در پاسخ کوتاه، املای لغویِ مورد نظر معمولاً «آز» است.
واژهٔ «طمع» در فارسی فقط یک رنگ معنایی ندارد. گاهی از میل سیریناپذیر به داشتنِ بیشتر سخن میگوید و گاهی به امید، توقع یا چشم داشتن به چیزی اشاره میکند. همین دو شاخه سبب شدهاند که برای یک سرنخ واحد، جوابهای کوتاه و بلند متفاوتی دیده شود. پاسخ ثبتشده، «چشمداشت» را از شاخهٔ دوم میآورد و صورت کوتاهِ درجشدهٔ «از» را نیز کنار آن قرار داده است.
چرا «چشمداشت» با طمع هممعنا میشود؟
«چشمداشت» یعنی انتظارِ رسیدن سود، یاری، پاداش یا چیزی مطلوب. وقتی میگوییم کسی از دیگری چشمداشت دارد، منظور این است که به دریافت چیزی امید بسته یا آن را توقع دارد. «طمع» نیز در یکی از کاربردهای قدیمی و فرهنگنامهای خود همین حوزهٔ امید و انتظار را پوشش میدهد؛ برای نمونه، ترکیب «طمع داشتن» میتواند نزدیک به «چشم داشتن»، «امید داشتن» و «متوقع بودن» باشد.
با این حال، چشمداشت همیشه شدت و نکوهیدگیِ «آز» را ندارد. ممکن است یک چشمداشت معقول یا قراردادی باشد؛ مانند چشمداشتِ کارمند به دریافت دستمزد. طمع معمولاً هنگامی منفیتر شنیده میشود که انتظار از حد بگذرد، به مال دیگری دوخته شود یا با زیادهخواهی همراه باشد. در سرنخهای واژگانی، این ظرافتها فشرده میشوند و واژهها بر پایهٔ یکی از معانی مشترکشان جای یکدیگر مینشینند.
شاخهٔ انتظار
چشمداشت
تمرکز بر چیزی است که شخص امید دارد یا توقع دارد به او برسد. واژههای نزدیک این شاخه «توقع»، «انتظار» و در برخی بافتها «امید» هستند.
شاخهٔ زیادهخواهی
آز
تمرکز بر میلِ مهارنشده به داشتنِ بیشتر است. «حرص»، «آزمندی»، «ولع» و «افزونطلبی» به این سوی معنایی نزدیکاند.
انتخاب جواب بر پایهٔ فضای خانهها
در خودِ سرنخ، تعداد حروف اعلام نشده است؛ پس پاسخ ثبتشده میتواند مجموعهای از گزینهها باشد. طول پاسخ، روشنترین عامل برای تشخیص میان واژههای هممعناست. در شمارش رایجِ جدول، نیمفاصله و نشانههای نگارشی خانهٔ جداگانه نمیگیرند.
کوتاهترین معادل دقیق برای حرص و آزمندی.
دو گزینه با تأکید بر میل شدید.
مناسب وقتی طمع به معنای امید و توقع آمده باشد.
پاسخ ثبتشده و معادلِ روشن در شاخهٔ توقع.
«چشمداشت» در نوشتار امروزی گاهی به شکل «چشمداشت» با نیمفاصله نیز دیده میشود. ساخت آن از «چشم» و بنِ گذشتهٔ «داشتن» قابل درک است: کسی چشم به چیزی دارد و رسیدنش را انتظار میکشد. در خانههای جدول، این واژه پیوسته و بدون نیمفاصله نوشته میشود و هشت حرف دارد: چ، ش، م، د، ا، ش، ت. «آز» نیز از آ و ز ساخته میشود؛ علامت مد روی آ خانهٔ مستقلی نیست.
تفاوت گزینههای نزدیک
آز و حرص
«آز» واژهای فارسی و فشرده برای میلِ پایانناپذیر به مال، قدرت، خوراک یا هر خواستهٔ دیگر است. «حرص» نیز همین مفهوم را میرساند، اما در زبان روزمره رایجتر است و در ترکیبهایی مانند «حرص زدن» شنیده میشود. اگر پاسخ دو خانه باشد «آز» مینشیند؛ اگر سه خانه باشد «حرص» میتواند مناسب باشد. از نظر معنایی هر دو بیشتر به سوی منفیِ طمع اشاره دارند.
