پرش به محتوای اصلی

صحیح العمل در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: درستکار
یعنی کسی که عمل و رفتارش درست، سالم و قابل اعتماد است.

چرا «درستکار» پاسخ دقیق است؟

ترکیب صحیح‌العمل درباره شخصی به کار می‌رود که در عمل راه درست را در پیش می‌گیرد. «صحیح» در اینجا مفهوم درست و بی‌خلل را می‌رساند و «عمل» به کردار و رفتار اشاره دارد. معادل روان و فشرده این مفهوم در فارسی، «درستکار» است: صفتی برای انسانی که کارش با راستی، سلامت و امانت همراه است.

نکته اصلی در سرنخ، تأکید بر کردار است. ممکن است کسی سخنی درست بگوید، اما صحیح‌العمل بودن وصفی پایدارتر است و شیوه رفتار او را توصیف می‌کند. همین پیوند مستقیم با «عمل» سبب می‌شود «درستکار» از گزینه‌های کلی‌تری مانند «خوب» یا «صالح» روشن‌تر باشد.

نقشه معنایی صحیح‌العمل و درستکارصحیح و عمل در کنار هم به مفهوم درستکار می‌رسند و امانت، راستی و سلامت رفتار نمودهای آن هستند.صحیحعملدرستکارامانتراستیسلامت رفتار

معنی دقیق «درستکار»

«درستکار» از «درست» و پسوندِ وصف‌ساز «کار» ساخته شده و به کسی گفته می‌شود که کار و رفتار او درست است؛ یعنی از فریب، خیانت و ناراستی دوری می‌کند و حق دیگران را رعایت می‌کند. این واژه فقط به درست انجام دادن یک فن یا مهارت اشاره ندارد. وقتی کارمندی را درستکار می‌نامیم، درباره جنبه اخلاقی عملکرد او داوری می‌کنیم: امانت را حفظ می‌کند، مسئولیت خود را صادقانه انجام می‌دهد و از موقعیتش سوءاستفاده نمی‌کند.

بار اخلاقی واژه

درستکاری معمولاً ویژگی تکرارشونده و قابل اتکای یک شخص است، نه یک رفتار اتفاقی. یک عمل درست به‌تنهایی لزوماً کسی را «درستکار» نمی‌کند؛ این صفت از استمرار راستی در کردار خبر می‌دهد.

بار عملی سرنخ

در «صحیح‌العمل»، معیار شناخت فرد، کاری است که انجام می‌دهد. به همین دلیل پاسخ، از جنس صفتِ شخص است و «درستکاری» که نامِ این ویژگی است، جای همان پاسخ را نمی‌گیرد.

املای عبارت و پاسخ

صورت عنوان با فاصله، یعنی «صحیح العمل»، در سرنخ‌های جدول و نوشته‌های عمومی دیده می‌شود. در نوشتار پیوسته و معیار می‌توان آن را به شکل صحیح‌العمل، با نیم‌فاصله میان دو جزء، نوشت. این تفاوت ظاهری معنای عبارت را عوض نمی‌کند. پاسخ نیز یک واژه واحد است و به صورت درستکار نوشته می‌شود، نه «درست کار». جدانویسیِ «درست کار» ممکن است آن را به یک عبارت دستوری با معنای دیگری تبدیل کند؛ مانند فرمانی که از کسی بخواهد درست کار کند.

تمایز صفت و اسمِ ویژگی

درستکار وصفِ شخص است: «فروشنده‌ای درستکار». در مقابل، درستکاری نامِ خصلت اوست: «درستکاریِ فروشنده». چون سرنخ «صحیح‌العمل» خودش صفت است، صورت وصفیِ «درستکار» تطابق دستوری بهتری دارد.

کاربرد در جمله و بافت‌های آشنا

این پاسخ در توصیف افرادی به کار می‌رود که رفتارشان برای دیگران اطمینان‌آور است. چند ترکیب طبیعی، دامنه معنایی آن را بهتر نشان می‌دهد:

مدیر درستکاربازرگان درستکارقاضی درستکارکارگزار درستکارانسان درستکار

در جمله «او حتی وقتی کسی ناظر نبود، سهم دیگران را کامل پرداخت کرد و درستکار ماند»، واژه بر انتخاب اخلاقی در عمل دلالت دارد. در جمله «مردم او را مدیری درستکار می‌شناختند»، علاوه بر راستی، اعتماد عمومی نیز در پسِ صفت دیده می‌شود. پس «درستکار» هم می‌تواند درباره یک رفتار مشخص توضیح داده شود و هم خصلت شناخته‌شده و مداوم شخص را برساند.

