پرش به محتوای اصلی

ضعیف و لاغر در جدولانه

۵ دقیقه مطالعه
پاسخ: تکیده
واژه‌ای پنج‌حرفی برای کسی که لاغر و کم‌رمق به نظر می‌رسد.

«تکیده» دقیقاً چه تصویری می‌سازد؟

«تکیده» صفتی برای چهره یا اندامی است که از پُری و نیرو افتاده و لاغر، باریک یا فرسوده دیده می‌شود. بنابراین این کلمه هر دو جزء سرنخ را هم‌زمان در خود دارد: هم ظاهرِ لاغر را می‌رساند و هم حالتی از ضعف و تحلیل‌رفتگی را. همین جمع شدن دو معناست که آن را از جواب‌های ساده‌تری مانند «لاغر» مناسب‌تر می‌کند.

این صفت اغلب درباره انسان و به‌خصوص صورت به گوش می‌رسد: گونه‌های فرورفته، خطوط برجسته چهره و نمایی که از خستگی یا رنج خبر می‌دهد. عبارت‌هایی مانند «چهره تکیده» و «صورت تکیده» طبیعی‌تر و شناخته‌شده‌تر از کاربرد آن برای اشیای بی‌جان‌اند.

نکته درباره شمارش: پاسخ از پنج نویسهٔ «ت، ک، ی، د، ه» ساخته شده است. اگر تقاطع‌ها الگویی مانند «ت ک ی د ه» نشان می‌دهند، این انتخاب بدون تغییر املایی در خانه‌ها می‌نشیند.

چرا این واژه با دو بخش سرنخ جور است؟

۱

سهم «لاغر»: تکیده بودن به کم‌شدن گوشت چهره یا باریکی محسوس اندام اشاره دارد؛ یعنی فقط یک ضعف انتزاعی، مثل ضعف استدلال یا ضعف صدا، نیست.

۲

سهم «ضعیف»: بار عاطفی واژه معمولاً از کم‌توانی، خستگی، بیماری، سالخوردگی یا پشت سر گذاشتن دشواری حکایت می‌کند. به همین علت «تکیده» از «باریک‌اندام» سنگین‌تر است.

۳

ایجاز جدولی: یک صفت کوتاه، شناخته‌شده و مستقل است که مفهوم عبارت دوکلمه‌ای «ضعیف و لاغر» را یک‌جا فشرده می‌کند.

نقشه معنایی واژه تکیدهپیوند معنای مرکزی تکیده با لاغری محسوس، ضعف ظاهری و کاربرد رایج برای چهره تکیده لاغریِ محسوسنمای کم‌رمقچهره و انداماثر رنج یا خستگی

هم‌معناها نزدیک‌اند، اما یکسان نیستند

در زبان فارسی چند صفت در همسایگی «تکیده» قرار می‌گیرند. همه می‌توانند در بعضی جمله‌ها از لاغری یا ناتوانی بگویند، ولی زاویه نگاهشان فرق دارد. در جدول نیز تعداد خانه‌ها و حروف تقاطعی تعیین می‌کند که کدام هم‌معنا واقعاً جواب همان نسخه از سرنخ است.

جواب اصلی

تکیده

لاغری همراه با نشانه‌ای از تحلیل رفتن یا رنج را القا می‌کند. برای توصیف صورت بسیار خوش‌نشین است و دقیقاً میان «ضعیف» و «لاغر» پل می‌زند.

پنج حرف

نحیف

بیشتر بر باریکی جثه و ظرافت یا کم‌بنیگی تکیه دارد. شخصی می‌تواند ذاتاً نحیف باشد، بی‌آنکه چهره‌اش الزاماً اثر رنج و فرسودگی داشته باشد.

چهار حرف

نزار

صفتی ادبی‌تر برای بسیار لاغر، رنجور و کم‌توان است. شدت ضعف در آن پررنگ است؛ اگر الگوی حروف «ن ز ا ر» باشد، می‌تواند پاسخ سرنخی مشابه باشد، نه جایگزین این جواب ذخیره‌شده.

