پرش به محتوای اصلی

خصلت در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: خوی
«خوی» جواب سه‌حرفی و دقیقِ خصلت است.

در سرنخ‌های کوتاه جدول، «خصلت» معمولاً به ویژگی پایدار اخلاقی یا رفتاری اشاره دارد. واژهٔ خوی همین معنا را در کوتاه‌ترین صورت رایج فارسی می‌رساند: حال‌وکیفیتی نسبتاً ماندگار در رفتار و طبع انسان. به همین دلیل، وقتی جای پاسخ سه خانه دارد، انتخاب روشن «خوی» است.

«خوی» دقیقاً چه معنایی دارد؟

خوی یعنی سرشت، طبع، عادت رفتاری یا صفتی که چگونگی برخورد یک فرد را نشان می‌دهد. در عبارت‌هایی مانند «خوی آرام»، «خوی تند» و «نیک‌خوی»، واژه دربارهٔ کیفیت رفتار و خلق فرد سخن می‌گوید. خودِ خوی نه مثبت است و نه منفی؛ صفتی که کنار آن می‌آید ارزش آن را مشخص می‌کند.

سرشت رفتاریطبععادت پایدارویژگی اخلاقی

چرا این پاسخ با سرنخ جفت می‌شود؟

«خصلت» در فارسی به صفت یا کیفیتی گفته می‌شود که در کسی استقرار یافته باشد؛ مثلاً بردباری را خصلتی پسندیده و بدقولی را خصلتی ناپسند می‌نامیم. «خوی» نیز بر همان جنبهٔ درونی و نسبتاً ماندگار تکیه دارد. اگر کسی بارها با آرامش واکنش نشان دهد، از خوی آرام او حرف می‌زنیم؛ یعنی رفتار موردنظر اتفاقی و یک‌باره نیست، بلکه بخشی از کیفیت شناخته‌شدهٔ اوست.

این هم‌پوشانی معنایی سبب می‌شود «خوی» از جواب‌هایی مانند «صفت» دقیق‌تر باشد. صفت دامنه‌ای بسیار گسترده دارد و می‌تواند دربارهٔ رنگ، اندازه یا شکل اشیا هم به کار رود، اما خوی عمدتاً به طبیعت و رفتار جاندار، به‌ویژه انسان، مربوط است. سرنخ «خصلت» نیز معمولاً همین حوزهٔ اخلاق و رفتار را هدف می‌گیرد.

نقشهٔ معنایی واژه خویخوی در مرکز قرار دارد و با سرشت، طبع، عادت رفتاری و ویژگی اخلاقی پیوند دارد. خوی سرشتطبععادت رفتاریویژگی اخلاقی
خوی در مرکز یک میدان معنایی قرار می‌گیرد: هم به درون و سرشت فرد مربوط است و هم در رفتار تکرارشوندهٔ او دیده می‌شود.

فرق «خوی» و «خو»؛ یک حرف مهم

«خو» و «خوی» هر دو واژه‌های درست فارسی‌اند و در بسیاری از بافت‌ها معنایی نزدیک دارند. «خو» بیشتر در ترکیب‌هایی مانند «عادت کردن و خو گرفتن»، «بدخو» یا «خوش‌خو» دیده می‌شود. «خوی» به‌صورت مستقل طبیعی‌تر در برابر «خصلت» می‌نشیند و در ترکیب آشنای «خلق‌وخوی» نیز حضور دارد. بنابراین اگر پاسخ جدول سه‌حرفی باشد، خوی نوشته می‌شود؛ اگر فقط دو خانه در اختیار باشد، «خو» می‌تواند گزینهٔ متناسب باشد.

نکتهٔ املایی: حرف پایانی «ی» بخشی از خود واژهٔ «خوی» است و نشانهٔ اضافه نیست. در «خویِ نیک» یک کسرهٔ اضافه پس از همان واژه خوانده می‌شود، اما صورت پایه همچنان خوی است.

پاسخ‌های جایگزین و مرز معنایی آن‌ها

تعداد خانه‌ها و حرف‌های تقاطعی ممکن است طراح را به یکی از هم‌معناهای دیگر هدایت کند. این گزینه‌ها بی‌دلیل قابل‌جایگزینی نیستند؛ هرکدام سایهٔ معنایی مخصوص خود را دارند:

خو ـ دو حرف

صورت کوتاه‌تر و هم‌خانوادهٔ معنایی خوی است. در بافت عادت و رفتار جاافتاده کاربرد پررنگی دارد و برای پاسخ دوخانه‌ای مناسب است.

منش ـ چهار حرف

بیشتر بر شیوهٔ اخلاقی و رفتاری شکل‌گرفتهٔ فرد دلالت دارد؛ «منش پهلوانی» نمونه‌ای روشن است. منش معمولاً رنگ ارزشی و اجتماعی بیشتری از خوی دارد.

