پرش به محتوای اصلی

پوشاک در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: البسه، لباس
«البسه» صورت جمع و «لباس» معادل مستقیم و رایج پوشاک است.

شرح کوتاه «پوشاک» می‌تواند به دو پاسخ بسیار نزدیک برسد. اگر خانه‌های جواب معنای مجموعه‌ای از پوشیدنی‌ها را بخواهند، البسه انتخاب دقیق‌تری است؛ اگر پاسخ به نام کلی چیزی که بر تن می‌پوشیم اشاره کند، لباس می‌نشیند. به همین دلیل پاسخ ثبت‌شده هر دو صورت را کنار هم آورده است و انتخاب نهایی به تعداد خانه‌ها و حروفی که از تقاطع‌ها به دست آمده‌اند وابسته می‌شود.

چرا «البسه» نخستین پاسخ است؟

«البسه» جمعِ مکسرِ «لباس» است؛ یعنی شکل جمع آن با افزودن نشانهٔ فارسی «ها» ساخته نشده و ساختمان خود واژه تغییر کرده است. در کاربرد فارسی، این کلمه مجموعه‌ای از لباس‌ها یا انواع پوشیدنی را می‌رساند. عبارت‌هایی مانند «البسهٔ زمستانی»، «البسهٔ ورزشی» و «تولید البسه» همین معنای گروهی را نشان می‌دهند. از آنجا که خودِ «پوشاک» نیز اغلب به یک مجموعه یا رده از کالاهای پوشیدنی اشاره دارد، هم‌معنایی آن با «البسه» روشن و مستقیم است.

املای درست پاسخ البسه است. این واژه را نباید با فعل «البسه» در متن عربی یا صورت‌های شنیداری مشابه اشتباه گرفت؛ در جدول فارسی مقصود همان نام جمعِ لباس‌هاست. در خوانش دقیق، واژه چهار بخش نوشتاری «ا، ل، ب، س، ه» دارد و در خانه‌های جدول معمولاً پنج حرف محسوب می‌شود.

البسه

«لباس» چه زمانی جواب مناسب‌تر است؟

«لباس» در گفتار و نوشتار روزمره طبیعی‌ترین جانشین برای «پوشاک» است. این واژه می‌تواند به یک پوشیدنی مشخص اشاره کند؛ مانند «لباس نو»، و نیز نامی کلی برای آنچه انسان بر تن می‌کند باشد؛ مانند «لباس مناسب فصل». بنابراین مفرد بودن ظاهر واژه مانع از آن نیست که در معنای عام، مفهوم پوشاک را برساند.

این پاسخ چهار حرف دارد و با ترتیب ل، ب، ا، س نوشته می‌شود. اگر الگوی تقاطع چهار خانه داشته باشد، یا حروف معلوم «لـ...ـاس» را بسازند، لباس از البسه محتمل‌تر است. تفاوت این دو بیشتر در زاویهٔ بیان است: لباس نام پایه و بسیار رایج است، اما البسه بر چند لباس یا یک گروه کالایی تأکید می‌کند.

لباس
البسه۵ حرف؛ معنای جمعی، مناسب برای انواع یا مجموعهٔ لباس‌ها
لباس۴ حرف؛ نام ساده و مستقیمِ چیزی که پوشیده می‌شود
رابطه معنایی پوشاک با لباس و البسه پوشاک در مرکز قرار دارد و بر اساس معنای مفرد یا جمعی به لباس چهارحرفی و البسه پنج‌حرفی پیوند می‌خورد. پوشاک لباسنام پایه · ۴ حرف البسهمعنای جمعی · ۵ حرف یک پوشیدنی گروه پوشیدنی‌ها

معنای خودِ «پوشاک»

پوشاک از خانوادهٔ «پوشیدن» و «پوشش» است و به چیزهایی گفته می‌شود که برای پوشاندن تن به کار می‌روند. این واژه گاهی نام یک کالاست، اما بیشتر نقش نامِ یک حوزه یا دسته را دارد: پوشاک کودک، پوشاک کار، پوشاک محلی و صنعت پوشاک. همین گستردگی سبب می‌شود که هم «لباس» و هم صورت جمع آن، «البسه»، در برابرش درست باشند.

پوشاک فقط پارچه نیست. پارچه ماده‌ای است که ممکن است از آن لباس، پرده یا روکش ساخته شود، در حالی که پوشاک به محصول پوشیدنی اشاره دارد. همچنین «پوشش» دامنه‌ای گسترده‌تر دارد: پوشش می‌تواند پوشش گیاهی، پوشش رسانه‌ای یا لایهٔ محافظ یک سطح باشد. پس اگر شرح دقیقاً «پوشاک» باشد، پاسخ‌های لباس و البسه از «پارچه» و «پوشش» بی‌واسطه‌ترند.

