پرش به محتوای اصلی

شتابکار در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: کرمند، عجول
«کرمند» جواب کهن‌تر و جدولی است و «عجول» معادل رایج آن.

برای سرنخ «شتابکار» دو پاسخ معتبر پیش روست، اما نقش آن‌ها یکسان نیست. کرمند واژه‌ای کم‌کاربرد و مناسب فضای جدول است؛ عجول همان معنایی را با واژه‌ای آشنا و امروزی می‌رساند. بنابراین طول خانه‌ها و حروف متقاطع تعیین می‌کنند کدام‌یک در جدول مورد نظر جا می‌گیرد.

دو جواب و جای درست هرکدام

کرمند؛ پاسخ خاص‌تر

«کرمند» در کاربرد لغوی به شخص شتاب‌کننده و کسی که کار را با عجله پیش می‌برد گفته شده است. چون این واژه در گفت‌وگوی روزمره تقریباً شنیده نمی‌شود، بیش از متن عادی در فرهنگ‌ها، پرسش‌های واژگانی و جدول کلمات دیده می‌شود.

کرمند

۵ حرففارسی و مهجور

عجول؛ پاسخ روشن‌تر

«عجول» صفت کسی است که صبر کافی ندارد، زود دست به کار می‌شود یا پیش از سنجیدن پیامدها تصمیم می‌گیرد. این واژه در فارسی امروز زنده و بی‌ابهام است و مترادف مستقیم شتابکار به شمار می‌آید.

عجول

۴ حرفرایج و آشنا

اگر جای پاسخ پنج خانه دارد، «کرمند» با ساختار کـ‌ـرـ‌ـمـ‌ـنـ‌ـد انتخاب دقیق است. برای چهار خانه، «عجول» با حروف عـ‌ـجـ‌ـوـ‌ـل می‌نشیند. این تفاوت ساده، علت آمدن دو جواب کنار یک سرنخ را توضیح می‌دهد؛ نه اینکه یکی الزاماً درست و دیگری نادرست باشد.

شتابکار دقیقاً چه کسی است؟

شتابکار صفت مرکب ساخته‌شده از «شتاب» و «کار» است. جزء نخست بر سرعت و عجله دلالت دارد و جزء دوم شخصی را نشان می‌دهد که به آن شیوه عمل می‌کند. حاصل ترکیب، وصف فردی است که روش معمول او با شتاب همراه است. این معنا فقط «سریع بودن» نیست؛ سایه‌ای از کم‌صبری، ندرنگیدن یا پیش‌افتادن از زمان مناسب نیز در آن وجود دارد.

ممکن است فردی کاری را سریع اما دقیق انجام دهد؛ چنین کسی لزوماً شتابکار نیست. شتابکاری هنگامی صدق می‌کند که تندی بر تأمل غلبه کند. به همین دلیل «سریع»، «چابک» و «تندکار» همیشه جانشین کامل این سرنخ نیستند: آن‌ها می‌توانند بار مثبت داشته باشند، در حالی که شتابکار و عجول اغلب لحنی انتقادی دارند.

نکتهٔ معنایی: در این سرنخ، «کار» به معنای شغل یا کارمند بودن نیست. کل ترکیب یک صفت رفتاری می‌سازد؛ پس نباید «کرمند» را با «کارمند» اشتباه گرفت. افزوده شدن «ا» واژه را به معنایی کاملاً متفاوت می‌برد.
شتابکارکسی که با عجله عمل می‌کند کرمندکهن‌تر • ۵ حرف عجولرایج‌تر • ۴ حرف کم‌صبری عملِ بی‌درنگ
دو پاسخ از یک هستهٔ معنایی می‌آیند، ولی در قدمت و تعداد حروف تفاوت دارند.

مرز میان «شتابکار» و «شتاب‌زده»

ویژگیِ شخص

وقتی می‌گوییم «او شتابکار است»، دربارهٔ خصلت یا روش تکرارشوندهٔ فرد حرف می‌زنیم. در این کاربرد، «عجول» بهترین معادل آشناست.

حالتِ یک عمل

وقتی می‌گوییم «تصمیم شتاب‌زده بود»، کیفیت همان تصمیم را وصف می‌کنیم؛ شاید تصمیم‌گیرنده همیشه عجول نباشد.

این جدایی در زبان مطلق نیست و گاهی دو صفت به جای هم می‌آیند، اما برای فهم دقیق سرنخ سودمند است. «شتابکار» مانند «بردبار» یا «درنگ‌پیشه» بیشتر شخصیت و شیوهٔ رفتار را نشانه می‌گیرد؛ «شتاب‌زده» آسان‌تر به سخن، داوری، پاسخ یا اقدامی منفرد می‌چسبد.

