پرش به محتوای اصلی

مسطح در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: هموار
«هموار» یعنی سطحی بی‌پستی‌وبلندی و برابرِ دقیق سرنخ «مسطح».

در این سرنخ، «مسطح» یک صفت است و جدول از ما صفتی هم‌معنی می‌خواهد. «هموار» دقیقاً همین نقش را دارد: زمینی هموار، راهی هموار یا سطحی هموار، همگی چیزی را توصیف می‌کنند که برآمدگی و فرورفتگی چشمگیر ندارد. پاسخ ذخیره‌شده نیز با معنای واژه‌نامه‌ای و کاربرد طبیعی فارسی سازگار است.

چرا «هموار» پاسخ مستقیم است؟

هسته معنایی «مسطح» به گستردگی و قرار گرفتن اجزای سطح در یک تراز نزدیک اشاره دارد. «هموار» همین تصویر را با واژه‌ای فارسی و رایج منتقل می‌کند. وقتی می‌گوییم «کف را هموار کردند»، منظور این است که ناهمواری‌های آن را گرفتند تا سطح، یکنواخت و قابل استفاده شود.

هموار
پاسخ پنج‌حرفی

رابطه واژه‌ها

مسطحصافهموارتختمعنای مشترک: نبود ناهمواری محسوس
معنای دقیق در یک جمله: «هموار» صفتِ سطح، مسیر یا زمینی است که پستی‌وبلندی آن اندک یا برطرف شده باشد؛ از همین رو برابر طبیعی «مسطح» در این جدول است.

از «سطح» تا «مسطح»

واژه «مسطح» از خانواده «سطح» است. در کاربرد عمومی، چیزی مسطح خوانده می‌شود که پهن، صاف یا بدون برجستگی برجسته باشد. برای نمونه، صفحه کاغذ روی میز، کف آماده‌شده ساختمان و بخشی از زمین که فراز و فرود ندارد، می‌توانند مسطح توصیف شوند. «هموار» در فارسی روزمره همین ویژگی را بیشتر از زاویه نبود ناهمواری بیان می‌کند.

تفاوت ظریفی در زاویه نگاه وجود دارد: «مسطح» گاهی بر شکل و سطح‌بودن یک شیء تأکید می‌کند، اما «هموار» معمولاً کیفیت رویه یا مسیر را برجسته می‌سازد. با وجود این تفاوت ظریف، در سرنخی کوتاه و واژگانی مانند «مسطح»، این دو هم‌معنی‌اند و جای یکدیگر می‌نشینند.

هم‌معنی‌ها یکسان‌اند، اما همیشه هم‌جایگزین نیستند

پاسخ اصلی

هموار

بر نبود پستی‌وبلندی تأکید دارد و برای زمین، راه، کف و سطح بسیار طبیعی است. این واژه پنج حرف دارد و جواب قطعی این سرنخ است.

گزینه کوتاه‌تر

صاف

سه‌حرفی است و افزون بر سطح، برای خط، مو، شیشه یا حتی آسمان بی‌ابر نیز به کار می‌رود. اگر خانه‌های جدول سه‌تا باشند، ممکن است طراح «صاف» را در نظر داشته باشد؛ اما اینجا پاسخ اصلی «هموار» است.

تأکید بر شکل

تخت

چهار حرف دارد و معنای پهن و بدون انحنا می‌دهد؛ مانند کف تخت یا صفحه تخت. این واژه در زبان روزمره معنای «بستر خواب» و «جایگاه پادشاه» هم دارد، بنابراین دامنه معنایی‌اش با «هموار» کاملاً یکی نیست.

رسمی و هندسی

مستوی

واژه‌ای رسمی‌تر برای چیزی است که راست، برابر یا در یک سطح باشد. در متن‌های هندسی یا ادبی دیده می‌شود، ولی برای یک پاسخ روان و پنج‌حرفی، «هموار» آشناتر است.

نکته معنایی: «راه هموار» هم می‌تواند راهی واقعاً صاف باشد و هم به‌صورت مجازی مسیر آسان و بی‌مانع را برساند. اما «شکل مسطح» معمولاً معنایی هندسی و واقعی دارد. سرنخ جدول بر بخش مشترک این دو واژه، یعنی نبود برجستگی و فرورفتگی، تکیه کرده است.

کاربرد «هموار» در جمله

دیدن واژه در بافت جمله روشن می‌کند چرا پاسخ درست است. در «کارگران سطح خاک را هموار کردند»، عمل انجام‌شده همان تسطیح است. در «دشت هموار تا افق ادامه داشت»، صفت از زمینی سخن می‌گوید که فراز و فرود محسوس ندارد. در «سنگ را تراشیدند تا رویه‌ای هموار پیدا کند» نیز نتیجه، سطحی صاف و یکنواخت است.

