پرش به محتوای اصلی

علف خوار در جدول

۷ دقیقه مطالعه
پاسخ: چرنده
یعنی جانوری که می‌چرد و خوراکش گیاه و علف است.

برای سرنخ کوتاه «علف‌خوار»، واژهٔ چرنده دقیق‌ترین پاسخ است. این کلمه هم از نظر معنایی مستقیماً به خوردن علف در چراگاه اشاره دارد و هم قالب رایج پاسخ‌های جدولی را دارد: یک واژهٔ شش‌حرفی، بدون فاصله و خوش‌نشست در خانه‌های جدول.

چرنده دقیقاً چه معنایی دارد؟

چرنده به حیوانی گفته می‌شود که «چرا می‌کند»؛ یعنی در مرتع، دشت یا محیط طبیعی از علف و دیگر روییدنی‌های در دسترس تغذیه می‌کند. گوسفند، بز، گاو، آهو و گوزن نمونه‌های آشنای جانوران چرنده‌اند. بنابراین وقتی طراح جدول «علف‌خوار» را به صورت یک اسم مفرد مطرح می‌کند، چرنده برگردانی طبیعی و روشن برای آن است.

در زبان فارسی، این واژه گاهی در تقابل با «پرنده» نیز می‌آید. در ترکیب قدیمی و آشنای «چرنده و پرنده»، مقصود مجموعهٔ جانورانی است که بر زمین می‌چرند و آنهایی که در هوا پرواز می‌کنند؛ با این حال در سرنخ حاضر، همان معنای اصلیِ حیوانِ در حال چرا مد نظر است.

شناسنامهٔ پاسخ

۶ حرفچ ر ن د هاسم / صفت فاعلیبرگرفته از چریدن

صورت درست در جدول «چرنده» است؛ حرف نخست «چ» و پایان آن «ده» نوشته می‌شود.

پیوند روشن میان چریدن و چرنده

ساخت این پاسخ، دلیل معنای آن را هم نشان می‌دهد. بنِ مضارع فعل «چریدن»، «چر» است و با افزوده‌شدن پسوند «ـنده»، واژهٔ «چرنده» ساخته می‌شود؛ یعنی «آن‌که می‌چرد». همین الگو را در واژه‌هایی مانند «دونده» از دویدن، «نویسنده» از نوشتن و «خواننده» از خواندن نیز می‌بینیم. پس چرنده فقط یک هم‌معنی قراردادی برای علف‌خوار نیست، بلکه ساختمان خود واژه رفتار جانور را بیان می‌کند.

«چرا» نیز با همین خانوادهٔ معنایی ارتباط دارد: چراگاه جایی است که دام یا جانور گیاه‌خوار برای خوردن علف در آن می‌گردد و «چراندن» یعنی حیوان را برای چرا بردن یا به چریدن واداشتن. کنار هم قرار دادن این واژه‌ها، پاسخ جدول را به‌سادگی در ذهن ماندگار می‌کند: چراگاه ← چریدن ← چرنده.

رابطه معنایی چرنده با چرا و گیاهنموداری که نشان می‌دهد جانور با خوردن گیاه در چراگاه، چرنده نامیده می‌شود. گیاه و علفخوراکِ هنگام چرا چریدنعمل خوردن در مرتع چرندهآن‌که می‌چردنام جانور از رفتار تغذیه‌ای او ساخته شده است

چرا «چرنده» از «گیاه‌خوار» دقیق‌تر به سرنخ می‌نشیند؟

«گیاه‌خوار» اصطلاحی گسترده‌تر است و هر جانوری را در بر می‌گیرد که غذای اصلی‌اش مواد گیاهی باشد؛ حتی اگر میوه، برگ، دانه یا جلبک بخورد و الزاماً در مرتع علف نچرد. اما «چرنده» تصویری مشخص‌تر دارد: جانور سرش را به سوی پوشش گیاهی پایین می‌آورد و در حال حرکت یا توقف، علف و روییدنی‌های کوتاه را می‌خورد. چون در سرنخ دقیقاً واژهٔ «علف‌خوار» آمده، این بار معناییِ چرا کردن انتخاب چرنده را قوی‌تر می‌کند.

با این همه، در گفتار روزمره مرز این دو واژه همیشه علمی و سخت‌گیرانه نیست. ممکن است یک جانور را هم گیاه‌خوار و هم چرنده بنامیم. تفاوت مهم برای جدول در شکل پاسخ است: «چرنده» یک واژهٔ فشرده و شش‌حرفی است، در حالی که «گیاه‌خوار» معمولاً پاسخ خود سرنخ یا توضیح آن به شمار می‌رود.

نکتهٔ املایی: «چرنده» را نباید با «چرند» اشتباه گرفت. چرند به سخن بی‌معنا یا مهمل گفته می‌شود، اما چرنده با «ه» پایانی، نام یا صفت جانوری است که چرا می‌کند. حضور «ه» آخر برای معنی و تعداد خانه‌های جدول ضروری است.

گزینه‌های نزدیک و تفاوت کاربردشان

چرنده

پاسخ اصلی و شش‌حرفی است. بر عمل چرا کردن تکیه دارد و با «علف‌خوار» انطباق مستقیم پیدا می‌کند.

گیاه‌خوار

مفهومی عام‌تر و نه‌حرفی است؛ رژیم گیاهی را توصیف می‌کند، ولی لزوماً معنای خاصِ چرا در علفزار را ندارد.

