پرش به محتوای اصلی

جدا شدن در جدول

۷ دقیقه مطالعه
پاسخ: انفصال
واژه‌ای شش‌حرفی به معنی جدا شدن و گسسته شدن.

برای این سرنخ، «انفصال» دقیق‌ترین پاسخ ثبت‌شده است. این واژه حالت یا رخدادی را بیان می‌کند که در آن پیوند، اتصال یا همراهی میان دو بخش از میان می‌رود. لحن آن رسمی‌تر از «جدایی» است؛ به همین سبب در جدول‌های واژگانی، متن‌های اداری و ترکیب‌های تخصصی زیاد دیده می‌شود.

چیدمان پاسخ در خانه‌های جدول

انفصال
۶ حرف: ا ـ ن ـ ف ـ ص ـ ا ـ ل؛ بدون نیم‌فاصله و بدون حرف افزوده نوشته می‌شود.

«انفصال» دقیقاً چه معنایی دارد؟

انفصال اسم‌مصدر و به معنای جدا شدن، بریدگی پیوند، گسسته شدن یا فاصله گرفتن است. در کاربرد ساده، هر جا دو چیز متصل بوده‌اند و آن اتصال از بین رفته باشد، مفهوم انفصال شکل می‌گیرد. البته فارسی امروز این واژه را بیشتر در نوشته‌های رسمی، علمی، فنی و حقوقی به کار می‌برد و در گفت‌وگوی روزمره معمولاً «جدا شدن» یا «جدایی» طبیعی‌تر است.

رابطه معنایی آن با «اتصال» بسیار روشن است. اتصال از برقرار بودن پیوند خبر می‌دهد؛ انفصال از قطع شدن همان پیوند. همین تقابل مستقیم، دلیل خوبی است که طراح جدول برای سرنخ کوتاه «جدا شدن» به سراغ این پاسخ برود: واژه هم موجز است، هم معنای اسمی دارد و هم مقابل شناخته‌شده‌ای در ذهن می‌سازد.

اتصال

پیوسته بودن دو بخش، برقرار ماندن رابطه یا وصل شدن یک جزء به جزء دیگر.

انفصال

از میان رفتن پیوستگی، جدا شدن اجزا یا پایان یافتن یک ارتباط برقرار.

نمای تصویری تفاوت اتصال و انفصالدو قطعه در حالت اتصال کنار هم‌اند و با رخ دادن انفصال از یکدیگر فاصله می‌گیرند. اتصال قطع پیوند انفصال پیوند برقرار ← پیوند قطع می‌شود ← دو جزء از هم جدا می‌شوند

چرا شکل املایی پاسخ مهم است؟

نوشتن درست پاسخ «انفصال» است. حرف چهارم آن «ص» است، نه «س»، و در میانه واژه نیز تنها یک «ف» می‌آید. گاهی شنیدن واژه بدون دیدن املای آن ممکن است صورت نادرست «انفسال» را به ذهن بیاورد، اما پیوند این کلمه با خانواده «فصل» راه یادآوری مناسبی برای حرف صاد است. «فصل» در یکی از معانی خود به جدا کردن و حد گذاشتن میان دو چیز مربوط می‌شود و «منفصل» نیز صفتی از همین خانواده است.

از نظر دستوری، «انفصال» نامِ حالت یا عمل است و «منفصل» ویژگی چیزی را می‌رساند که جدا و ناپیوسته است. بنابراین اگر سرنخ جدول «جدا» یا «ناپیوسته» باشد، ممکن است «منفصل» مناسب باشد؛ اما وقتی خود سرنخ «جدا شدن» است، صورت اسمی «انفصال» انطباق دقیق‌تری دارد.

تمایز کلیدی: «انفصال» رخداد یا وضعیت جدایی است؛ «منفصل» صفتِ شخص یا چیزی است که جدا شده یا پیوستگی ندارد. این دو شش‌حرفی‌اند، ولی جای یکدیگر را در هر سرنخی نمی‌گیرند.

کاربردهایی که معنای واژه را روشن می‌کنند

معنای مرکزی در همه کاربردها «قطع یک پیوند پیشین» است، اما نوع پیوند می‌تواند فرق کند. این تفاوت بافتی کمک می‌کند واژه را نه فقط به عنوان پاسخی حفظ‌شده، بلکه به عنوان مفهومی روشن به خاطر بسپاریم.

کاربرد اداریدر ترکیب «انفصال از خدمت»، پیوند شغلی فرد با منصب یا دستگاه اداری قطع می‌شود. انفصال ممکن است در متن حقوقی با قید موقت یا دائم همراه باشد.
کاربرد فنیانفصال یک قطعه یا اتصال، جدا شدن اجزایی را توصیف می‌کند که پیش‌تر به هم وصل بوده‌اند. در زبان عمومی، «جدا شدن قطعه» روان‌تر است.
کاربرد مفهومیدر نوشته‌های رسمی می‌توان از انفصال میان دو جریان یا دو مرحله سخن گفت؛ یعنی پیوستگی و ارتباط میان آن‌ها از بین رفته است.

در عبارت «انفصال از خدمت»، نباید واژه را صرفاً معادل کناره‌گیری داوطلبانه دانست. این ترکیب در زبان اداری و حقوقی می‌تواند بر کنار گذاشته شدن از خدمت دلالت کند و معنای دقیقش به متن و نوع حکم وابسته است. پس خود «انفصال» معنای کلی جدایی دارد، ولی همراهی آن با واژه‌های دیگر دامنه معنا را محدودتر می‌کند.