ولع
«ولع» میل شدید و کشش فراوان است، ولی الزاماً همیشه دربارهٔ تصاحب مال دیگران نیست. میتوان از ولعِ خواندن، خوردن یا دانستن سخن گفت. پس این واژه در سه خانه ممکن است پاسخ سرنخ باشد، اما نسبت به «آز» دامنهای متفاوت دارد: شدت اشتیاق را برجسته میکند، نه لزوماً توقع دریافت چیزی از دیگری.
توقع و انتظار
«توقع» به خواسته یا انتظاری گفته میشود که شخص آن را از دیگری یا از یک وضعیت دارد. «انتظار» خنثیتر است و صرفاً چشمبهراه بودن را هم شامل میشود. هنگامی که «طمع» به معنای امید بستن به منفعت آمده باشد، این دو به «چشمداشت» نزدیک میشوند. ولی برای مفهوم آزمندی، «آز» و «حرص» دقیقترند.
کاربرد در جمله، برای تشخیص معنی
- در جملهٔ «بدون چشمداشت کمک کرد»، چشمداشت یعنی توقعِ پاداش یا جبران؛ اینجا شاخهٔ انتظار مطرح است.
- در جملهٔ «آزِ اندوختن آرامش او را گرفت»، آز به میلِ افراطی و سیریناپذیر اشاره دارد.
- عبارت «به مال دیگران طمع داشت» هر دو عنصر را در خود دارد: چشم دوختن به چیزی و خواستنِ تصاحب آن.
- در «طمعِ پیروزی داشت»، معنی به امید و انتظار نزدیکتر میشود و بارِ حرص ممکن است کمرنگ باشد.
- عبارت «از سرِ حرص بیشتر برداشت» بر زیادهخواهی تأکید میکند، نه صرفاً امید بستن.
این نمونهها نشان میدهند که مترادفها همیشه در همهٔ جملهها قابل جایگزینی نیستند. «بدون چشمداشت» یک ترکیب طبیعی و جاافتاده است، اما «بدون آز» همان لحن و کاربرد را ندارد. از طرف دیگر، در توصیف صفتی اخلاقی و سیریناپذیر، «آز» بسیار دقیق است و «چشمداشت» ممکن است شدت لازم را منتقل نکند.
واژههای همخانواده و ترکیبهای وابسته
«طمعکار» و «طماع» به شخصی گفته میشود که زیاد طمع میورزد. «طمع ورزیدن» یا «طمع کردن» فعلهای رایج این مفهوماند. در سوی فارسیترِ میدان، «آزمند» صفتِ کسی است که آز دارد و «آزمندی» نامِ این خصلت است. «زیادهخواه» و «افزونطلب» نیز بر خواستنِ سهم یا مقدار بیشتر از حد معمول تأکید میکنند.
برای شاخهٔ دیگر، ترکیبهای «چشم داشتن به»، «چشم دوختن به» و «چشمداشت داشتن» مطرحاند. «چشم دوختن به مال کسی» میتواند رنگ منفی و طمعآلود بگیرد؛ اما «چشمداشتِ منطقی» لزوماً نکوهیده نیست. همین تغییرِ بافت به خواننده کمک میکند بفهمد چرا فرهنگها برای طمع هم «آز» را ثبت میکنند و هم «چشمداشت» را.
جمعبندی دقیقِ پاسخ ثبتشده
«چشمداشت» پاسخ بلند و معتبرِ سرنخ است، زیرا طمع میتواند به معنی توقع و امید به دستیابی باشد. بخش دومِ پاسخ ثبتشده، «از»، اگر برای معنی حرص در نظر گرفته شده باشد باید در نوشتار معیار با مد نوشته شود: «آز». «از» بدون مد همان حرف اضافهٔ بسیار رایج فارسی است و مترادف طمع نیست.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد!