پرش به محتوای اصلی

دو برابر در جدول

۸ دقیقه مطالعه
پاسخ: دوبل، متضاعف
«دوبل» صورت کوتاه و رایج‌تر است؛ «متضاعف» برای خانه‌های بیشتر به کار می‌آید.

سرنخ «دو برابر» از آن سرنخ‌هایی است که یک مفهوم روشن اما چند صورت واژگانی دارد. پاسخ ذخیره‌شده برای این مدخل دو واژه را کنار هم قرار می‌دهد: دوبل و متضاعف. انتخاب میان آن‌ها معمولاً نه به تغییر معنی اصلی، بلکه به طول پاسخ و زبان مورد پسند طراح مربوط است. اولی کوتاه، گفتاری و بسیار آشناست؛ دومی ساختی عربی و رسمی‌تر دارد و حالتِ افزایش‌یافته یا چندبرابرشونده را می‌رساند.

دوبل ۴ حرفمتضاعف ۷ حرفمضاعف ۶ حرفدوچندان ۸ حرف

چرا «دوبل» مستقیم‌ترین پاسخ است؟

«دوبل» در فارسی امروز برای چیزی به کار می‌رود که دو تا، دوتایی، دولایه یا به اندازه دو واحد باشد. وقتی می‌گوییم «سهم دوبل»، منظور سهمی برابر با دو برابر مقدار معمول است؛ «اتاق دوبل» برای دو نفر در نظر گرفته شده و «شیشه دوبل» از دو لایه شیشه تشکیل می‌شود. همین پیوند ثابت با عدد دو باعث شده است این واژه در جدول، معادلی فوری و جمع‌وجور برای «دو برابر» باشد.

نوشتن آن نیز ساده است: دوبل، با دال، واو، ب و لام. نباید آن را با «دوبله» یکی گرفت. «دوبله» در کاربرد شناخته‌شده‌اش به جایگزینی یا ضبط گفتار فیلم و برنامه اشاره دارد، در حالی که «دوبل» خودِ مفهوم دوتایی یا دوبرابری را بیان می‌کند. البته در بعضی ترکیب‌ها مانند «دوبل کردن مبلغ»، این واژه نقش فعلیِ وام‌گرفته پیدا می‌کند و یعنی مقدار را دو برابر کردن.

دوبل؛ کوتاه و روزمره

این صورت برای سرنخی با چهار خانه مناسب است. در ورزش، خدمات، پوشاک، شیشه‌کاری و گفت‌وگوی عادی حضور پررنگی دارد و معنای «دوگانه» یا «دو برابر» را بی‌واسطه منتقل می‌کند.

نمونه: «امتیاز این مرحله دوبل محاسبه شد»؛ یعنی امتیاز دو برابر مقدار عادی بود.

متضاعف؛ افزون‌شونده

این واژه هفت حرف دارد و از خانواده «تضاعف» است. از نظر ساخت، بیشتر بر چیزی دلالت می‌کند که افزایش یافته، چند برابر شده یا رو به فزونی گذاشته است؛ بنابراین لحنی رسمی‌تر و قدیمی‌تر از «دوبل» دارد.

نمونه: «نیروی متضاعف»؛ یعنی نیرویی که شدت یا مقدار آن افزوده شده است.
نمایش تصویری مفهوم دو برابر و صورت‌های واژگانی آنیک واحد در سمت راست با پیکان به دو واحد در مرکز تبدیل می‌شود و سپس شاخه‌هایی به واژه‌های دوبل، مضاعف و متضاعف می‌رسند. یک واحد۱× واحد اولواحد دوم دوبلمضاعفمتضاعف

هسته معنایی در همه صورت‌ها یکی است: یک مقدار به دو واحد یا مقداری افزوده تبدیل می‌شود؛ تفاوت در لحن و ساخت واژه است.

«متضاعف» دقیقاً چه نسبتی با دو برابر دارد؟

«متضاعف» از فعل «تضاعف یافتن» می‌آید. اگر چیزی متضاعف شود، مقدار یا شدت آن افزایش پیدا می‌کند و به چند برابر می‌رسد. بنابراین این کلمه می‌تواند در یک جدول قدیمی یا ادبی، پاسخ «دو برابر» قرار گیرد. با این حال، دامنه معنایی آن همیشه به عدد دقیق دو محدود نمی‌ماند؛ گاهی فقط فزونی گرفتن و چند برابر شدن را می‌رساند. برای مثال، «مسئولیت متضاعف» لزوماً مسئولیتی با اندازه ریاضی دقیقِ دو نیست، بلکه مسئولیتی بسیار بیشتر یا سنگین‌تر است.

