پرش به محتوای اصلی

سلاح در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: حربه
واژه‌ای چهارحرفی به معنی سلاح و آلت جنگ.

چرا «حربه» پاسخ دقیق است؟

در فرهنگ‌های فارسی، «حربه» به آلت جنگ و وسیله‌ای گفته شده است که در نبرد برای حمله یا دفاع به کار می‌رود. بنابراین وقتی سرنخ فقط یک واژه، یعنی «سلاح»، است و جای پاسخ چهار خانه دارد، پیوند معنایی مستقیم و اندازه مناسب، «حربه» را به انتخاب روشن تبدیل می‌کند.

حربه

املای معیار همین صورتِ «حربه» است؛ حرف پایانی «ه» نوشته می‌شود و واژه چهار حرف دارد.

دو شاخه معنایی حربهحربه در مرکز قرار دارد و به معنای حقیقی سلاح و معنای مجازی وسیله اثرگذار پیوند می‌خورد.حربهمعنای حقیقیسلاح و آلت جنگمعنای مجازیابزار اعمال اثر

از میدان نبرد تا زبان روزمره

کاربرد کهن و اصلی «حربه» به ابزار جنگ مربوط است. در نوشته‌های ادبی ممکن است این کلمه کنار شمشیر، سنگ، نیزه یا دیگر ابزارهای رزم دیده شود. با این حال، فارسی امروز دامنه معنای آن را گسترش داده است: اکنون هر روش یا وسیله‌ای که شخص برای رسیدن به مقصود به کار می‌گیرد نیز می‌تواند «حربه» نامیده شود؛ حتی اگر هیچ سلاح واقعی در میان نباشد.

کاربرد حقیقی

وقتی متن درباره جنگ، رزمنده، حمله یا ابزار دفاعی است، حربه همان سلاح یا آلت جنگ است. این همان معنایی است که سرنخ جدول بر آن تکیه دارد.

کاربرد مجازی

در عبارت‌هایی مانند «حربه تبلیغاتی» یا «آخرین حربه»، کلمه به معنی شگرد، وسیله فشار یا راه اثرگذاری است؛ نه یک جنگ‌افزار فیزیکی.

رابطه این دو معنا تصادفی نیست. همان‌طور که سلاح در نبرد امکان غلبه می‌دهد، یک استدلال، تهدید، تبلیغ یا ترفند نیز در رویارویی غیرنظامی می‌تواند ابزار پیشبرد هدف باشد. همین انتقال تصویری سبب شده «حربه» در خبر، تحلیل سیاسی، نقد اجتماعی و گفت‌وگوی روزمره زنده بماند.

نمونه‌هایی که معنی را روشن می‌کنند

  • جنگجو حربه‌اش را آماده کرد: در این جمله، واژه معنای ملموس و جنگی دارد.
  • گفت‌وگو مؤثرترین حربه برای حل اختلاف بود: اینجا «حربه» یعنی وسیله یا راه مؤثر.
  • او از حربه تهدید استفاده نکرد: مقصود شگرد فشارآور است، نه سلاح.
  • این ادعا آخرین حربه رقیب بود: عبارت «آخرین حربه» به آخرین امکان یا تدبیر باقی‌مانده اشاره می‌کند.

نکته زبانی

در کاربرد مجازی، «حربه» اغلب با فعل‌هایی مانند «به کار بردن»، «استفاده کردن» و «متوسل شدن» همراه می‌شود. ترکیب‌هایی چون «حربه روانی»، «حربه تبلیغاتی» و «حربه سیاسی» نیز نشان می‌دهند که واژه از معنی جنگی خود فاصله گرفته، اما مفهومِ ابزارِ اثرگذاری را حفظ کرده است.

پاسخ‌های نزدیک، اما نه هم‌اندازه

سرنخ کوتاه «سلاح» بدون تعداد خانه‌ها می‌تواند چند مترادف را به ذهن بیاورد. این مترادف‌ها از نظر طول و دامنه کاربرد یکسان نیستند؛ به همین دلیل نباید همه را جای پاسخ چهارحرفی نشاند.

۴ حرف

حربه

پاسخ اصلی این مدخل است. هم معنای مستقیم «سلاح» را دارد و هم دقیقاً در چهار خانه قرار می‌گیرد. مزیت دیگرش رواج در زبان ادبی و کاربرد مجازی امروز است.

