پرش به محتوای اصلی

متفق در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: همدل، همصدا
هر دو واژه بر همراهی و توافق دلالت دارند.

«متفق» درباره کسی یا گروهی به کار می‌رود که با دیگری سازگار، همراه یا هم‌نظر شده است. در سرنخ کوتاه جدول، این مفهوم ممکن است از زاویه اندیشه و احساس دیده شود که پاسخ آن «همدل» است، یا از زاویه بیان یک نظر مشترک که به «همصدا» می‌رسد. بنابراین پاسخ ذخیره‌شده نه دو حدس جدا، بلکه دو صورت نزدیک از یک هسته معنایی است: نبودِ اختلاف و قرار گرفتن در یک جهت.

چرا «همدل» و «همصدا» هر دو جواب‌اند؟

همدل

کسی است که با دیگری احساس، اندیشه یا خواست مشترک دارد. این واژه نزدیکی درونی را برجسته می‌کند؛ یعنی افراد پیش از آنکه چیزی را به زبان بیاورند، در رأی یا عاطفه با هم همراه‌اند.

نمونه: اعضای گروه درباره ادامه کار همدل بودند.
همصدا

به کسانی گفته می‌شود که سخنی یکسان می‌گویند یا موضعی مشترک را آشکارا بیان می‌کنند. «صدا» در این ترکیب فقط صوت واقعی نیست و می‌تواند کنایه از نظر و خواسته اعلام‌شده باشد.

نمونه: حاضران همصدا از پیشنهاد تازه حمایت کردند.

پس اگر بافت سرنخ بر یکدلی و نزدیکی رأی تکیه داشته باشد، «همدل» دقیق‌تر به نظر می‌رسد؛ اگر سخن از اعلام جمعی، هم‌قولی یا بیان مشترک باشد، «همصدا» انتخاب روشن‌تری است. خودِ سرنخ «متفق» بدون جمله تکمیلی، ظرفیت پذیرفتن هر دو را دارد.

ساخت و معنای واژه «متفق»

متفق واژه‌ای عربی و وابسته به خانواده «وَفق» است؛ خانواده‌ای که مفهوم سازگاری، هماهنگی و موافقت را در خود دارد. در فارسی امروز، «متفق بودن» معمولاً یعنی بر سر موضوعی توافق داشتن یا در کاری با یکدیگر متحد بودن. به همین دلیل، مترادف مناسب آن با توجه به جمله تغییر می‌کند: گاهی «موافق»، گاهی «متحد» و در سرنخ حاضر «همدل» یا «همصدا».

در خواندن معیار، واژه را «مُتَّفِق» تلفظ می‌کنیم. تشدید روی «ت» نتیجه ساخت عربی کلمه است، اما در نوشتار معمول فارسی نشانه‌های حرکت و تشدید درج نمی‌شوند و همان صورت ساده «متفق» درست و کافی است. نباید آن را با «متفاوت» یا «منافق» که فقط شباهتی ظاهری دارند، پیوند معنایی داد.

مترادف‌های نزدیک و مرز کاربردشان

متحدموافقهم‌رأییکدلهم‌داستانهم‌پیمان

متحد بر پیوستن چند نفر یا چند گروه در قالب یک مجموعه تأکید دارد و ممکن است حتی بدون صمیمیت عاطفی رخ دهد. دو گروه می‌توانند برای رسیدن به هدفی محدود متحد شوند، اما الزاماً همدل نباشند. موافق بیشتر پذیرش یک گفته، تصمیم یا پیشنهاد را می‌رساند؛ ازاین‌رو برای جمله‌ای مانند «او با طرح موافق است» طبیعی‌تر است.

هم‌رأی یا «همرأی» دقیقاً اشتراک نظر را نشان می‌دهد و به «متفق‌الرأی» نزدیک است. یکدل بار عاطفی و ادبی بیشتری دارد و همراهی صمیمانه را القا می‌کند. هم‌داستان در نثر ادبی و قدیمی‌تر به معنای موافق و همراه دیده می‌شود، در حالی که هم‌پیمان وجود عهد یا پیمان را پیش می‌کشد. این واژه‌ها از نظر کلی به سرنخ نزدیک‌اند، ولی جای «همدل، همصدا» را در پاسخ ثبت‌شده تغییر نمی‌دهند.

