پرش به محتوای اصلی

مجرد در جدول

۷ دقیقه مطالعه
پاسخ: عزب
معادل سه‌حرفیِ «مجرد» به معنای کسی که همسر ندارد.

در این سرنخ، «مجرد» درباره وضعیت تأهل به کار رفته است و پاسخ کوتاه و شناخته‌شده آن عزب است. این واژه با سه حرف «ع، ز، ب» نوشته می‌شود و دقیقاً به فرد بی‌همسر اشاره دارد. کوتاهی واژه و هم‌معنایی روشن آن با مجرد سبب شده است که در جدول‌های فارسی جایگاهی آشنا داشته باشد.

ساخت پاسخ در سه خانه

عزب

ترتیب خواندن از راست به چپ است: ع + ز + ب = عزب. نه «الف» در آغاز آن می‌آید و نه حرف دیگری میان ز و ب قرار می‌گیرد.

عزب دقیقاً به چه کسی گفته می‌شود؟

عزب صفتی برای کسی است که همسر ندارد؛ در تعریف‌های واژه‌نامه‌ای، هم مردِ بی‌زن و هم زنِ بی‌شوهر را در بر می‌گیرد. با این حال در کاربرد رایج فارسی، این واژه بیشتر برای مرد مجرد شنیده می‌شود. پس هسته معنایی آن «نداشتن همسر» است، نه الزاماً تنها زندگی کردن، گوشه‌گیری یا نداشتن خانواده.

برای نمونه، ممکن است فردی عزب باشد اما با پدر و مادر یا دیگر اعضای خانواده زندگی کند. برعکس، کسی می‌تواند متأهل باشد ولی به دلیل سفر یا کار، مدتی تنها زندگی کند. این تفاوت نشان می‌دهد که «عزب» وضعیت زناشویی را بیان می‌کند، در حالی که «تنها» بیشتر شیوه یا موقعیت زندگی را وصف می‌کند.

نقشه معنایی واژه مجرد و پاسخ عزب مجرد در معنای وضعیت تأهل به عزب می‌رسد، اما در معناهای تنهایی، خالص بودن و غیرمادی بودن پاسخ‌های دیگری می‌طلبد. مجردواژه‌ای با چند شاخه معنایی بی‌همسر ← عزبمعنای مورد نظر این جدول تک و تنهالزومی ندارد عزب باشد پیراسته یا غیرمادیمعنای فلسفی و ادبی

چرا «مجرد» همیشه عزب نیست؟

واژه «مجرد» چندمعناست و پاسخ جدول از بافت سرنخ و تعداد خانه‌ها معلوم می‌شود. در گفت‌وگوی روزانه، وقتی از وضعیت مدنی یا خانوادگی فرد سخن می‌گوییم، مجرد در برابر «متأهل» قرار می‌گیرد و عزب پاسخ مناسبی است. ولی همین کلمه در جمله‌های دیگر می‌تواند معنایی کاملاً متفاوت پیدا کند.

وضعیت تأهل

«او هنوز مجرد است» یعنی همسر ندارد. در این شاخه، عزب هم‌معنای کوتاه و دقیق است.

خالص و بدون افزوده

در ترکیبی مانند «یک فرض مجرد»، مقصود چیزی جداشده از جزئیات یا پیراسته از ضمائم است؛ عزب در این معنا درست نیست.

معنای فلسفی

«موجود مجرد» به موجود غیرمادی گفته می‌شود. این کاربرد تخصصی هیچ ارتباطی با ازدواج یا بی‌همسری ندارد.

کاربرد ادبی دیگری نیز وجود دارد: «شمشیر مجرد» یعنی شمشیر از نیام کشیده و برهنه. بنابراین اگر سرنخ جدول عبارتی مانند «تیغ مجرد» یا «موجود مجرد» باشد، نباید صرفاً با دیدن کلمه مجرد، پاسخ عزب را وارد کرد. عنوان حاضر کوتاه و بی‌قید است و پاسخ ذخیره‌شده نیز معنای رایجِ وضعیت تأهل را قطعی می‌کند.

مرز معنایی عزب با پاسخ‌های نزدیک

چند واژه در همسایگی معنایی عزب قرار دارند، اما جایگزین همیشگی آن نیستند. شناخت همین مرزها کمک می‌کند عبارت دقیق سرنخ را درست تفسیر کنیم:

  • بی‌همسر: روشن‌ترین معادل توضیحی عزب است و درباره هر دو جنس کاربرد دارد، اما از نظر تعداد حروف بسیار بلندتر است.
  • بی‌زن: فقط درباره مردی به کار می‌رود که زن ندارد. دامنه آن از عزب محدودتر است و شکل نوشتاری‌اش نیز سه‌حرفی نیست.
  • تنها: نبودن همراه را می‌رساند. یک فرد عزب ممکن است تنها نباشد و یک فرد متأهل نیز ممکن است در لحظه تنها باشد.
  • تک: بر یگانگی یا یکی بودن تکیه دارد؛ کوتاه است، ولی وضعیت تأهل را با دقت عزب بیان نمی‌کند.
  • فرد: گاهی در برابر جمع می‌آید و گاهی به معنای شخص است. این واژه نیز به خودی خود از ازدواج‌نکردن خبر نمی‌دهد.
نکته املایی: «عزب» را نباید با «عذاب» اشتباه گرفت. عذاب چهار حرف دارد و به معنای رنج و کیفر است؛ عزب سه حرف دارد و در اینجا یعنی بی‌همسر. شباهت ظاهری آغاز و پایان این دو واژه، معنای کاملاً متفاوتشان را تغییر نمی‌دهد.

خانواده واژگانی و کاربرد در جمله

از همین حوزه معنایی، واژه «عزوبت» نیز در فارسی دیده می‌شود که به حالت عزب بودن یا بی‌همسری اشاره دارد. این صورت بیشتر در نوشته‌های رسمی، قدیمی یا ادبی به چشم می‌خورد و در مکالمه امروز، «مجرد بودن» طبیعی‌تر است. صورت جمع «عزاب» هم برای گروهی از افراد بی‌همسر به کار رفته، هرچند در زبان امروزی تعبیر «افراد مجرد» روان‌تر و خنثی‌تر است.

نمونه مستقیم

«او عزب است» یعنی او همسر ندارد. تمرکز جمله بر وضعیت تأهل است.

نمونه متمایز

«او امروز در خانه تنهاست» فقط از نبود همراه در آن زمان می‌گوید و عزب بودن را ثابت نمی‌کند.

کاربرد اسمی

«عزوبت» نامِ حالت بی‌همسر بودن است و از نظر ساخت با صفت عزب تفاوت دارد.

تقابل روشن

در فرم‌های وضعیت تأهل، «مجرد» معمولاً در برابر «متأهل» نوشته می‌شود؛ همین تقابل معنای مورد نظر را مشخص می‌کند.

سه حرف، یک معنای مشخص

ویژگی مهم پاسخ این است که بدون عبارت اضافی، مفهوم «فاقد همسر» را در قالبی فشرده منتقل می‌کند. «بی‌همسر» برای توضیح روزمره شفاف‌تر است، اما عزب همان مفهوم را تنها در سه خانه جا می‌دهد. از سوی دیگر، واژه‌هایی مانند «تک» یا «تنها» هرچند کوتاه‌اند، اطلاعات لازم درباره وضعیت تأهل را به همان دقت نمی‌رسانند.

بار کاربردی واژه نیز شایان توجه است. «مجرد» در فارسی امروز واژه‌ای رایج و خنثی در فرم‌ها و گفت‌وگوهاست، در حالی که «عزب» قدیمی‌تر و ادبی‌تر به گوش می‌رسد. همین کوتاهی و رنگ واژگانی قدیمی، آن را برای زبان فشرده جدول مناسب کرده است؛ جایی که واژه‌های کم‌کاربردترِ فرهنگ لغت دوباره زنده می‌شوند.

۳ حرفاملای درست: عزبمعنی: بی‌همسرمتضاد معنایی: متأهلکاربرد: وضعیت تأهل

تشخیص پاسخ از روی صورت سرنخ

اگر سرنخ تنها «مجرد» باشد و سه خانه در اختیار قرار گیرد، عزب انتخاب مستقیم است. اگر تعداد خانه‌ها بیشتر باشد یا سرنخ قیدی مانند «در فلسفه»، «تنها»، «خالص» یا «شمشیر» داشته باشد، یکی از معناهای دیگر مجرد مطرح می‌شود. پس تعداد حروف در کنار بافت زبانی عمل می‌کند: سه خانه، معنای بی‌همسر و املای عین ـ ز ـ ب کاملاً با یکدیگر جور درمی‌آیند.

همچنین «عزب» از نظر جنس دستوری به مرد محدود نیست، هرچند کاربرد عرفی آن برای مردان پررنگ‌تر است. اگر طراح صریحاً «زن بی‌شوهر» را بخواهد، ممکن است سراغ واژه‌ای ویژه‌تر برود؛ اما برای سرنخ عمومی «مجرد»، عزب دامنه معنایی لازم را دارد و پاسخ معیار محسوب می‌شود.

جمع‌بندی معنایی

پاسخ نهایی عزب است: واژه‌ای سه‌حرفی با تلفظ «عَزَب» و به معنای کسی که همسر ندارد. «بی‌همسر» توضیح امروزی و روشن آن است، «متأهل» در سوی مقابل معنایی قرار می‌گیرد، و «تنها» یا «تک» فقط در سرنخ‌هایی با بافت متفاوت می‌توانند مطرح شوند. در نتیجه برای همین عنوان، چینش درست خانه‌ها از راست به چپ «ع، ز، ب» خواهد بود.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.