پرش به محتوای اصلی

دست یافتن در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: توفیق
در این سرنخ، «توفیق» به معنی دست یافتن به مقصود و کامیابی است.

واژهٔ «توفیق» دقیقاً در یکی از معنی‌های لغوی خود بر رسیدن به مقصود و کامیاب شدن دلالت دارد؛ به همین دلیل برای سرنخ کوتاه «دست یافتن» انتخابی مستقیم و جاافتاده است. این پاسخ فقط هم‌معنیِ کلیِ موفقیت نیست، بلکه در زبان فارسی پیوند روشنی با فراهم شدن امکان انجام کار و رسیدن آن کار به نتیجه دارد.

توفیق

اسمی با معنای کامیابی، موفقیت و دست یافتن به کاری است. در کاربرد سنتی‌تر، مهیا شدن اسباب و یاری برای انجام کار نیز در آن نهفته است.

کامیابیموفقیتدست‌یابیبه مراد رسیدن

چرا «توفیق» با سرنخ جور درمی‌آید؟

«دست یافتن» در فارسی دو لایهٔ نزدیک دارد: گاهی خودِ رسیدن به چیزی را بیان می‌کند، مانند دست یافتن به سند؛ و گاهی نتیجه‌مند شدن کوشش را، مانند دست یافتن به هدف. «توفیق» به لایهٔ دوم بسیار نزدیک است. وقتی کسی در کاری توفیق پیدا می‌کند، کوشش یا امکان او به نتیجه رسیده و مقصود حاصل شده است. بنابراین طراح جدول، عبارت فعلیِ «دست یافتن» را به یک اسم فشرده و شناخته‌شده تبدیل کرده است.

ترکیب‌های «توفیق یافتن» و «توفیق حاصل کردن» نیز همین رابطه را روشن می‌کنند. در جملهٔ «پژوهشگر به کشف علت بیماری توفیق یافت»، توفیق یافتن یعنی توانست به نتیجه برسد. این کاربرد رسمی‌تر از «موفق شد» است، اما معنای اصلی همچنان کامیابی در انجام کار باقی می‌ماند.

مسیر معنایی توفیقتلاش و فراهم شدن اسباب به دست یافتن به مقصود و توفیق می‌انجامد. کوشش وفراهم‌شدن اسباب دست یافتنبه مقصود توفیق

دام املایی مهم: توفیق با تفوق یکی نیست

پاسخ را «تفوق» ننویسید. شباهت ظاهری این دو واژه می‌تواند گمراه‌کننده باشد، اما معنی آنها متفاوت است. «توفیق» با واو پس از ت نوشته می‌شود و به کامیابی و دست یافتن مربوط است؛ «تفوق» با ف پس از ت، معنی برتری و چیرگی بر دیگری می‌دهد.

برای نمونه، «توفیق در انجام پژوهش» یعنی پژوهش با کامیابی انجام شده است، ولی «تفوق یک پژوهش بر پژوهش دیگر» یعنی آن پژوهش از دیگری برتر است. در سرنخی که تنها «دست یافتن» آمده، مفهوم برتری یا مقایسه وجود ندارد؛ پس «تفوق» از نظر معنایی جواب این پرسش نیست.

پاسخ‌های نزدیک و مرز معنایی آنها

چند واژه ممکن است در نگاه اول به «دست یافتن» نزدیک باشند. با این حال هر کدام زاویه‌ای متفاوت دارند و انتخاب نهایی به صورت سرنخ و حروف متقاطع وابسته است. در این عنوان، پاسخ ذخیره‌شده و معنای فرهنگ‌نامه‌ای هر دو «توفیق» را تأیید می‌کنند.

نیل

به معنی رسیدن و دست‌یابی است و معمولاً همراه «به» می‌آید: «نیل به هدف». اگر سرنخ بر خودِ رسیدن تأکید کند، نیل می‌تواند گزینه‌ای کوتاه باشد؛ اما بارِ کامیابیِ «توفیق» را به همان اندازه ندارد.

وصول

بیشتر معنی رسیدن، وارد شدن یا دریافت شدن می‌دهد: «وصول نامه» و «وصول به مقصد». این واژه برای رسیدن فیزیکی یا دریافت رسمی مناسب‌تر است.

حصول

یعنی حاصل شدن و پدید آمدن؛ مانند «حصول اطمینان». تمرکز آن بر به‌وجود آمدن نتیجه است، نه لزوماً کامیابی شخص در یک کار.

ظفر

معنای پیروزی و چیره شدن دارد. اگر سرنخ «پیروزی» یا «غلبه» باشد، ظفر انتخاب طبیعی‌تری است؛ ولی برای «دست یافتن» پاسخ مستقیم این صفحه توفیق است.

