پرش به محتوای اصلی

لیز در جدول

۷ دقیقه مطالعه
پاسخ: لغزان، لزج، لغزنده
تعداد خانه‌ها تعیین می‌کند کدام‌یک در جدول شما جای می‌گیرد.

سرنخ «لیز» کوتاه است، اما به دو ویژگی نزدیک اشاره می‌کند: چیزی که روی آن یا با آن سُر می‌خوریم، و چیزی که حالت چسبناک و لعاب‌دار دارد. به همین دلیل سه پاسخ ثبت‌شده هر سه معتبرند، ولی دقیقاً در یک موقعیت به کار نمی‌روند. «لغزان» و «لغزنده» بر امکان سُر خوردن تأکید دارند؛ «لزج» بیشتر جنس و قوام یک ماده را وصف می‌کند.

لغزانبرای سطح یا وضعیتی که ثبات ندارد و باعث لغزش می‌شود؛ صورتی کوتاه و رایج در جدول.۵ حرف
لزجبرای ماده‌ای چسبناک، لعاب‌دار یا مخاط‌مانند که لمس آن می‌تواند لیز باشد.۳ حرف
لغزندهبرابر روشن و مستقیم «لیز» در زبان معیار، به‌ویژه برای کف، راه، سنگ یا جسم.۷ حرف

انتخاب پاسخ با شمارش خانه‌ها

اگر ردیف جواب سه خانه دارد، «لزج» انتخاب سازگار است. در ردیف پنج‌خانه‌ای «لغزان» می‌نشیند و برای هفت خانه «لغزنده» پاسخ کامل‌تر است. در شمارش متداول جدول، هر حرف یک خانه می‌گیرد: «ل‌غ‌ز‌ا‌ن» پنج حرف و «ل‌غ‌ز‌ن‌د‌ه» هفت حرف دارد. حرکت‌ها و نشانه‌های آوایی خانه جداگانه نمی‌گیرند.

لغزان

تقاطع‌ها نیز میان پاسخ‌های هم‌معنی داوری می‌کنند. مثلاً اگر حرف سوم «ز» و حرف آخر «ج» باشد، «لزج» قطعی‌تر می‌شود؛ اگر پایان ردیف «ده» باشد، ساخت واژه به سوی «لغزنده» می‌رود. اینجا تعداد حروف برای تشخیص معنای مورد نظر سرنخ اهمیت واقعی دارد، نه صرفاً شکل ظاهری جواب.

نکته املایی: «لغزان» با «غ» و «ز» نوشته می‌شود و «لزج» با ترتیب ل، ز، ج. نزدیکی آوایی این واژه‌ها گاهی هنگام پرکردن جدول موجب جابه‌جایی حروف می‌شود.

«لغزان» و «لغزنده» چه تفاوتی دارند؟

هر دو از خانواده «لغزیدن» هستند و در بسیاری از جمله‌ها می‌توانند جای یکدیگر قرار بگیرند. بااین‌حال، «لغزنده» صفتی بسیار صریح برای چیزی است که زمینه لغزش را فراهم می‌کند: کف لغزنده، جاده لغزنده یا سنگ لغزنده. «لغزان» علاوه بر همین معنی، حالتی پویا یا ناپایدار را هم تداعی می‌کند؛ چیزی که می‌لغزد، در حال سُر خوردن است یا استواری کافی ندارد.

وقتی سطح مطرح است

در عبارت‌هایی مانند «کاشی خیس»، «پل یخ‌زده» و «راه گل‌آلود»، جواب «لغزنده» طبیعی‌تر و بی‌ابهام‌تر است. ویژگی اصلی سطح، کم شدن اصطکاک و امکان سُر خوردن است.

وقتی حرکت یا ناپایداری برجسته است

در توصیف «گام لغزان»، «پای لغزان» یا کاربردهای ادبی، «لغزان» خوش‌نشین‌تر است. این صورت می‌تواند هم ویژگی و هم حالت در حال وقوع را منتقل کند.

پس کوتاه‌تر بودن «لغزان» به معنی ناقص بودن آن نیست. این واژه یک صفت درست و مستقل است. تفاوت اصلی در سایه معنایی و ساخت جمله است: «سطح لغزنده بود» گزارشی مستقیم از سطح می‌دهد، اما «با قدمی لغزان پیش رفت» کیفیت حرکت را به تصویر می‌کشد.

رابطه معنایی لیز با سه پاسخ جدوللیز در مرکز است و دو شاخه سطح کم‌اصطکاک و ماده چسبناک به پاسخ‌های لغزان، لغزنده و لزج می‌رسند. لیز سطح یا حرکتِ مستعد سُر خوردنلغزان · لغزنده ماده چسبناک و لعاب‌دارلزج

چرا «لزج» هم جواب درست است؟

«لزج» فقط به آسان سُر خوردن اشاره نمی‌کند؛ این صفت برای ماده‌ای به کار می‌رود که چسبندگی و قوام دارد، مانند ژل غلیظ، لعاب گیاهی یا گلِ آب‌دار. چنین ماده‌ای ممکن است هم به دست بچسبد و هم سطح تماس را لیز کند. همین هم‌پوشانی سبب شده است که در فرهنگ‌های مترادف و در جدول‌ها، «لزج» برابر کوتاه «لیز» شمرده شود.