زمین هموار
زمینی بدون برآمدگی و گودی چشمگیر.
سطح هموار
رویه‌ای یکنواخت که ناهمواری آن گرفته شده است.
مسیر هموار
راهی صاف؛ و در کاربرد مجازی، مسیری کم‌مانع.

این نمونه‌ها نشان می‌دهند «هموار» فقط یک معادل فرهنگ‌نامه‌ای نیست؛ در ترکیب‌های طبیعی فارسی نیز دقیقاً همان ویژگی مورد نظر «مسطح» را بازتاب می‌دهد. واژه متضاد آن «ناهموار» است؛ یعنی دارای برجستگی، گودی، فراز و فرود یا ناصافی.

تفاوت «هموار» با «یکدست»

«یکدست» نیز گاهی در فهرست واژه‌های نزدیک دیده می‌شود، اما تمرکز آن بر یکنواختی است. رنگ یک دیوار می‌تواند یکدست باشد، حتی اگر خود دیوار اندکی ناهمواری داشته باشد. در مقابل، هموار بودن مستقیماً به کیفیت سطح و نبود پستی‌وبلندی مربوط است. پس برای سرنخ «مسطح»، «هموار» از «یکدست» دقیق‌تر است.

«طراز» هم در بعضی بافت‌ها نزدیکی معنایی دارد، ولی بیشتر وضعیت هم‌ارتفاع یا تنظیم‌شده را می‌رساند. یک قفسه ممکن است تراز باشد، یعنی کج نصب نشده باشد، اما رویه چوب آن همچنان زبر و ناهموار بماند. چنین تفاوت‌هایی سبب می‌شود هر واژه نزدیک، در همه جمله‌ها جایگزین مناسبی نباشد.

املاء و خوانش

پاسخ بدون نیم‌فاصله و به صورت «هموار» نوشته می‌شود: ه + م + و + ا + ر. خودِ سرنخ «مسطح» در خوانش دقیق «مُسَطَّح» است و حرف «ط» تشدید دارد. در نوشتار عادی فارسی معمولاً حرکت‌ها و تشدید نوشته نمی‌شوند؛ بنابراین شکل رایج همان «مسطح» است.

کاربرد تخصصی «مسطح» را با پاسخ جدولی اشتباه نکنیم

در هندسه، ترکیب‌هایی مانند «شکل مسطح» یا «هندسه مسطحه» اصطلاح تخصصی‌اند. در این بافت، منظور شکل یا دانشی وابسته به صفحه و دو بُعد است؛ برای مثال مربع و دایره شکل‌های مسطح به شمار می‌آیند. جایگزین کردن مکانیکی «هموار» در چنین ترکیبی همیشه طبیعی نیست: «شکل هموار» الزاماً همان اصطلاح هندسی «شکل مسطح» را نمی‌رساند.

در جغرافیا و توصیف زمین، هم‌پوشانی دو واژه بیشتر است. «ناحیه‌ای مسطح» و «ناحیه‌ای هموار» هر دو از زمینی کم‌شیب و بی‌فرازونشیب سخن می‌گویند. در ساختمان‌سازی نیز «هموار کردن کف» فرایندی است که نتیجه‌اش کفی مسطح و آماده اجرای لایه بعدی خواهد بود.

چرا پاسخ‌های دیگر در جای دوم قرار می‌گیرند؟

  • صاف بسیار نزدیک است، اما فقط سه حرف دارد و معانی دیگری مانند بی‌چین، روشن یا صریح نیز پیدا می‌کند.
  • تخت چهارحرفی و مناسب بعضی بافت‌های شکلی است، ولی چندمعنایی آن بیشتر است.
  • مستوی در زبان رسمی و هندسی پذیرفتنی است، اما در فارسی امروز کمتر از «هموار» برای توصیف زمین و راه به کار می‌رود.
  • یکدست یکنواختی را می‌رساند و لزوماً نبود برجستگی و فرورفتگی را تضمین نمی‌کند.

بنابراین اگر خودِ سرنخ فقط «مسطح» باشد و پاسخ پنج خانه بخواهد، «هموار» از نظر تعداد حروف، نقش دستوری و دقت معنایی بر گزینه‌های دیگر برتری دارد. شکل قدیمی‌تر «هاموار» ممکن است در برخی متون کهن یا مدخل‌های لغوی دیده شود، ولی املای معیار و امروزی پاسخ «هموار» است.

جمع‌بندی واژگانی: جواب «مسطح در جدول» برابر با هموار است؛ صفتی پنج‌حرفی برای سطح یا زمینی بدون پستی‌وبلندی. «صاف»، «تخت» و «مستوی» هم‌معنی‌های نزدیک‌اند، اما با توجه به طول و کاربرد، پاسخ اصلی همین «هموار» باقی می‌ماند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.