پرش به محتوای اصلی

دستبند در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: یاره، دستیاره
«یاره» صورت کوتاه‌تر و رایج‌ترِ جدولی است و «دستیاره» هم به معنی دستبند زینتی آمده است.

در این سرنخ، منظور از دستبند یک زیورِ بسته‌شده به مچ یا بازو است. پاسخ ذخیره‌شده دو واژه هم‌معنی را کنار هم می‌آورد: «یاره» برای خانه‌های کمتر و «دستیاره» برای پاسخ بلندتر. هر دو به حوزه زیور و آرایه تعلق دارند، نه به «دستیار» به معنای کمک‌کار و نه لزوماً به دستبند فلزیِ زندانی.

دو صورت پاسخ، با دو طول متفاوت

یاره۴ حرف
یاره

نامی کهن برای دستبند یا دست‌برنجن زینتی؛ در متن‌های قدیمی گاهی دامنه معنای آن تا طوق گردن نیز گسترش یافته است. برای سرنخ کوتاه و بی‌قیدِ «دستبند»، این واژه انتخاب نخست است.

دستیاره۷ حرف
دستیاره

صورت بلندتری با معنای روشنِ زیور دست است. «دستیاره» با ه پایانی نوشته می‌شود؛ همین حرف پایانی آن را از «دستیار» به معنی معاون و کمک‌کننده جدا می‌کند.

تشخیص سریع از روی خانه‌ها: اگر چهار خانه در اختیار است، «یاره» دقیقاً می‌نشیند؛ اگر پاسخ هفت‌حرفی خواسته شده، «دستیاره» با شمارش د، س، ت، ی، ا، ر، ه سازگار است. فاصله و نیم‌فاصله‌ای در هیچ‌یک وجود ندارد.

یاره دقیقاً چه چیزی را نام می‌برد؟

یاره در واژگان فارسیِ کهن، حلقه یا زیوری است که بر دست، مچ یا بازو می‌بستند. جنس آن می‌توانست با جایگاه دارنده و فضای روایت تفاوت کند: زر، سیم، گوهر یا ترکیبی از این مواد. به همین سبب، این کلمه در بافت ادبی فقط نام یک وسیله روزمره نیست؛ می‌تواند نشانه آراستگی، شکوه، هدیه شاهانه یا تجهیزات ظاهری یک پهلوان باشد.

امروزه «دستبند» واژه عمومی و بی‌نشان است، اما «یاره» حال‌وهوایی ادبی و تاریخی دارد. همین کوتاهی و مشخص‌بودن معنا باعث شده است در واژه‌گزینیِ جدول‌ها ماندگار بماند. خواننده ممکن است این واژه را در گفت‌وگوی روزانه کمتر بشنود، ولی در فرهنگ‌ها آن را برابر دستبند و دست‌برنجن می‌یابد.

نقشه معنایی یاره و دستیارهارتباط دو پاسخ یاره و دستیاره با زیور مچ و تفاوت آن‌ها با طوق گردن و دستبند محدودکننده زیورِ دستمعنای مشترک یاره۴ حرف دستیاره۷ حرف کاربرد کهن: گاه طوق معنای اصلی: دستبند

املای درست و نکته آوایی

«یاره» با ی آغاز و با ه پایان می‌یابد: یـا‌ر‌ه. آوای بخش نخست کشیده است و واژه را می‌توان «یارِه» خواند. حذف ه پایانی، پاسخ را به «یار» تبدیل می‌کند که معنای دوست و همراه دارد و دیگر برابر دستبند نیست.

در «دستیاره» نیز بخش پایانی همان «یاره» دیده می‌شود و کل واژه یکپارچه نوشته می‌شود. شباهت ظاهری آن با «دستیار» ممکن است باعث لغزش شود: دستیار شش حرف و به معنی کمک‌کار است، در حالی که دستیاره هفت حرف دارد و نام زیور است. پس «ه» آخر یک حرف زائد یا نشانه نگارشی نیست؛ بخشی از ساختمان پاسخ است.

مرز معنایی با واژه‌های نزدیک

النگو

نوعی زیور حلقه‌ای و معمولاً یکپارچه است که دور مچ قرار می‌گیرد. هر النگو دستبند به شمار می‌آید، اما دستبند می‌تواند زنجیر، قفل یا بند انعطاف‌پذیر داشته باشد. اگر سرنخ بر شکل حلقه‌ای تأکید کند، «النگو» محتمل‌تر می‌شود.

