پرش به محتوای اصلی

از صفات باریتعالی در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: قهار
واژه‌ای چهارحرفی و از نام‌ها و صفات خداوند، به معنای بسیار چیره و غالب.

سرنخ، یک صفت الهی می‌خواهد و پاسخ ثبت‌شده برای آن قهار است. این انتخاب هم از نظر تعداد حروف و هم از نظر کاربرد دینی دقیق است: «ق، ه، ا، ر» چهار خانه را پر می‌کند و در نوشتار معمول جدول، حرکت‌ها و تشدید نوشته نمی‌شوند.

صورت جدولقهار — چهار حرف، بدون اعراب و تشدید
صورت آوانگاری‌شدهقَهّار — با تشدید بر «ه»، برای نشان دادن تلفظ درست

قهار دقیقاً چه معنایی دارد؟

«قهار» واژه‌ای عربی از ریشه «قهر» است. در ساخت زبان عربی، این صورت بر شدت و فراوانی دلالت می‌کند؛ بنابراین تنها «غالب» نیست، بلکه معنای بسیار غالب، کاملاً چیره و آن‌که هیچ قدرتی بیرون از سلطه او نیست را می‌رساند. هنگامی که این واژه درباره خداوند به کار می‌رود، مقصود برتری و اقتداری است که محدود، موقت یا وابسته به نیروی دیگری نیست.

در فارسی روزمره، «قهر» بیشتر یادآور دلخوری و قطع گفت‌وگوست؛ اما این معنای محاوره‌ای نباید به «قهار» در این سرنخ منتقل شود. ریشه واژه در بافت دینی به غلبه، اقتدار و مسلط بودن اشاره دارد، نه رنجیدن یا با کسی سخن نگفتن.

نکته معنایی: اگر در ذهن خود «قهار» را با «قهر کردن» به معنای دلخوری یکی بگیریم، سرنخ مبهم می‌شود. کلید فهم آن، معنای کهن‌تر «قهر» یعنی چیرگی و غلبه است.

چرا این پاسخ با عبارت «صفات باریتعالی» جور است؟

«باری» به معنای آفریننده است و ترکیب احترام‌آمیز «باری‌تعالی» به خداوند اشاره می‌کند. طراح جدول با آوردن این عبارت، حوزه پاسخ را از یک صفت عادی انسانی جدا کرده و به نام‌ها و اوصاف الهی برده است. «قهار» نیز در متون اسلامی نامی شناخته‌شده برای بیان چیرگی مطلق خداوند است؛ از همین رو پیوند آن با سرنخ مستقیم و طبیعی است.

این واژه در تعبیر قرآنی «الواحد القهار» کنار مفهوم یگانگی می‌آید. همراهی «واحد» و «قهار» نکته مهمی دارد: غلبه مورد نظر، رقابت میان چند قدرت هم‌سطح نیست؛ سخن از اقتدار یگانه‌ای است که همه آفریدگان در قلمرو آن قرار دارند. برای فهم جواب جدول دانستن همین پیوند کافی است و نیازی نیست واژه را به خشونت یا خشم فروبکاهیم.

نقشه معنایی واژه قهارقهار از ریشه قهر و دارای معنای شدت است و به چیرگی فراگیر اشاره می‌کند.قَهّارریشه: قهرساختِ مبالغهچیرگی فراگیرصفت الهی

املای پاسخ؛ چهار خانه اما با یک تشدید پنهان

در متن اعراب‌گذاری‌شده، نگارش دقیق کلمه «قَهّار» است. تشدید روی حرف «ه» نشان می‌دهد این صامت در تلفظ تقویت می‌شود. با این حال، تشدید یک حرف مستقل برای خانه جدول به شمار نمی‌آید. پاسخ همچنان چهار حرف دارد:

قهار

در نوشته‌های فارسی معمولاً نشانه‌های فتحه و تشدید حذف می‌شوند، پس وارد کردن «قهار» کاملاً درست است. شکل «قهّار» برای آموزش تلفظ سودمند است، ولی اگر محیط جدول امکان درج نشانه نداشته باشد، افزودن تشدید لازم نیست. همچنین «القهار» صورت معرفه عربی و دارای «الـ» است؛ سرنخ فارسی و چهار خانه‌ای همان «قهار» را می‌طلبد.