نکتهٔ معنایی: «دستیابی» نزدیک‌ترین بازنویسی امروزیِ خودِ سرنخ است، اما در جدول‌ها معمولاً هدف یافتن یک واژهٔ مستقل و موجز است. «توفیق» هم این ایجاز را دارد و هم در منابع لغوی با معنای دست یافتن به کار ثبت شده است.

توفیق در جمله چگونه به کار می‌رود؟

شناخت هم‌نشین‌های یک کلمه کمک می‌کند اطمینان پیدا کنیم جواب فقط از نظر لغت‌نامه‌ای درست نیست، بلکه در زبان واقعی نیز طبیعی است. «توفیق» اغلب با فعل‌های «یافتن»، «داشتن»، «حاصل کردن» و «نصیب شدن» می‌آید. گاهی نیز با صفت‌هایی مانند «بزرگ»، «کامل» یا «روزافزون» همراه می‌شود.

«او در پایان دادن به این طرح دشوار توفیق یافت.» در این جمله، توفیق یافت یعنی توانست کار را با نتیجهٔ مطلوب تمام کند.
«توفیق دیدار دوست قدیمی نصیب ما شد.» این کاربرد، فراهم شدن فرصت یا امکان مطلوب را نیز به معنای واژه اضافه می‌کند.
«این گروه در رسیدن به هدف خود توفیق چندانی نداشت.» اینجا نبود توفیق همان نرسیدن به نتیجه و ناکامی است.

عبارت آشنای «به توفیق الهی» لایهٔ دیگری از این واژه را نشان می‌دهد: در متون دینی و رسمی، توفیق می‌تواند یاری خداوند و موافق افتادن اسباب کار باشد. این معنی با کامیابی تعارضی ندارد؛ بلکه علت یا زمینهٔ آن کامیابی را برجسته می‌کند. به همین سبب واژه از یک «موفقیت» ساده، اندکی رسمی‌تر و پربارتر است.

ساخت و خانوادهٔ معنایی واژه

«توفیق» واژه‌ای عربی‌تبار و رایج در فارسی است. در فارسی امروز آن را هم به‌تنهایی و هم در ترکیب‌هایی مانند «کسب توفیق»، «توفیق خدمت»، «توفیق روزافزون» و «توفیق یافتن» می‌بینیم. صفت رایجِ هم‌معنای آن «موفق» و اسم امروزیِ نزدیک به آن «موفقیت» است. با وجود هم‌ریشگیِ تاریخی توفیق و موفق، کاربردشان کاملاً یکسان نیست: می‌گوییم «فردی موفق»، اما معمولاً نمی‌گوییم «فردی توفیق»؛ توفیق نامِ حالت یا کامیابی است.

  • توفیق یافتن: موفق شدن و به نتیجه رسیدن در انجام یک کار.
  • کسب توفیق: به دست آوردن کامیابی؛ ترکیبی رسمی و نوشتاری.
  • توفیق خدمت: فرصت و امکان ارزشمند برای خدمت کردن.
  • عدم توفیق: نرسیدن به نتیجه؛ تعبیر رسمی برای ناکامی.

از تعریف تا جواب نهایی

اگر عبارت «دست یافتن» را به «رسیدن به مقصود» باز کنیم، حلقهٔ معنایی پاسخ آشکار می‌شود: کسی کاری را آغاز می‌کند، اسباب آن فراهم می‌شود و سرانجام به نتیجهٔ مطلوب می‌رسد. نام این کامیابی «توفیق» است. از سوی دیگر، شکل نوشتاری واژه نیز هیچ فاصله یا نیم‌فاصله‌ای ندارد و باید یکپارچه نوشته شود.

وجود گزینه‌هایی مثل نیل یا وصول به معنای نادرست بودن آنها در همهٔ جدول‌ها نیست. «نیل» برای «رسیدن به» و «وصول» برای «رسیدن» جواب‌های پذیرفتنی‌اند، به‌خصوص اگر تعداد خانه‌ها یا حروف تقاطعی آنها را بخواهد. اما برای همین سرنخ و پاسخ ثبت‌شده، «توفیق» انتخاب اصلی است؛ زیرا هم معنای «دست یافتن به کاری» و هم مفهوم کامیابی را پوشش می‌دهد.

جمع‌بندی واژه: «توفیق» را با املای تـو‌فـیـق وارد کنید. معنی محوری آن در اینجا دست یافتن به مقصود و موفق شدن است؛ آن را با «تفوق» به معنی برتری اشتباه نگیرید.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.