پرش به محتوای اصلی

عضو در جدول

۸ دقیقه مطالعه
پاسخ: ارگان
«ارگان» جواب پنج‌حرفیِ سرنخ «عضو» است.

رابطهٔ سرنخ و پاسخ در اینجا مستقیم است: «ارگان» در کاربرد زیست‌شناسی به یک عضو یا اندام گفته می‌شود؛ یعنی بخشی مشخص از بدن که ساختار و کارکردی معین دارد. همین واژه در فارسی امروز معنای دیگری نیز پیدا کرده و برای «نهاد» یا «سازمان» به کار می‌رود. وجه مشترک این دو معنی، جزئی سازمان‌یافته درون یک کل بزرگ‌تر است.

تناسب با سرنخ

چرا «ارگان» پاسخ درست است؟

وقتی سرنخ تنها یک واژه، یعنی «عضو»، باشد و جای پاسخ پنج خانه داشته باشد، «ارگان» یکی از دقیق‌ترین معادل‌هاست. برای نمونه، قلب یک ارگان بدن است؛ همان‌طور که می‌توان آن را عضو یا اندام بدن نامید. پاسخ ثبت‌شده نیز همین صورت پنج‌حرفی را تأیید می‌کند.

صورت معیار واژه با «ا» آغاز می‌شود: ارگان؛ نه «آرگان» و نه «ارغن».

یک واژه با دو میدان معنایی

«ارگان» از آن واژه‌هایی است که معنایش با بافت جمله روشن می‌شود. در متن پزشکی و زیستی، معمولاً برابر «اندام» است: ارگان بینایی، ارگان حیاتی یا پیوند ارگان. در زبان اداری و خبری، به دستگاه، نهاد یا سازمان اشاره می‌کند: ارگان دولتی، ارگان اجرایی یا ارگان وابسته. بنابراین اگرچه پاسخ جدول «عضو» است، دیدن «ارگان» در یک خبر لزوماً به عضو بدن اشاره ندارد.

نقشه دو معنای واژه ارگانارگان در مرکز قرار دارد و از یک سو به عضو و اندام بدن و از سوی دیگر به نهاد و سازمان مرتبط می‌شود.ارگانعضو بدناندامنهادسازمان

این نقشهٔ معنایی نشان می‌دهد چرا ترجمهٔ واژه بدون جمله می‌تواند مبهم باشد. در شاخهٔ زیستی، ارگان بخشی از یک پیکر زنده است و با واژه‌هایی مانند قلب، کبد، کلیه و پوست همراه می‌شود. در شاخهٔ سازمانی، ارگان بخشی از ساختار اجتماعی یا اداری است و کنار صفت‌هایی مانند رسمی، اجرایی، دولتی و نظارتی می‌آید.

کاربرد زیستی: عضو به‌عنوان بخشی از بدن

در زیست‌شناسی، ارگان مجموعه‌ای از بافت‌هاست که در کنار هم وظیفه‌ای ویژه انجام می‌دهند. قلب خون را در بدن به گردش درمی‌آورد، ریه در تبادل گازها نقش دارد و کلیه در پالایش خون و تنظیم آب و مواد محلول مؤثر است. در همهٔ این مثال‌ها، «عضو»، «اندام» و «ارگان» به یک حوزهٔ معنایی تعلق دارند؛ هرچند در نثر عمومی «عضو» و «اندام» فارسی‌تر و روان‌تر شنیده می‌شوند.

نمونهٔ پزشکی«کبد ارگانی حیاتی است»؛ در این جمله، ارگان دقیقاً به معنی عضو بدن است.
نمونهٔ ساختاری«هر ارگان وظیفه‌ای مشخص دارد»؛ بافت جمله تعیین می‌کند منظور اندام بدن است یا یک نهاد.

