پرش به محتوای اصلی

جام قهرمانی در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: کاپ
واژه‌ای سه‌حرفی برای جامی که به قهرمان داده می‌شود.

در این سرنخ، عبارت «جام قهرمانی» نه نام یک مسابقه خاص است و نه به ظرف نوشیدن اشاره دارد. منظور همان نشانِ جام‌مانندی است که پس از پیروزی بالای سر برده می‌شود. پاسخ کوتاه و جاافتادهٔ آن در جدول‌های فارسی کاپ است.

کاپ۳ حرف، بدون فاصله

چرا «کاپ» دقیقاً با این سرنخ جور است؟

«کاپ» در زبان ورزشی به جام یا جایزه‌ای گفته می‌شود که نماد برتری در یک رقابت است. پیوند واژه با «قهرمانی» باعث می‌شود معنای ورزشی آن بر معنی‌های دیگر غلبه کند. کوتاهی سه‌حرفی واژه نیز همان ویژگی‌ای است که آن را برای خانه‌های محدود جدول مناسب می‌سازد.

هستهٔ معنایی واژه

کاپ یک شیء یادبود و نشانِ پیروزی است؛ معمولاً بدنه‌ای کاسه‌مانند، پایه و گاه دو دسته دارد و نام مسابقه یا برنده روی آن ثبت می‌شود. ارزش آن فقط به جنس فلز وابسته نیست: کاپ نمایندهٔ نتیجهٔ یک فصل، یک تورنمنت یا یک رقابت پایانی است.

در گفتار ورزشی جمله‌هایی مانند «کاپ را به کاپیتان دادند»، «تیم از جام قهرمانی رونمایی کرد» و «قهرمان کاپ را بالای سر برد» همگی به همین شیء اشاره دارند.

یک واژه با دو کاربرد نزدیک

کاپ به‌معنای جایزه

وقتی از بلند کردن، تحویل گرفتن، نگهداری یا طراحی کاپ سخن می‌گوییم، منظور خودِ نشان فیزیکی قهرمانی است؛ همان چیزی که در پایان به برنده می‌رسد.

کاپ به‌معنای رقابت

گاهی واژه از نام جایزه فراتر می‌رود و خودِ دورهٔ مسابقات را نیز می‌رساند؛ یعنی رقابتی که در پایان آن یک تیم یا فرد صاحب جام می‌شود.

سرنخ «جام قهرمانی» بیشتر به کاربرد نخست نظر دارد. اگر سرنخ عبارتی مانند «مسابقات حذفی» یا «رقابت جامی» بود، کاربرد دوم نیز احتمال بیشتری پیدا می‌کرد.

رابطه کاپ با مسابقه، پیروزی و قهرماننموداری که نشان می‌دهد رقابت به پیروزی می‌رسد، پیروزی با کاپ نمایش داده می‌شود و کاپ به قهرمان تعلق می‌گیرد.رقابتآغاز مسیرکاپقهرماندارندهٔ جام

کاپ، جام، مدال و تندیس یکی نیستند

چند واژه در فضای اهدای جوایز کنار هم دیده می‌شوند، اما هر کدام محدودهٔ معنایی خودش را دارد. شناخت این مرزها هم معنی پاسخ را روشن می‌کند و هم نشان می‌دهد چرا گزینه‌های ظاهراً نزدیک همیشه جانشین مناسبی نیستند.

کاپپاسخ مستقیم و سه‌حرفی سرنخ است؛ در بافت ورزشی، جامِ اعطایی به قهرمان یا گاهی نام یک رقابت جامی را می‌رساند.
جامبرابر عمومی‌تر و فارسی‌تر است. «جام» می‌تواند هم جایزهٔ ورزشی باشد، هم ظرف نوشیدنی و هم در ترکیب‌هایی ادبی یا تاریخی ظاهر شود. برای خانهٔ سه‌حرفی نیز از نظر تعداد حروف می‌گنجد، ولی چون خود سرنخ همین واژه را آورده، تکرار آن معمولاً پاسخ مورد انتظار طراح نیست.
مدالنشان تخت و قابل آویختن است که غالباً با درجه‌های طلا، نقره و برنز اهدا می‌شود. مدال شکل جام‌مانند ندارد و چهار حرف دارد؛ بنابراین پاسخ این سرنخ نیست.
تندیسپیکره یا سازه‌ای نمادین برای تقدیر است و ممکن است در جشنواره‌های هنری، علمی یا ورزشی اهدا شود. هر تندیسی کاپ نیست و این واژه پنج‌حرفی نیز با پاسخ ثبت‌شده فرق دارد.
نکتهٔ مهم دربارهٔ «جام»: اگر تعداد خانه‌ها سه باشد، «جام» از نظر طول ممکن است وسوسه‌کننده به نظر برسد؛ اما در سرنخی که خودِ «جام» را در صورت سؤال دارد، «کاپ» نقش معادل را بازی می‌کند و از تکرار عین سرنخ جلوگیری می‌شود.