دست‌برنجن

واژه‌ای قدیمی برای آرایه دست یا بازو و از نزدیک‌ترین هم‌معنی‌های یاره است. طول آن از پاسخ اصلی بیشتر است و در جدول معمولاً فقط با تعداد خانه مناسب یا سرنخی مانند «زیور بازو» انتخاب می‌شود.

دستینه

در برخی فرهنگ‌ها برای چیزی که به دست یا مچ بسته یا پوشیده می‌شود آمده است. دامنه آن می‌تواند از زیور فراتر برود؛ بنابراین در برابر سرنخ ساده «دستبند»، صراحت «یاره» بیشتر است.

بخو و غل

به ابزار بستن و محدودکردن دست اشاره دارند، نه زیور آراستگی. «بخو» پاسخ سه‌حرفیِ خاص برای دست‌بند آهنین یا بندِ دست است و «غل» نیز معنای قید و زنجیر دارد؛ فضای سرنخ تعیین‌کننده است.

واژه «سِوار» یا «اِسوار» نیز در منابع کهن در معنای دست‌برنجن دیده می‌شود و جمع عربی آن «اَساوِر» است. با این حال، برای همین عنوان و پاسخ ذخیره‌شده، آوردن آن‌ها به جای «یاره، دستیاره» ضرورتی ندارد؛ این صورت‌ها زمانی اهمیت پیدا می‌کنند که حروف متقاطع یا لحن عربیِ سرنخ به آن‌ها اشاره کند.

چرا یاره در زبان ادبی برجسته است؟

زیور در روایت‌های حماسی و درباری تنها برای زیبایی توصیف نمی‌شود. کنار هم آمدن یاره با تاج، دیهیم، طوق، گوشوار، کمر زرین یا گوهر، تصویری از رتبه و شکوه صاحب آن می‌سازد. یاره ممکن است بر بازوی پهلوان، شاه یا بانویی بلندپایه قرار گیرد و بخشی از پوشش آیینی یا هدیه ارزشمند باشد. بنابراین معنای تاریخی واژه از تصویر امروزیِ یک دستبند ساده غنی‌تر است.

در بعضی شواهد قدیمی، «یاره» هم برای پیرایه دست و هم برای طوق گردن به کار رفته است. این دوگانگی عجیب نیست؛ نام زیورها در دوره‌ها و متن‌های مختلف گاهی بر پایه شکل حلقه‌ای، جنس گران‌بها یا محل بستن جابه‌جا شده است. با این همه، معنای روشن و مناسبِ عنوان حاضر همان دستبند است و معنای طوق فقط نکته‌ای برای فهم متن کهن به شمار می‌رود.

زیور مچ و بازوواژه ادبی و کهنساخته‌شده از زر یا گوهر در توصیف‌هاگاه طوق در شواهد قدیمی

کاربرد درست در جمله

کاربرد توصیفی: «یاره زرین بر مچ او در نور می‌درخشید.» در این جمله، واژه به‌روشنی نام یک زیور است.
کاربرد تاریخی: «در میان آرایه‌های بازو، یاره‌ای گوهرنشان دیده می‌شد.» همراهی با «آرایه» و «گوهرنشان» زمینه کهن کلمه را نشان می‌دهد.
کاربرد واژه‌نامه‌ای: «دستیاره را برابر دستبند و النگو نوشته‌اند.» این جمله صورت بلند پاسخ را بدون اشتباه با دستیار توضیح می‌دهد.

اگر در متنی امروزین از «دستبند چرمی»، «دستبند سلامتی» یا «دستبند هوشمند» سخن برود، جایگزین‌کردن آن با یاره طبیعی نیست؛ یاره بار زینتی و ادبی دارد. این تفاوتِ بافتی مهم است: هم‌معنی‌ها همیشه در همه ترکیب‌ها جانشین کامل یکدیگر نیستند.

جمع‌بندی انتخاب واژه

پاسخ مستقیم این عنوان همان دو صورت ثبت‌شده است. «یاره» واژه‌ای چهارحرفی، فشرده و مستند برای زیور دست است؛ «دستیاره» شکل هفت‌حرفی و صریح‌تر آن به شمار می‌آید. تفاوت میان این دو، اختلاف در اصل معنا نیست، بلکه بیش از همه به صورت واژه و تعداد حروف مربوط می‌شود.

نتیجه نهایی: برای چهار خانه «یاره» و برای هفت خانه «دستیاره» را بنویسید. اگر سرنخ از قید، زنجیر یا دست‌بند زندانی سخن گفته باشد، واژه‌هایی چون «بخو» یا «غل» به معنای دیگری تعلق دارند و نباید با زیورِ مورد نظر این پاسخ یکی گرفته شوند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.