پرش به محتوای اصلی

پارچه صاف کن در جدول

۷ دقیقه مطالعه
پاسخ: اتو
واژه‌ای سه‌حرفی برای وسیله‌ای که چین پارچه را با گرما و فشار صاف می‌کند.
اتو۳ حرف: ا ـ ت ـ و

ترکیب «پارچه صاف کن» در زبان جدول، تعریف کوتاه و فشردهٔ یک وسیله است: چیزی که پارچه را صاف می‌کند. نام رایج و بی‌واسطهٔ این وسیله اتو است. کوتاهی واژه، کاربرد روزمره و انطباق کامل کارکرد آن با عبارت سرنخ، پاسخ را قطعی می‌کند.

اگر خانه‌های پاسخ سه عدد باشند، ترتیب حروف از راست به چپ «ا»، «ت» و «و» خواهد بود. این نکته به‌ویژه زمانی مفید است که حرف میانی یا پایانی با پاسخ‌های عمودی تلاقی دارد.

چرا «اتو» دقیقاً با این سرنخ جور درمی‌آید؟

پارچه پس از شست‌وشو، خشک شدن، تا خوردن یا ماندن زیر فشار، چین و شکستگی پیدا می‌کند. کف گرم اتو روی بافت حرکت می‌کند و همراه با فشار، رشته‌های پارچه را در وضعیت هموارتر قرار می‌دهد. در اتوهای بخار، رطوبت نیز به نرم شدن موقت الیاف کمک می‌کند تا چین‌ها آسان‌تر باز شوند. بنابراین دو جزء سرنخ، یعنی «پارچه» و «صاف کن»، مستقیماً به مادهٔ مورد استفاده و کار اصلی این وسیله اشاره دارند.

در جدول‌ها معمولاً فعل یا عبارت وصفی را به نام ابزار تبدیل می‌کنند؛ همان‌طور که «بازکنندهٔ پیچ» می‌تواند به نام یک ابزار برسد، «پارچه صاف کن» نیز به نام وسیله می‌رسد. در اینجا منظور شخصی که پارچه را صاف می‌کند نیست و پسوندهایی مانند «کار» یا «گر» لازم نمی‌شود. خود نام ابزار، پاسخ کامل است.

پارچهٔ چروک اتو گرما + فشار پارچهٔ صاف چین کمتر، سطح هموارتر
معنای سرنخ در یک نگاه: اتو با گرما و فشار، حالت چروک پارچه را به سطحی هموارتر تبدیل می‌کند.

املای معیار و شکل قدیمی واژه

اتو؛ شکل امروزی

در نوشتار فارسی امروز، پاسخ را با «ت» می‌نویسند: اتو. همین صورت در ترکیب‌هایی مانند اتوکشی، اتوبخار، اتوپرس و اتوشویی نیز دیده می‌شود و برای پر کردن خانه‌های جدول انتخاب معیار است.

اطو؛ صورت تاریخی

«اطو» در برخی نوشته‌های قدیمی یا نقل‌های لغوی دیده می‌شود. این املا از نظر آوایی همان واژه را نشان می‌دهد، اما در یک جدول معاصر نباید «ط» را جای حرف دوم گذاشت، مگر آنکه طراح صریحاً املای قدیمی بخواهد.

تفاوت «اتو» و «آتو» نیز مهم است. آتو با آ کشیده، در تعبیر «آتو به دست کسی دادن» به معنی دستاویز یا نقطه‌ضعف به کار می‌رود و نام وسیلهٔ صاف کردن پارچه نیست. پس اگر سرنخ دربارهٔ لباس، پارچه، چروک یا اتوکشی باشد، آغاز پاسخ «ا» است، نه «آ».

نکتهٔ تقاطعی: پاسخ مورد نظر سه حرف دارد و هیچ فاصله یا نیم‌فاصله‌ای در آن نیست. «اتو کشیدن» نام عمل و «اتوکار» نام شخص یا شغل است؛ این صورت‌های بلندتر برای سرنخ کوتاه حاضر مناسب نیستند.

معنای واژه در جمله و ترکیب‌های نزدیک

«اتو» هم نام دستگاه است و هم هستهٔ چند ترکیب رایج فارسی. در جملهٔ «اتو را گرم کردم»، واژه نام یک وسیله است؛ در «پیراهن اتوکشیده بود»، نتیجهٔ صاف و مرتب شدن لباس را بیان می‌کند. شناخت این خانوادهٔ واژگانی نشان می‌دهد چرا طراح به‌جای عبارت بلند «وسیلهٔ برطرف کردن چین‌وچروک»، از تعبیر موجز «پارچه صاف کن» استفاده کرده است.

اتو کردناتو کشیدناتوکشیدهاتوبخاراتوپرساتوشویی

در کاربرد وصفی، «لباس اتوکشیده» یعنی لباسی که چین آن گرفته شده و ظاهری مرتب دارد. این صفت گاهی از حوزهٔ پوشاک فراتر می‌رود و برای ظاهر بسیار رسمی و منظم یک فرد نیز به کار می‌رود؛ مثلاً «با کت‌وشلواری اتوکشیده وارد شد». بااین‌حال، معنای پایه همچنان به همان عمل هموار کردن پارچه برمی‌گردد.