املای درست و خوانش پاسخ

این واژه با سه حرفِ پیوستهٔ «ک»، «ا» و «پ» نوشته و به صورت کاپ خوانده می‌شود. حرف پایانی «پ» در تشخیص پاسخ اهمیت دارد. نوشتن «کپ» هم واکهٔ بلند را حذف می‌کند و هم می‌تواند خواننده را به واژه‌ای با تلفظ و معنی دیگر ببرد؛ پس برای جام ورزشی، شکل معیار در این بافت همان «کاپ» است.

کاپ وام‌واژه‌ای جاافتاده در فارسی معاصر است. حضورش در عبارت‌هایی مانند «کاپ قهرمانی»، «کاپ مسابقات» و «کاپ اخلاق» نشان می‌دهد که فقط ترجمه‌ای کتابی نیست و در گزارش‌ها و گفت‌وگوهای ورزشی نیز زندگی می‌کند. با این حال در نثر رسمی، «جام» اغلب روان‌تر است؛ مثلاً «جام جهانی» طبیعی‌تر از جایگزینی مکانیکی آن با «کاپ جهانی» به گوش می‌رسد.

دو جمله، دو زاویهٔ معنایی

«کاپ قهرمانی پس از پایان دیدار نهایی به تیم برنده اهدا شد.» در این جمله، کاپ یک شیء و جایزه است.

«این باشگاه در سه کاپ منطقه‌ای شرکت کرد.» در این کاربرد، کاپ به دوره یا قالب رقابت اشاره می‌کند؛ هرچند چنین ساختی در فارسی روزمره کمتر از معنای نخست شنیده می‌شود.

از شکل ظاهری تا ارزش نمادین

تصویر رایج کاپ، کاسه‌ای فلزی روی پایه است که دو دسته در طرفین دارد. البته همهٔ جام‌های قهرمانی دقیقاً چنین قالبی ندارند؛ برخی کشیده، صفحه‌ای یا حتی به شکل یک پیکرهٔ ویژه طراحی می‌شوند. آنچه یک جایزه را در این بافت «کاپ» می‌کند، کارکرد آن به عنوان نشانِ پیروزی است، نه الزاماً جنس، رنگ یا تعداد دسته‌هایش.

لحظهٔ اهدای کاپ معمولاً نقطهٔ پایانی مسابقه و آغاز ثبت رسمی قهرمانی است. کاپیتان یا برنده آن را دریافت می‌کند، اعضای تیم در آیین بالا بردن جام شریک می‌شوند و نام قهرمان ممکن است روی بدنه یا پایه حک شود. به همین دلیل، واژهٔ کوتاه «کاپ» مفاهیمی چون رقابت، برتری، یادبود و افتخار جمعی را یک‌جا تداعی می‌کند.

جمع‌بندی معنایی: قهرمانی عنوان یا نتیجه است؛ کاپ شیئی است که آن نتیجه را نمایندگی می‌کند. بازیکن قهرمان می‌شود، اما کاپ را دریافت یا بلند می‌کند.

چه زمانی پاسخ دیگری مطرح می‌شود؟

اگر صورت سرنخ فقط «ظرف»، «پیاله»، «جام نوشیدنی» یا عبارتی ادبی باشد، پاسخ می‌تواند بسته به تعداد خانه‌ها واژه‌هایی مانند «جام»، «ساغر» یا «پیاله» باشد. اما افزودن قید «قهرمانی» مسیر معنی را روشن و آن را به میدان مسابقه وصل می‌کند. در این عنوان، پاسخ ذخیره‌شده نیز همین برداشت را تأیید می‌کند.

«گوبلت» گاهی برای جام پایه‌دار، به‌ویژه در توصیف ظرف، به کار می‌رود؛ ولی واژه‌ای شش‌حرفی و کم‌کاربردتر در جدول فارسی است و الزاماً جایزهٔ قهرمانی را نمی‌رساند. «جام زرین» نیز یک ترکیب توصیفی است، نه معادل کوتاه و دقیق سه‌خانه‌ای. بنابراین این گزینه‌ها اطلاعات معنایی حاشیه‌ای‌اند، نه رقیب واقعی پاسخ.

در کاربردهای غیرورزشی نیز «کاپ» دیده می‌شود؛ برای نمونه ممکن است اندازه یا شکل فنجانی یک وسیله را بیان کند. با وجود این، هم‌نشینی مستقیم با «قهرمانی» هر ابهامی را از میان می‌برد. این سرنخ مشخصاً به همان نشان ورزشی اشاره دارد.

برای «جام قهرمانی» در یک پاسخ سه‌خانه‌ای، حروف را به ترتیب ک، ا، پ قرار دهید: کاپ.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.