پنج حرف

رنجور

در درجه نخست بیمار، دردمند یا گرفتار رنج را می‌رساند. ممکن است فرد رنجور لاغر هم باشد، اما لاغری جزء قطعی معنای این واژه نیست.

هفت حرف

کاهیده

معنای عمومی «کم‌شده و کاهش‌یافته» دارد و دامنه کاربردش از وزن و توان فراتر می‌رود. در توصیف بدن می‌تواند نزدیک شود، ولی به اندازه «تکیده» تصویر مشخص چهره را نمی‌سازد.

معنای خنثی‌تر

باریک‌اندام

می‌تواند توصیفی مثبت یا خنثی از فرم بدن باشد. در آن نشانی ضروری از ضعف وجود ندارد، پس برای این سرنخ دووجهی انتخاب دقیقی نیست.

کاربرد طبیعی «تکیده» در جمله

برای فهم دقیق واژه، بهتر است آن را در ترکیب‌هایی ببینیم که فارسی‌زبانان به‌طور طبیعی می‌سازند. «تکیده» معمولاً پس از اسم می‌آید و ویژگی ظاهری را بیان می‌کند؛ گاهی هم با فعل‌های «شدن» و «به نظر رسیدن» تغییر حالت را نشان می‌دهد.

«پس از روزهای سخت، چهره‌اش تکیده شده بود.»

در این جمله، تغییر صورت و اثر دشواری هر دو احساس می‌شوند.

«پیرمردی با قامتی خمیده و صورتی تکیده وارد شد.»

صفت یک تصویر دیداری می‌سازد و با توصیف قامت هماهنگ می‌شود.

«از پشت پنجره، صورت خسته و تکیده او پیدا بود.»

هم‌نشینی با «خسته» بار کم‌رمقی واژه را روشن‌تر می‌کند، بی‌آنکه دو کلمه دقیقاً مترادف باشند.

مرز میان لاغری معمولی و تکیدگی

هر فرد لاغری لزوماً «تکیده» نیست. «لاغر» می‌تواند فقط گزارشی خنثی درباره اندازه یا وزن بدن باشد؛ حتی «خوش‌اندام» و «باریک‌اندام» ممکن است برداشت مثبتی داشته باشند. اما وقتی گوینده «تکیده» را انتخاب می‌کند، غالباً ظاهر را حاصلِ کاستی، خستگی، گذر زمان یا فشار می‌بیند. پس این واژه علاوه بر شکل بدن، نوعی برداشت از حال شخص را هم منتقل می‌کند.

از همین رو بهتر است در گفت‌وگوی مستقیم با افراد با احتیاط به کار رود؛ زیرا ممکن است داوری درباره سلامت یا رنج آنان تلقی شود. در داستان و گزارش توصیفی، این بار معنایی ابزار نیرومندی برای ساختن چهره است، اما در توصیف خنثی، «لاغر» یا «باریک‌اندام» ملایم‌تر است.

دو برداشت درست و نادقیق

برداشت دقیق

«تکیده» یعنی لاغر و تحلیل‌رفته، به‌ویژه وقتی این حالت در صورت یا اندام دیده می‌شود. این برداشت هر دو کلید معناییِ سرنخ را نگه می‌دارد.

برداشت بیش از حد گسترده

اینکه هر چیز کوچک، نازک یا کم‌قدرت را «تکیده» بنامیم دقیق نیست. برای صدای ضعیف، نور ضعیف یا شاخه باریک معمولاً صفت‌های مستقیم‌تر به کار می‌روند.

جمع‌بندی واژه‌شناختی

در این مدخل جدولانه، «تکیده» نه فقط به دلیل تطابق با پاسخ ثبت‌شده، بلکه به سبب دقت معنایی انتخاب استواری است: کلمه‌ای پنج‌حرفی که لاغری ظاهری را با حس ضعف و تحلیل‌رفتگی پیوند می‌دهد. «نحیف» بر باریکی جثه، «نزار» بر شدت ضعف، و «رنجور» بر بیماری یا درد تأکید بیشتری دارند. بنابراین تا وقتی حروف تقاطعی خلاف آن را نشان ندهند، صورت درست برای این عنوان همان تکیده است.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.