پرش به محتوای اصلی

تن پرور در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: تنبل، لش
«تنبل» جواب چهارحرفی و «لش» جواب دوحرفی این سرنخ است.

عبارت «تن‌پرور» درباره کسی به کار می‌رود که آسایش جسم را بر کوشش ترجیح می‌دهد و از کار و زحمت دوری می‌کند. به همین دلیل، پاسخ ذخیره‌شده برای این سرنخ دو صورت درست و رایج دارد: تنبل برای خانه‌ای با چهار حرف و لش برای جای دوحرفی. این دو واژه از نظر هستهٔ معنا نزدیک‌اند، اما از نظر لحن کاملاً هم‌وزن نیستند.

تنبل ۴ حرف

معادل روشن، معیار و بی‌واسطهٔ «تن‌پرور» است. اگر تعداد خانه‌ها چهار باشد، این گزینه پیش از دیگر مترادف‌ها قرار می‌گیرد.

لش ۲ حرف

صورت کوتاه و گفتاری برای فرد سست، بی‌حال یا تنبل است. ارزش جدولی آن دقیقاً در کوتاهی واژه و تناسبش با پاسخ‌های دوخانه‌ای است.

چرا هر دو جواب با سرنخ جور درمی‌آیند؟

در «تن‌پرور» جزء «تن» به بدن اشاره دارد و «پرور» همان جزء سازنده‌ای است که مفهوم پروردن و پرداختن به چیزی را می‌رساند. حاصل ترکیب، در معنای لفظی کسی است که به آسودگی و پرورش تن خود می‌پردازد؛ اما کاربرد جاافتادهٔ آن صرفاً «مراقب بدن» نیست. بار معنایی واژه معمولاً نکوهش‌آمیز است و شخصی را وصف می‌کند که راحتی را می‌خواهد ولی از کوشش لازم می‌گریزد.

تنپرورآسایش‌طلب و کارگریز

«تنبل» همین معنای کاربردی را بی‌نیاز از توضیح منتقل می‌کند. «لش» نیز در زبان گفتاری می‌تواند برای آدم بی‌تحرک و ازکارگریز گفته شود، بنابراین از دید معنایی قابل قبول است؛ با این تفاوت که لحنی خودمانی‌تر و گاهی تحقیرآمیز دارد. در متن رسمی معمولاً «تنبل» طبیعی‌تر است، ولی در جدول کوتاهی پاسخ و تقاطع حروف تعیین می‌کند کدام‌یک وارد خانه‌ها شود.

نکتهٔ لحن: «لش» را نباید در هر جمله‌ای بی‌دردسر جای «تنبل» گذاشت. این واژه در خطاب به شخص ممکن است زننده شنیده شود؛ حضور آن در فهرست پاسخ‌های جدول، شرح یک رابطهٔ واژگانی است و توصیه‌ای برای کاربرد محترمانهٔ روزمره نیست.

تصویر معنایی پاسخ‌ها

نمودار زیر نشان می‌دهد که دو جواب اصلی در مفهوم «گریز از کوشش» به هم می‌رسند، اما هر کدام ویژگی جداگانه‌ای دارد: «تنبل» عمومی و معیارتر است و «لش» کوتاه، گفتاری و همراه با تأکید بیشتر بر بی‌حالی است.

رابطه معنایی تن‌پرور با تنبل و لشتن‌پرور در مرکز قرار دارد و به تنبل چهارحرفی و لش دوحرفی متصل است تن‌پرور ترجیح آسایش بر کوشش تنبل ۴ حرف · عمومی و معیار لش ۲ حرف · گفتاری و تندتر

املای واژه و شمارش حروف

صورت ویرایشی مناسبِ سرنخ، «تن‌پرور» با نیم‌فاصله است؛ یعنی «تن» و «پرور» هم یک واژهٔ مرکب را می‌سازند و هم مرز دو جزء در نوشتار دیده می‌شود. در عنوان ممکن است فاصلهٔ معمولی دیده شود، اما این تفاوت نمایشی معنای سرنخ را عوض نمی‌کند. جواب‌ها نیز به صورت سادهٔ «تنبل» و «لش» نوشته می‌شوند.

در شمارش جدولی، نشانه‌هایی مانند نیم‌فاصله، فاصله، ویرگول و اعراب خانه‌ای اشغال نمی‌کنند. بنابراین «تنبل» از ت، ن، ب، ل ساخته شده و چهار خانه می‌خواهد؛ «لش» نیز از ل و ش تشکیل می‌شود و دو خانه دارد. ویرگولِ میان دو پاسخ در عبارت «تنبل، لش» فقط جداکنندهٔ جواب‌های ممکن است و جزئی از هیچ پاسخ نیست.

تنبل: ت · ن · ب · للش: ل · شتن‌پرور: صفت مرکب

مترادف‌های نزدیک و مرز معنایی آن‌ها

اگر تعداد خانه‌ها با دو جواب اصلی سازگار نبود، چند واژهٔ نزدیک می‌توانند بررسی شوند. با این حال، هر مترادف زاویهٔ خاصی از معنا را پررنگ می‌کند و نباید بدون توجه به صورت دقیق سرنخ جایگزین شود.

