پرش به محتوای اصلی

آسیب در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: اک، افت، لطمه، کوب، گزند، صدمه، زیان
انتخاب نهایی به تعداد خانه‌ها و حروف مشترک بستگی دارد.

سرنخ «آسیب» از آن مدخل‌هایی است که یک جواب یگانه ندارد. بخشی از پاسخ‌ها مترادف‌های روشن و امروزی‌اند و بخشی دیگر واژه‌های کوتاه و کم‌کاربردی هستند که بیشتر در فرهنگ‌ها و جدول‌های کلاسیک دیده می‌شوند. بنابراین طول جای خالی اهمیت زیادی دارد، اما معنی دقیق جمله نیز مشخص می‌کند کدام گزینه طبیعی‌تر است.

پاسخ‌ها بر پایه طول واژه

دو حرفیاک
سه حرفیافت، کوب
چهار حرفیلطمه، گزند، صدمه، زیان

در شمارش خانه‌های جدول، هر نویسه یک خانه می‌گیرد و نشانه‌هایی مانند فاصله یا ویرگول وارد شبکه نمی‌شوند. واژه‌های «لطمه»، «گزند»، «صدمه» و «زیان» همگی چهار حرف دارند، ولی قابل جایگزینی کامل در هر بافتی نیستند. حروف تقاطعی معمولاً میان این چهار گزینه تکلیف را روشن می‌کنند.

دقت املایی: پاسخ ذخیره‌شده «اک» و «افت» است و باید همان صورت‌های درج‌شده را برای تطبیق با شبکه در نظر گرفت. «آک» در برخی فرهنگ‌ها به معنای عیب و گزند ثبت شده و «آفت» نیز واژه‌ای مستقل و نزدیک به آسیب است، اما این دو صورت را نباید بدون شاهدِ حروف متقاطع جایگزین پاسخ‌های داده‌شده کرد.

هر پاسخ چه رنگ معنایی دارد؟

صدمه

نزدیک‌ترین معادل عمومی برای آسیبی است که بر جسم، وسیله یا ساختار وارد می‌شود. «صدمه به خودرو» و «صدمه جسمی» ترکیب‌های آشنایی‌اند و حس برخورد یا اثر مستقیم را منتقل می‌کنند.

لطمه

بیشتر هنگامی به گوش طبیعی می‌رسد که اعتبار، اعتماد، روند کار یا موقعیت کسی آسیب ببیند. عبارت‌هایی مانند «لطمه به آبرو» یا «لطمه به کیفیت» نشان می‌دهند که این واژه الزاماً درباره زخم جسمانی نیست.

گزند

واژه‌ای فارسی با حال‌وهوای ادبی است. در ترکیب‌های «از گزند دور ماندن» و «بی‌گزند» به معنای آزار، آسیب یا خطری می‌آید که ممکن است متوجه کسی یا چیزی شود.

زیان

بر نتیجه منفی و از دست رفتن منفعت تأکید دارد. در اقتصاد و امور مالی بسیار رایج است، اما می‌تواند معنای گسترده‌تری هم داشته باشد؛ مانند زیان رساندن به طبیعت یا سلامت.

کوب

در کاربرد کهن، نام ضرب و آسیبی بوده که از برخورد مشت، سنگ، چوب یا مانند آن پدید می‌آید. همین پیوند با کوفتن سبب می‌شود برای سرنخی با مفهوم ضربه و آسیب مناسب باشد.

اک و افت

این دو پاسخ کوتاه‌تر از گزینه‌های رایج‌اند و ارزش جدولی آن‌ها از همین ایجاز می‌آید. «اک» صورتی نادر و فرهنگ‌نامه‌ای است؛ «افت» نیز در شبکه‌ای که همین حروف را می‌طلبد به مفهوم کاهش، نقصان یا رو به زوال رفتن نزدیک می‌شود.

نقشه معنایی واژه‌ها

رابطه پاسخ‌ها را می‌توان مانند شاخه‌هایی دید که از مفهوم مرکزی آسیب جدا می‌شوند: یک شاخه به برخورد بدنی، شاخه‌ای به پیامد مالی، شاخه‌ای به لطمه اعتباری و شاخه‌ای به بیان ادبی اشاره دارد.

نقشه معنایی پاسخ‌های آسیبآسیب در مرکز قرار دارد و با صدمه و کوب در حوزه جسمی، زیان و افت در حوزه نقصان، لطمه در حوزه اعتبار و گزند در حوزه ادبی مرتبط است. آسیبمفهوم مرکزی صدمه · کوببرخورد و اثر جسمانی زیان · افتکاهش و پیامد منفی لطمهاعتبار، اعتماد و کیفیت گزند · اکادبی یا فرهنگ‌نامه‌ای

تفاوتی که جمله سرنخ ایجاد می‌کند

آسیب بدنی

اگر سرنخ به حادثه، ضربه یا جراحت اشاره کند، «صدمه» طبیعی‌ترین پاسخ چهارحرفی و «کوب» گزینه کوتاه و کهن است.

آسیب مالی

در کنار واژه‌هایی چون سود، سرمایه، خسارت یا معامله، «زیان» نسبت به دیگر گزینه‌ها دقیق‌تر است.

آسیب اعتباری

وقتی سخن از آبرو، اعتماد، وجهه یا کیفیت باشد، «لطمه» پیوند معنایی روشن‌تری دارد.

«گزند» دامنه‌ای شاعرانه‌تر دارد و غالباً با فعل‌ها و ترکیب‌هایی چون رسیدن، دیدن، دور ماندن و در امان بودن همراه می‌شود. برای نمونه، «درخت از گزند توفان در امان ماند» لحن ادبی‌تری از «درخت صدمه ندید» دارد. هر دو جمله نبود آسیب را می‌رسانند، اما سطح زبان آن‌ها یکسان نیست.

نمونه‌های کاربردی برای تشخیص پاسخ

صدمه: برخورد شدید به بدنه دستگاه صدمه وارد کرد.

لطمه: انتشار خبر نادرست به اعتبار مجموعه لطمه زد.

گزند: نهال‌ها از گزند سرمای ناگهانی محفوظ ماندند.

زیان: توقف طولانی تولید برای کارخانه زیان به همراه داشت.

افت: کاهش نگهداری مناسب به افت کیفیت انجامید.

کوب: در بیان کهن، کوب می‌تواند خودِ ضرب و صدمه ناشی از آن باشد.

این مثال‌ها نشان می‌دهند که مترادف بودن به معنای یکسان بودن همه کاربردها نیست. «زیان به اعتبار» قابل فهم است، اما در فارسی معمول «لطمه به اعتبار» روان‌تر است. به همین ترتیب، برای برخورد خودرو «صدمه» از «گزند» خنثی‌تر و امروزی‌تر به نظر می‌رسد. طراح جدول ممکن است فقط واژه «آسیب» را بنویسد؛ در آن صورت شبکه و طول پاسخ معیار اصلی خواهند بود.

واژه‌های نزدیک، اما نه لزوماً پاسخ این مدخل

واژه‌هایی مانند «ضرر»، «خسارت»، «جراحت»، «خدشه» و «آفت» نیز با حوزه معنایی آسیب ارتباط دارند. «ضرر» و «خسارت» بیشتر بر پیامد قابل سنجش تأکید می‌کنند؛ «جراحت» معمولاً زخم جسمی است؛ «خدشه» می‌تواند هم خراش سطحی و هم لطمه‌ای کوچک به اعتبار باشد؛ و «آفت» عامل یا پدیده زیان‌رسان را می‌نامد، نه همیشه خودِ آسیب حاصل را. با این حال، چون فهرست پاسخ این سرنخ مشخص است، این واژه‌ها فقط برای فهم مرزهای معنایی مفیدند و جای پاسخ ذخیره‌شده را نمی‌گیرند.

درباره «اک»: کوتاهی این صورت نباید باعث شود آن را با واژه‌های رایج امروزی بسنجیم. حضور چنین مدخل‌هایی در جدول‌ها معمولاً به اتکای فرهنگ‌های لغت و نیاز به جواب دوحرفی است. اگر شبکه دو خانه دارد و حرف پایانی «ک» از تقاطع به دست آمده، «اک» همان گزینه مورد انتظار این سرنخ است.

جمع‌بندی دقیق گزینه‌ها

برای جواب چهارحرفی، نخست حروف تقاطعی را با «لطمه»، «گزند»، «صدمه» و «زیان» بسنجید و سپس به بافت توجه کنید: جسم و برخورد به «صدمه»، اعتبار و کیفیت به «لطمه»، لحن ادبی به «گزند» و پیامد اقتصادی به «زیان» گرایش دارد. در فضای سه‌حرفی «افت» و «کوب» مطرح‌اند؛ اولی به کاهش و نقصان نزدیک است و دومی معنای کهن ضرب و آسیب را دارد. فضای دوحرفی نیز با «اک» کامل می‌شود.

نتیجه: همه گزینه‌های «اک، افت، لطمه، کوب، گزند، صدمه، زیان» برای این مدخل ثبت شده‌اند. طول پاسخ سریع‌ترین راه محدود کردن انتخاب است و پس از آن، حروف متقاطع میان پاسخ‌های هم‌اندازه تصمیم نهایی را می‌سازند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.