پرش به محتوای اصلی

دیده در جدول

۷ دقیقه مطالعه
پاسخ: چشم، بصر
هر دو واژه هم‌معنای مستقیم «دیده» و هر دو سه‌حرفی‌اند.

در این سرنخ، «دیده» به معنای اندام بینایی آمده است؛ بنابراین روشن‌ترین معادل فارسی آن چشم است و معادل عربیِ رایج در فارسی بصر. وجود دو پاسخ در کنار هم اتفاقی نیست: طراح جدول ممکن است با توجه به حروف متقاطع یکی از این دو هم‌معنی را بخواهد. اگر خانه‌ها با «چ» آغاز شوند، «چشم» انتخاب طبیعی است؛ اگر حرف نخست «ب» باشد، «بصر» دقیق‌تر می‌نشیند.

چشمواژه فارسی و پاسخ معمول‌تر در گفتار روزانه
چشم
بصرواژه عربیِ جاافتاده در فارسی و مناسب بافت رسمی و ادبی
بصر

چرا «چشم» نخستین جواب است؟

«دیده» در فارسی کهن و ادبی نامی برای چشم است، نه فقط صورت صرف‌شده فعل «دیدن». در جمله‌هایی مانند «دیده را بست»، «اشک از دیده روان شد» یا «نور دیده»، می‌توان آن را با «چشم» جایگزین کرد و هسته معنا تغییر نمی‌کند. همین هم‌ارزی مستقیم باعث می‌شود «چشم» کم‌ابهام‌ترین پاسخ سرنخ باشد.

تفاوت این دو بیشتر در لحن است. «چشم» در گفت‌وگوی امروز زنده و بی‌نشان است، اما «دیده» رنگ ادبی، شاعرانه یا رسمی دارد. به همین دلیل طراح کلمات متقاطع گاهی واژه آشنای «دیده» را می‌آورد تا پاسخ کوتاه «چشم» به دست آید؛ گاهی نیز جهت سرنخ را برعکس می‌کند و برای «چشم» پاسخ «دیده» می‌خواهد.

اندام بیناییچشم در زبان ادبیجایگاه نگاهسه حرف

«بصر» چه نسبتی با دیده دارد؟

«بَصَر» در اصل واژه‌ای عربی است که وارد فارسی شده و هم برای چشم و هم برای قوه دیدن به کار می‌رود. در ترکیب‌هایی چون «قوه بصر»، «ضعف بصر» و «تیزبصر» جنبه توانایی دیدن پررنگ‌تر می‌شود. با این حال در زبان فرهنگ‌ها و جدول‌ها، بصر به‌صورت خلاصه و مستقیم برابر چشم و دیده قرار می‌گیرد؛ پس برای سرنخ حاضر پاسخی معتبر است.

املای آن با حرف «ص» است: بصر، نه «بسر». تلفظ رایج آن «بَصَر» است. کوتاهی واژه و داشتن حروف متمایز «ب، ص، ر» باعث شده است که در جدول‌های فارسی پاسخی کاربردی باشد، به‌خصوص وقتی حرف میانی از تقاطع «ص» مشخص شده باشد.

نکته دقیق: «ابصار» جمعِ بصر است و معمولاً معنای «چشم‌ها» یا دیدگان می‌دهد. پس برای سرنخ مفرد «دیده»، خودِ «بصر» دقیق‌تر از «ابصار» است.
رابطه معنایی دیده، چشم و بصردیده در مرکز قرار دارد و به چشم به عنوان نام فارسی و بصر به عنوان معادل ادبی و عربی پیوند می‌خورد. چشممعادل فارسی بصرمعادل عربی دیده: عضو دیدن در بیان ادبی فارسی

سه چهره معناییِ «دیده»

نامِ چشمدر «اشکِ دیده» یا «نورِ دیده»، واژه یک اسم است و مستقیماً به چشم اشاره دارد. پاسخ جدول نیز بر همین معنی بنا شده است.
دیدگانجمع ادبی دیده، «دیدگان» است. این شکل با «چشم‌ها» برابر است و برای سرنخی که صریحاً جمع باشد مناسب‌تر خواهد بود.
دیده‌شدهدر جمله «این فیلم قبلاً دیده شده»، دیده بخشی از فعل و به معنای مشاهده‌شده است. این کاربرد با جواب «چشم» ارتباط جدولی ندارد.

این تمایز دستوری مهم است، زیرا یک صورت نوشتاری واحد می‌تواند اسم یا جزء فعل باشد. سرنخ کوتاه و اسمیِ «دیده» در جدول معمولاً معنی فرهنگ‌نامه‌ای را هدف می‌گیرد؛ یعنی همان چشم. اگر عبارت سرنخ فعلی بود، پاسخ‌هایی مانند «مشاهده‌شده» تنها در بافتی کاملاً متفاوت قابل بررسی بودند.

گزینه نزدیک «عین»؛ درست اما وابسته به قرینه

«عین» نیز در عربی یکی از معناهایش چشم است و در متن فارسی، به‌ویژه ترکیب‌های رسمی و قدیمی، دیده می‌شود. از نظر شمار حروف، «عین» هم سه‌حرفی است. با این همه، «عین» معانی متعدد دیگری مانند خودِ چیز، همان و حرف نام‌گذاری‌شده «ع» دارد؛ بنابراین بدون حروف تقاطعی، ابهام آن از «چشم» و «بصر» بیشتر است.