علف‌چر

ترکیبی کم‌کاربردتر با معنای علف‌خوار است. تنها هنگامی محتمل می‌شود که تعداد خانه‌ها یا حروف تقاطعی با «چرنده» سازگار نباشد.

واژهٔ «دام» نیز ممکن است در بعضی جدول‌ها برای حیوان اهلی یا چهارپا مطرح شود، اما هم‌معنی کامل علف‌خوار نیست؛ زیرا دام نام یک گروه بر اساس اهلی‌بودن و بهره‌برداری انسانی است، نه بر اساس نوع خوراک. «چهارپا» هم به شکل بدن اشاره دارد و می‌تواند جانورانی با رژیم غذایی متفاوت را شامل شود. از این رو هیچ‌یک برای همین صورتِ سرنخ به دقت چرنده نیستند.

کاربرد چرنده در جمله و ترکیب

جانور چرنده: «آهو جانوری چرنده است و از پوشش گیاهی دشت تغذیه می‌کند.» در این جمله، چرنده نقش صفت دارد.
نام یک گروه: «چرندگان برای یافتن علف تازه به بخش دیگری از مرتع رفتند.» اینجا واژه به صورت اسم جمع به کار رفته است.
در کنار پرنده: «چرنده و پرنده» ترکیبی جاافتاده در متون فارسی است و دامنه‌ای کلی از جانوران زمینی و پروازکننده را تداعی می‌کند.
مرتبط با چراگاه: «ظرفیت مرتع باید با تعداد دام‌های چرنده هماهنگ باشد.» در این کاربرد، نحوهٔ تغذیهٔ دام مورد نظر است.

جمع معمول این واژه «چرندگان» است. «چرنده‌ها» نیز در زبان محاوره و نثر ساده درست و قابل فهم است، اما «چرندگان» در نوشته‌های رسمی و ادبی روان‌تر به نظر می‌رسد. صفت «چرنده» از نظر شمار ثابت می‌ماند؛ می‌گوییم «یک حیوان چرنده» و «چند حیوان چرنده»، ولی وقتی آن را اسم می‌کنیم صورت جمع «چرندگان» شکل می‌گیرد.

از معنای لغوی تا نقش زیستی

چرندگان با خوردن بخش‌های رویشی گیاه، انرژی ذخیره‌شده در گیاهان را به سطح بعدی زنجیرهٔ غذایی منتقل می‌کنند. نوع دندان، حرکت فک و دستگاه گوارش آنها با خوراک گیاهی سازگاری دارد، هرچند همهٔ چرندگان دقیقاً یک شیوهٔ هضم ندارند. گاو، گوسفند و بز نشخوارکننده‌اند؛ یعنی خوراک را پس از بلع دوباره به دهان بازمی‌گردانند و می‌جوند. اما «چرنده» و «نشخوارکننده» دو واژهٔ هم‌معنی کامل نیستند: اولی بیشتر رفتار خوردن در چراگاه را می‌رساند و دومی سازوکار ویژهٔ گوارش را.

همین تمایز باعث می‌شود «نشخوارکننده» گزینهٔ مناسبی برای این جدول نباشد. این واژه طولانی است و دایرهٔ زیستی مشخص‌تری دارد. در مقابل، چرنده کوتاه، فارسی و دقیقاً هم‌جهت با تصویر «علف خوردن» است. جانوری مانند اسب می‌چرد و چرنده است، اما در گروه نشخوارکنندگان قرار نمی‌گیرد؛ این مثال اختلاف دو مفهوم را روشن می‌کند.

نشانه‌های زبانیِ تأیید پاسخ

اگر حروف تقاطعی در اختیار باشد، الگوی پاسخ به صورت «چ ـ ر ـ ن ـ د ـ ه» دیده می‌شود. آغاز با «چ»، وجود «ن» در میانه و پایان «ده» سه نشانهٔ قوی‌اند. تعداد حروف نیز شش است؛ فاصله یا نیم‌فاصله‌ای در آن وجود ندارد و همهٔ حروف در خانه‌های جدا نوشته می‌شوند. در نتیجه برای سرنخی که شش خانه دارد، «چرنده» بدون هیچ تغییر املایی جای می‌گیرد.

در خواندن، تکیه و حرکت‌های کوتاه معمولاً نوشته نمی‌شوند. واژه را به صورت «چَرَنده» می‌خوانیم و نه «چِرِنده». البته در خط فارسی جدول تنها حروف اصلی ثبت می‌شوند و حرکات نقشی در شمارش خانه‌ها ندارند. شکل حرف‌به‌حرف آن چ، ر، ن، د، ه است؛ «چ» یک حرف مستقل به شمار می‌آید و نباید آن را دو نشانه تصور کرد.

جمع‌بندی معنایی: علف‌خوار کسی یا جانوری است که خوراک گیاهی می‌خورد؛ وقتی این مفهوم در یک پاسخ کوتاه و رایج جدولی خواسته شود، «چرنده» بهترین تطبیق است. گزینه‌های عام‌تری مانند گیاه‌خوار یا چهارپا تنها با تعداد خانه‌ها و حروف متفاوت می‌توانند مطرح شوند.

پاسخ نهایی در یک نگاه

واژهٔ مورد نظر از فعل چریدن ساخته شده، شش حرف دارد، به حیوانِ چراکننده و گیاه‌خوار گفته می‌شود و نمونه‌های روشن آن گاو، گوسفند، بز و آهو هستند. بنابراین پاسخ قطعی سرنخ «علف‌خوار» در این جدول چرنده است.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.