پرش به محتوای اصلی

تفرقه در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: پراکندگی
این واژه دقیق‌ترین هم‌معنی عمومی برای «تفرقه» در این سرنخ است.

در این سرنخ، «تفرقه» نامِ حالتی است که در آن یک جمع، فکر یا مجموعه از یکپارچگی بیرون می‌آید و اجزای آن از هم دور یا جدا می‌شوند. «پراکندگی» همین هستهٔ معنایی را بی‌واسطه منتقل می‌کند؛ بنابراین هم از نظر نقش دستوری و هم از نظر مفهوم، پاسخ مناسبی است. هر دو واژه اسم‌اند و می‌توانند به نتیجهٔ پراکنده‌شدن اشاره کنند.

چرا «پراکندگی» با سرنخ جور است؟

تفرقه گاهی دربارهٔ آدم‌ها و گروه‌ها به کار می‌رود: جمعی که پیوندش سست شده و اعضایش در برابر یکدیگر قرار گرفته‌اند. پراکندگی دامنه‌ای بازتر دارد و علاوه بر انسان‌ها، برای اشیا، جمعیت، نیروها، افکار و حتی حواس نیز به کار می‌رود. نقطهٔ مشترکشان از میان رفتن تمرکز و جمع‌بودگی است. در زبان جدول، معمولاً همین بخش مشترک کافی است تا «پراکندگی» جواب مستقیم شناخته شود.

از جمعِ یکپارچه تا اجزای دور از هم

رابطهٔ معنایی این دو واژه را می‌توان به صورت یک مسیر دید: نخست یک کل یا جمع وجود دارد؛ سپس پیوند یا تمرکز آن کاهش می‌یابد؛ و در پایان، اجزا جدا، پخش یا چندپاره می‌شوند. واژهٔ «تفرقه» بیشتر خودِ گسست میان اعضا را برجسته می‌کند، در حالی که «پراکندگی» تصویر وضعیت حاصل را نشان می‌دهد. به همین دلیل یکی می‌تواند سرنخ دیگری باشد، بی‌آنکه در تمام جمله‌ها کاملاً قابل جایگزینی باشند.

نقشه معنایی تفرقه و پراکندگینمایش یک جمع منسجم که با گسست پیوندها به اجزای پراکنده تبدیل می‌شودجمع منسجمسستی پیوندتفرقهرخدادِ جداییپراکندگیوضعیتِ حاصل

مرز معنایی پاسخ با گزینه‌های نزدیک

سرنخ‌های کوتاه جدول ممکن است چند هم‌معنی را به ذهن بیاورند، اما هر کدام سایهٔ معنایی ویژه‌ای دارند. تعداد خانه‌ها و حروف تقاطعی تعیین می‌کنند کدام گزینه در یک جدول مشخص بنشیند. برای عنوان حاضر، پاسخ ذخیره‌شده و اصلی «پراکندگی» است؛ گزینه‌های زیر تنها در چیدمان‌های دیگر یا با قرینهٔ متفاوت مطرح می‌شوند.

جدایی

بر فاصله‌گرفتن یا جداشدن دو شخص یا دو چیز تأکید دارد. از پراکندگی کوتاه‌تر است و الزاماً پخش‌شدنِ چند جزء را نمی‌رساند.

تشتت

به پراکندگی و نابسامانی اشاره می‌کند و در ترکیب‌هایی مانند «تشتت آرا» و «تشتت ذهنی» طبیعی است. لحن آن رسمی‌تر و عربی‌تر است.

افتراق

معنای جداشدن و از هم متمایزشدن دارد. این واژه در نوشته‌های رسمی و علمی هم دیده می‌شود و گاهی مفهوم تمایز را پررنگ‌تر می‌کند.

نفاق یا شقاق

این دو بیشتر ناسازگاری، دشمنی و شکاف میان اشخاص را می‌رسانند. پس وقتی سرنخ بر کشمکش اجتماعی تکیه داشته باشد محتمل‌اند، نه وقتی مقصود صرفاً پخش و پراکنده‌شدن است.

دودستگی

نوع خاصی از تفرقه است که یک جمع را به دو جناح تقسیم می‌کند. «پراکندگی» تعداد مشخصی از دسته‌ها را مفروض نمی‌گیرد.

پریشانی

می‌تواند آشفتگی ذهن، وضع نامرتب یا پراکندگی را برساند. در سرنخی مانند «آشفتگی خاطر» از پاسخ حاضر مناسب‌تر خواهد بود.

«پراکندگی» در چه بافت‌هایی به کار می‌رود؟

پراکندگی جمعیتپراکندگی نیروهاپراکندگی افکارپراکندگی نورپراکندگی داده‌ها

گستردگی کاربرد این کلمه یک نکتهٔ مهم را روشن می‌کند: «پراکندگی» همیشه بارِ نزاع و دشمنی ندارد. پراکندگی روستاها در یک ناحیه فقط نحوهٔ قرارگرفتن آن‌ها را وصف می‌کند؛ پراکندگی نور یک پدیدهٔ فیزیکی است؛ و در آمار نیز شاخص‌های پراکندگی نشان می‌دهند داده‌ها تا چه اندازه از مقدار مرکزی فاصله دارند. اما «تفرقه» در گفتار اجتماعی معمولاً ناخوشایند است و از آسیب‌دیدن وحدت حکایت می‌کند.

در جملهٔ «پس از پایان مراسم، جمعیت پراکنده شد» جدال یا اختلافی ضروری نیست؛ مردم فقط محل را ترک کرده‌اند. در مقابل، «میان اعضای گروه تفرقه افتاد» خبر از گسست رابطه یا هم‌جهتی می‌دهد. پاسخ جدول بر پایهٔ اشتراک معنایی این دو ساخته شده است، نه بر پایهٔ برابری آن‌ها در همهٔ کاربردها.

متضاد معنایی چه کمکی می‌کند؟

در سوی مقابلِ تفرقه، واژه‌هایی چون «وحدت»، «اتحاد»، «همبستگی» و «انسجام» قرار می‌گیرند. در سوی مقابلِ پراکندگی نیز «تمرکز» و «تجمع» رایج‌اند. این تفاوتِ متضادها نشان می‌دهد تفرقه بیشتر دربارهٔ پیوند میان اعضاست، ولی پراکندگی می‌تواند دربارهٔ مکان، نظم یا توزیع نیز باشد.

خانوادهٔ واژه و ترکیب‌های روشن‌کننده

«پراکندگی» از صفت «پراکنده» ساخته شده و با فعل‌های «پراکنده شدن» و «پراکنده کردن» هم‌خانوادهٔ کاربردی است. «پراکنش» نیز واژه‌ای نزدیک و کوتاه‌تر است که در زبان علمی و توصیف توزیع پدیده‌ها زیاد دیده می‌شود. با این حال، سرنخ «تفرقه» مستقیماً به اسمِ حالت نیاز دارد و «پراکندگی» در فارسی عمومی از «پراکنش» آشناتر و از نظر بار اجتماعی نزدیک‌تر است.

در جمع انسانیتفرقه میان اعضا، توان تصمیم‌گیری مشترک را کم کرد؛ یعنی جمع به سوی پراکندگی و چندپارگی رفت.
در ذهن و فکرپراکندگی حواس مانع تمرکز شد. در این بافت «تشتت» و «پریشانی» نیز نزدیک‌اند، ولی «نفاق» بی‌معناست.
در مکانپراکندگی خانه‌ها در دامنه زیاد بود. اینجا کلمه فقط توزیع مکانی را بیان می‌کند و نمی‌توان آن را با تفرقه جایگزین کرد.

نکتهٔ دقیق دربارهٔ خودِ سرنخ

«تفرقه» با «تفریق» یکی نیست. تفرقه به جدایی، پراکندگی یا اختلاف اشاره دارد، اما «تفریق» در ریاضی همان عمل کم‌کردن است و در برخی بافت‌ها معنای جداکردن و تمایز دادن هم دارد. تفاوت یک حرف در میانهٔ این دو واژه، پاسخ جدول را کاملاً عوض می‌کند. همچنین «تفرّق» صورت دیگری از همین حوزهٔ معنایی است و بیشتر حالت متفرق‌شدن را می‌رساند.

از نظر تلفظ و نگارش، شکل معیار سرنخ «تفرقه» است و با «ه» پایانی نوشته می‌شود. پاسخ نیز «پراکندگی» است، نه «پراکنده‌گی»؛ در ساخت واژه، «ه» پایانیِ «پراکنده» پیش از پسوند «ـگی» حذف می‌شود. همین الگو را در واژه‌هایی مانند «زندگی» و «سادگی» نیز می‌بینیم.

جمع‌بندی معنایی: اگر سرنخ فقط «تفرقه» باشد، جواب اصلی همین صفحه «پراکندگی» است. «جدایی» بر فاصله، «دودستگی» بر تقسیم به دو گروه، «نفاق» بر ناسازگاری پنهان یا اجتماعی و «تشتت» بر آشفتگی و نبود تمرکز تأکید می‌کنند؛ بنابراین این واژه‌ها بدون توجه به تعداد خانه‌ها و حروف مشترک، جایگزین قطعی پاسخ نیستند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.