پرش به محتوای اصلی

قرار دادن در جدول

۷ دقیقه مطالعه
پاسخ: نهادن
مصدر پنج‌حرفی به معنی گذاشتن و قرار دادن.

«نهادن» پاسخ دقیق این سرنخ است. این مصدر فارسی عملی را بیان می‌کند که در آن چیزی در جایی گذاشته یا مستقر می‌شود؛ بنابراین رابطهٔ معنایی آن با «قرار دادن» مستقیم است، نه حدسی یا دور. در خواندن پاسخ باید آن را «نِهادن» تلفظ کرد و شکل درست نوشتاری‌اش نیز با «ه» در میانه و «د» پیش از «ن» پایانی است.

نهادن
مصدر۵ حرففعل گذراواژهٔ فارسی

در معنای اصلی، «چیزی را نهادن» یعنی آن را در محل یا وضعیتی قرار دادن. مفعول می‌تواند شیئی ملموس باشد، مانند کتاب، یا مفهومی انتزاعی، مانند شرط، نام، پایه و مسئولیت.

ساخت واژه

بن ماضی: نهاد
بن مضارع: نه
اسم مفعول: نهاده

صورت‌هایی مانند «می‌نهد»، «نهاد» و «نهاده است» همگی به همین مصدر بازمی‌گردند.

چرا «نهادن» درست بر سرنخ می‌نشیند؟

در فرهنگ‌های فارسی، یکی از تعریف‌های صریح «نهادن»، «قرار دادن» است. اگر بگوییم «کاسه را بر طاقچه نهاد»، همان رخدادِ «کاسه را بر طاقچه قرار داد» را بیان کرده‌ایم. تفاوت اصلی در سبک جمله است: «قرار دادن» در نثر روزمره و اداری بسیار رایج است، اما «نهادن» فشرده‌تر، ادبی‌تر و گاه رسمی‌تر به گوش می‌رسد.

این برابری در ترکیب‌های انتزاعی نیز دیده می‌شود. «بنیاد نهادن» تنها گذاشتن یک جسم در مکانی مشخص نیست، بلکه ایجاد کردن و استوار ساختن یک پایه است. «نام نهادن» یعنی نامی را برای کسی یا چیزی تعیین کردن و «شرط نهادن» یعنی شرطی را مقرر کردن. پس دامنهٔ کاربرد پاسخ از جابه‌جایی فیزیکی فراتر می‌رود، ولی هستهٔ مشترک همهٔ این کاربردها همان قرار دادن است.

نقشهٔ معنایی واژهٔ نهادننهادن در مرکز قرار دارد و به کاربرد مکانی، نام‌گذاری، پایه‌گذاری و مقرر کردن پیوند می‌خورد. نهادنکتاب را روی میز نهادنبنیاد نهادننام نهادنشرط نهادن

از جای‌گذاری یک شیء تا تعیین یک مفهوم

کاربرد مکانی و ملموس

روشن‌ترین کاربرد هنگامی است که جسمی در محلی گذاشته می‌شود. «نامه را کنار چراغ نهاد» یا «دست بر شانهٔ دوست نهاد» هر دو حرکت و محل را نشان می‌دهند. در این جمله‌ها می‌توان «نهادن» را با «گذاشتن» یا «قرار دادن» عوض کرد، بی‌آنکه اصل رویداد تغییر کند؛ تنها لحن جمله امروزی‌تر یا رسمی‌تر می‌شود.

نمونه: کتاب را آرام روی میز نهاد.
بازنویسی هم‌معنا: کتاب را آرام روی میز قرار داد.

کاربرد تعیین و نام‌گذاری

در ترکیب «نام نهادن»، چیزی به‌صورت فیزیکی جابه‌جا نمی‌شود. گوینده نامی را برای یک شخص، مکان یا اثر تعیین می‌کند: «نام کودک را سارا نهادند.» همین الگو در «لقب نهادن» هم دیده می‌شود. معنای مکانیِ واژه در اینجا گسترش یافته و به اختصاص دادن یک عنوان رسیده است.

کاربرد تأسیس و استوار کردن

در «بنیاد نهادن» و «پایه نهادن»، پاسخ بارِ آغاز کردن و بنا کردن می‌گیرد. جملهٔ «او پایهٔ این پژوهش را نهاد» یعنی کار او نقطهٔ شروع و بنیانِ ادامهٔ پژوهش شد. واژهٔ «بنیان‌گذار» نیز از همین خانوادهٔ معنایی است، هرچند صورت دستوری دیگری دارد.

کاربرد مقرر کردن

«شرط نهادن» و «قانون نهادن» به معنی وضع یا مقرر کردن‌اند. در این بافت، آنچه قرار داده می‌شود یک قاعده، الزام یا حد است. «برای ورود شرطی نهادند» یعنی ورود را وابسته به شرطی کردند. این کاربرد نشان می‌دهد چرا «وضع کردن» در بعضی جمله‌ها هم‌معناست، اما در همهٔ جمله‌ها نمی‌تواند جانشین «نهادن» شود.

صرف پاسخ و نشانه‌های تشخیص آن در جمله

«نهادن» مصدر است. برای ساخت گذشته، بن «نهاد» به کار می‌رود: «او کلید را نهاد». در زمان حال، بن مضارع «نه» است: «او کلید را می‌نهد». صورت امری آن «بِنِه» و اسم مفعولش «نهاده» است. شناخت این دگرگونی مهم است، زیرا «می‌نهد» در نگاه نخست تمام حروف «نهادن» را آشکار نمی‌کند، اما از همان فعل ساخته شده است.

