پرش به محتوای اصلی

قیمت داشتن در جدول

۷ دقیقه مطالعه
پاسخ: ارزیدن
این مصدر شش‌حرفی دقیقاً معنای «قیمت یا ارزش داشتن» می‌دهد.

سرنخ از یک حالت یا ویژگی سخن نمی‌گوید، بلکه ساخت فعلی دارد: چیزی «قیمت دارد». برابر یک‌واژه‌ای و هم‌ساخت آن در فارسی ارزیدن است. وقتی می‌گوییم کالایی مبلغی می‌ارزد، یعنی بهای آن برابر با همان مبلغ است؛ و وقتی کاری «می‌ارزد»، ارزش انجام دادن دارد.

پس پیوند پاسخ با سرنخ فقط یک شباهت دور معنایی نیست. «قیمت داشتن»، «بها داشتن» و «ارزش داشتن» از معنی‌های مستقیم همین فعل‌اند.

ا ر ز ی د نمصدر لازم · ۶ حرف

چرا «ارزیدن» دقیق‌ترین پاسخ است؟

صورت سرنخ، فعل مرکب «قیمت داشتن» است. پاسخ مناسب نیز باید بتواند همان گزاره را به شکل یک فعل ساده بیان کند. «ارزیدن» این شرط را کامل برآورده می‌کند: «این کتاب صد هزار تومان قیمت دارد» را می‌توان به «این کتاب صد هزار تومان می‌ارزد» تبدیل کرد، بی‌آنکه نقش دستوری یا هستهٔ معنی تغییر کند.

این فعل لازم است؛ یعنی چیزی که دارای بها یا ارزش است، نهاد جمله قرار می‌گیرد. در «این یادگار بسیار می‌ارزد»، یادگار چیزی را قیمت‌گذاری نمی‌کند، بلکه خود ارزشمند است. همین نکته آن را از فعل‌هایی مانند «ارزیابی کردن» جدا می‌سازد؛ زیرا در ارزیابی، شخصی ارزش چیز دیگری را می‌سنجد.

رابطه معنایی ارزیدن با بها و ارزشارزیدن در مرکز قرار دارد و دو کاربرد مالی و غیرمالی آن به قیمت داشتن و شایسته بودن متصل شده‌اند. ارزیدن کاربرد مالیقیمت داشتن کاربرد معنویارزش و شایستگی داشتن

دو قلمرو معنایی یک فعل

بهای قابل اندازه‌گیری

در کاربرد نخست، «ارزیدن» با عدد، پول یا یک معیار عینی همراه می‌شود. جملهٔ «این سکه چقدر می‌ارزد؟» دربارهٔ قیمت سکه می‌پرسد. «خانه بیش از رقم پیشنهادی می‌ارزد» نیز میان بهای واقعی و رقم پیشنهادشده مقایسه برقرار می‌کند. این همان معنایی است که سرنخ جدول بی‌واسطه به آن اشاره دارد.

ارزش غیرمالی و شایستگی

دامنهٔ فعل به پول محدود نمی‌ماند. در «دیدن این منظره به سختی راه می‌ارزد»، سخن از قیمت خریدوفروش نیست؛ مقصود این است که نتیجه، زحمت راه را توجیه می‌کند. در جملهٔ «این موضوع ارزش بحث کردن ندارد» نیز می‌توان گفت «این موضوع نمی‌ارزد درباره‌اش بحث کنیم». در این کاربرد، ارزیدن به مفهوم شایسته بودن، اهمیت داشتن یا ارزش صرف وقت و کوشش را داشتن نزدیک می‌شود.

این تابلو مبلغ زیادی می‌ارزد.
ارزش با معیار پول بیان شده است.
لبخند او به همهٔ انتظارها می‌ارزید.
ارزش عاطفی با رنج انتظار سنجیده شده است.
این وسیله به قیمتش می‌ارزد.
کیفیت یا فایده با مبلغ پرداختی تناسب دارد.
دعوا بر سر این موضوع نمی‌ارزد.
موضوع شایستگی صرف انرژی را ندارد.

صرفی که بیشتر از خود مصدر می‌بینیم

پاسخ جدول به صورت مصدر «ارزیدن» نوشته می‌شود، اما در گفتار و نوشتار معمولاً صورت‌های صرف‌شدهٔ آن را می‌بینیم: «می‌ارزد»، «می‌ارزید»، «ارزید» و شکل منفی پرکاربرد «نمی‌ارزد». بن مضارع آن «ارز» است و صورت سوم‌شخص مفرد حال، با پیشوند استمرار، «می‌ارزد» نوشته می‌شود.

ارزیدنمی‌ارزدارزیدمی‌ارزیدنمی‌ارزدنیرزد

صورت ادبی «نیرزد» نیز از همین فعل است. در نوشته‌های کهن و شعر فارسی، ساخت فشردهٔ «نیرزد» به جای «نمی‌ارزد» فراوان دیده می‌شود. بنابراین اگر کسی این صورت را در بیت یا نثر قدیمی ببیند، باید آن را نفیِ ارزیدن بداند، نه واژه‌ای جداگانه.

نکتهٔ املایی: پاسخ با «ز» نوشته می‌شود: ارزیدن. وجود واژه‌های هم‌خانواده‌ای چون «ارزش»، «ارزنده» و «ارزید» نیز املای درست را روشن می‌کند. نیم‌فاصله فقط در صورت‌های صرفی مانند «می‌ارزد» و «نمی‌ارزد» به کار می‌رود و در خود مصدر جایی ندارد.

