پرش به محتوای اصلی

آشفته شدن در جدول

۷ دقیقه مطالعه
پاسخ: شوریدن
در این سرنخ، «شوریدن» یعنی آشفته و پریشان شدن.

واژهٔ «شوریدن» دقیقاً به صورت مصدر نوشته می‌شود و از نظر دستوری با ساختِ «آشفته شدن» هماهنگ است. همین هم‌ترازی مهم است: سرنخ یک حالت یا صفت مانند «آشفته» نمی‌خواهد، بلکه فعلی را می‌طلبد که رخ‌دادن آن حالت را برساند. بنابراین «شوریده» با آنکه از همین خانواده است، پاسخ این صورت از پرسش نیست؛ «شوریده» صفت یا بن ماضیِ فعل است، اما «شوریدن» خودِ مصدر به شمار می‌آید.

چرا «شوریدن» با این سرنخ جور درمی‌آید؟

در فارسی، شوریدن تنها به معنای اعتراض یا قیام نیست. معنای پایه‌ای و ادبی آن می‌تواند «آشفته شدن»، «پریشان گشتن» و «به هیجان آمدن» باشد. وقتی می‌گوییم دل یا خاطر کسی شورید، از برهم‌خوردن آرامش درونی او سخن می‌گوییم. رابطهٔ معنایی سرنخ و جواب نیز از همین کاربرد می‌آید: آرامش از میان می‌رود و حالتی ناآرام، منقلب یا پریشان پدیدار می‌شود.

این مصدر هفت حرف دارد: ش، و، ر، ی، د، ن. در نوشتار پیوسته همان «شوریدن» ثبت می‌شود و فاصله یا نیم‌فاصله‌ای درون آن نمی‌آید. وجود «ی» پیش از «د» نیز بخشی از املای واژه است؛ صورت «شوردن» پاسخ معیار این معنا نیست.

نقش دستوریمصدر؛ مناسبِ سرنخی که با «شدن» بیان شده است.
هستهٔ معنااز آرامش بیرون آمدن و دچار آشفتگی یا هیجان شدن.
شمار حروفهفت حرف در خط فارسی: شوریدن.

یک واژه و دو مسیر معنایی

«شوریدن» بسته به همراهانش در جمله، دو تصویر متفاوت می‌سازد. در مسیر نخست، تغییر در درون انسان یا در وضع یک چیز رخ می‌دهد: دل می‌شورد، خاطر آشفته می‌شود یا نظمی برهم می‌خورد. در مسیر دوم، کنش از درون به بیرون می‌رسد و واژه معنای سرکشی، طغیان یا برخاستن علیه قدرت پیدا می‌کند. پاسخ جدول بر مسیر نخست تکیه دارد، نه اینکه معنای دوم را انکار کند.

نقشه معنایی واژه شوریدن واژه شوریدن در مرکز قرار دارد و به دو شاخه آشفتگی درونی و سرکشی اجتماعی پیوند می‌خورد. شوریدن آشفتگی درونی دل، خاطر، حال سرکشی بیرونی قیام، طغیان، اعتراض

سرنخ «آشفته شدن» به شاخهٔ سبز، یعنی دگرگونی حال و از دست رفتن آرامش، اشاره دارد.

کاربردهای روشن در جمله

برای فهم دقیق پاسخ، بهتر است واژه را کنار فاعل‌های گوناگون ببینیم. جملهٔ «خاطرش از شنیدن آن خبر شورید» حالتی درونی و ناگهانی را تصویر می‌کند؛ خبری رسیده و آرامش خاطر از میان رفته است. در «دریا با وزش باد شورید» واژه تصویری از تلاطم و ناآرامی می‌سازد. اما در «مردم بر فرمانروا شوریدند»، زمینه اجتماعی است و فعل معنای سر به مخالفت برداشتن دارد.

نمونهٔ نزدیک به معنای جدول: با دیدن آن صحنه، دلش شورید و تا مدتی آرام نگرفت.

در نمونهٔ بالا، «دلش شورید» صرفاً برابر با خشمگین شدن نیست. ممکن است ترس، اندوه، نگرانی یا هیجان سبب این دگرگونی شده باشد. بنابراین «شوریدن» دامنه‌ای وسیع‌تر از یک احساس مشخص دارد و اصلِ برهم‌خوردن سکون و آرامش را برجسته می‌کند.

خانوادهٔ واژه چه کمکی به فهم پاسخ می‌کند؟

شوریدنشوریدهشوریدگیشورش

«شوریده» وصف کسی یا چیزی است که آرام و سامان معمول خود را از دست داده: خاطر شوریده، حال شوریده یا عاشق شوریده. «شوریدگی» نامِ همان حالت است و می‌تواند پریشانی، بی‌قراری یا شیدایی را برساند. «شورش» نیز نامِ کنشی جمعی یا آشوب‌آمیز است و بیشتر به شاخهٔ اجتماعی معنای واژه نزدیک می‌شود. دیدن این خانواده نشان می‌دهد چرا هم «آشفتگی» و هم «طغیان» در توضیح‌های فرهنگ‌نامه‌ای کنار شوریدن دیده می‌شوند.

در ترکیب‌های ادبی، «شوریده‌حال» و «شوریده‌دل» معمولاً برای فرد بی‌قرار، شیدا یا پریشان به کار می‌روند. این کاربردها پیوند پاسخ با آشفتگی را بسیار روشن‌تر از معنای سیاسی آن نشان می‌دهند. در عین حال، هر «آشفته»ای الزاماً «شورشی» نیست؛ این دو معنا از یک تصویر مشترک، یعنی برهم‌خوردن آرامش و نظم، منشعب شده‌اند.

