پرش به محتوای اصلی

زبانزد در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: ضربالمثل
در نوشتار معیار، این ترکیب را «ضرب‌المثل» می‌نویسند.

سرنخ «زبانزد» در این جدول به یک سخن رایج و شناخته‌شده اشاره دارد؛ سخنی که مردم آن را برای خلاصه‌کردن یک تجربه، داوری یا پند به کار می‌برند. از همین رو پاسخ ذخیره‌شده و متناسب با سرنخ، ضربالمثل است. شکل بدون فاصله برای خانه‌های جدول طبیعی است، زیرا نیم‌فاصله و فاصله در شمار خانه‌ها جایی ندارند.

چرا این پاسخ با سرنخ جور است؟

«زبانزد» از چیزی خبر می‌دهد که بارها بر زبان مردم آمده و شناخته شده است. «ضرب‌المثل» نیز عبارت یا جمله‌ای تثبیت‌شده در حافظه جمعی است که در موقعیت مناسب تکرار می‌شود. بنابراین پیوند دو واژه فقط شباهت لغت‌نامه‌ای نیست؛ هر دو به رواج در گفتار، قابلیت تکرار و معنای فشرده اشاره می‌کنند.

رایج میان مردمکوتاه و به‌یادماندنیحامل تجربه
رابطه زبانزد و ضرب‌المثلسه ویژگی تکرار، شهرت و پیام فشرده به مفهوم ضرب‌المثل می‌رسند.تکرارشهرتپیامضرب‌المثلسخنی زبانزد

دو کاربرد «زبانزد» که نباید با هم اشتباه شوند

زبانزد به معنای یک سخن

وقتی واژه نقش اسم دارد، می‌تواند برابر فارسیِ «ضرب‌المثل» باشد: سخنی جاافتاده که افراد گوناگون آن را در موقعیت‌های مشابه بازمی‌گویند. سرنخ حاضر بر پایه پاسخ داده‌شده، دقیقاً همین کاربرد را هدف گرفته است.

زبانزد به معنای مشهور

گاهی زبانزد صفت است؛ مانند «هنرش زبانزد شد». در این ساخت، موضوع یک مَثَل نیست، بلکه شخص یا ویژگی‌ای است که آوازه یافته است. آن‌وقت پاسخ‌هایی چون «شهره»، «مشهور» یا «نامی» ممکن‌اند، اما به تعداد خانه‌ها و بافت سرنخ وابسته‌اند.

تفاوت در جمله: در «این سخن یک زبانزد قدیمی است»، زبانزد نامِ یک گفته رایج است؛ در «مهمان‌نوازی او زبانزد شهر است»، زبانزد مفهوم مشهور و نقلِ محافل بودن را می‌رساند.

املای جدول با املای متن چه فرقی دارد؟

پاسخ مستقیم باید همان صورت ثبت‌شده، یعنی «ضربالمثل»، باشد. با این حال اگر این واژه را در یک جمله معمولی، مقاله یا کتاب بنویسیم، صورت خواناتر و معیار آن «ضرب‌المثل» است. نیم‌فاصله اجزای ترکیب را از هم قابل تشخیص نگه می‌دارد، بی‌آنکه آن‌ها را مانند دو کلمه کاملاً جدا نمایش دهد.

ضربالمثلصورت مناسب ورود در خانه‌های جدول
ضرب‌المثلصورت پیشنهادی در نوشتار پیوسته
ضرب المثلصورت رایج با فاصله کامل، اما کم‌دقت‌تر

از نگاه تعداد حروف جدولی، «ضربالمثل» با حذف نشانه‌های فاصله از هشت حرف ساخته می‌شود: ض، ر، ب، ا، ل، م، ث، ل. این شمارش توضیح می‌دهد چرا ظاهر پاسخ داخل جدول با صورت ویرایش‌شده آن در نثر تفاوت دارد. نیم‌فاصله حرف نیست و خانه جداگانه نمی‌گیرد.

گزینه‌های نزدیک و مرز معنایی آن‌ها

هر واژه رایجی ضرب‌المثل نیست و هر سرنخ «زبانزد» نیز الزاماً پاسخ بلند هشت‌حرفی نمی‌خواهد. گزینه‌های زیر در جدول‌های دیگر ممکن است دیده شوند، ولی جایگزینی آن‌ها بدون توجه به معنای دقیق، پاسخ را مبهم می‌کند.

