پرش به محتوای اصلی

زخم بندی در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: بانداژ
جواب رایج و دقیقِ شش‌حرفی برای «زخم‌بندی» است.

وقتی سرنخ فقط از دو واژهٔ «زخم بندی» ساخته شده باشد، «بانداژ» مستقیم‌ترین انتخاب است. این واژه هم نامِ عمل بستن زخم یا عضو آسیب‌دیده با باند است و هم در گفتار روزمره برای پوشش و بستِ حاصل از این کار به کار می‌رود. همین هم‌معنایی روشن سبب شده است که بانداژ در جدول‌های فارسی پاسخ تثبیت‌شده‌ای برای این سرنخ باشد.

چرا بانداژ با سرنخ جور است؟

هستهٔ معنایی سرنخ «بستن» است: نواری پیرامون محل جراحت پیچیده می‌شود تا پوشش روی زخم ثابت بماند، فشار کنترل‌شده‌ای ایجاد شود یا عضو حمایت شود. «بانداژ» دقیقاً همین عمل را نام‌گذاری می‌کند، نه خودِ دارو، مرهم یا فرایند ترمیم بافت را.

در فرهنگ‌های فارسی نیز بانداژ با تعبیرهایی مانند بستن زخم، باندپیچی و بستن عضو مجروح توضیح داده می‌شود. بنابراین ارتباط آن با صورتِ سرنخ، ارتباطی واژه‌نامه‌ای و بی‌واسطه است.

شمارش پاسخ
بانداژ
۶ حرف: ب ـ ا ـ ن ـ د ـ ا ـ ژ

املای پاسخ و نکته‌ای که یک خانه را نجات می‌دهد

صورت درست واژه «بانداژ» است و حرف پایانی آن «ژ» نوشته می‌شود. نوشتن «بانداج» با ج نادرست است و در جدول نیز می‌تواند تقاطع آخر را به خطا بیندازد. واژه در فارسی معمولاً با آوای «بانْداژ» خوانده می‌شود و شکل جمع آن، اگر در جمله نیاز باشد، «بانداژها» است. فاصله یا نیم‌فاصله‌ای درون خود واژه وجود ندارد؛ هر شش حرف پیوسته نوشته می‌شوند.

بانداژ از واژگان دخیلِ جاافتاده در فارسی است. منشأ فرانسوی آن توضیح می‌دهد که چرا حرف پایانی «ژ» دارد. با این حال، این واژه دیگر تنها یک اصطلاح بیگانه یا تخصصی نیست؛ در زبان عمومی، آموزش کمک‌های اولیه، ورزش و مراقبت پزشکی نیز به‌سادگی فهمیده می‌شود.

نقشه معنایی بانداژبانداژ با پیچیدن باند، سه نقش ثابت نگه داشتن پوشش زخم، ایجاد فشار و حمایت از عضو را به هم مرتبط می‌کند. بانداژعمل بستن با باند پیچیدن نوار پوشاندن و نگهداری اعمال فشار حمایت از عضو

بانداژ و پانسمان؛ نزدیک‌اند اما یکسان نیستند

مهم‌ترین پاسخ جایگزین برای این سرنخ «پانسمان» است. در کاربرد عمومی، هر دو واژه گاهی به جای یکدیگر شنیده می‌شوند، زیرا هر دو به مراقبت از زخم مربوط‌اند. تفاوت دقیق‌ترشان در این است که پانسمان معمولاً پوشش یا ماده‌ای است که روی زخم قرار می‌گیرد، ولی بانداژ بیشتر به بستن باند پیرامون آن، نگه داشتن پوشش، ایجاد فشار یا حمایت از عضو اشاره دارد.

پاسخ اصلی: ۶ حرف

بانداژ

با مفهومِ عمل بستن و باندپیچی تطابق مستقیم دارد. اگر شش خانه در اختیار است یا تقاطع پایانی «ژ» می‌دهد، انتخاب قطعی‌تر همین واژه است.

جایگزین رایج: ۷ حرف

پانسمان

بیشتر بر پوشاندن و مراقبت از سطح زخم دلالت می‌کند. در جدولی با هفت خانه، به‌ویژه اگر حروف تقاطعی «پ» در آغاز و «ن» در پایان باشند، این گزینه مناسب‌تر می‌شود.

این تمایز در زبان پزشکی روشن‌تر از گفت‌وگوی روزانه است. برای نمونه، ممکن است ابتدا یک پد یا گاز استریل به عنوان پانسمان روی زخم قرار گیرد و سپس با بانداژ در جای خود ثابت شود. پس رابطهٔ این دو، رابطهٔ دو مرحله یا دو جزء نزدیک است؛ نه دو واژه با معنای کاملاً جدا و نه مترادف‌هایی که در همهٔ جمله‌ها بی‌هیچ تغییری جایگزین شوند.

