پرش به محتوای اصلی

سود داشتن در جدول

۶ دقیقه مطالعه

پاسخ: صرفکردن

در نوشتار معمول، این مصدر را «صرف کردن» می‌نویسیم.

سرنخ کوتاه «سود داشتن» به یکی از کاربردهای کمتر آشکارِ فعل «صرف کردن» اشاره دارد: وقتی کاری از نظر هزینه، زمان یا نتیجه به نفع ما باشد، در گفتار می‌گوییم آن کار می‌صرفد. بنابراین پاسخ جدول نه به معنای خرج کردن، بلکه به معنای «ارزش داشتن و به‌صرفه بودن» است.

رابطهٔ سرنخ و پاسخ

جملهٔ «این معامله صرف می‌کند» یعنی انجام معامله منفعت یا توجیه دارد. شکل منفی آن، «صرف نمی‌کند»، در فارسی امروز رایج‌تر است و می‌گوید هزینه یا زحمت یک کار از فایده‌اش بیشتر است.

صورت مناسب خانه‌های جدول
صرفکردن
هفت حرف، چون فاصله در خانه‌های جدول شمرده نمی‌شود.

چرا «صرف کردن» معنی سود داشتن می‌دهد؟

واژهٔ «صرف» در فارسی فقط با مصرف و هزینه پیوند ندارد؛ یکی از معنی‌های ثبت‌شدهٔ آن «سود» است و ترکیب‌های «صرف داشتن»، «صرف کردن» و «به‌صرفه بودن» نیز حول همین مفهوم ساخته شده‌اند. در کاربرد روزمره، گوینده معمولاً میان چیزی که می‌دهد و چیزی که به دست می‌آورد سنجش انجام می‌دهد. اگر نتیجه مطلوب باشد می‌گوید «می‌صرفد» و اگر هزینه غالب باشد می‌گوید «نمی‌صرفد».

با این قیمت، تعمیر دستگاه بیشتر از خرید نمونهٔ نو صرف می‌کند.
یعنی تعمیر از نظر اقتصادی سودمندتر یا موجه‌تر است.

این سود الزاماً پول نقد نیست. ممکن است کوتاه شدن مسیر، ذخیره شدن وقت یا کم شدن دردسر باعث شود کاری «بصرفد». برای نمونه، کسی می‌تواند بگوید «برای ده دقیقه صرفه‌جویی، عوض کردن سه خط اتوبوس نمی‌صرفد». در این جمله معیار اصلی زمان و زحمت است، نه درآمد مالی.

نمایش مفهوم صرف کردن به معنی سود داشتنهزینه و زحمت در یک سو با فایده و نتیجه در سوی دیگر سنجیده می‌شوند؛ سنگین‌تر بودن فایده یعنی کار می‌صرفد. «می‌صرفد» یعنی کفهٔ فایده سنگین‌تر است هزینه + زمان + زحمتآنچه پرداخت می‌شود فایده + نتیجه + آسودگیآنچه به دست می‌آید

سه چهرهٔ متفاوت یک مصدر

دلیل دشوار شدن این سرنخ، چندمعنایی بودن پاسخ است. «صرف کردن» با توجه به کلمه‌های اطرافش نقش‌های متفاوتی می‌گیرد و تنها یکی از آن‌ها با «سود داشتن» هماهنگ است.

ارزیدن و سود داشتن«رفتن تا آن فروشگاه نمی‌صرفد.» این همان معنای مورد نظر جدول است.
مصرف یا هزینه کردن«وقت زیادی صرف آموزش کرد.» در اینجا چیزی برای هدفی به کار رفته است.
خوردن و نوشیدن«مهمانان شام صرف کردند.» این کاربرد رسمی‌تر و مؤدبانه‌تر از «خوردن» است.

یک معنای تخصصی دیگر نیز در دستور زبان وجود دارد: «صرف کردن فعل» یعنی آوردن شکل‌های گوناگون فعل برای شخص، شمار یا زمان‌های مختلف. این معنی هم ارتباطی با سود ندارد. پس حل‌کننده باید از خود واژهٔ راهنما بفهمد کدام شاخهٔ معنایی خواسته شده است.

املای پاسخ در متن و در شبکه

پاسخ ذخیره‌شدهٔ این سرنخ «صرفکردن» است؛ این همان شکلی است که بدون فاصله در رشتهٔ خانه‌ها قرار می‌گیرد. اما در جمله و نوشتهٔ پیوسته، «صرف» و فعل کمکی «کردن» دو جزء جدا هستند و صورت خوانا و معیار آن صرف کردن است. چسباندن دو جزء در جدول، حکم املایی تازه‌ای ایجاد نمی‌کند؛ تنها نمایش خانه‌به‌خانهٔ حروف است.

در جدول: صرفکردندر متن: صرف کردنصورت صرف‌شده: می‌صرفدشکل منفی: نمی‌صرفد

در «می‌صرفد» و «نمی‌صرفد»، پیشوندهای «می» و «نمی» با نیم‌فاصله از بن فعل جدا می‌شوند. البته پاسخ این سرنخ مصدر است، نه صورت فعلی؛ به همین علت باید «کردن» در پایان آن باقی بماند.