تمایز مهم: «همدل» لزوماً به معنای تأیید لفظ‌به‌لفظ سخن دیگری نیست؛ ممکن است دو نفر درد و مقصود مشترکی داشته باشند، اما راه‌حل‌های متفاوتی پیشنهاد کنند. «همصدا» معمولاً مرحله آشکارتر توافق است: افراد یک خواسته یا موضع را با بیان‌هایی نزدیک مطرح می‌کنند.

متفق در چند ترکیب پرکاربرد

متفق‌القولکسانی که یک سخن یا داوری مشترک دارند؛ از نظر معنایی به «همصدا» نزدیک‌تر است.
متفق‌الرأیکسانی که رأی و نظرشان یکی است؛ «هم‌رأی» و در بسیاری از بافت‌ها «همدل» برابرهای مناسبی‌اند.
متفق‌علیهموضوعی که درباره آن توافق وجود دارد؛ این ترکیب بیشتر در نوشته‌های علمی، دینی یا حقوقی دیده می‌شود.

ترکیب «متفقین» نیز جمعِ متفق است، اما در متن تاریخی معنایی اصطلاحی پیدا می‌کند و معمولاً به دولت‌های متحد در برابر قدرت‌های محور در جنگ جهانی دوم، یا به اتحادهای مشخص در جنگ جهانی اول اشاره دارد. پس هر جا «متفقین» می‌بینیم نباید آن را صرفاً معادل چند فرد همدل دانست؛ بافت تاریخی تعیین‌کننده است.

نکته نگارشی: در ترکیب‌هایی مانند «متفق‌القول» و «متفق‌الرأی» استفاده از نیم‌فاصله، اجزای کلمه را خواناتر می‌کند. «همدل» و «همصدا» هر دو یکپارچه نوشته می‌شوند؛ زیرا «هم» در اینجا جزء سازنده واژه مرکب است، نه قید مستقلی به معنای «نیز».

از توافق درونی تا بیان مشترک

می‌توان رابطه این سه واژه را یک مسیر معنایی دید. نخست، اشخاص درباره اصل موضوع به توافق می‌رسند و «متفق» می‌شوند. اگر این نزدیکی با درک متقابل یا احساس مشترک همراه باشد، «همدل» توصیف خوبی است. هنگامی که همان توافق را به صورت یک خواسته یا موضع واحد بیان کنند، «همصدا» نیز صدق می‌کند. البته این مسیر همیشه زمانی نیست؛ ممکن است افراد از آغاز همدل و همصدا باشند یا تنها در یک تصمیم مشخص اتفاق نظر پیدا کنند.

برای نمونه، در جمله «اهالی درباره حفظ باغ قدیمی متفق بودند»، تأکید بر توافق جمعی است. اگر بگوییم «اهالی برای حفظ باغ همدل بودند»، پیوند و خواست درونی آنان برجسته می‌شود. در صورت «اهالی همصدا خواستار حفظ باغ شدند»، توجه از حالت ذهنی به اعلام آشکار مطالبه منتقل می‌شود. همین تفاوت ظریف توضیح می‌دهد چرا یک سرنخ می‌تواند چند پاسخ درست داشته باشد، اما هر پاسخ در جمله کامل رنگ خاص خود را نشان دهد.

جمع‌بندی معنایی پاسخ

در این سرنخ، «متفق» صفتِ همراهی و توافق است. «همدل» بُعد یکدلی و هم‌فکری آن را بازتاب می‌دهد و «همصدا» بُعد هم‌قولی و بیان مشترک را. «متحد»، «موافق»، «هم‌رأی» و «یکدل» نیز بسته به بافت از همسایه‌های معنایی‌اند، اما پاسخ اصلی همان دو واژه ثبت‌شده است.

اگر تنها خودِ عبارت «متفق در جدول» مطرح باشد، پاسخ مستقیم را به صورت همدل، همصدا وارد کنید.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.