ترکیب «پیوند عضو» در فارسی رایج‌تر از «پیوند ارگان» است، اما هر دو قابل فهم‌اند. همچنین «نارسایی چندعضوی» اصطلاحی طبیعی‌تر از ساختن ترکیب‌های سنگین با ارگان است. این تفاوت به درست یا نادرست بودن پاسخ جدول مربوط نیست؛ فقط نشان می‌دهد مترادف‌ها همیشه در تمام جمله‌ها قابلیت جایگزینی کامل ندارند.

کاربرد اداری: ارگان به معنی نهاد

در زبان روزنامه‌نگاری و اداری، ارگان اغلب یک واحد سازمان‌یافته و دارای وظیفهٔ مشخص است. عبارت «ارگان مسئول» یعنی نهادی که مسئولیت موضوعی را بر عهده دارد. «ارگان اجرایی» نیز دستگاهی است که تصمیم یا برنامه‌ای را اجرا می‌کند. در این کاربرد، جایگزین‌های مناسب «نهاد»، «سازمان» و گاهی «دستگاه» هستند، نه «عضو بدن».

ارگان حیاتی ← عضو بدنارگان دولتی ← نهادارگان اجرایی ← دستگاهارگان رسمی ← نهاد یا رسانهٔ وابسته

کاربرد قدیمی‌ترِ «ارگان یک حزب» می‌تواند به نشریه یا رسانه‌ای اشاره کند که دیدگاه‌های رسمی آن حزب یا سازمان را بازتاب می‌دهد. پس جملهٔ «این روزنامه ارگان حزب بود» به معنای عضو بودن روزنامه نیست؛ منظور رسانهٔ بیان‌کنندهٔ مواضع آن تشکیلات است. این ظرافت معنایی کمک می‌کند واژه در متن‌های مختلف اشتباه تفسیر نشود.

تفاوت پاسخ‌های نزدیک به «عضو»

سرنخ کوتاه «عضو» پاسخ‌های بالقوهٔ متعددی دارد، اما طول پاسخ و نوع رابطهٔ معنایی آن‌ها را از هم جدا می‌کند. برای این عنوان، پاسخ اصلی همان «ارگان» است. گزینه‌های زیر تنها زمانی مطرح می‌شوند که تعداد خانه‌ها یا قرینهٔ دیگری در جدول متفاوت باشد.

اندام
پنج حرف و نزدیک‌ترین برابر فارسی در معنای زیستی است. اگر سرنخ بر پیکر انسان یا جاندار تأکید داشته باشد، «اندام» می‌تواند انتخاب شود؛ اما پاسخ ثبت‌شدهٔ این سرنخ «ارگان» است.
رکن
سه حرف و به معنی پایه، جزء اساسی یا عضو مهم است. در ترکیب‌هایی مانند «رکن اصلی مجموعه»، اهمیت و تکیه‌گاه بودن برجسته می‌شود، نه صرفاً عضوی از بدن.
جوارح
پنج حرف و جمع «جارحه» است. این واژه بیشتر به اعضای بدن، به‌ویژه اعضایی که با آن‌ها عمل انجام می‌شود، اشاره دارد و از نظر شمار مفردِ ساده‌ای مانند ارگان نیست.
هموند
پنج حرف و برابر فارسیِ عضو در معنای فرد وابسته به یک گروه یا مجموعه است. مثلاً هموند انجمن؛ بنابراین برای «عضو بدن» جایگزین ارگان نمی‌شود.
عنصر
چهار حرف و در معنای جزء تشکیل‌دهندهٔ یک مجموعه به عضو نزدیک می‌شود. با این حال، عنصر معمولاً بار شیمیایی، منطقی یا ساختاری دارد و معادل مستقیم ارگان زیستی نیست.
نکتهٔ املایی و معنایی: «ارگان» را نباید با «ارگ» اشتباه گرفت. ارگ می‌تواند به دژ یا بنای حکومتی اشاره کند و «اُرگ» نیز نام یک ساز شستی‌دار است. افزودن «ان» در پایان، واژهٔ مورد نظر این سرنخ را می‌سازد و معنای عضو یا نهاد را می‌رساند.