از همین‌جا تفاوت ظریفی شکل می‌گیرد: «دو برابر» در حساب یعنی مقدار آغازین در عدد ۲ ضرب شود، اما «متضاعف» در نثر ممکن است شدتِ افزایش را به شکلی کیفی بیان کند. در فضای جدول، هم‌معنایی فشرده واژه‌ها مهم‌تر است و این فاصله معنایی کوچک مانع پذیرفته‌شدن پاسخ نمی‌شود. وجود هفت خانه یا حروف تقاطعی مانند «م»، «ت» و «ض» نشانه خوبی برای انتخاب همین صورت است.

1 quantity × 2 = 2 quantities   |   یک مقدار × ۲ = دو برابر

جایگاه «مضاعف»؛ صورت معیارتر در نثر امروز

در کنار پاسخ ذخیره‌شده، مضاعف مهم‌ترین صورت جایگزین است. فرهنگ‌های فارسی آن را «دو برابر شده» و «دوچندان شده» معنی می‌کنند. در جمله‌هایی مانند «تلاش مضاعف»، «فشار مضاعف» و «هزینه مضاعف»، این واژه کاملاً جاافتاده است. «مضاعف» شش حرف دارد؛ پس اگر سرنخ همین باشد و پاسخ شش خانه بخواهد، این گزینه از نظر زبان رسمی و تعداد حروف انتخابی قوی است.

«متضاعف» و «مضاعف» را نباید صرفاً دو املای یک کلمه دانست. حرف «ت» در آغازِ متضاعف بخشی از ساخت واژه است، نه غلط تایپی. «مضاعف» بیشتر صفتِ چیزی است که دوچندان شده یا اثر افزوده دارد؛ «متضاعف» بیشتر با روندِ تضاعف و افزایش پیوند دارد. در بسیاری از جمله‌های امروزی، «مضاعف» طبیعی‌تر شنیده می‌شود، اما پاسخ ثبت‌شده جدول مشخصاً «متضاعف» را نیز پذیرفته است.

نکته املایی: پاسخ اصلی را «متضاعف» بنویسید، نه «متزاعف» یا «متضائف». حرف ریشه‌ای آن «ض» است. صورت جایگزین «مضاعف» نیز با همین ضاد نوشته می‌شود.

چه زمانی «دوچندان» مناسب‌تر است؟

«دوچندان» برابر فارسی و خوش‌خوانی برای مفهوم افزایش بسیار یا دوبرابری است. این واژه در ترکیب‌هایی چون «شوق دوچندان»، «اهمیت دوچندان» و «کوشش دوچندان» به کار می‌رود. همانند «متضاعف»، کاربرد ادبی آن همیشه یک سنجش عددی سخت‌گیرانه نیست؛ «شوقم دوچندان شد» می‌تواند صرفاً یعنی شوقم بسیار بیشتر شد. اگر پاسخ هشت خانه داشته باشد، دوچندان نامزد مناسبی است، ولی جای پاسخ چهارحرفی دوبل را نمی‌گیرد.

صورت کوتاه‌تر «دوچند» نیز در زبان ادبی دیده می‌شود و معنای چند برابر یا چندین برابر دارد، اما برای سرنخِ دقیق «دو برابر» نسبت به گزینه‌های اصلی احتمال کمتری دارد. «دوگانه» هم صرفاً چیزی با دو بخش یا دو جنبه را توصیف می‌کند و الزاماً به معنی دو برابر شدن مقدار نیست. به همین دلیل این دو را باید گزینه‌های وابسته به قرینه دانست، نه پاسخ نخست.

برابر با دو برابردوبل، مضاعف و دوچندان با این مفهوم پیوند مستقیم دارند.
دارای دو جزءدوتایی یا دوگانه بر ساختار دو بخشی تأکید می‌کنند، نه افزایش مقدار.
رو به افزایشمتضاعف می‌تواند فرایند افزوده یا چندبرابر شدن را نیز نشان دهد.