تفاوت را با دو تصویر ساده می‌توان دید. شیشه صیقلی ممکن است لغزنده باشد، بی‌آنکه لزج باشد؛ چون ماده چسبناکی روی آن نیست. برعکس، یک مایع غلیظ می‌تواند لزج باشد، زیرا در برابر جاری شدن مقاومت دارد و حالت چسبناک نشان می‌دهد. اگر آن مایع روی کف بریزد، همان کف نیز لیز و لغزنده می‌شود. بنابراین «لزج» بیشتر درباره ماهیت ماده است و «لغزنده» بیشتر درباره اثر سطح بر حرکت.

زمین خیس لیز است: «لغزنده» یا «لغزان» بافت معنایی مناسب‌تری دارد.

لعاب روی گیاه لیز است: اگر سرنخ بر چسبناکی تأکید داشته باشد، «لزج» دقیق‌تر است.

سنگ کنار رودخانه لیز است: وجود آب یا جلبک اصطکاک را کم کرده؛ پاسخ بلند «لغزنده» روشن‌ترین توصیف است.

واژه‌های نزدیک و مرز کاربردشان

«سُر» نیز در گفتار روزمره برابر کوتاهی برای لیز است؛ می‌گوییم «کف حمام سُر است». با این حال، چون پاسخ ثبت‌شده این عنوان سه صورت مشخص دارد، «سُر» تنها زمانی به کار می‌آید که جدول دو خانه و تقاطع‌های سازگار داشته باشد. «لغزناک» واژه‌ای ادبی‌تر و کم‌کاربردتر است و بر استعداد لغزش دلالت دارد. «لخشنده» هم در برخی فرهنگ‌ها به عنوان مترادف دیده می‌شود، اما در زبان امروز از سه جواب اصلی بسیار ناآشناتر است.

«صاف» و «صیقلی» لزوماً مترادف کامل لیز نیستند. یک سطح صیقلی ممکن است اصطکاک کمی داشته باشد، ولی صافی به تنهایی همیشه باعث سُر خوردن نمی‌شود. همچنین «چسبناک» تنها بخشی از معنای «لزج» را می‌رساند: عسل چسبناک و نسبتاً لزج است، اما چسب نواری را معمولاً لیز نمی‌نامیم. پس برای جدول باید رابطه دقیق سرنخ و جواب را حفظ کرد، نه اینکه هر ویژگی نزدیک را هم‌معنی کامل در نظر گرفت.

ساخت و کاربرد واژه‌ها در جمله

«لغزنده» از بن مضارع «لغز» همراه با پسوند «ـنده» ساخته شده است؛ همان الگویی که در واژه‌هایی مانند «رونده» و «جنبنده» دیده می‌شود. این ساخت می‌تواند انجام‌دهنده یا دارنده یک حالت را نشان دهد. «لغزان» نیز با پسوند «ـان» حالت حرکت یا تداوم را برجسته می‌کند؛ مانند «خندان» و «گریان». دانستن این ساخت کمک می‌کند شکل درست کلمه در ذهن بماند و حروف میانی آن در تقاطع اشتباه نشود.

در کاربرد حقیقی، این خانواده اغلب کنار نام سطح و راه می‌آید: «پس از باران، سنگ‌فرش لغزنده شد» یا «قایق روی آب لغزان پیش رفت». کاربرد مجازی نیز وجود دارد. «موقعیت لغزنده» می‌تواند وضعی حساس و ناپایدار باشد و «استدلال لغزنده» گاهی برای مسیری فکری به کار می‌رود که قدم‌به‌قدم به نتیجه‌ای نامطمئن می‌رسد. اما «لزج» در کاربرد معمول بیشتر جسم و ماده را توصیف می‌کند و بار حسیِ چسبندگی دارد.

در پاسخ نهایی، اول طول ردیف را با ۳، ۵ یا ۷ بسنجید؛ سپس از حروف تقاطعی و بافت سرنخ کمک بگیرید: ماده چسبناک به «لزج» نزدیک است، حالت ناپایدار به «لغزان» و سطحی که موجب سُر خوردن می‌شود به «لغزنده».

جمع‌بندی معنایی سه پاسخ

هسته مشترک هر سه واژه، تماس دشوار و نبودِ گیرایی معمول است. «لغزنده» مستقیم‌ترین وصف برای سطح لیز است؛ «لغزان» همان مفهوم را کوتاه‌تر و گاهی پویاتر بیان می‌کند؛ و «لزج» سویه چسبناک، لعاب‌دار و غلیظِ معنی را پوشش می‌دهد. بنابراین پاسخ ثبت‌شده «لغزان، لزج، لغزنده» مجموعه‌ای از سه حدس پراکنده نیست، بلکه سه انتخاب متناسب با طول ردیف و بافت معنایی سرنخ است.

صورت‌های نهایی برای تطبیق سریع: لزج (۳)، لغزان (۵)، لغزنده (۷).

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.