در این سرنخ، «جبری» به معنای ناخواسته و بیرون از اختیار است.
چرا «قهری» جواب دقیق است؟
صفت «قهری» برای وضعی به کار میرود که بر پایه انتخاب آزاد شخص شکل نگرفته باشد یا نیرویی بیرونی آن را بر او تحمیل کند. «جبری» نیز در همین معنای بیاختیاری و ناگزیری به کار میرود؛ بنابراین این دو واژه در زبان رسمی میتوانند معادل یکدیگر باشند. کوتاهی پاسخ و ساخت چهارحرفی آن نیز با صورت رایج جوابهای جدول سازگار است.
معنای واژه از دل «قهر»
«قهری» از «قهر» ساخته شده است. قهر در این خانواده معنایی فقط به دلخوری روزمره و حرف نزدن دو نفر اشاره ندارد؛ معنای قدیمیتر و رسمی آن غلبه، چیرگی و نیروی غالب است. پس وقتی رویدادی «قهری» نامیده میشود، تأکید بر این است که اراده فرد سازنده اصلی آن نبوده و عاملی غالب، حکم قانون یا وضعی ناگزیر آن را پدید آورده است.
همین نکته پیوند روشن «قهری» و «جبری» را نشان میدهد. جبر در برابر اختیار قرار میگیرد و قهر نیز در این کاربرد بر غلبه نیرو یا وضعی خارج از خواست شخص دلالت دارد. به همین علت ترکیبهایی مانند «انتقال قهری»، «اجرای قهری» و «حادثه قهری» در نوشتههای رسمی دیده میشوند، در حالی که در گفتوگوی عادی ممکن است گوینده واژه سادهتر «اجباری» را انتخاب کند.
سه کاربردی که معنای پاسخ را روشن میکنند
انتقال قهری در حقوق
ارث نمونه شناختهشده انتقال قهری است. مالکیت دارایی متوفی بر اساس حکم قانون به وارثان منتقل میشود و ایجاد اصل این انتقال وابسته به یک قرارداد تازه میان متوفی و وارث نیست. «قهری» در اینجا یعنی انتقالی که سرچشمه آن اراده قراردادی دو طرف نیست.
اجرای قهری یک تعهد
اگر متعهد وظیفه قانونی یا قراردادی خود را انجام ندهد، ممکن است سازوکار قانونی او را به اجرا وادارد. وصف «قهری» در این ترکیب، اجرای متکی بر اقتدار قانون را از انجام داوطلبانه تعهد جدا میکند.
حادثه یا عامل قهری
در برخی نوشتهها رویدادی که بیرون از اراده اشخاص رخ میدهد و جلوگیری از آن در توان معمول آنان نیست، قهری خوانده میشود. این کاربرد بر خارج بودن واقعه از کنترل انسان تکیه دارد؛ هرچند تشخیص حقوقی آن شرایط دقیقتری میخواهد.
روند قهری
در زبان تحلیلی، «روند قهری» مسیری است که نیروهای غالب آن را پیش میبرند و کنشگر امکان واقعیِ توقف یا انتخاب مسیر دیگر را ندارد. این تعبیر لزوماً درباره خشونت نیست؛ محور آن ناگزیری و کمرنگ شدن اختیار است.
فرق «قهری» با واژههای نزدیک
هممعنی بودن همیشه به معنای امکان جایگزینی کامل در هر جمله نیست. جواب جدول کوتاه است، اما هر کدام از واژههای پیرامونش سایه معنایی و جایگاه کاربردی خاصی دارند:
کاربرد «قهری» در جمله
دیدن واژه در بافت، مرز معنایی آن را دقیقتر میکند. در جمله «مالکیت برخی اموال به صورت قهری منتقل شد»، گوینده از انتقالی سخن میگوید که صرفاً حاصل توافق و انتخاب تازه طرفین نیست. در جمله «پس از خودداری متعهد، اجرای قهری مطرح شد»، اراده آزادانه جای خود را به سازوکار الزامآور داده است.
در مقابل، اگر بگوییم «او با دوستش قهری است»، «قهری» در زبان محاوره شکل دیگری از «قهر است» و مربوط به دلخوری است. این کاربرد گفتاری را نباید با صفت رسمیِ مورد نظر سرنخ مخلوط کرد. قرینه جمله تعیین میکند که منظور «در حال قهر بودن» است یا «جبری و خارج از اختیار بودن».
چرا «اجباری» پاسخ اصلی نیست؟
ممکن است نخستین واژهای که با دیدن سرنخ «جبری» به ذهن میرسد «اجباری» باشد. از نظر معنای عمومی، این حدس درست است؛ با این حال جدولها معمولاً از مترادفهای کوتاهتر و ادبیتر استفاده میکنند. «قهری» هم چهار حرف دارد و هم در فرهنگ رسمی فارسی همارز مناسبی برای «جبری» است. بنابراین اگر خانههای مدخل چهار تا باشند، انتخاب «قهری» از «اجباری»، «تحمیلی» یا «ناگزیر» دقیقتر خواهد بود.
این انتخاب به معنای نادرست بودن همه جایگزینها نیست. اگر تعداد خانهها هفت باشد، «اجباری» میتواند پاسخ محتملی باشد؛ اگر صورت سرنخ «به زور» یا «خلاف طبیعت» باشد، «قسری» احتمال بیشتری پیدا میکند. اما برای همین عنوان و پاسخ ثبتشده، صورت درست همان «قهری» است.
ساخت و نقش دستوری
«قهری» صفت نسبی ساختهشده از «قهر» و پسوند «ی» است. این صفت معمولاً پس از اسم میآید: انتقال قهری، اقدام قهری، حکم قهری یا وضع قهری. گاهی نیز در نقش قیدی همراه «بهصورت» دیده میشود: «دارایی بهصورت قهری منتقل میشود.» شناخت نقش صفتی واژه کمک میکند آن را با «قهراً» اشتباه نگیریم.
«قهراً» قید است و معنایی نزدیک به «به ناچار»، «ناگزیر» یا «در نتیجه طبیعی و اجتنابناپذیر» دارد. برای نمونه، «با از میان رفتن علت، معلول نیز قهراً تغییر میکند.» سرنخ حاضر صفت «جبری» را خواسته است، پس «قهری» از نظر نقش دستوری نیز هماهنگتر از «قهراً» است.
جمعبندی معنایی پاسخ
- صورت درست جواب چهارحرفی «قهری» است.
- هسته معنایی آن نبود اختیار، غلبه عامل بیرونی یا تحقق بر پایه الزام است.
- این واژه در حقوق و نثر رسمی دقیقتر و رایجتر از گفتوگوی روزمره است.
- «اجباری» معادل عمومی، «قسری» واژهای نزدیک اما مستقل، و «ناگزیر» تأکیدکننده نبود راه گریز است.
- در ترکیبهایی مانند «انتقال قهری» معنای پاسخ بهروشنی دیده میشود.
پس در پر کردن مدخل، حروف را به ترتیب ق، ه، ر، ی قرار دهید. این املا هم با پاسخ ثبتشده سازگار است و هم معنای دقیق «جبری» در کاربرد رسمی فارسی را منتقل میکند.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد!