پرش به محتوای اصلی

محبوس در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: زندانی، اسیر
«زندانی» معادل مستقیم‌تر است و «اسیر» نیز با توجه به خانه‌های جدول می‌نشیند.

واژهٔ «محبوس» دربارهٔ کسی یا چیزی به کار می‌رود که امکان بیرون رفتن، حرکت آزادانه یا رهایی از او گرفته شده است. در یک سرنخ کوتاه جدولی، دو پاسخ ثبت‌شده و رایج آن زندانی و اسیر هستند؛ با این تفاوت که این دو واژه در همهٔ جمله‌ها کاملاً هم‌پوشان نیستند.

انتخاب نخست برای سرنخ

اگر صورت سؤال فقط «محبوس» باشد و هیچ قرینهٔ دیگری نداشته باشیم، «زندانی» روشن‌ترین برگردان است. زندانی شخصی است که در زندان یا محلی بسته نگهداری می‌شود و آزادی رفت‌وآمد ندارد.

زندانی: ۷ حرفاسیر: ۴ حرف

چرا دو جواب آمده است؟

جدول‌ساز ممکن است بر اساس شمار خانه‌ها یکی از مترادف‌ها را بخواهد. چهار خانه به «اسیر» و هفت خانه به «زندانی» اشاره می‌کند. حروف متقاطع تعیین می‌کنند کدام پاسخ نهایی است.

هستهٔ معنایی «محبوس» چیست؟

«محبوس» از خانوادهٔ «حبس» است. حبس یعنی بازداشتن و مانع آزادی شدن؛ بنابراین محبوس در ساده‌ترین معنا «حبس‌شده» یا «نگه‌داشته‌شده در بند» است. این واژه در فارسی هم نقش صفت دارد، مانند «مرد محبوس»، و هم می‌تواند به جای اسم شخص بنشیند، مانند «محبوس آزاد شد». در کاربرد روزمره، «زندانی» طبیعی‌تر شنیده می‌شود، اما «محبوس» لحن رسمی‌تر، کهن‌تر یا حقوقی‌تری دارد.

مکان بستهکسی که در زندان، بازداشتگاه یا اتاقی بسته نگه داشته شده است.
سلب آزادیفردی که اختیار رفت‌وآمد و خروج از او گرفته شده است.
کاربرد مجازیچیزی که در فضایی محدود مانده؛ مانند هوای محبوس یا صدای محبوس.
رابطهٔ معنایی محبوس با زندانی و اسیرمحبوس در مرکز قرار دارد، زندانی معادل مستقیم آن است و اسیر دامنه‌ای گسترده‌تر دارد.محبوسزندانیاسیروجه مشترک: نداشتن آزادیتأکید بر زندان و حبستأکید بر گرفتار شدن

مرز ظریف میان «زندانی» و «اسیر»

زندانی

واژه‌ای دقیق برای کسی است که در زندان به سر می‌برد یا به هر دلیل در محلی تحت حبس نگهداری می‌شود. این واژه می‌تواند دربارهٔ متهم، محکوم یا فردی که به ناحق حبس شده به کار رود؛ خود کلمه دربارهٔ علت زندانی شدن داوری نمی‌کند.

نمونه: زندانی پس از پایان دورهٔ حبس آزاد شد.

اسیر

دامنهٔ معنایی گسترده‌تری دارد. اسیر ممکن است در جنگ به دست دشمن افتاده باشد، به دست فردی گرفتار شده باشد یا حتی به شکل مجازی زیر نفوذ یک احساس قرار گیرد. پس هر اسیری الزاماً در ساختمان زندان نیست.

نمونه: سربازان اسیر پس از توافق مبادله شدند.

وجه مشترک هر دو پاسخ، از دست رفتن آزادی است. تفاوت اصلی در تصویر ذهنی آنهاست: «زندانی» دیوار، سلول یا حکم حبس را تداعی می‌کند؛ «اسیر» بیشتر گرفتار شدن به دست دیگری را. به همین دلیل برای خودِ واژهٔ «محبوس»، پاسخ «زندانی» از نظر لغوی یک گام نزدیک‌تر است، اما «اسیر» در زبان جدول جواب معتبر و جاافتاده‌ای محسوب می‌شود.

نکتهٔ املایی: «زندانی» با پسوند «ـی» نوشته می‌شود و هفت حرف دارد؛ «اسیر» نیز چهار حرف است. در شمارش خانه‌های جدول، نشانه‌های آوایی و نیم‌فاصله‌ای وجود ندارد و هر حرف فارسی یک خانه را پر می‌کند.

واژه در جمله چه رنگ معنایی می‌گیرد؟

معنای محبوس فقط به انسان محدود نیست. همراهی آن با اسم‌های گوناگون نشان می‌دهد که گاهی «زندانی» بهترین جایگزین است و گاهی باید از «گرفتار»، «حبس‌شده» یا «محصور» کمک گرفت. نمونه‌های زیر این تغییر را روشن می‌کنند:

شخص محبوسدر این ترکیب، «فرد زندانی» یا «فرد دربند» برابر طبیعی است.
هوای محبوسمنظور هوایی است که راه گردش و خروج ندارد؛ نمی‌توان آن را «هوای زندانی» دانست مگر در بیان شاعرانه.
نفس محبوسنفسی که در سینه نگه داشته شده یا مجال بیرون آمدن نیافته است؛ کاربردی تصویری و ادبی.
محبوس در قلعه«زندانی در قلعه» و «دربند در قلعه» هر دو درست‌اند، زیرا مکانِ حبس در جمله مشخص است.
اسیر ترساین تعبیر مجازی درست است، اما «زندانی ترس» ادبی‌تر و کم‌کاربردتر است؛ همین نمونه گستردگی معنای «اسیر» را نشان می‌دهد.

پاسخ‌های نزدیک و زمان مناسب استفاده از آنها

اگر تعداد خانه‌ها با دو جواب اصلی سازگار نبود، چند هم‌معنی نزدیک ممکن است مطرح شوند؛ البته شکل دقیق سرنخ و حروف تقاطعی باید آنها را تأیید کند:

بندیدربندگرفتاربازداشتیمحصورحبسی

بندی واژه‌ای کوتاه و قدیمی‌تر برای زندانی است و در شعر و نثر نیز دیده می‌شود. دربند هم بر بسته بودن و نداشتن آزادی تأکید دارد و برای شخص مناسب است. گرفتار معنایی عمومی‌تر دارد؛ فرد گرفتار ممکن است اصلاً حبس فیزیکی نشده باشد و فقط در مشکل یا وضعیتی دشوار مانده باشد.

بازداشتی بیشتر در متن خبری و حقوقی به فردی گفته می‌شود که بازداشت شده است؛ بازداشت لزوماً به معنی صدور حکم قطعی زندان نیست. محصور برای شخص، مکان یا چیزی که در محدوده‌ای بسته قرار گرفته کاربرد دارد و الزاماً بار کیفری ندارد. «حبسی» نیز در برخی فرهنگ‌ها و کاربردهای گفتاری به معنای محبوس و زندانی آمده، ولی در فارسی امروز از «زندانی» کم‌کاربردتر است.

خانوادهٔ واژه و پیوندهای آن

شناخت واژه‌های هم‌خانواده کمک می‌کند معنای سرنخ دقیق‌تر در ذهن بماند. «حبس» نامِ عملِ بازداشتن یا زندانی کردن است؛ «محبس» به معنای زندان و محل حبس به کار می‌رود؛ «حبس کردن» فعل رایج این خانواده است و «محبوس» نتیجهٔ آن عمل را نشان می‌دهد، یعنی کسی یا چیزی که حبس شده است. در ساخت عربی، «محبوس» اسم مفعول است، اما در جملهٔ فارسی بی‌دردسر مانند یک صفت یا اسم به کار می‌رود.

تضاد معنایی این گروه نیز روشن است: «آزاد»، «رها» و «آزادشده». اگر در جدول سرنخ به صورت «مخالف محبوس» آمده باشد، باید به سراغ این واژه‌ها رفت، نه «زندانی» یا «اسیر». همچنین «حبس» پاسخ خودِ عمل است، در حالی که «محبوس» شخص یا چیزِ گرفتارِ آن وضعیت را توصیف می‌کند.

جمع‌بندی انتخاب بر اساس خانه‌ها

برای سرنخ حاضر، پاسخ ذخیره‌شده دقیق و از نظر معنایی قابل دفاع است. اگر جای پاسخ هفت‌خانه‌ای باشد، «زندانی» را بنویسید؛ اگر چهار خانه در اختیار دارید، «اسیر» انتخاب مناسب است. در نبود تعداد خانه یا حروف کمکی، «زندانی» به دلیل ارتباط مستقیم با حبس اولویت دارد. گزینه‌هایی مانند «بندی» و «دربند» تنها هنگامی انتخاب بهتری می‌شوند که طول پاسخ یا تقاطع‌ها به‌روشنی آنها را طلب کنند.

نتیجهٔ نهایی: محبوس یعنی کسی که آزادی‌اش گرفته شده و در بند نگه داشته می‌شود. پاسخ اصلی جدول «زندانی» است و پاسخ کوتاه‌تر و رایج دیگر «اسیر»؛ انتخاب میان آنها به تعداد خانه‌ها وابسته است.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.