پرش به محتوای اصلی

دلیل و برهان در جدول

۹ دقیقه مطالعه
پاسخ دقیق:حجت— سه حرف، به معنی دلیل و برهان.

برای سرنخ «دلیل و برهان»، دقیق‌ترین پاسخ جدولی حجت است. این انتخاب فقط یک هم‌معنی تقریبی نیست: «حجت» در کاربرد فارسی نامِ چیزی است که ادعا یا سخنی با آن اثبات می‌شود و درست در مرکز معناییِ «دلیل» و «برهان» قرار می‌گیرد. از نظر ساخت دستوری نیز سرنخ یک اسم می‌خواهد و «حجت» اسم است؛ بنابراین از گزینه‌هایی مانند «مستدل» و «مبرهن» که صفت‌اند، مناسب‌تر است.

در جدول کلمات، شکل معمول پاسخ بدون اعراب نوشته می‌شود: حجت. با آنکه در تلفظ، تشدید روی «ج» شنیده می‌شود، تشدید خانه جداگانه نمی‌گیرد؛ پس پاسخ سه‌خانه‌ای است: ح، ج، ت.

نتیجه بررسی سرنخ

گزینه برگزیدهحجت
۳ حرفاسمهم‌معنی مستقیم
میزان اطمینانبسیار بالا

هم معنی سرنخ را پوشش می‌دهد، هم از نظر نقش دستوری درست است و هم قالب کوتاه و رایج پاسخ‌های جدولی را دارد.

انطباق معنایی کامل: حجت چیزی است که برای اثبات یک ادعا، رد یک ایراد یا روشن کردن درستی یک سخن آورده می‌شود؛ همان حوزه‌ای که «دلیل» و «برهان» بیان می‌کنند.
انطباق دستوری: عبارت سرنخ نامِ یک مفهوم را می‌خواهد، نه ویژگیِ یک سخن. «حجت» اسم است، اما «مستدل» یعنی دارای دلیل و «مبرهن» یعنی اثبات‌شده با برهان.
انطباق با فرم جدول: واژه کوتاه، شناخته‌شده و سه‌حرفی است و بدون فاصله یا نشانه اضافی در شبکه قرار می‌گیرد.

تعداد حروف و املای درست «حجت»

املای معیار در متن عادی و جدول حجت است. در متن آموزشی ممکن است برای نشان دادن تلفظ، آن را «حجّت» بنویسند، اما اعراب و تشدید جزو حروف مستقل جدول نیستند.

درست در جدول: حجتنامناسب برای خانه‌ها: حجّت
حجت

شمارش: ح = خانه اول، ج = خانه دوم، ت = خانه سوم. دو بار شنیده شدن صدای «ج» در تلفظ، به دلیل تشدید است و به معنی دو بار نوشتن حرف «ج» نیست. شکل‌هایی مانند «حجّت»، «حجّت‌» یا «حجه» نباید باعث چهارخانه‌ای شمردن پاسخ شوند.

نکته املایی مهم: «حجت» با «ت» پایان می‌یابد. نوشتن «حجه» برای این واژه در فارسی معیار درست نیست. همچنین «حجیت» واژه دیگری به معنی معتبر و قابل استناد بودن است و پاسخ این سرنخ محسوب نمی‌شود.

مقایسه پاسخ‌های احتمالی

چند واژه به حوزه دلیل و اثبات نزدیک‌اند، اما نزدیکی معنایی به تنهایی کافی نیست. پاسخ باید هم نقش دستوری سرنخ را حفظ کند و هم دقیقاً همان مفهوم را برساند. مقایسه زیر نشان می‌دهد چرا «حجت» گزینه نخست است و هر جایگزین در چه شرایطی ممکن است مطرح شود.

حجت۳ حرف

هم‌معنی مستقیم «دلیل و برهان» و بهترین پاسخ برای سرنخ اسمی. کوتاه، رایج و بدون ابهام دستوری.

بینه۴ حرف

به معنی دلیل روشن یا شاهد اثبات‌کننده، به‌ویژه در بافت حقوقی و دینی. نزدیک است، اما رسمی‌تر و محدودتر از «حجت» به کار می‌رود.

گواه۴ حرف

می‌تواند به معنی شاهد، نشانه یا مدرک اثبات باشد. با سرنخ ارتباط دارد، ولی گاه به شخصِ شاهد اشاره می‌کند و از «حجت» چندمعناتر است.

مدرک۴ حرف

بیشتر بر سند، نوشته یا نشانه قابل ارائه دلالت دارد. هر مدرکی می‌تواند دلیل باشد، اما «مدرک» معادل دقیق و همیشگی «برهان» نیست.

برهان۵ حرف

خودِ یکی از واژه‌های سرنخ است. در بعضی جدول‌ها تکرار یک جزء سرنخ ممکن است، اما وقتی سرنخ «دلیل و برهان» است، معمولاً واژه سوم و مشترکی مانند «حجت» خواسته می‌شود.

فرنود۵ حرف

برابر فارسیِ کم‌کاربردتر برای دلیل یا برهان است. از نظر معنا مرتبط است، اما در زبان عمومی و پاسخ‌نامه‌های رایج، احتمال آن کمتر از «حجت» است.

حجت
بینه
گواه
مدرک

تفاوت مهم «دلیل و برهان» با «با دلیل و برهان»

وجود یا نبودِ حرف اضافه «با» نقش پاسخ را عوض می‌کند. این تفاوت کوچک یکی از مهم‌ترین دام‌های این سرنخ است.

دلیل و برهانسرنخ اسمی است؛ پاسخ مناسب: حجت.
با دلیل و برهانسرنخ وصفی است؛ پاسخ‌های مناسب‌تر: مستدل یا مبرهن.

«مستدل» یعنی سخن یا ادعایی که برای آن دلیل آورده شده است. «مبرهن» نیز به چیزی گفته می‌شود که با برهان اثبات یا روشن شده باشد. بنابراین این دو واژه پاسخ‌های خوبی برای «با دلیل و برهان»، «دارای دلیل» یا «اثبات‌شده» هستند، اما برای سرنخ حاضر که خودِ دلیل و برهان را نام می‌برد، انتخاب اول نیستند.

تطبیق با خانه‌ها و حروف تقاطعی

اگر تعداد خانه‌ها مشخص باشد، دامنه انتخاب بسیار محدود می‌شود. برای پاسخ اصلی باید سه خانه داشته باشید. سپس حروف تقاطعی را با ترتیب «ح ـ ج ـ ت» بسنجید. نمونه‌های زیر راه تشخیص را روشن می‌کنند:

ح ج ت

سه خانه و حرف میانی «ج»: با احتمال بسیار بالا پاسخ «حجت» است، به‌ویژه اگر حرف نخست «ح» یا حرف پایانی «ت» نیز از تقاطع به دست آمده باشد.

ب ی ن ه

چهار خانه با آغاز «ب» و پایان «ه»: «بینه» می‌تواند مطرح شود؛ در این حالت احتمال دارد طراح جدول معنای «دلیل روشن» یا «شاهد اثبات» را در نظر گرفته باشد.

گ و ا ه

چهار خانه با آغاز «گ»: «گواه» گزینه مرتبطی است، ولی باید با تمام تقاطع‌ها سازگار باشد؛ چون «گواه» علاوه بر دلیل، معنای شاهد نیز دارد.

م س ت د ل

پنج خانه با آغاز «م»: تنها وقتی «مستدل» را جدی بگیرید که متن سرنخ وصفی باشد؛ برای نمونه «با دلیل و برهان» یا «دارای استدلال».

معنی دقیق و کاربرد «حجت» در فارسی

«حجت» در فارسی به دلیل یا برهانی گفته می‌شود که بتوان با آن ادعایی را ثابت کرد یا طرف مقابل را قانع ساخت. این واژه معمولاً بار رسمی‌تر و استدلالی‌تری از «نشانه» دارد. «نشانه» فقط ممکن است چیزی را محتمل کند، اما «حجت» در اصل برای اثبات و اقناع به کار می‌رود.

حجت آوردن

یعنی برای ادعا یا نظر خود دلیل و استدلال ارائه کردن.

حجت قاطع

یعنی دلیل محکم و روشنی که جای تردید اندکی باقی می‌گذارد.

اتمام حجت

یعنی دلیل و هشدار را به اندازه کافی بیان کردن تا عذر یا ابهامی باقی نماند.

بی‌حجت

یعنی بدون دلیل قابل دفاع یا بدون پشتوانه اثباتی.

مرز معنایی با واژه‌های نزدیک

حجت و دلیل

در بسیاری از جمله‌ها این دو قابل جانشینی‌اند، اما «دلیل» دامنه گسترده‌تری دارد و می‌تواند به علت یک رویداد هم اشاره کند؛ مانند «دلیل تأخیر». «حجت» معمولاً در موقعیت اثبات، احتجاج و دفاع از ادعا طبیعی‌تر است. از همین رو وقتی «دلیل» در کنار «برهان» آمده، «حجت» جمع‌بندی دقیق‌تری از هر دو واژه می‌سازد.

حجت و برهان

«برهان» غالباً دلیل روشن، منظم و استدلالی را تداعی می‌کند. «حجت» می‌تواند چنین برهانی باشد و در کاربرد عمومی‌تر، هر دلیل اثبات‌کننده و قابل اتکا را نیز در بر گیرد. سرنخ با کنار هم گذاشتن «دلیل» و «برهان» عملاً به همین هسته مشترک اشاره می‌کند.

حجت و گواه

«گواه» گاهی شخصی است که درباره رویدادی شهادت می‌دهد و گاهی نشانه یا شاهدی برای اثبات یک موضوع. «حجت» شخص نیست؛ ماهیت آن دلیل و ابزار اثبات است. پس «گواه» فقط در صورت چهارخانه‌ای بودن و تأیید حروف تقاطعی باید جایگزین شود.

حجت و بینه

«بینه» بیشتر در نوشته‌های حقوقی، فقهی یا رسمی دیده می‌شود و معمولاً بر دلیل روشن یا شاهد قابل ارائه دلالت دارد. از نظر معنایی پاسخ قابل دفاعی است، اما برای یک سرنخ عمومی و بدون قرینه تخصصی، «حجت» طبیعی‌تر و محتمل‌تر است.

چه پاسخ‌هایی را نباید با این سرنخ یکی گرفت؟

  • استدلال: فرایند یا شیوه دلیل‌آوری است، نه لزوماً خودِ دلیل؛ همچنین هشت حرف دارد و برای شبکه کوتاه مناسب نیست.
  • اثبات: نتیجه یا عمل ثابت کردن است، در حالی که حجت وسیله اثبات است.
  • علت: چراییِ رخ دادن یک پدیده را بیان می‌کند؛ هر علت می‌تواند دلیل توضیحی باشد، اما «برهان» به معنی علت نیست.
  • سند: نوعی مدرک مکتوب یا ثبت‌شده است و فقط یکی از شکل‌های پشتوانه اثبات به شمار می‌رود.
  • مستدل و مبرهن: هر دو صفت‌اند و به «با دلیل و برهان» پاسخ می‌دهند، نه به اسمِ «دلیل و برهان».

اگر پاسخ سه‌حرفی در شبکه جا نشد

ناسازگاری طول پاسخ معمولاً یکی از سه معنا را دارد: یا تعداد خانه‌ها اشتباه شمرده شده، یا یکی از حروف تقاطعی نادرست است، یا طراح جدول هم‌معنی محدودتری را در نظر گرفته است. در شبکه چهارخانه‌ای ابتدا «بینه» و «گواه» را با حروف موجود بسنجید؛ در شبکه پنج‌خانه‌ای «برهان» یا «فرنود» ممکن است مطرح شود. با این حال، بدون قرینه‌ای از تعداد خانه‌ها یا تقاطع‌ها، پاسخ پایه و اولویت‌دار همچنان «حجت» است.

در بازبینی تقاطع‌ها، به تفاوت «ح» و «ه» توجه کنید؛ چون در نوشتار سریع ممکن است اشتباه دیده شوند. همچنین حرف پایانی «ت» را قطعی بدانید و آن را به «ه» تبدیل نکنید. اگر الگو سه‌خانه‌ای و به صورت «ح ـ ـ» یا «ـ ج ت» باشد، حدس «حجت» بسیار قوی است.

جمع‌بندی نهایی: پاسخ دقیق «دلیل و برهان در جدول» واژه حجت است؛ سه حرف دارد، به صورت «حجت» نوشته می‌شود و تشدیدِ تلفظیِ «ج» خانه جداگانه نمی‌گیرد. «بینه» و «گواه» فقط با شبکه چهارخانه‌ای و حروف تقاطعی سازگار می‌شوند، و «مستدل» یا «مبرهن» مربوط به سرنخ متفاوتِ «با دلیل و برهان» هستند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.