واژه‌های نزدیک، اما نه همیشه هم‌معنی

چند صفت در حوزه معناییِ راستی و سلامت قرار می‌گیرند، ولی هر کدام زاویه‌ای خاص دارند. اگر صورت سرنخ، شمار خانه‌ها یا بافت جمله تغییر کند، شاید یکی از آن‌ها مناسب شود؛ با این حال برای همین سرنخ، پاسخ اصلی همان «درستکار» است.

پاک‌دست

بیشتر بر آلوده نبودن به رشوه، اختلاس یا منفعت مالیِ نامشروع تأکید دارد. یک مسئول پاک‌دست طبعاً درستکار هم دانسته می‌شود، اما «پاک‌دست» حوزه مالی و اداری پررنگ‌تری دارد.

امین

کسی است که می‌توان مال، راز یا مسئولیتی را با اطمینان به او سپرد. محور آن امانت‌داری است، در حالی که «درستکار» گستره بیشتری از رفتار اخلاقی را پوشش می‌دهد.

راست‌کردار

از نظر معنا بسیار نزدیک است و به راستی در کردار اشاره می‌کند. لحن آن ادبی‌تر از «درستکار» است و ممکن است در سرنخی با تعبیر «نیک‌کردار» یا «راست‌رفتار» مطرح شود.

صالح

واژه‌ای گسترده برای شایسته، نیک و پرهیزگار است و می‌تواند صلاحیت دینی یا اخلاقی را هم برساند. ارتباط صریح «درستکار» با عمل، آن را برای «صحیح‌العمل» دقیق‌تر می‌کند.

چرا گزینه‌های ظاهراً مشابه کنار می‌روند؟

۱

«صحیح» به‌تنهایی پاسخ نیست. این کلمه تنها جزء نخست عبارت است و معنای کاملِ وصفِ شخص را منتقل نمی‌کند. سرنخ از کسی حرف می‌زند که عملش صحیح است، نه از خودِ مفهوم صحت.

۲

«درست» بیش از حد عام است. می‌توان یک عدد، جمله، تصمیم یا پاسخ را درست نامید؛ ولی «درستکار» مشخصاً به انسان و چگونگی کردار او اشاره می‌کند.

۳

«کاردرست» جابه‌جایی معنایی دارد. در گفتار امروز، کاردرست اغلب یعنی ماهر، توانمند یا قابل تحسین. شخص ماهر لزوماً از نظر اخلاقی درستکار نیست، بنابراین این دو نباید با هم اشتباه شوند.

۴

«درستکاری» از نظر نقش واژه متفاوت است. این صورت نامِ خصلت است، در حالی که سرنخ و پاسخ مورد انتظار هر دو شخص را توصیف می‌کنند.

رابطه «صحیح‌العمل» با زبان رسمی

«صحیح‌العمل» لحنی رسمی و قدیمی‌تر از «درستکار» دارد. در فارسی امروز معمولاً به جای آن می‌گوییم «فردی درستکار»، «رفتاری سالم دارد» یا، در موقعیت خاص مالی، «پاک‌دست است». همین تفاوت لحن یکی از علت‌های حضور این عبارت در جدول است: سرنخ یک تعبیر رسمی یا کم‌کاربردتر را می‌آورد و پاسخ، معادل کوتاه و آشنای فارسی آن را می‌خواهد.

نباید «صحیح‌العمل» را با «صحیح‌السند» یا «صحیح‌الاجرا» یکی دانست. جزء دوم هر ترکیب تعیین می‌کند درستی به چه چیزی نسبت داده شده است. اینجا «عمل» مرکز معناست و از سلامت کردار سخن می‌گوید؛ از همین رو پاسخ نیز باید بر رفتار شخص تکیه داشته باشد.

جمع‌بندی معنایی

پیوند معنایی سرنخ و پاسخ روشن است: «صحیح» به درستی و سلامت اشاره می‌کند، «عمل» حوزه کردار را مشخص می‌سازد و «درستکار» این دو مفهوم را در یک صفت فارسی و خوش‌خوان جمع می‌کند. واژه‌هایی مانند پاک‌دست و امین تنها بخشی از این معنا را برجسته می‌کنند، و «کاردرست» بیشتر به مهارت مربوط می‌شود. بنابراین در خواندن این مدخل، صورت یکپارچه و دقیق پاسخ درستکار است.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.