کاهل

چهارحرفی و از نظر معنای سستی و کوتاهی در کار بسیار نزدیک است. لحن آن ادبی‌تر از «لش» و قدری رسمی‌تر از «تنبل» به گوش می‌رسد.

تن‌آسا

پنج‌حرفی در شمارش پیوستهٔ جدول و از نظر ساخت واژه نزدیک به «تن‌پرور» است. تأکیدش بر آسوده داشتن تن و پرهیز از رنج است.

بیکاره

شش‌حرفی است و بیشتر بر نداشتن کار یا بیهوده‌گذرانی دلالت می‌کند. هر فرد بیکار لزوماً تن‌پرور نیست، پس بافت سرنخ اهمیت دارد.

راحت‌طلب

معنا را توضیحی‌تر بیان می‌کند: کسی که پیِ آسایش است. از پاسخ‌های اصلی بلندتر است و معمولاً فقط با تعداد خانه‌های متناسب مطرح می‌شود.

«خوش‌گذران» نیز گاهی در حلقهٔ واژگان نزدیک دیده می‌شود، اما دقیقاً هم‌معنای تنبل نیست. خوش‌گذران بر لذت‌جویی و عیش تأکید دارد؛ ممکن است شخصی اهل تفریح باشد و در عین حال کار هم بکند. در مقابل، «تن‌پرور» در کاربرد معمول، سستی و گریز از زحمت را برجسته می‌کند. همین تفاوت باعث می‌شود برای سرنخ کوتاه و بی‌قیدِ حاضر، پاسخ ذخیره‌شدهٔ «تنبل، لش» دقیق‌تر بماند.

کاربرد واژه در جمله

در جملهٔ «آدم تن‌پرور از دشواری راه زود دل می‌کند»، واژه رفتار کسی را توصیف می‌کند که تاب کوشش ندارد. جایگزینی «تنبل» در این جمله طبیعی است: «آدم تنبل از دشواری راه زود دل می‌کند.»

اگر کسی بگوید «تمام روز گوشه‌ای افتاده و لش شده بود»، علاوه بر سستی، حالت بی‌رمقی و بی‌حرکتی نیز به ذهن می‌آید. این سایهٔ معنایی توضیح می‌دهد چرا «لش» جواب کوتاه مناسبی است، ولی لحنش با «تنبل» تفاوت دارد.

از نظر دستوری، «تن‌پرور»، «تنبل» و «لش» می‌توانند نقش صفت داشته باشند: «فرد تن‌پرور»، «شاگرد تنبل» و در گفتار «آدم لش». «تن‌پروری» و «تنبلی» نامِ حالت یا رفتارند، نه پاسخ مستقیم این سرنخ که شخص یا صفت را می‌خواهد. همچنین «لش» معانی دیگری مانند لاشه یا پیکر بی‌جان هم داشته است، اما در کنار سرنخ «تن‌پرور» همان معنای صفتیِ سست و بی‌حال منظور است؛ معنای درست را همیشه رابطه با سرنخ تعیین می‌کند.

تفاوت تن‌پروری با استراحت

تن‌پروری در فارسی معمولاً داوری منفی درباره یک خصلت پایدار یا رفتار تکرارشونده است: فرد برای حفظ آسایش، مسئولیت یا تلاش را کنار می‌گذارد. استراحت، برعکس، می‌تواند وقفه‌ای لازم پس از کار باشد و توان ادامه دادن را بازگرداند. پس کسی که برای بازیابی نیرو می‌آساید الزاماً «تن‌پرور» نیست. این مرزبندی، معنای پاسخ «تنبل» را دقیق‌تر می‌کند و مانع آن می‌شود که هر نوع آرام گرفتن با سستی یکی دانسته شود.

همین بار نکوهشی در ترکیب‌هایی مانند «روحیهٔ تن‌پرور»، «زندگی تن‌پرورانه» و «عادت به تن‌پروری» نیز دیده می‌شود. در همهٔ این نمونه‌ها، موضوع صرفاً راحت بودن بدن نیست؛ مسئله ترجیح مداوم آسایش به فعالیتی است که انتظار می‌رود انجام شود. از این رو، «آسوده»، «آرام» یا «خسته» پاسخ این سرنخ نیستند: اولی و دومی الزاماً کارگریزی را نمی‌رسانند و سومی حالتی موقت و ناشی از مصرف نیروست.

جمع‌بندی واژگانی: برای سرنخ «تن پرور»، نخست تعداد خانه‌ها را با پاسخ ذخیره‌شده تطبیق دهید: چهار خانه برابر با تنبل و دو خانه برابر با لش است. «کاهل» رقیب چهارحرفیِ نزدیک به شمار می‌آید، اما پاسخ مستقیم این صفحه همان «تنبل، لش» است و حروف تقاطعی انتخاب نهایی میان آن دو را روشن می‌کنند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.