مرز «ارزیدن» با پاسخ‌های نزدیک

چند واژه در اطراف مفهوم قیمت قرار دارند، اما از نظر نقش دستوری یا جهت عمل با پاسخ اصلی یکی نیستند. تشخیص این مرزها نشان می‌دهد چرا «ارزیدن» انتخاب دقیق‌تری است.

ارزش

اسم است و به خودِ میزان اهمیت یا بها اشاره می‌کند. برای سرنخی مانند «بها» یا «قدر» مناسب است، ولی معادل فعلیِ «قیمت داشتن» نیست.

بها

نامِ قیمت یا ارزش کالاست. «بها داشتن» از نظر معنا نزدیک است، اما «بها» به تنهایی معنای «داشتن» را در خود ندارد.

ارزیابی

یعنی سنجیدن و تعیین کردن ارزش. ارزیاب دربارهٔ چیزی داوری می‌کند؛ در «ارزیدن»، خود آن چیز واجد ارزش است.

«تسعیر» نیز گاهی کنار واژه‌های مربوط به قیمت دیده می‌شود، اما اصطلاحی تخصصی برای قیمت‌گذاری یا تبدیل و تعیین نرخ است و برابر سادهٔ «قیمت داشتن» به شمار نمی‌آید. «ارزان بودن» هم نباید با «ارزیدن» اشتباه شود: ارزان بودن از پایین بودن قیمت خبر می‌دهد، در حالی که ارزیدن فقط وجود یا میزان ارزش را بیان می‌کند و آن ارزش می‌تواند کم یا زیاد باشد.

ساخت‌های زبانی رایج با «ارزیدن»

این فعل اغلب همراه یک متمم می‌آید و نسبت میان دو چیز را نشان می‌دهد. در ساخت «چیزی به چیزی می‌ارزد»، بخش دوم معیار سنجش است: «این تجربه به وقتی که صرفش شد می‌ارزید». گاهی معیار پولی صریح است: «این ظرف یک میلیون تومان می‌ارزد». گاهی نیز با واژهٔ پرسشی می‌آید: «چقدر می‌ارزد؟» پاسخ به این پرسش، میزان بها را مشخص می‌کند.

ساخت «ارزشش را دارد» در بسیاری از جمله‌ها هم‌معنیِ صورت مثبت ارزیدن است. «این کتاب ارزش خواندن دارد» تقریباً همان «این کتاب می‌ارزد که خوانده شود» را می‌رساند. با این حال برای خانه‌های جدول، مصدر ساده و فشردهٔ «ارزیدن» طبیعی‌تر است، زیرا هم فعل بودن سرنخ را حفظ می‌کند و هم تمام معنی را در یک واژه جا می‌دهد.

در صورت منفی، فعل اغلب داوری گوینده را برجسته می‌کند: «نمی‌ارزد» یعنی سود، اهمیت یا نتیجه با هزینه، زمان یا رنج برابر نیست. این سنجش ضمنی میان آنچه داده می‌شود و آنچه به دست می‌آید، هستهٔ معنایی واژه را حتی در کاربردهای غیرمالی زنده نگه می‌دارد.

خانوادهٔ واژه و پیوند معنایی آن

«ارزش» و «ارزنده» نزدیک‌ترین اعضای خانوادهٔ این مصدرند. «ارزش» نامِ کیفیتی است که سبب می‌شود چیزی بها یا اهمیت داشته باشد؛ «ارزنده» صفت چیزی یا کسی است که قدر و شایستگی دارد؛ و «ارزیدن» رخداد یا حالتِ واجد آن ارزش بودن را در قالب فعل بیان می‌کند. کنار هم گذاشتن این سه صورت، تفاوت نقش آن‌ها را آشکار می‌سازد:

اثر ارزنده، اثری شایسته و باقدر است؛ ارزش اثر، میزان قدر آن است؛ و وقتی می‌گوییم اثر می‌ارزد، دربارهٔ داشتن بها یا شایستگی آن گزاره‌ای فعلی ساخته‌ایم.

واژهٔ «ارز» در فارسی امروز بیشتر یادآور پول کشورهای دیگر است، اما نباید معنی امروزی آن را به هر کاربرد این خانواده تحمیل کرد. در «ارزیدن» محور اصلی همان قدر، بها و شایستگی است. پاسخ جدول نیز بر همین مفهوم عمومی بنا شده، نه بر اصطلاح اقتصادی «ارز خارجی».

تطبیق نهایی با صورت سرنخ

از نظر شمار حروف، «ارزیدن» شش حرف دارد: ا، ر، ز، ی، د، ن. از نظر دستور، مصدر است؛ درست مانند عبارت مصدری «قیمت داشتن». از نظر معنا نیز هم در فرهنگ‌های فارسی و هم در کاربرد زندهٔ زبان، مستقیماً «بها و ارزش داشتن» را می‌رساند. این هم‌زمانیِ تعداد مناسب، نقش دستوری یکسان و معنای دقیق، احتمال پاسخ‌های نزدیک اما ناقص را کنار می‌زند.

بنابراین برای سرنخ «قیمت داشتن»، پاسخ اصلی و بی‌ابهام ارزیدن است. «ارزش» و «بها» تنها اسم‌های مرتبط‌اند و «ارزیابی» عمل سنجیدن قیمت است؛ هیچ‌کدام به اندازهٔ «ارزیدن» ساخت و مفهوم سرنخ را یکجا بازتاب نمی‌دهند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.