پاسخ‌های نزدیک و تفاوت ظریف آن‌ها

سرنخ‌های کوتاه جدول گاهی بیش از یک هم‌معنی بالقوه دارند. با این حال، وجود پاسخ ثبت‌شده و تعداد شش خانه، «انفصال» را در این مورد مقدم می‌کند. گزینه‌های زیر فقط زمانی مطرح می‌شوند که خانه‌های جدول یا حروف تقاطعی با پاسخ اصلی سازگار نباشند.

جدایی ۶ حرف

فارسی‌تر و روزمره‌تر است و هم حالت جدا بودن و هم رخداد جدا شدن را می‌رساند. اگر لحن سرنخ ساده باشد و حرف‌های تقاطعی با ج آغاز شوند، این گزینه محتمل می‌شود.

افتراق ۶ حرف

بر از هم جدا شدن یا پراکنده شدن دلالت دارد. در ترکیب‌هایی مانند «نقطه افتراق» همچنین معنای محل تفاوت و جدا شدن مسیرها را پیدا می‌کند.

انفکاک ۶ حرف

به گسسته و جدا شدن اجزای مرتبط نزدیک است و لحنی رسمی دارد. این واژه در برخی بافت‌های سازمانی، حقوقی یا تحلیلی دیده می‌شود، اما املای پایانی آن با انفصال متفاوت است.

گسست ۴ حرف

کوتاه‌تر و فارسی است و بیشتر بر قطع پیوستگی یا شکاف ایجادشده تأکید دارد. برای جدولی با چهار خانه می‌تواند گزینه‌ای جدی باشد، نه برای پاسخ شش‌خانه‌ای حاضر.

تفکیک ۵ حرف

اغلب بر جدا کردن، دسته‌بندی یا متمایز ساختن دلالت می‌کند؛ یعنی ممکن است کنشِ جدا کردن را برساند، در حالی که «انفصال» خودِ جدا شدن یا قطع پیوند است.

انشقاق ۶ حرف

بیشتر معنای شکافته شدن یا چندپاره شدن یک مجموعه را دارد؛ مثلاً انشقاق در یک گروه. بنابراین برای هر نوع جدا شدنی هم‌ارز کامل انفصال نیست.

نکته درباره شمارش: در جدول فارسی، هر حرف یک خانه می‌گیرد. حرکت‌های کوتاهِ تلفظی مانند کسره نوشته نمی‌شوند؛ پس تلفظ «اِنفِصال» چیزی به تعداد خانه‌ها اضافه نمی‌کند و پاسخ همچنان شش‌حرفی است.

خانواده واژه و راه تشخیص در سرنخ‌های مشابه

سه واژه «اتصال»، «انفصال» و «منفصل» یک شبکه معنایی سودمند می‌سازند. اگر سرنخ از «پیوستن» یا «وصل بودن» بگوید، ذهن به سوی اتصال می‌رود. اگر از «جدا شدن» و قطع رابطه سخن بگوید، انفصال مناسب است. اگر طراح صفتی برای «جدا» یا «ناپیوسته» بخواهد، منفصل می‌تواند پاسخ باشد. توجه به نقش دستوری سرنخ از اشتباه میان این صورت‌های نزدیک جلوگیری می‌کند.

همین نکته درباره جایگزین‌ها نیز صادق است. «تفکیک» معمولاً کنشی هدفمند است: کسی یا چیزی اجزا را از هم جدا و طبقه‌بندی می‌کند. «افتراق» بر جدا شدن راه‌ها، گروه‌ها یا دیدگاه‌ها تأکید دارد. «گسست» حاصل قطع پیوستگی را برجسته می‌کند. «انفصال» رسمی و خنثی‌تر است و مستقیماً در برابر اتصال قرار می‌گیرد. بنابراین انتخاب پاسخ تنها بر پایه مترادف بودن نیست؛ ساخت دستوری، لحن و شمار خانه‌ها نیز باید هماهنگ باشند.

نمونه‌های درست در جمله

در جمله «انفصال دو بخش باعث شد ارتباط میان آن‌ها از بین برود»، واژه معنای فیزیکی یا ساختاری دارد. در «حکم انفصال از خدمت صادر شد»، با کاربرد اداری روبه‌رو هستیم. در جمله «میان این دو مرحله انفصال مفهومی دیده می‌شود»، معنای انتزاعی و تحلیلی پیدا می‌کند. وجه مشترک هر سه مثال، وجود پیوندی پیشین و سپس قطع یا نبودِ ادامه آن است.

در گفتار معمول، می‌توان همین جمله‌ها را با «جدا شدن» یا «قطع ارتباط» ساده‌تر کرد. اما در جدول، کوتاهی سرنخ و علاقه طراح به واژه‌های فرهنگ‌نامه‌ای سبب می‌شود صورت رسمی «انفصال» بیشتر به چشم بیاید. این تفاوتِ سطح زبان به معنای نادرست بودن واژه نیست؛ فقط نشان می‌دهد هر کلمه در چه بافتی طبیعی‌تر است.

جمع‌بندی واژگانی: پاسخ قطعی این سرنخ «انفصال» است؛ شش حرف دارد، با «ص» نوشته می‌شود، مقابل «اتصال» است و معنای قطع پیوند یا جدا شدن را می‌رساند. «جدایی»، «افتراق» و «انفکاک» نزدیک‌اند، اما تنها با توجه به حروف تقاطعی و بافت یک جدول دیگر می‌توانند جایگزین شوند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.