فرق «شوریدن» با واژه‌های نزدیک

شوریدن

یک فعل ساده و ادبی است. هم آشفتگی و هیجان درونی را می‌رساند و هم، در بافت دیگر، سرکشی و طغیان را. ساخت مصدری و ایجاز آن دقیقاً با پاسخ ذخیره‌شده و صورت سرنخ هماهنگ است.

پریشان شدن

از نظر معنای روانی نزدیک است، اما ترکیبی دوواژه‌ای و طولانی‌تر محسوب می‌شود. اگر خانه‌ها یا پاسخ مرجع «شوریدن» را نشان دهند، این عبارت فقط مترادف توضیحی است، نه جواب اصلی.

آشفتن

مصدر نزدیک و کوتاه‌تری است و در برخی جمله‌ها معنی برهم‌زدن یا آشفته ساختن نیز می‌دهد. تفاوت لازم و متعدی بودن در بافت می‌تواند انتخاب را تغییر دهد؛ سرنخ حاضر صریحاً برای «شوریدن» ثبت شده است.

برآشفتن

اغلب افزون بر پریشانی، رنگ خشمگین یا منقلب شدن دارد. اگر سرنخ «خشمگین شدن» یا «از جا دررفتن» باشد، این گزینه محتمل‌تر می‌شود، ولی برای عبارت حاضر پاسخ مستقیم‌تر همان شوریدن است.

نکتهٔ معنایی: «شورش کردن» را نباید بی‌قیدوشرط جای «آشفته شدن» گذاشت. آن تعبیر تنها یکی از معانی شوریدن را پوشش می‌دهد و معمولاً کنش اعتراضی یا جمعی را در ذهن زنده می‌کند.

صرف فعل و تشخیص شکل درست

بن ماضی این فعل «شورید» و بن مضارع آن «شور» است. از این رو صورت‌هایی مانند «شوریدم»، «شوریدند»، «می‌شورد» و «بشورد» ساخته می‌شوند. برای نمونه، «دلش شورید» زمان گذشته را نشان می‌دهد و «دلش می‌شورد» حالت جاری یا تکرارشونده را. شکلِ صفت مفعولی یا حاصلِ حالت نیز «شوریده» است.

  • مصدر: شوریدن؛ همان شکلی که در پاسخ این سرنخ لازم است.
  • گذشتهٔ ساده: شورید؛ مانند «دریا ناگهان شورید».
  • حال اخباری: می‌شورد؛ مانند «دلش از نگرانی می‌شورد».
  • صفت: شوریده؛ مانند «خاطر شوریده».
  • اسم حالت: شوریدگی؛ یعنی پریشانی، بی‌قراری یا شیدایی.

نباید «می‌شورد» در این خانواده را با کاربرد محاوره‌ای فعل «شستن» یکی گرفت. در جمله‌ای مانند «او ظرف را می‌شوید»، مصدر «شستن» است؛ ولی «دلش می‌شورد» از «شوریدن» می‌آید. حضور مفعول، فاعل و معنای کلی جمله این دو را از هم جدا می‌کند. برای خودِ پاسخ نیز املای کامل «شوریدن» ابهامی باقی نمی‌گذارد.

چه زمانی گزینه‌ای دیگر مطرح می‌شود؟

در جدول‌های مختلف ممکن است یک تعریف با پاسخ‌های هم‌معنا عرضه شود، زیرا تعداد خانه‌ها و حروف تقاطعی در انتخاب اثر دارند. برای «آشفته شدن»، صورت‌هایی مانند «پریشان شدن»، «برآشفتن» یا «منقلب شدن» از نظر معنایی قابل تصورند؛ بااین‌حال هیچ‌کدام را نباید بدون شاهد جایگزین کرد. «پریشان شدن» بر نابسامانی حال تأکید دارد، «منقلب شدن» تغییر شدید عاطفی را می‌رساند و «برآشفتن» گاه با خشم همراه است.

امتیاز «شوریدن» در اینجا آن است که یک مصدر یکپارچه، موجز و فرهنگ‌نامه‌ای است و معنای «آشفته شدن» را بی‌واسطه در خود دارد. افزون بر این، پاسخ ذخیره‌شده برای همین عنوان نیز همین واژه است. پس جایگزین‌ها برای شناخت تفاوت‌های زبانی سودمندند، نه برای کنارزدن جواب اصلی.

بار ادبی و تصویری پاسخ

شوریدن واژه‌ای تصویری است: چیزی که ساکن بوده به حرکت و تلاطم درمی‌آید. به همین دلیل می‌توان آن را دربارهٔ دل، جان، خاطر، دریا یا جمعی از مردم به کار برد. همراه شدن با «دل» و «خاطر» معنای پریشانی را پررنگ می‌کند؛ همراه شدن با «مردم» یا «سپاه» معمولاً به قیام و نافرمانی اشاره دارد؛ و همراه شدن با «دریا» تصویر موج و تلاطم را پیش چشم می‌آورد.

این گسترهٔ کاربرد سبب شده مشتق «شوریده» نیز در زبان ادبی تنها به فرد نامرتب اشاره نکند، بلکه برای عاشق بی‌قرار، انسان منقلب یا ذهن پریشان هم به کار رود. حلقهٔ مشترک همهٔ این تصویرها خروج از سکون و اعتدال است. درست در همین حلقه است که تعریف کوتاه «آشفته شدن» به جواب «شوریدن» می‌رسد.

جمع‌بندی واژگانی: پاسخ نهایی «شوریدن» است؛ مصدری هفت‌حرفی با املای شین، واو، ر، ی، د، ن. معنای مورد نظر در این سرنخ، پریشان و آشفته شدن است. معنای شورش یا طغیان، کاربرد دیگری از همین فعل است و نباید باعث شود پیوند مستقیم آن با آشفتگی نادیده گرفته شود.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.