«مدیر شتابکار پیش از شنیدن همهٔ نظرها حکم داد.» — صفت برای شخص

«پاسخ شتاب‌زده، مقصود او را نادرست نشان داد.» — صفت برای یک کنش

«با آنکه تند می‌نوشت، در انتخاب واژه‌ها عجول نبود.» — سرعت بدون شتابکاری

چرا «کرمند» در جدول ارزش ویژه دارد؟

جدول کلمات فقط واژه‌های پرتکرار روزانه را نمی‌آزماید؛ بخشی از جذابیت آن زنده کردن برابرهای قدیمی و کم‌شنیده است. «کرمند» از همین دسته است. سرنخی ساده مانند شتابکار می‌تواند راه رسیدن به واژه‌ای باشد که حل‌کننده احتمالاً در مکالمه به کار نمی‌برد، اما آن را به عنوان مدخل واژگانی می‌شناسد.

از سوی دیگر، چینش حروف «کرمند» برای تقاطع‌ها سودمند است. آغاز با «ک»، وجود «ر» و «م» در میانه و پایان «ند» ممکن است با پاسخ‌های عمودی سازگار شود. اگر چند حرف از قبل روشن شده و الگویی نزدیک به «ک‌ ر ‌م ‌ن ‌د» ساخته‌اند، پاسخ را نباید به علت ناآشنا بودن کنار گذاشت. ذخیره شدن «کرمند» کنار «عجول» دقیقاً نشان می‌دهد طراح هر دو سطحِ واژگان، یعنی پاسخ فرهنگ‌نامه‌ای و مترادف عمومی، را در نظر داشته است.

هشدار دربارهٔ شباهت ظاهری

  • کرمند: پنج‌حرفی و در اینجا هم‌معنی شتابکار.
  • کارمند: شش‌حرفی و به معنای کسی که در اداره یا سازمان کار می‌کند؛ پاسخ این سرنخ نیست.
  • کِرامند: صورتی دیگر با ساخت و معنای جداگانه؛ نباید با حذف یا جابه‌جایی حرکت‌ها به جای کرمند نشانده شود.

املای سرنخ و واژه‌های نزدیک

صورت پیوستهٔ «شتابکار» در فرهنگ‌نویسی و نوشتار فارسی جاافتاده است. صورت «شتاب‌کار» با نیم‌فاصله نیز ممکن است در بعضی متن‌ها برای آشکار کردن دو جزء ترکیب دیده شود، ولی این تفاوت نگارشی معنای واژه را عوض نمی‌کند. در خانه‌های جدول هم فاصله و نیم‌فاصله حرف محسوب نمی‌شوند.

واژه‌هایی چون «شتابان»، «شتابنده»، «بی‌صبر»، «دستپاچه» و «مستعجل» به حوزهٔ معنایی نزدیک‌اند، اما هرکدام قید و شرطی دارند. «شتابان» می‌تواند فقط حرکت سریع را وصف کند؛ «دستپاچه» آشفتگی را برجسته می‌کند؛ «بی‌صبر» بر ناتوانی در انتظار تأکید دارد و «مستعجل» بسته به بافت، خواهان تعجیل یا امری زودرس را می‌رساند. پس این‌ها بدون تأیید حروف متقاطع نباید جای دو جواب اصلی بنشینند.

بار معنایی در جمله

«عجول» و «شتابکار» معمولاً خنثی نیستند. گوینده با انتخاب آن‌ها تلویحاً می‌گوید سرعت، فرصت بررسی را گرفته است. برای ستایش سرعت، فارسی بیشتر از «چابک»، «سریع»، «فرز» یا «کارآمد» بهره می‌برد. مقایسهٔ «کارمند چابک» با «مدیر عجول» این تفاوت را روشن می‌کند: اولی از سرعت همراه با توانایی خبر می‌دهد؛ دومی احتمال خطا بر اثر کم‌صبری را پیش می‌کشد.

متضادهای مناسب نیز از همین نکته به دست می‌آیند: «بردبار»، «شکیبا»، «با‌تأنی» و «درنگ‌پیشه». «کند» الزاماً متضاد دقیق نیست، زیرا شخص می‌تواند آهسته اما بی‌دقت باشد، یا بسیار سریع و در عین حال سنجیده عمل کند. محور اصلی این واژه نه تعداد ثانیه‌ها، بلکه نسبت میان اقدام و تأمل است.

جمع‌بندی پاسخ: برای الگوی پنج‌حرفی، کرمند را وارد کنید؛ برای الگوی چهارحرفی، عجول مناسب است. هر دو معنای سرنخ را می‌رسانند، اما کرمند جواب کم‌کاربرد و مخصوص‌ترِ جدول و عجول برابر رایج در فارسی امروز است.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.