ریشهٔ مفهوم؛ از ابزار تا عضو کارکردی

خانوادهٔ واژهٔ بین‌المللی organ در مسیر تاریخی خود با مفهوم «ابزار» و چیزی که کاری انجام می‌دهد پیوند داشته است. از همین تصور، معنای اندام شکل می‌گیرد: بخشی از بدن که کار ویژه‌ای بر عهده دارد. معنای سازمانی نیز از همان الگو قابل درک است؛ هر نهاد مانند بخشی کارکردی از یک نظام بزرگ‌تر عمل می‌کند. این پیوند مفهومی سبب شده یک صورت واحد هم در پزشکی و هم در سیاست و مدیریت رواج پیدا کند.

با این حال، «ارگان» را نباید در فارسی با معنای «فرد عضو یک انجمن» به کار برد. برای شخص می‌گوییم «او عضو انجمن است»، نه «او ارگان انجمن است». ارگان در معنای اداری به خود نهاد یا دستگاه گفته می‌شود. همین تمایز کوچک، مرز میان دو کاربرد رایج «عضو» را روشن می‌کند: عضو می‌تواند شخص وابسته به گروه باشد، ولی ارگان معمولاً شخص نیست.

چند جمله برای تشخیص معنی

وقتی منظور اندام است

در جملهٔ «پوست بزرگ‌ترین ارگان بدن به شمار می‌آید»، حضور واژهٔ «بدن» معنی را قطعی می‌کند. همچنین در «آسیب به یک ارگان حیاتی»، صفت «حیاتی» و فضای پزشکی ما را به معنای عضو می‌رساند. در چنین بافتی «اندام» معمولاً جانشین طبیعی ارگان است.

وقتی منظور سازمان است

در جملهٔ «ارگان مربوط باید مجوز را صادر کند»، فعل اداریِ «صادر کردن مجوز» نشان می‌دهد از نهاد سخن می‌گوییم. در «هماهنگی میان ارگان‌ها»، صورت جمع نیز غالباً به چند دستگاه یا سازمان اشاره دارد. جایگزینی «نهادها» یا «دستگاه‌ها» در این جمله‌ها معنا را حفظ می‌کند.

وقتی خودِ سرنخ کوتاه است

در سرنخ مستقلی مانند «عضو»، جمله‌ای برای ابهام‌زدایی وجود ندارد؛ بنابراین طول خانه‌ها نقش تعیین‌کننده پیدا می‌کند. پنج خانه با حروف ا، ر، گ، ا، ن کاملاً پر می‌شود. اگر سه خانه وجود داشت، «رکن» محتمل بود؛ و اگر بافت بر عضویت یک شخص در گروه تأکید می‌کرد، ممکن بود پاسخ دیگری لازم باشد.

جمع‌بندی معنایی پاسخ

«ارگان» برای این سرنخ فقط یک هم‌معنی صوری نیست؛ از نظر مفهوم نیز دقیقاً به عضوی اشاره می‌کند که درون یک کل، وظیفه‌ای معین دارد. در بدن، آن کل یک جاندار است و ارگان می‌تواند قلب یا کبد باشد. در جامعه، آن کل یک ساختار اداری یا سیاسی است و ارگان می‌تواند نهاد اجرایی یا نظارتی باشد. دو کاربرد از ایدهٔ مشترک «جزء کارکردیِ یک مجموعه» نیرو می‌گیرند.

پس برای پاسخ مستقیم و پنج‌حرفیِ «عضو»، حروف ارگان را قرار دهید. «اندام» هم‌معنای نزدیک در بافت زیستی است، «رکن» بر جزء اساسی دلالت دارد، «جوارح» صورت جمع اعضای بدن است و «هموند» به فرد عضو یک گروه اشاره می‌کند؛ تفاوت‌هایی که مانع جابه‌جایی بی‌قاعدهٔ این واژه‌ها می‌شود.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.