پرش به محتوای اصلی

عدل و داد در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: «قسط»
واژه‌ای سه‌حرفی به معنی عدل، داد و دادگری.

سرنخ، دو واژه هم‌معنی را کنار هم آورده است و پاسخ نیز باید همان مفهوم را در صورتی کوتاه‌تر بیان کند. قسط دقیقاً چنین نقشی دارد: در کاربرد کهن، ادبی و دینی، نامی برای عدالت، رعایت حق و داوری منصفانه است. کوتاهی واژه و تطابق کامل معنایی سبب می‌شود که برای خانه‌های جدول انتخابی روشن باشد.

صورت واژه در خانه‌ها

قسط

ترتیب حروف از راست به چپ «ق، س، ط» است؛ نه «غسط» و نه «قصد». حرف پایانی، «ط» است.

چرا «قسط» هم‌معنی عدل و داد است؟

در این معنای خاص، قسط به رعایت میزان و سهم شایسته هر فرد اشاره می‌کند؛ یعنی حقی کم نشود، امتیازی بی‌سبب افزوده نگردد و داوری از مسیر انصاف بیرون نرود. «داد» نیز در فارسی، مقابل بیداد است و همین قلمرو معنایی را می‌رساند. پس عبارت راهنما در واقع تعریف مستقیم واژه را عرضه کرده، نه اشاره‌ای دور یا بازی زبانی.

می‌توان ظرافت قسط را با تصویر یک ترازو فهمید. عدالت فقط مساوی‌کردن ظاهری دو طرف نیست؛ باید حق هر طرف با معیار درست سنجیده و ادا شود. به همین علت، این واژه در ترکیب‌هایی که از برپایی عدالت، سنجش منصفانه یا ادای حق سخن می‌گویند، طبیعی و دقیق به گوش می‌رسد.

حق

آنچه به‌درستی برای شخص یا گروهی شناخته می‌شود.

میزان

معیاری که مانع داوری سلیقه‌ای و جانب‌دارانه می‌شود.

اجرای منصفانه

مرحله‌ای که حق از حد یک اصل ذهنی فراتر می‌رود و رعایت می‌شود.

رابطه قسط با حق، میزان و دادنموداری که نشان می‌دهد سنجش حق دو طرف با میزان منصفانه به قسط یا داد می‌انجامد. قسط حقِ یک طرفحقِ طرف دیگر سنجش درست داد و انصاف

یک واژه با دو کاربرد آشنا

بیشتر فارسی‌زبانان امروز با شنیدن «قسط» ابتدا به مبلغی فکر می‌کنند که در چند نوبت پرداخت می‌شود: قسط وام، قسط خرید یا سررسید اقساط. این برداشت روزمره درست است، اما تنها معنای واژه نیست. معنای مورد نظر جدول، عدالت و داد است. پیوند میان دو کاربرد را می‌توان در تصور «سهم» دید: در پرداخت، هر قسط بخشی تعیین‌شده از کل بدهی است و در معنای عدالت، سخن از رعایت سهم و حق شایسته است.

قسط در این سرنخ

معنی: عدل، انصاف و دادگری

نمونه کاربرد: داوری بر پایه قسط؛ برپا داشتن قسط

قسط در گفت‌وگوی روزانه

معنی: بخشی از مبلغ که در موعد معین پرداخت می‌شود

نمونه کاربرد: پرداخت قسط ماهانه

بنابراین نباید به دلیل رواج معنای مالی، پاسخ را نامتناسب دانست. جدول از معنای فرهنگ‌نامه‌ای و ادبی واژه استفاده کرده است؛ شیوه‌ای رایج در سرنخ‌هایی که یک مترادف کوتاه می‌خواهند.

نکته تلفظ: وقتی منظور عدل و داد است، واژه را «قِسط» می‌خوانند؛ یعنی قاف با صدای کوتاه «ـِ». در نوشتار معمول فارسی حرکت‌ها ثبت نمی‌شوند و شکل نوشتاری همان «قسط» باقی می‌ماند.