نمونه‌هایی که معنی درست را روشن می‌کنند

  • اگر هزینهٔ ارسال از قیمت خود کالا بیشتر شود، خرید اینترنتی صرف نمی‌کند.
  • برای گروهی چهار نفره، گرفتن تاکسی ممکن است از خرید چهار بلیت بیشتر صرف کند.
  • بازسازی این وسیله وقتی می‌صرفد که پس از تعمیر چند سال قابل استفاده بماند.
  • طی کردن مسیر طولانی برای اختلاف قیمتی اندک، از نظر وقت و سوخت نمی‌صرفد.

در همهٔ این مثال‌ها می‌توان عبارت را با «ارزش دارد»، «به‌صرفه است» یا «فایده دارد» بازنویسی کرد، بی‌آنکه هستهٔ معنا تغییر کند. همین قابلیت جایگزینی نشان می‌دهد چرا طراح جدول از تعریف «سود داشتن» برای رسیدن به «صرف کردن» استفاده کرده است.

پاسخ‌های نزدیک و مرز معنایی آن‌ها

صرفه داشتن
از نظر معنی بسیار نزدیک است و حتی ارتباط «سود» را آشکارتر بیان می‌کند، اما با پاسخ ثبت‌شده و تعداد حروف آن یکسان نیست. اگر الگوی خانه‌ها با «ص ر ف ک ر د ن» جور باشد، انتخاب اصلی «صرف کردن» است.
به‌صرفه بودن
برای توصیف کاری که هزینه‌اش نسبت به نتیجه مناسب است طبیعی و رایج است. این ترکیب طولانی‌تر است و وجود «به» و «بودن» آن را از پاسخ هفت‌حرفی جدا می‌کند.
فایده داشتن
معنایی عمومی‌تر دارد و لزوماً بر سنجش هزینه و منفعت تکیه نمی‌کند. دارو ممکن است فایده داشته باشد، اما دربارهٔ انتخاب اقتصادی معمولاً «صرف کردن» یا «به‌صرفه بودن» دقیق‌تر است.
ثمر دادن
بیشتر بر نتیجه دادنِ تلاش، برنامه یا فرایند در گذر زمان دلالت دارد؛ مانند «کوشش او ثمر داد». این عبارت جایگزین مستقیم «صرف کردن» در جملهٔ اقتصادی نیست.
سودمند بودن
ویژگی مفید بودن را می‌رساند و در متن رسمی خوش‌خوان است، ولی ساخت و شمار حروفش با مدخل این جدول تفاوت دارد.
نکتهٔ تعیین‌کننده: اگر حروف متقاطع «ص، ر، ف» را در آغاز و «کردن» را در پایان نشان می‌دهند، چندمعنایی واژه نباید گمراه‌کننده باشد؛ در این سرنخ، «صرف کردن» دقیقاً در معنای ارزیدن و سود داشتن خوانده می‌شود.

از مصدر تا جملهٔ طبیعی

خودِ عبارت «صرف کردن» در معنای مورد بحث کمتر به صورت مصدرِ تنها در گفت‌وگو شنیده می‌شود؛ فارسی‌زبانان اغلب آن را صرف می‌کنند و می‌گویند «می‌صرفد» یا «نمی‌صرفد». طراح جدول برای هماهنگ کردن پاسخ با ساخت مصدرگونهٔ سرنخ «سود داشتن»، شکل مصدری «صرف کردن» را برگزیده است. این تبدیل در جدول‌ها معمول است: تعریف با «ـ داشتن» یا «ـ بودن» می‌آید و پاسخ نیز به صورت مصدر نوشته می‌شود.

فاعل این کاربرد معمولاً یک کار، خرید، سفر، تعمیر یا تصمیم است؛ یعنی چیزی که بتوان سود و زیانش را سنجید. جملهٔ «این کتاب صرف می‌کند» بدون بافت کمی نامأنوس است، اما «خرید این کتاب با تخفیف صرف می‌کند» معیار مقایسه را روشن می‌سازد. همچنین «برای من» یا «از نظر زمان» می‌تواند مشخص کند سود مورد نظر برای چه کسی و از چه جنسی است.

جمع‌بندی معنایی مدخل

برای این سرنخ، پاسخ قطعی شبکه صرفکردن است و صورت نوشتاری آن بیرون از جدول صرف کردن. پیوند پاسخ با سرنخ از کاربرد «می‌صرفد» می‌آید: یعنی هزینه، زمان یا زحمتِ یک انتخاب در برابر حاصل آن موجه است. پاسخ‌هایی مانند «به‌صرفه بودن» و «فایده داشتن» مفهوم را توضیح می‌دهند، اما جای مدخل ثبت‌شده را نمی‌گیرند؛ به‌ویژه وقتی شبکه هفت خانه و الگوی حروف «صرفکردن» را طلب می‌کند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.