مثلکوتاه‌ترین هم‌معنا و هسته معنایی ضرب‌المثل است. اگر پاسخ سه خانه داشته باشد یا سرنخ صورت کوتاه بخواهد، «مثل» انتخاب نیرومندی است. در فارسی «مثل» همچنین ابزار تشبیه است؛ بنابراین جمله و تعداد حروف معنای درست را روشن می‌کند.
متلواژه‌ای نزدیک اما کاملاً هم‌پوشان نیست. «متل» می‌تواند حکایت کوتاه عامیانه یا روایت ساده و مشهور باشد. در یک سرنخ سه‌حرفی، احتمال آن مطرح می‌شود، ولی برای پاسخ ثبت‌شده حاضر دلیلی برای کنارگذاشتن «ضربالمثل» وجود ندارد.
اصطلاحدامنه‌ای وسیع‌تر دارد. اصطلاح ممکن است گروهی از واژه‌ها با معنای مجازی باشد، بی‌آنکه جمله‌ای کامل یا حامل پند عمومی باشد. برای نمونه «شاخ‌وشانه کشیدن» اصطلاح است، اما ساخت و کارکرد آن با یک ضرب‌المثل کامل تفاوت دارد.
شهره / مشهوراین دو پاسخ زمانی مناسب‌اند که «زبانزد» صفت باشد و از آوازه شخص، اثر یا ویژگی سخن بگوید. آن‌ها نام یک گفته رایج نیستند؛ پس به معنای دوم واژه تعلق دارند.
نکته معنایی: «ورد زبان بودن» بر تکرار فراوان تأکید می‌کند، در حالی که «ضرب‌المثل بودن» افزون بر رواج، معمولاً به یک صورت نسبتاً ثابت و معنایی تجربه‌شده اشاره دارد. همین تفاوت باعث می‌شود هر عبارت پرتکراری را نتوان ضرب‌المثل نامید.

ساخت «ضرب‌المثل» چه می‌گوید؟

جزء «مَثَل» به گفته یا نمونه‌ای اشاره دارد که برای روشن‌کردن یک وضعیت به کار می‌رود. «ضرب» در این ترکیب معنای کتک‌زدن ندارد؛ در تعبیر سنتیِ «ضربِ مَثَل»، مقصود مَثَل آوردن و آن را بر یک موقعیت منطبق کردن است. ترکیب در کاربرد امروز نام همان گفته شناخته‌شده شده است. به همین دلیل، دیدن جزء «ضرب» نباید حل‌کننده را به معنای برخورد یا زدن جسمانی ببرد.

زبانزدها اغلب از یک مشاهده روزمره، تجربه کشاورزی و پیشه‌وری، روابط اجتماعی یا حکایتی قدیمی نیرو می‌گیرند. ممکن است داستان نخستینِ یک مَثَل فراموش شود، اما عبارت آن به سبب آهنگ، تصویر روشن یا پیام فشرده همچنان زنده بماند. این ماندگاری همان پلی است که واژه «زبانزد» را به پاسخ «ضربالمثل» وصل می‌کند.

حافظه جمعیتجربه نسل‌هابیان تصویریکاربرد موقعیتیصورت نسبتاً ثابت

نمونه‌ای برای تشخیص مرزها

عبارت «جوجه را آخر پاییز می‌شمارند» یک ضرب‌المثل است: جمله‌ای کامل، شناخته‌شده و قابل استفاده برای یادآوری این‌که نتیجه را نباید پیش از پایان کار سنجید. در مقابل، «دست‌ودل‌باز» یک تعبیر وصفی است و «بر سر زبان‌ها افتادن» یک اصطلاح به شمار می‌آید. هر سه می‌توانند رایج باشند، اما فقط اولی نمونه روشنِ ضرب‌المثل است.

این مثال همچنین نشان می‌دهد چرا «اصطلاح» جواب درجه‌دوم این سرنخ است. اصطلاح معمولاً جزئی از جمله می‌شود و معنای آن از جمع ساده واژه‌ها به دست نمی‌آید؛ ضرب‌المثل خود می‌تواند یک جمله مستقل باشد و درباره موقعیتی تازه داوری کند. البته در گفتار روزانه مرز این نام‌ها همیشه سخت و دانشگاهی رعایت نمی‌شود و مردم گاهی آن‌ها را به جای یکدیگر به کار می‌برند.

جمع‌بندی دقیق سرنخ

برای همین عنوان و با توجه به پاسخ ثبت‌شده، انتخاب نهایی ضربالمثل است. این پاسخ معنای اسمیِ زبانزد، یعنی گفته‌ای رایج و ماندگار، را پوشش می‌دهد و در نوشتن جدولی بدون فاصله وارد می‌شود. «ضرب‌المثل» صورت معیار همان واژه در متن است. «مثل» و گاهی «متل» تنها در پاسخ‌های کوتاه‌تر قابل بررسی‌اند؛ «شهره» و «مشهور» نیز به کاربرد صفتیِ زبانزد مربوط می‌شوند، نه به معنایی که این پاسخ بر آن بنا شده است.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.