برای همین عنوان، پاسخ ذخیره‌شده و مستقیم همان «چشم، بصر» است. «عین» را باید گزینه فرعی دانست: تنها وقتی تقاطع‌ها الگوی «ع ـ ن» بسازند یا لحن عربی سرنخ را تأیید کند، احتمال آن افزایش می‌یابد. واژه‌هایی مثل «نگاه» نیز از حوزه معنایی دیدن‌اند، اما نام خودِ عضو بینایی نیستند و هم‌معنای دقیق دیده در این کاربرد به شمار نمی‌آیند.

دیده و نگاه یکی نیستند: دیده ابزار یا جایگاه دیدن است، در حالی که نگاه عمل یا حالت نگریستن را بیان می‌کند. در جمله «نگاهش را از پنجره گرفت»، جایگزینی نگاه با چشم همیشه همان ساخت و معنی را حفظ نمی‌کند.

کاربردهای ادبی که معنی را روشن می‌کنند

فارسی از «دیده» در ترکیب‌های فراوانی بهره می‌برد و هر ترکیب گوشه‌ای از معنای چشم را آشکار می‌کند. «نورِ دیده» خطاب محبت‌آمیز به شخص عزیز است؛ گویی او روشنی چشم است. «دیده به راه بودن» یعنی چشم‌انتظار ماندن. «از دیده افتادن» کنایه از دست دادن مهر یا اعتبار نزد کسی است و «دیده فروبستن» می‌تواند هم بستن چشم و هم چشم‌پوشی کردن باشد.

  • دیده‌بان: کسی که با مراقبت و نگاه کردن، آمدوشد یا خطر را می‌پاید؛ در این ترکیب، «بان» معنای نگهبان می‌دهد.
  • جهان‌دیده: شخص باتجربه‌ای که رویدادهای بسیار دیده و از آزمون زندگی آموخته است.
  • دیده‌ور: بینا؛ و در کاربرد گسترده‌تر، کسی که آگاهی و بصیرت دارد.
  • دیده تر: چشم اشک‌آلود؛ «تر» در اینجا به رطوبت اشک اشاره می‌کند.
  • چشمِ دل: تعبیری مجازی برای بصیرت و دریافت درونی، نه اندام جسمانی.

این ترکیب‌ها نشان می‌دهند چرا «دیده» در شعر از «چشم» خوش‌آهنگ‌تر یا عاطفی‌تر جلوه می‌کند. با وجود این تفاوت سبکی، وقتی واژه به تنهایی در یک تعریف کوتاه می‌آید، رابطه واژگانی آن‌ها همچنان مستقیم است.

انتخاب میان دو پاسخ در خانه‌های جدول

هر دو جواب اصلی سه حرف دارند؛ پس تعداد خانه‌ها به تنهایی میانشان داوری نمی‌کند. حرف تقاطعی تعیین‌کننده است: الگوی «چ ـ م» به «چشم» و الگوی «ب ـ ر» به «بصر» می‌رسد. اگر هیچ حرفی معلوم نیست، «چشم» به دلیل فارسی بودن و کاربرد عمومی، حدس نخست مطمئن‌تری است. وجود حرف «ص» در خانه میانی، تقریباً بی‌درنگ «بصر» را برجسته می‌کند.

نباید تعداد نشانه‌های تایپی را با تعداد حروف اشتباه گرفت. «چشم» از سه حرف «چ»، «ش»، «م» ساخته شده و «بصر» نیز سه حرف «ب»، «ص»، «ر» دارد. ویرگول میان آن‌ها در عبارت پاسخ فقط جداکننده دو گزینه است و جزئی از جواب جدول نیست؛ قرار نیست ترکیب «چشم بصر» در خانه‌ها نوشته شود.

جمع‌بندی کاربردی: برای معنی معمول و فارسی، «چشم» را بنویسید؛ برای تقاطع دارای «ب» یا «ص» و لحن عربی‌ـ‌ادبی، «بصر» را انتخاب کنید. «عین» فقط جایگزین وابسته به حروف متقاطع است.

تلفظ و نوشتار بدون ابهام

«دیده» در نقش اسم معمولاً با تلفظ «دیده» خوانده می‌شود و از بنِ «دید» با پسوند «ـه» ساخته شده است، اما در گذر زمان جایگاه مستقلِ نام چشم را نیز پیدا کرده است. شکل جمع آن «دیده‌ها» در زبان عادی و «دیدگان» در بیان ادبی است. نوشتن «دیدگان» با «گ» میانجی انجام می‌شود؛ همان الگویی که در واژه‌هایی مانند «بنده/بندگان» دیده می‌شود.

«بصر» را باید با «ص» نوشت و آن را با «بصیرت» هم‌خانواده دانست. «بصیرت» بیشتر به بینش و آگاهی ژرف اشاره دارد، بنابراین برای سرنخ ساده «دیده» پاسخ مستقیم نیست. همچنین «باصره» نام قوه بینایی است و از نظر طول و ساخت، گزینه دیگری محسوب می‌شود؛ تنها سرنخ‌هایی مانند «حس بینایی» یا «قوه دیدن» آن را بهتر پشتیبانی می‌کنند.

در نتیجه، پاسخ قطعی این مدخل چشم، بصر است. «چشم» برابر فارسی و روزمره و «بصر» برابر عربیِ پذیرفته‌شده در فارسی است؛ هر دو سه‌حرفی‌اند و انتخاب نهایی میانشان با حروف متقاطع انجام می‌شود.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.