انواعی که نباید با پاسخ اصلی اشتباه شوند

اتوی خشککف گرم و فشار مستقیم، بدون تولید پیوستهٔ بخار، چین پارچه را کاهش می‌دهد.
اتوی بخارگرما را با بخار همراه می‌کند تا رطوبت کنترل‌شده به باز شدن چین الیاف کمک کند.
اتوپرسدو سطح بزرگ را روی پارچه می‌فشارد و برای بخش وسیع‌تری از لباس فشار یکنواخت می‌سازد.

این نام‌ها گونه‌های مختلف همان مفهوم‌اند، نه پاسخ‌های هم‌ارز برای خانه‌های این جدول. وقتی سرنخ فقط «پارچه صاف کن» است و سه جای خالی دارد، جزء توضیحی «بخار»، «پرس» یا «خشک» حذف می‌شود و نام عمومی دستگاه، یعنی «اتو»، باقی می‌ماند.

گرما، فشار و رطوبت چه نقشی دارند؟

اثر اتو صرفاً از سنگینی دستگاه نمی‌آید. گرما انعطاف‌پذیری موقت ساختار الیاف را بیشتر می‌کند، فشار کف اتو آن‌ها را در آرایش هموارتر می‌نشاند و پارچه پس از خنک شدن تا اندازه‌ای شکل تازه را حفظ می‌کند. بخار نیز با رساندن رطوبت، به نرم شدن چین‌های سرسخت کمک می‌کند. جنس‌های گوناگون تحمل دمای یکسان ندارند؛ به همین دلیل روی بسیاری از دستگاه‌ها درجه‌هایی متناسب با نوع الیاف وجود دارد.

در پارچه‌های ظریف، دمای زیاد ممکن است برق‌افتادگی، تغییر شکل یا سوختگی ایجاد کند، درحالی‌که پارچه‌های ضخیم‌تر معمولاً برای باز شدن چین به گرما یا بخار بیشتری نیاز دارند. این تفاوت‌ها تعریف جدول را عوض نمی‌کند، اما روشن می‌سازد که «صاف کن» توصیفی دقیق از نتیجهٔ کار اتو است، نه نام یک مادهٔ شیمیایی یا مرحله‌ای از بافندگی.

مرز پاسخ با واژه‌های ظاهراً نزدیک

  • صاف‌کننده: یک عنوان کلی برای هر ابزار یا ماده‌ای است که چیزی را صاف می‌کند؛ نام مشخص وسیلهٔ خانگی نیست و از نظر تعداد حروف نیز با پاسخ هماهنگ نمی‌شود.
  • پرس: می‌تواند پارچه را زیر فشار قرار دهد، اما در فارسی روزمره نام عمومی وسیلهٔ رفع چروک لباس نیست. تنها اگر سرنخ به دستگاه فشاری یا «اتوپرس» اشاره کند، این واژه محتمل می‌شود.
  • بخارگر: وسیله‌ای برای رها کردن بخار روی پوشاک آویخته است؛ سرنخ حاضر نه به بخار اشاره دارد و نه تعداد حروف آن با این نام تناسب دارد.
  • نورد: غلتک صنعتی برای تخت یا فشرده کردن مواد است و با کاربرد خانگیِ صاف کردن چین پارچه فاصله دارد.

از میان این واژه‌ها فقط «اتو» هم نام شناخته‌شدهٔ ابزار است، هم مستقیماً با پارچه پیوند دارد و هم در سه خانه جا می‌گیرد. بنابراین جایگزین‌ها بیشتر برای رفع ابهام مفیدند و نباید پاسخ اصلی را کنار بزنند.

سرنخ‌های دیگری که ممکن است همین جواب را بخواهند

طراحان جدول می‌توانند یک واژه را با تعریف‌های متفاوت هدف بگیرند. عبارت‌هایی مانند «چروک‌گیر لباس»، «وسیلهٔ اتوکشی»، «صاف‌کن لباس»، «لوازم برقی پوشاک» یا حتی «کف داغ روی پیراهن» ممکن است به همین پاسخ سه‌حرفی برسند. وجه مشترک همهٔ آن‌ها حذف چین پارچه با سطح گرم است.

برعکس، اگر سرنخ «دستاویز» یا «نقطه‌ضعف حریف» باشد، جواب احتمالاً «آتو» است. همین تفاوت کوچک در نشانهٔ آغازین، معنای واژه را کاملاً عوض می‌کند. توجه به موضوع سرنخ—پوشاک در برابر کنایه و رقابت—سریع‌ترین راه برای تشخیص این دو صورت هم‌آواست.

جمع‌بندی واژه: برای «پارچه صاف کن» پاسخ معیار و رایج اتو است؛ سه حرف دارد، با «ت» نوشته می‌شود و کارکرد اصلی‌اش گرفتن چین‌وچروک پارچه به کمک گرما و فشار است. «اطو» املای کهن همان واژه و «آتو» واژه‌ای با معنایی دیگر است.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.