۳ حرف

قور

واژه‌ای کهن و کم‌کاربرد مرتبط با سلاح و سازوبرگ جنگی است. اگر جدول سه خانه داشته باشد ممکن است طراح آن را در نظر گرفته باشد. حضور آن در «قورخانه»، به معنی اسلحه‌خانه یا محل تدارک مهمات، فهم واژه را آسان‌تر می‌کند.

واژه بلندتر

جنگ‌افزار

معادل فارسی و شفاف سلاح است، ولی از «حربه» بسیار بلندتر است. «اسلحه» نیز مترادف رایج دیگری است و با شش حرف، تنها زمانی مناسب است که تعداد خانه‌ها و حروف متقاطع آن را تأیید کنند.

مرز ظریف میان «حربه»، «اسلحه» و «ترفند»

«اسلحه» معمولاً ذهن را مستقیماً به ابزارهای واقعی جنگ و دفاع می‌برد. «ترفند» بر زیرکی و روش حساب‌شده تأکید دارد و الزاماً بارِ رویارویی ندارد. «حربه» میان این دو ایستاده است: در معنای قدیمی سلاح است، اما در زبان معاصر می‌تواند روشی باشد که در یک رقابت یا کشمکش به کار می‌رود. بنابراین در جمله «مدرک تازه حربه او در مناظره بود»، جایگزینی «اسلحه» طبیعی نیست، ولی «ابزار» یا گاهی «ترفند» می‌تواند بخشی از مفهوم را منتقل کند.

از سوی دیگر، هر سلاح مشخصی مثل شمشیر، خنجر یا نیزه نوعی حربه به معنای تاریخی به شمار می‌آید، اما سرنخ «سلاح» نامِ یک نوع خاص را درخواست نمی‌کند. پاسخ جدول در اینجا باید مترادف کلی باشد، نه نمونه‌ای از آن. همین نکته «شمشیر» یا «تفنگ» را، بدون قرینه بیشتر، از پاسخ اصلی دور می‌کند.

خانواده معنایی جنگ در این واژه

«حربه» واژه‌ای عربی است و با «حَرب» به معنای جنگ پیوند دارد. این نسبت در چند واژه آشنای دیگر نیز دیده می‌شود و کمک می‌کند معنی آن بهتر در ذهن بماند:

حرب: جنگمحاربه: جنگیدن و رویاروییمحارب: جنگ‌کنندهحربی: مربوط به جنگ

البته در نوشتن پاسخ، دانستن ریشه نباید باعث حذف «ه» پایانی شود. صورت مورد نظر جدول «حربه» است، نه «حرب». این دو واژه از یک حوزه معنایی‌اند، اما اولی به ابزار جنگ اشاره می‌کند و دومی خودِ جنگ را می‌رساند.

آهنگ و املای درست پاسخ

در خط فارسی واکه‌های کوتاه معمولاً نوشته نمی‌شوند؛ از این رو ممکن است خواننده در تلفظ واژه مکث کند. «حربه» را می‌توان به صورت «حَربِه» خواند. در جدول، آنچه اهمیت عملی دارد ترتیب چهار حرفِ ح، ر، ب و ه است. شکل‌هایی مانند «هربه» غلط املایی‌اند و «حرب» نیز، چنان‌که گفته شد، واژه‌ای جدا با معنای جنگ است.

واژه در متن فارسی معمولاً بدون نشانه‌های حرکتی نوشته می‌شود. اگر با پسوند یا اضافه بیاید، ساخت آن تغییر نمی‌کند: «حربهٔ مؤثر»، «حربه‌اش» و «حربه‌ای تازه». نیم‌فاصله یا علامت اضافه در پاسخ خانه‌ای وارد نمی‌شود؛ هسته پاسخ همان چهار حرف باقی می‌ماند.

جمع‌بندیِ تناسب با سرنخ

سرنخ یک مترادف کوتاه برای «سلاح» می‌خواهد و پاسخ ذخیره‌شده نیز چهار حرف دارد. «حربه» از نظر معنی فرهنگ‌نامه‌ای، املای معیار و تعداد حروف هر سه شرط را برآورده می‌کند. اگر ساختار جدولی دیگر سه خانه نشان داد، «قور» می‌تواند احتمال فرعی باشد؛ برای خانه‌های بیشتر نیز «اسلحه» یا «جنگ‌افزار» باید با حروف متقاطع سنجیده شوند. در این مدخل، پاسخ مستقیم و مقدم همان حربه است.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.