کاربردهای واقعی، از عدد تا اصطلاح

محاسبهاگر قیمت از ۵۰ به ۱۰۰ برسد، دقیقاً دو برابر یا دوبل شده است. اینجا نسبت عددی روشن و قابل اندازه‌گیری است.
پوشاک«یقه دوبل» یا بخشی دوبل در لباس، معمولاً به دولایه بودن اشاره دارد. معنای دوتایی حفظ شده، هرچند بحث افزایش عددی قیمت یا اندازه در میان نیست.
شیشهشیشه دوبل از دو لایه تشکیل می‌شود و فضای میان آن‌ها به عایق‌بودن کمک می‌کند. در این ترکیب، دوبل نزدیک به «دولایه» است.
تلاش«تلاش مضاعف» یعنی کوششی بیشتر و شدیدتر. این تعبیر ممکن است تأکیدی باشد و الزاماً مقدار تلاش را با ابزار دقیق دو برابر نسنجد.
رشد«سرعت متضاعف» یا «نیروی متضاعف» بر افزایش و فزونی دلالت دارد و رنگ رسمی یا ادبی آن از دوبل بیشتر است.

مرز معنایی «دو برابر» با «دو برابر بیشتر»

در بیان عددی، «دو برابرِ ۱۰» برابر با ۲۰ است. گاهی در گفت‌وگو عبارت «دو برابر بیشتر» مبهم می‌شود: بعضی آن را همان ۲۰ می‌فهمند و بعضی «۲۰ واحد بیشتر از مقدار اول»، یعنی ۳۰، برداشت می‌کنند. واژه «دوبل» معمولاً این ابهام را کمتر می‌کند و به حاصلِ ضرب در دو اشاره دارد. برای یک سرنخ جدولی نیز همان معنای ساده و تثبیت‌شده، یعنی «دو تا از مقدار پایه»، منظور است.

همچنین «نصف» جهت عکس این رابطه را نشان می‌دهد: نصفِ مقدار دوبل‌شده، ما را به مقدار آغازین برمی‌گرداند. «سه برابر» یا «سه‌چندان» از همین الگو پیروی می‌کند اما دیگر با دوبل یکی نیست. پس وجود جزء «دو» در سرنخ، انتخاب واژه‌ای را می‌طلبد که یا صریحاً با عدد دو ساخته شده باشد یا در فرهنگ واژگان معنای دوچندان را حمل کند.

جمع‌بندی واژه‌های نزدیک بدون یکی‌گرفتن آن‌ها

دوبل پاسخی موجز، چهارحرفی و مناسب کاربردهای روزمره است. متضاعف هفت حرف دارد و بر افزایش‌یافتگی یا چندبرابرشدن تأکید می‌کند؛ این همان صورت دومی است که برای مدخل ثبت شده است. مضاعف شش‌حرفی، در نثر معیار امروز برای «دوچندان‌شده» رایج‌تر است. دوچندان نیز صورت فارسی و هشت‌حرفیِ نزدیک به سرنخ به شمار می‌رود.

واژه‌هایی مثل «جفت»، «دوتایی»، «دوگانه» و «دولا» تنها در بعضی بافت‌ها به حوزه عدد دو نزدیک می‌شوند. جفت بیشتر به دو چیز همراه، دوتایی به مجموعه‌ای شامل دو عضو، دوگانه به دو وجه، و دولا به دو لایه یا تاخوردگی اشاره دارد. هیچ‌کدام در همه جمله‌ها جانشین دقیق «دو برابر» نیستند؛ بنابراین فقط وقتی حروف متقاطع و سیاق سرنخ آن‌ها را تأیید کند باید در نظر گرفته شوند.

نتیجه نهایی برای این مدخل: پاسخ را با «دوبل» آغاز کنید و اگر چینش جدول پاسخ بلندتر می‌خواهد، «متضاعف» پاسخ ثبت‌شده بعدی است. «مضاعف» و «دوچندان» گزینه‌های معتبرِ وابسته به تعداد خانه‌ها و سبک طراحند، اما جایگزین پاسخ مستقیم این صفحه نمی‌شوند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.