قهار، قاهر و غالب؛ واژه‌های نزدیک اما یکسان نیستند

قهارصورت مبالغه؛ بسیار چیره و غالب. پاسخ اصلی این سرنخ و چهارحرفی است.
قاهرچیره‌شونده یا غالب؛ از همان ریشه، اما از نظر ساخت و تعداد حروف با جواب ثبت‌شده فرق دارد.
غالبمعادل معنایی عمومی؛ لزوماً نام مورد نظر این سرنخ دینی نیست و پنج حرف دارد.

تفاوت «قاهر» و «قهار» فقط در یک حرف یا شیوه نوشتن خلاصه نمی‌شود. «قاهر» اسم فاعل است و اصلِ انجام‌دهنده غلبه را بیان می‌کند، در حالی که «قهار» شدت، تکرار یا فراگیری آن معنا را برجسته می‌سازد. به همین سبب، وقتی سرنخ دقیقاً از صفات باری‌تعالی می‌پرسد و پاسخ چهارحرفی ثبت شده، تبدیل آن به «قاهر» توجیهی ندارد.

«جبار»، «قادر»، «غفور» و «رحمان» نیز در بافت‌های دینی از نام‌ها یا صفات شناخته‌شده‌اند، اما صرفِ تعلق داشتن به همین حوزه آن‌ها را پاسخ این مورد نمی‌کند. طول جواب، حروف متقاطع و پاسخ ذخیره‌شده همگی بر «قهار» دلالت دارند. این واژه‌های دیگر فقط زمانی مطرح می‌شوند که صورت سرنخ یا شمار خانه‌ها متفاوت باشد.

بار معنایی قهار در فارسی

در زبان فارسی، «قهار» بیرون از ترکیب‌های دینی نیز گاهی برای کسی یا نیرویی بسیار مسلط به کار می‌رود. برای نمونه، در عبارت «سخنوری قهار» منظور سخنوری بسیار توانا و مسلط است. این کاربرد مجازی بخشی از معنای «توانایی چشمگیر» را نگه می‌دارد، اما با کاربرد الهی هم‌مرتبه نیست. در وصف خداوند، واژه به اقتداری مطلق اشاره دارد؛ در وصف انسان، تنها مبالغه‌ای محدود و ادبی است.

کاربرد دینی: «قهار» به عنوان نام و صفت خداوند، بیانگر غلبه‌ای است که هیچ موجودی از قلمرو آن بیرون نیست.

کاربرد ادبی: «او خطیبی قهار بود» یعنی در سخنوری مهارت و تسلط بسیار داشت.

کاربرد نادرست در این سرنخ: برداشت «دلخور و قهرکرده» از واژه، معنای مورد نظر جدول را نمی‌رساند.

صورت «باری‌تعالی» در خود سرنخ

عنوان جدول «باریتعالی» را پیوسته نوشته است و طبق قاعده کار نباید عنوان را تغییر داد. در نثر توضیحی، صورت‌های «باری‌تعالی»، «باری تعالی» و گاه «باریتعالی» دیده می‌شوند. «باری» در این ترکیب به معنای آفریدگار است و «تعالی» تعظیم و برتری را می‌رساند. بنابراین کل عبارت راهنمای معنایی روشنی است که خواننده را به قلمرو اوصاف خداوند می‌برد.

این توضیح همچنین نشان می‌دهد چرا معنای رایج دیگری از «باری» ــ مانند «یک بار» یا «به هر حال» ــ اینجا مطرح نیست. مجاورت آن با «تعالی» ابهام را از میان می‌برد و جنس پاسخ را مشخص می‌کند.

چگونه پاسخ را در جدول ثبت کنیم؟

برای همین سرنخ، پاسخ را از راست به چپ به صورت «قهار» وارد کنید. اگر چهار خانه وجود دارد، هر یک از حروف ق، ه، ا و ر در یک خانه می‌نشیند. تشدید یا حرکت کوتاه فتحه خانه جداگانه نمی‌گیرد. اگر تقاطع‌ها درست باشند، باید به همین توالی برسند.

  • پاسخ مستقیم و نهایی: قهار
  • تعداد حروف: ۴
  • تلفظ دقیق: قَهّار
  • معنای متناسب با سرنخ: بسیار چیره و دارای غلبه فراگیر
  • ریشه: قهر در معنای غلبه و چیرگی
جمع‌بندی معنایی

پاسخ «قهار» تنها به دلیل قرار گرفتن در فهرست صفات الهی مناسب نیست؛ ساخت واژه نیز مفهوم سرنخ را کامل می‌کند. ریشه «قهر» چیرگی را می‌رساند و قالب مبالغه، گستردگی و شدت آن را برجسته می‌کند. پس در این جدول، جواب چهارحرفی را بدون اعراب و به شکل قهار بنویسید.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.