تفاوت ظریف با نزدیک‌ترین واژه‌ها

چند کلمه در همسایگی معنایی این پاسخ قرار دارند، اما همه از نظر طول و تأکید یکسان نیستند. شناخت تفاوت آن‌ها کمک می‌کند روشن شود چرا «قسط» برای این صورت سرنخ مناسب‌تر است.

عدلدادانصافعدالتدادگریمعدلت

عدل مفهومی عام برای درست‌نهادن امور و دوری از جور است. داد برابر فارسی و خوش‌آشنای آن و مقابل «بیداد» است. انصاف بیشتر بر بی‌طرفی، رعایت حق دیگری و منصفانه رفتارکردن تأکید دارد. عدالت صورت اسمی رایج‌تر و گسترده‌تری است که درباره قانون، جامعه، قضاوت و رفتار به کار می‌رود. دادگری هم عمل یا شیوه عادلانه رفتارکردن را برجسته می‌کند.

این واژه‌ها می‌توانند در جدول‌های دیگر جواب باشند، اما تعداد خانه‌ها تعیین‌کننده است. برای سه خانه، «قسط» پاسخ دقیق است؛ «عدل» چهار حرف، «انصاف» پنج حرف، «عدالت» پنج حرف و «دادگری» شش حرف دارد. «داد» نیز سه‌حرفی است، ولی خودِ آن در متن سرنخ آمده و معمولاً پاسخ، مترادفی بیرون از عبارت راهنماست. از این رو «قسط» هم از نظر معنا و هم از نظر ساختار جدول برتری دارد.

ریشه‌ای که در ترکیب‌ها زنده است

معنای عدالت در خانواده این واژه نیز دیده می‌شود. «مُقسط» به کسی گفته می‌شود که عادلانه رفتار می‌کند و حق را رعایت می‌نماید. «تقسیط» و «اقساط» در فارسی امروز بیشتر به بخش‌بندی پرداخت مربوط‌اند. کنار هم گذاشتن این صورت‌ها نشان می‌دهد که یک ریشه چگونه در گذر کاربرد، شاخه‌های معنایی نزدیک اما متمایز پیدا کرده است.

در عین حال، شباهت ظاهری برخی صورت‌های عربی ممکن است گمراه‌کننده باشد. «قاسط» در کاربرد شناخته‌شده به ستمگر و منحرف از راه حق اشاره دارد، در حالی که «مقسط» وصفِ عدالت‌پیشه است. برای حل این سرنخ نیازی به این مشتقات نیست، اما این تمایز روشن می‌کند که حرکت‌ها و ساخت واژه در تشخیص معنای درست اهمیت دارند.

کاربرد معنای داد در جمله

«قاضی باید میان دو طرف به قسط حکم کند.» در این جمله، قسط یعنی عدالت و بی‌طرفی در داوری.

«جامعه زمانی آرام می‌گیرد که حق مردم بر پایه قسط ادا شود.» اینجا واژه بر اجرای عینی عدالت تأکید دارد.

«سنجش درست، راه رسیدن به قسط است.» در این نمونه، مفهوم میزان و رعایت حق در کنار هم قرار گرفته‌اند.

در هیچ‌یک از این جمله‌ها معنای «پرداخت دوره‌ای» مناسب نیست؛ بافتِ داوری، حق و سنجش، معنای عدالت را فعال می‌کند. همین قاعده درباره عبارت جدول هم صادق است: همراهی «عدل» و «داد» با یکدیگر، هر ابهامی را از میان می‌برد.

جمع‌بندی معنایی سرنخ

عبارت «عدل و داد» یک ترکیب توضیحی است که بر عدالت، حق‌مداری و دوری از ستم دلالت دارد. پاسخ سه‌حرفی «قسط» همه این عناصر را در خود جمع می‌کند. املای آن با قاف آغاز می‌شود، سین در میانه دارد و به ط ختم می‌شود. اگر خانه‌های متقاطع نیز این سه حرف را نشان دهند، پاسخ بدون نیاز به شکل جایگزین کامل است.

نتیجه روشن: برای سرنخی که «عدل و داد» را می‌خواهد و سه خانه دارد، «قسط» را بنویسید؛ معنای مالیِ رایج این کلمه در اینجا مورد نظر نیست.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.