نکتهٔ جدولی: وجود پاسخ ذخیره‌شده و معنای مستقیم سرنخ، «بانداژ» را در اینجا مقدم می‌کند. «پانسمان» تنها زمانی برتری دارد که تعداد خانه‌ها یا حروف متقاطع آشکارا پاسخ هفت‌حرفی بخواهند.

واژه‌های همسایه و مرز معنایی آن‌ها

چند واژهٔ دیگر نیز در پیرامون معنای زخم دیده می‌شوند، اما هرکدام فقط در صورت‌بندی خاصی از سرنخ مناسب‌اند. شناخت مرزشان مانع می‌شود یک مترادف ظاهری را به جای جواب دقیق بنشانیم.

باندخودِ نوار یا وسیلهٔ پیچیدن است، نه لزوماً نام عمل زخم‌بندی. چهار حرف دارد.
ضمادماده یا ترکیبی است که بر موضع می‌گذارند؛ تأکید آن بر دارو و پوشش موضعی است، نه بستن با نوار.
مرهمداروی نرم و مالیدنی برای زخم یا درد است و در معنای مجازی نیز برای تسکین به کار می‌رود.

«باندپیچی» از نظر معنی بسیار نزدیک و درواقع معادل توضیحیِ خوبی برای بانداژ است، اما هشت حرف دارد و صورت فعلی‌تر و توصیفی‌تری ارائه می‌کند. «نوارپیچی» نیز بر شیوهٔ پیچاندن نوار تأکید دارد. واژهٔ قدیمی «خسته‌بندی» در برخی منابع دیده می‌شود؛ «خسته» در فارسی کهن می‌تواند معنای زخمی و مجروح داشته باشد، اما این ترکیب در جدول‌های امروزی بسیار کم‌کاربردتر از بانداژ است.

بانداژ: ۶ حرفپانسمان: ۷ حرفباند: ۴ حرفضماد: ۴ حرفمرهم: ۴ حرفباندپیچی: ۸ حرف

کاربرد واژه در جمله و ترکیب‌های رایج

بانداژ هم به تنهایی و هم در ترکیب‌هایی مانند «بانداژ فشاری»، «بانداژ کشی» و «بانداژ کردن» می‌آید. در جملهٔ «پس از قرار دادن گاز، دست را بانداژ کردند»، واژه نقش فعل مرکب دارد و عمل پیچیدن باند را بیان می‌کند. در جملهٔ «بانداژ شل شده بود»، نتیجهٔ آن عمل یا بستِ روی عضو مورد نظر است.

صفت همراه واژه می‌تواند هدف بستن را روشن کند. بانداژ فشاری برای وارد کردن فشار کنترل‌شده به کار می‌رود؛ بانداژ کشی به جنس یا قابلیت کشسانی باند اشاره دارد؛ و بانداژ حمایتی برای محدود کردن حرکت یا پشتیبانی از ناحیهٔ آسیب‌دیده استفاده می‌شود. این کاربردها نشان می‌دهند معنای بانداژ از پوشاندن سادهٔ سطح زخم گسترده‌تر است و ممکن است حتی پیرامون عضوی بدون زخم باز انجام شود.

در زبان غیرپزشکی نیز ساختِ «بانداژ کردن» آشناست، اما معنای آن همچنان عینی و جسمانی باقی می‌ماند. بر خلاف «مرهم» که در تعبیرهایی چون «مرهم دل» معنای مجازی فراوان دارد، بانداژ کمتر در زبان ادبی به صورت استعاری استفاده می‌شود. همین ویژگی آن را به پاسخی دقیق برای سرنخی صریح و واژه‌نامه‌ای تبدیل می‌کند.

از صورت سرنخ تا انتخاب نهایی

سرنخ «زخم بندی» نامِ یک کار را می‌خواهد. بانداژ نیز در تعریف اصلی خود یک اسمِ عمل است: بستن زخم یا عضو مجروح با باند. پاسخ از نظر دستوری با سرنخ هماهنگ است، از نظر معنایی واسطه‌ای ندارد و از نظر شمار حروف، شش خانه را پر می‌کند. افزون بر این، حرف «ژ» در انتها نشانهٔ مشخصی است که آن را از گزینه‌های هم‌خانواده جدا می‌کند.

اگر عبارت سرنخ به شکل «داروی روی زخم» بود، مرهم یا ضماد شانس بیشتری داشت. اگر «نوار زخم‌بندی» نوشته می‌شد، «باند» محتمل‌تر بود. برای «پوشش روی زخم» نیز پانسمان می‌توانست انتخاب نخست باشد. اما در همین صورتِ کوتاه و اسمی، یعنی «زخم بندی»، پاسخ ذخیره‌شدهٔ بانداژ هم با تعریف فرهنگ‌نامه‌ای سازگار است و هم با کاربرد رایج جدول.

جمع‌بندی پاسخ: «بانداژ» را با شش حرف و با «ژ» پایانی وارد کنید. پاسخ هفت‌حرفیِ نزدیک «پانسمان» است، اما برای این عنوان، جواب اصلی همان بانداژ است.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.