مرز مهم معنایی: پیراهن، شلوار، کت و دامن نمونه‌های پوشاک‌اند؛ اما «لباس» نام عمومی یک پوشیدنی و «البسه» نام جمعی آن‌هاست. بنابراین نام یک قطعهٔ خاص تنها وقتی جواب می‌شود که حروف و شرح تکمیلی همان قطعه را نشان دهند.

گزینه‌های نزدیک و تفاوت لحن آن‌ها

واژه‌های دیگری هم معنای پوشاک می‌دهند، ولی هرکدام رنگ و کاربرد خاصی دارند. نبودِ شمار خانه‌ها ممکن است چند احتمال بسازد؛ با این حال، وجود پاسخ ذخیره‌شدهٔ «البسه، لباس» نشان می‌دهد این دو باید در اولویت بمانند.

جامه — چهار حرف
هم‌معنایی اصیل و روشن برای لباس است، اما در فارسی امروز لحنی ادبی، تاریخی یا شاعرانه دارد؛ ترکیب‌هایی چون «جامهٔ نو» و «جامهٔ رزم» این حال‌وهوا را نشان می‌دهند.
رخت — سه حرف
در ترکیب‌هایی مانند رخت نو، رخت عزا و رختخواب دیده می‌شود. به معنای لباس درست است، ولی کاربرد مستقل آن نسبت به «لباس» کمتر و لحنش قدیمی‌تر یا محاوره‌ای‌تر است.
کسوت — چهار حرف
بیش از یک پوشیدنی معمولی، به لباسِ وابسته به مقام، حرفه یا آیین اشاره می‌کند؛ مانند کسوت روحانیت یا کسوت ورزش. برای شرح سادهٔ پوشاک پاسخ دوم است، نه نخست.
تن‌پوش — شش حرف بدون احتساب نیم‌فاصله
ساخته‌ای شفاف و فارسی برای چیزی است که بر تن پوشیده می‌شود. اگر شرح بر فارسی‌بودن واژه یا ساخت ترکیبی تأکید کند، این گزینه جدی‌تر می‌شود.

از روی حروف تقاطعی کدام را انتخاب کنیم؟

پنج خانه با آغاز «ا»

الگوی «ا ل ب س ه» مستقیماً به البسه می‌رسد. پایان «ـسه» نیز آن را از بیشتر هم‌معنی‌ها جدا می‌کند.

چهار خانه با آغاز «ل»

ترتیب «ل ب ا س» پاسخ لباس را قطعی می‌کند. حضور «ا» در خانهٔ سوم نشانهٔ روشنی است.

چهار خانه با آغاز «ج» یا «ک»

«ج» می‌تواند جامه و «ک» می‌تواند کسوت را مطرح کند. در این حالت، لحن شرح اهمیت دارد: اشارهٔ ادبی به جامه و اشارهٔ صنفی یا آیینی به کسوت نزدیک‌تر است.

در نوشتن پاسخ داخل خانه‌ها، نشانه‌های آوایی مانند فتحه و کسره وارد نمی‌شوند. نیم‌فاصلهٔ «تن‌پوش» نیز خانهٔ جداگانه نمی‌گیرد. برای عبارت فعلی، بدون قرینهٔ مخالف، ترتیب اطمینان چنین است: نخست «البسه»، سپس «لباس»، و بعد گزینه‌های وابسته به تعداد حروف و بافت.

کاربرد در جمله، برای تشخیص دقیق‌تر

در جملهٔ «فروشگاه، پوشاک زمستانی عرضه می‌کند»، جایگزینی با «البسهٔ زمستانی» طبیعی و رسمی است، زیرا دربارهٔ یک گروه از پوشیدنی‌ها سخن می‌گوییم. در جملهٔ «این پوشاک برای مراسم مناسب است»، واژهٔ «لباس» روان‌تر به گوش می‌رسد، چون یک مورد مشخص مدنظر است. این دو نمونه نشان می‌دهند چرا یک شرح واحد می‌تواند هر دو جواب را داشته باشد.

«جامه» همان معنا را با رنگ ادبی منتقل می‌کند: «جامهٔ سپید بر تن داشت». «کسوت» هنگامی دقیق است که لباس نشانهٔ نقش اجتماعی باشد: «در کسوت آموزگاری». «رخت» نیز در عبارت «رخت سفر پوشید» جلوه‌ای کهن‌تر دارد. این تفاوت‌های کوچک، هم در فهم واژه و هم در سنجش پاسخ جایگزین مفیدند.

جمع‌بندی واژه‌ای: برای شرح «پوشاک»، پاسخ اصلی البسه در ۵ خانه و لباس در ۴ خانه است. جامه، رخت، کسوت و تن‌پوش تنها زمانی جلو می‌آیند که شمار حروف یا معنای افزودهٔ شرح، یکی از آن‌ها را مشخص کند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.