحب» و حرف پنجم «ک» آغاز جزء «کار» را مشخص می‌کند. اگر حروف حاصل از پاسخ‌های عمودی با این توالی سازگار باشند، نه‌تنها معنی بلکه ساخت واژه نیز تأیید می‌شود.

  • طول پاسخ: هفت خانه، چون فاصله یا نیم‌فاصله خانه‌ای اشغال نمی‌کند.
  • آغاز واژه: «صا»؛ سرآغاز جزء «صاحب» و نشانه‌ای قوی برای تشخیص پاسخ.
  • مرز دو جزء: کنار هم قرار گرفتن «ب» و «ک» در میانهٔ پاسخ.
  • پایان واژه: «کار»؛ همان مفهومی که در خود سرنخ نیز حضور دارد.

کاربرد «صاحب‌کار» در جمله

نمونه‌های واقعیِ کاربرد کمک می‌کنند تفاوت لحن بهتر دیده شود. در جملهٔ «صاحب‌کار زمان تحویل سفارش را تعیین کرد»، شخص سفارش‌دهنده یا مسئول کارگاه منظور است. در «او پس از پایان کار دستمزدش را از صاحب‌کار گرفت»، رابطهٔ کاری از نگاه فرد انجام‌دهندهٔ کار بیان می‌شود. اگر همین جمله وارد قرارداد یا گزارش رسمی شود، احتمالاً «کارفرما» جای «صاحب‌کار» را می‌گیرد.

خوانش درست سرنخ: پرسش دنبال نام یک شغل مستقل یا عنوان سازمانی تازه نیست؛ یک مترادف برای شخصی می‌خواهد که کار را می‌سپارد. به همین دلیل «صاحبکار» از گزینه‌هایی که فقط معنای رئیس، مالک یا دستوردهنده دارند دقیق‌تر است.

جمع‌بندی معنایی پاسخ

برای سرنخ حاضر، پاسخ نهایی صاحبکار است: واژه‌ای هفت‌حرفی و هم‌معنا با کارفرما در زبان عمومی. صورت مناسب در خانه‌های جدول پیوسته نوشته می‌شود، اما در نثر معیار «صاحب‌کار» خواناتر است. گزینه‌هایی چون آمر، ارباب و مخدوم تنها در سرنخ‌هایی با تعداد خانه، بافت تاریخی یا زاویهٔ معنایی متفاوت قابل بررسی‌اند و جای پاسخ اصلی این صفحه را نمی‌گیرند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.