طبع ـ چهار حرف

به طبیعت درونی، ذوق یا آمادگی فرد اشاره می‌کند. در عبارت‌هایی چون «طبع لطیف» یا «طبع شعر» کاربرد دارد و همیشه عین خصلت رفتاری نیست.

نهاد ـ چهار حرف

وقتی به معنای باطن و سرشت بیاید، هم‌معنای خصلت می‌شود؛ بااین‌حال «نهاد» معانی دیگری مانند سازمان یا بنِ فعل نیز دارد و بافت سرنخ اهمیت پیدا می‌کند.

سجیه ـ چهار حرف

واژه‌ای ادبی برای صفت ریشه‌دار اخلاقی است. جمع آن «سجایا» است و اغلب در سخن از صفات پسندیده، مانند کرم و بردباری، دیده می‌شود.

سرشت ـ پنج حرف

بر طبیعت بنیادی و درونی موجود تأکید می‌کند. از خوی عام‌تر است، زیرا می‌تواند ذات انسان یا حتی ماهیت پدیده‌ها را توصیف کند.

خوی چگونه در جمله جان می‌گیرد؟

معنای واژه در ترکیب‌ها آشکارتر می‌شود. «نیک‌خوی» کسی است که رفتار و طبع پسندیده دارد؛ «تندخوی» فردی است که زود به خشونت یا خشم گرایش پیدا می‌کند؛ «خوش‌خوی» بر خوش‌رفتاری و سازگاری دلالت دارد. در همهٔ این نمونه‌ها، جزء «خوی» حامل مفهوم خصلت است و جزء نخست نوع آن خصلت را تعیین می‌کند.

«آرامش در گفت‌وگو از خوی بردبار او خبر می‌داد.» در این جمله، خوی نه یک واکنش گذرا، بلکه کیفیتی شناخته‌شده در رفتار فرد است.

ترکیب «خلق‌وخو» نیز بسیار رایج است و مجموعهٔ ویژگی‌های رفتاری و روحی فرد را می‌رساند. در گفتار روزمره ممکن است بگوییم «خلق‌وخویش عوض شده است»؛ یعنی شیوهٔ واکنش، معاشرت یا حالت معمول او تغییر کرده. همین کاربرد روزمره کمک می‌کند رابطهٔ مستقیم خوی و خصلت را به‌سادگی به یاد بسپاریم.

آیا خوی همیشه ذاتی است؟

در کاربرد عمومی، خوی گاه به ویژگی‌های سرشتی و گاه به عادت‌هایی اشاره می‌کند که بر اثر تکرار چنان پایدار شده‌اند که بخشی از شخصیت به نظر می‌رسند. ازاین‌رو نباید آن را فقط «امر مادرزادی» دانست. فارسی‌زبان می‌تواند از «خوی کودکانه»، «خوی پهلوانی» یا حتی «خوی تازه‌ای که در کسی پیدا شده» سخن بگوید. نقطهٔ مشترک این کاربردها ثبات نسبی است، نه لزوماً منشأ زیستی.

«رفتار» با خوی تفاوت دارد: رفتار یک کنش مشاهده‌شدنی است، ولی خوی گرایشی است که پشت مجموعه‌ای از رفتارها تشخیص داده می‌شود. یک بار سکوت کردن خصلت به شمار نمی‌آید؛ تکرار سنجیدهٔ آرامش در موقعیت‌های دشوار می‌تواند نشانهٔ خوی بردبار باشد. به همین قیاس، سرنخ جدول از یک کنش منفرد نمی‌پرسد، بلکه نام آن کیفیت پایدار را می‌خواهد.

تشخیص پاسخ بر پایهٔ طول واژه

  • سه خانه: «خوی» مستقیم‌ترین و رایج‌ترین انتخاب است.
  • دو خانه: «خو» را بررسی کنید، به‌خصوص اگر حرف پایانی با تقاطع حذف شده باشد.
  • چهار خانه: با توجه به حروف موجود، «منش»، «طبع»، «نهاد» یا «سجیه» ممکن است مدنظر باشد.
  • پنج خانه: «سرشت» پاسخ محتملی است، به‌ویژه وقتی سرنخ بر طبیعت ذاتی تأکید دارد.

«صفت» و «ویژگی» نیز از نظر کلی به خصلت نزدیک‌اند، اما دامنهٔ آن‌ها محدود به اخلاق نیست. اگر سرنخ دقیقاً «خصلت» باشد و سه حرف بخواهد، وجود این هم‌معناهای گسترده‌تر دلیل خوبی برای کنار گذاشتن جواب صریح «خوی» نیست.

جمع‌بندی واژه: پاسخ ثبت‌شده و مناسب برای این سرنخ خوی است؛ واژه‌ای سه‌حرفی به معنای سرشت و کیفیت پایدار رفتاری. «خو» شکل کوتاه نزدیک به آن است و گزینه‌هایی چون منش، طبع، سجیه و سرشت تنها با طول خانه‌ها و حروف تقاطعی متفاوت مطرح می‌شوند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.