نهاد
گذشتهٔ ساده: او دفتر را نهاد.
می‌نهد
حال اخباری: او مهر را می‌نهد.
بِنِه
امر: جام را بر زمین بنه.
نهاده
صفت مفعولی: سنگِ نهاده‌شده.

این فعل معمولاً گذراست؛ یعنی چیزی که نهاده می‌شود نقش مفعول می‌گیرد. در «مسافر بار را زمین نهاد»، «بار» مفعول و «زمین» جای قرار گرفتن آن است. گاهی جایگاه با حرف اضافه می‌آید: «سر بر بالش نهاد» یا «نامه را در صندوق نهاد». چنین ساخت‌هایی پیوند پاسخ با مفهوم قرار دادن را کاملاً نمایان می‌کنند.

مرز میان «نهادن»، «گذاشتن» و «وضع کردن»

نهادن

پاسخ مستقیم و پنج‌حرفی سرنخ است. در نثر ادبی، رسمی و ترکیب‌های جاافتاده‌ای چون «نام نهادن» و «بنیاد نهادن» طبیعی است.

گذاشتن

هم‌معنای رایج‌تر در گفت‌وگوی امروز است. برای اشیای ملموس بسیار طبیعی است: «لیوان را روی میز گذاشت.» این مصدر هفت حرف دارد.

وضع کردن

بیشتر برای قانون، مقررات، مالیات یا شرط به کار می‌رود. نمی‌گوییم «کتاب را روی میز وضع کرد»، پس جانشین عمومی پاسخ نیست.

«گماردن» نیز گاهی نوعی قرار دادنِ شخص در مقام یا مسئولیت را می‌رساند؛ مانند «او را به سرپرستی گماردند». بااین‌حال، این واژه بر انتصاب تأکید دارد و برای قرار دادن یک شیء مناسب نیست. «جای دادن» هم بیشتر بر فراهم کردن جا یا گنجاندن تأکید می‌کند. بنابراین این صورت‌ها فقط در بافت‌های محدود نزدیک می‌شوند و پاسخ اصلیِ سرنخ سادهٔ حاضر نیستند.

تفکیک معنایی مهم: عبارت «در جدول» در عنوان این صفحه نشان می‌دهد با یک سرنخ جدول کلمات روبه‌رو هستیم؛ جزئی از تعریف واژه نیست. اگر خودِ عبارت «در جدول قرار دادن» یک اصطلاح کامل بود، پاسخ‌هایی مانند «جدول‌بندی کردن» یا «درج کردن» مطرح می‌شدند. اما برای سرنخ مستقل «قرار دادن»، پاسخ ذخیره‌شده و فرهنگ‌نامه‌ای همان «نهادن» است.

ترکیب‌هایی که معنای پاسخ را روشن‌تر می‌کنند

دل نهادن: در بافت ادبی به معنی دل بستن، توجه کردن یا پذیرفتن می‌آید. این ترکیب از معنای کاملاً مکانی فاصله گرفته است، ولی تصورِ قرار گرفتن دل بر چیزی را حفظ می‌کند.

سر نهادن: می‌تواند واقعاً قرار دادن سر بر جایی باشد؛ مانند «سر بر بالش نهاد». در «سر به فرمان نهادن»، معنای مجازیِ پذیرفتن و فرمان بردن پیدا می‌کند.

قدم نهادن: یعنی پا گذاشتن یا وارد شدن؛ «در راهی تازه قدم نهاد». این ترکیب هم برای ورود واقعی به مکان و هم آغاز مجازی یک مسیر به کار می‌رود.

مهر نهادن: در معنای عینی، گذاشتن مهر بر سند است؛ در کاربرد مجازی، «مهر تأیید نهادن» یعنی چیزی را تأیید و تثبیت کردن.

بار نهادن: بسته به جمله می‌تواند گذاشتن بار بر زمین یا قرار دادن بار بر دوش کسی باشد. صورت «بار بر دوش کسی نهادن» همچنین می‌تواند کنایه از سپردن مسئولیت یا تحمیل دشواری باشد.

املای درست و چند اشتباه محتمل

پاسخ یک‌پارچه نوشته می‌شود: «نهادن». میان اجزای آن فاصله یا نیم‌فاصله وجود ندارد. «نهاد» به‌تنهایی بن ماضی فعل و نیز واژه‌ای مستقل با معنی سرشت، بنیاد یا سازمان است؛ بنابراین نباید آن را با مصدر پنج‌حرفیِ مورد نظر یکی گرفت. افزودن «ن» پایانی همان چیزی است که صورت مصدر را کامل می‌کند.

از سوی دیگر، «نهادن» با «نهان» تفاوت دارد. «نهان» صفت یا قید و به معنی پنهان است، در حالی که «نهادن» فعلِ قرار دادن است. ترتیب حروف پاسخ چنین است: ن، ه، ا، د، ن. در صورت‌های صرفی نیز باید نیم‌فاصله رعایت شود: «می‌نهد»، نه «مینهد»؛ و در ترکیب وصفی بهتر است بنویسیم «نهاده‌شده».

جمع‌بندی معنایی

برای این سرنخ، «نهادن» هم از نظر معنی و هم از نظر قالب واژه پاسخ کامل است: مصدری پنج‌حرفی که معنی اصلی آن گذاشتن و قرار دادن است. کاربردهای «کتاب را نهادن»، «نام نهادن»، «بنیاد نهادن» و «شرط نهادن» نشان می‌دهند که واژه می‌تواند محل، عنوان، آغاز یا قاعده‌ای را بیان کند. «گذاشتن» در زبان روزمره نزدیک‌ترین مترادف است و «وضع کردن» تنها در زمینه‌هایی مانند قانون و شرط نزدیک می‌شود؛ اما پاسخ مستقیم و موجز این مدخل همچنان «نهادن» است.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.