پاسخ: میرغضب
واژهای ششحرفی برای مأمور اجرای حکم اعدام.
برای سرنخ کوتاه «جلاد»، پاسخ مورد انتظار این جدول میرغضب است. این واژه فقط یک هممعنی دور یا توصیف ادبی نیست؛ در فرهنگهای فارسی به کسی گفته میشود که مأمور اجرای حکم اعدام است. همین تطابق مستقیم سبب میشود «میرغضب» برای خانههای جدول، بهویژه وقتی شش حرف لازم است، انتخاب دقیقتری باشد.
صورت درست پاسخ
واژه پیوسته نوشته میشود؛ نه «میر غضب» با فاصله و نه با نیمفاصله. در شمارش رایج جدول نیز شش حرف دارد.
معنای دقیق
میرغضب عنوانی قدیمی برای مجری کیفر، بهخصوص مجری حکم مرگ، بوده است. بنابراین پیوند آن با «جلاد» بر پایه نقش و وظیفه است: شخصی که حکمی صادرشده را اجرا میکند.
این کلمه در زبان امروز رنگوبوی تاریخی دارد و معمولاً شنونده را به دستگاه مجازات در روزگار گذشته میبرد.
چرا «میرغضب» دقیقاً با سرنخ جور است؟
سرنخهای جدول غالباً از یک واژه آشنا، هممعنی فشردهتری میخواهند. «جلاد» هم میتواند نام کلی شخصی بیرحم باشد و هم معنای شغلی و واقعیِ مجری اعدام را برساند. «میرغضب» معنای دوم را بیواسطه منتقل میکند. در نتیجه، وقتی سازنده جدول فقط «جلاد» را نوشته و الگوی خانهها ششحرفی است، حروف م، ی، ر، غ، ض، ب یک پاسخ کامل میسازند.
بخش «میر» در بسیاری از ترکیبهای تاریخی صورت کوتاهشده «امیر» و نشانه ریاست یا صاحبمنصبی است. جزء «غضب» نیز خشم و قهر را تداعی میکند. با این حال، برای فهم معنای نهایی نباید کلمه را صرفاً «رئیس خشم» ترجمه کرد؛ «میرغضب» در فارسی به صورت یک عنوان تثبیتشده درآمده و کل ترکیب، همان مأمور اجرای مجازات سخت یا اعدام را میرساند.
واژههای نزدیک؛ کدامیک چه تفاوتی دارد؟
«جلاد» چند هممعنی شناختهشده دارد، اما هممعنی بودن به این معنا نیست که همه آنها در هر جدولی قابل جایگزینیاند. لحن سرنخ، شمار خانهها و حروفی که از جوابهای متقاطع به دست آمدهاند تعیین میکنند کدام گزینه مناسب است.
میرغضب — ۶ حرف
عنوان تاریخیِ مأمور اجرای اعدام است. هم تعریف فرهنگنامهای آن با جلاد منطبق است و هم تعداد حروفش با پاسخ ذخیرهشده این جدول سازگاری دارد.
دژخیم — ۵ حرف
به جلاد و شخص سنگدل گفته میشود و بار نکوهشیِ پررنگی دارد. اگر خانهها پنجتایی باشند یا حروف متقاطع به «د» و «خ» برسند، این گزینه محتمل است؛ اما پاسخ این صفحه نیست.
سیّاف — ۴ حرف
در اصل با «سیف» به معنای شمشیر پیوند دارد و برای شمشیرزن یا جلاد به کار رفته است. در جدول معمولاً بدون نشانه تشدید، «سیاف» نوشته میشود. لحن آن عربی و ادبیتر از میرغضب است.
گردنزن — ۷ حرف
کسی است که با زدن گردن، محکوم را میکشد. این ترکیب یک شیوه مشخص را برجسته میکند، در حالی که «میرغضب» عنوان شخص و منصب اوست. در خانههای جدول فاصله یا نیمفاصله شمرده نمیشود.
«شکنجهگر» نیز گاهی در مجموعه مترادفها دیده میشود، ولی از نظر معنایی برابر کامل جلاد نیست. شکنجهگر آزار و شکنجه وارد میکند، در حالی که ویژگی تعریفکننده جلاد اجرای حکم مرگ است. ممکن است یک شخص در روایت تاریخی هر دو نقش را داشته باشد، اما این همپوشانی، دو واژه را همیشه قابل جانشینی نمیکند. «خونریز» هم بیشتر صفتی برای فرد بسیار آدمکش یا بیرحم است و الزاماً به مأمور رسمی اجرای حکم اشاره ندارد.
کاربرد حقیقی و مجازی واژه
همین تفاوت کاربردها توضیح میدهد که چرا «میرغضب» از نظر عاطفی واژهای خنثی و روزمره به شمار نمیآید. معنای تاریخی آن با کیفر و مرگ همراه است و کاربرد مجازیاش نیز معمولاً برای نکوهش خشونت است. بنابراین در یک متن معاصر، صدا زدن فردی با این واژه میتواند بسیار تند و تحقیرآمیز تلقی شود.
خوانش و شمارش حروف
خوانش معمول کلمه «میرغَضَب» است. در نوشتار فارسی حرکتهای کوتاه ثبت نمیشوند، پس همان صورت ساده «میرغضب» کافی است. جدولحلکن باید میان تعداد نویسههای نوشتاری و تعداد هجاها تفاوت بگذارد: پاسخ شش خانه میگیرد، هرچند هنگام تلفظ به چند بخش آوایی تقسیم میشود.
برای کنترل پاسخ از تقاطعها، حرف چهارم باید «غ» و حرف پنجم «ض» باشد. این دو حرف کنار هم ظاهر کلمه را شاخص میکنند و احتمال اشتباه با گزینههای پنجحرفی مانند «دژخیم» را پایین میآورند. اگر الگویی مانند «م ی ر غ ض ب» در ردیف شکل گرفته باشد، انتخاب دیگر عملاً بعید است.
جمع معنایی سرنخ
در این سرنخ، سه نشانه همزمان به یک جواب میرسند: تعریف مستقیمِ مأمور اعدام، قالب ششحرفی و حالوهوای تاریخی واژه. «دژخیم» از نظر بارِ بیرحمی نزدیک است، «سیاف» بر پیوند با شمشیر تکیه دارد و «گردنزن» شیوه عمل را توصیف میکند؛ اما گزینهای که برای همین عنوان ثبت شده و بیواسطه در برابر «جلاد» مینشیند، «میرغضب» است.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد!