پرش به محتوای اصلی

به ارزو رسیده در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: کامروا
یعنی کسی که به آرزو، مراد و مقصود خود رسیده است.

سرنخ «به ارزو رسیده» یک تعریف کوتاه برای صفت کامروا است. این پاسخ شش حرف دارد و در خانه‌های جدول بدون فاصله نوشته می‌شود: ک، ا، م، ر، و، ا. شکل درست واژه در نوشتار پیوسته همان «کامروا» است؛ بنابراین برای وارد کردن آن در جدول نباید میان «کام» و «روا» خانه‌ای خالی گذاشت.

چرا «کامروا» دقیقاً با این سرنخ جور است؟

در فارسی، «کام» فقط مزه یا دهان نیست؛ یکی از معناهای قدیمی و زندهٔ آن خواست، آرزو و مراد است. وقتی می‌گوییم کسی «به کام خود رسید»، مقصود این است که خواسته‌اش تحقق یافته است. «کامروا» نیز برای شخصی به کار می‌رود که کارها مطابق میلش پیش رفته، از خواستهٔ خود بهره برده یا به مقصودی که در دل داشته رسیده است. به همین دلیل، عبارت وصفی «به آرزو رسیده» را می‌توان بی‌کم‌وکاست با این صفت جایگزین کرد.

نقش دستوری

صفت است و حالت یا سرانجام یک شخص را بیان می‌کند: «انسانِ کامروا».

بار معنایی

مثبت و فرخنده است؛ از برآورده‌شدن خواسته و برخورداری خبر می‌دهد.

متضاد روشن

«ناکام» و «نامراد»؛ یعنی کسی که به خواستهٔ خود نرسیده است.

نقشه معنایی واژه کامرواکام به معنای آرزو و مراد، رسیدن به خواسته، و نتیجه یعنی کامرواکامآرزو و مرادتحقق خواستهرسیدن به مقصودکامروابه آرزو رسیده
مسیر معنایی سرنخ: «کام» به معنای آرزو و مراد است؛ تحقق آن، شخص را «کامروا» می‌کند.

خوانش و املای پاسخ

«کامروا» را به صورت کام‌رَوا می‌خوانند. در متن‌های امروزی املای سرهمِ «کامروا» بسیار رایج و معیار است. گاهی برای نشان‌دادن ساختمان واژه، صورت «کام‌روا» با نیم‌فاصله هم دیده می‌شود، اما در جدول کلمات متقاطع هر دو صورت دقیقاً شش حرف دارند و پیوسته ثبت می‌شوند. خودِ سرنخ نیز در نگارش رسمی بهتر است «به آرزو رسیده» نوشته شود؛ «آرزو» با «آ» آغاز می‌شود، هرچند حذف کلاه آ در عبارت جست‌وجوشده اثری بر پاسخ ندارد.

نکتهٔ معنایی: «کامروا» تنها به معنای برنده‌شدن در یک مسابقه نیست. ممکن است کسی پس از سال‌ها به دیدار عزیزش برسد، به خواسته‌ای شخصی دست یابد یا زندگی را موافق مراد خود بیابد و در هر سه حالت کامروا خوانده شود.

مرز آن با پاسخ‌های نزدیک

چند واژه در همسایگی معنایی «کامروا» قرار دارند، اما برابر کامل آن در هر جمله نیستند. شمار خانه‌ها و لحن سرنخ تعیین می‌کند که کدام گزینه مناسب است.

کامروا؛ پاسخ اصلی

مستقیم‌ترین برابر برای «به آرزو رسیده» است. در آن، محور معنا «کام و مراد» و برآورده‌شدن خواسته است. این واژه شش حرف دارد.

کامیاب

بیشتر بر موفق‌شدن و رسیدن به نتیجهٔ مطلوب در یک کار تأکید می‌کند. آن هم شش حرف است، ولی اگر سرنخ صریحاً از آرزو و مراد سخن بگوید، «کامروا» دقیق‌تر است.

کامران

در معنای لغوی می‌تواند خوشبخت، برخوردار یا کامیاب باشد و شش حرف دارد. امروزه نام شخص نیز هست؛ ازاین‌رو در سرنخ‌های نام‌ها یا «خوشبخت» احتمال آن بیشتر می‌شود.

مرادیافته

ترکیبی توضیحی برای کسی است که به مراد رسیده، اما طولانی‌تر است و در جدول‌های معمول کمتر از واژهٔ فشردهٔ «کامروا» به کار می‌رود.

کامیابکامرانشادکامبرخوردار همگی با این حوزه پیوند دارند. «شادکام» شادی و خوشدلی را برجسته می‌کند و «برخوردار» بر بهره‌مندی تکیه دارد؛ درحالی‌که عبارت «به آرزو رسیده» رابطه‌ای مستقیم‌تر با «کام» و «کامروا» می‌سازد.

کاربرد طبیعی در جمله

«پس از سال‌ها انتظار، از دیدار خانواده‌اش کامروا شد.» در این جمله، رسیدن به یک آرزوی عاطفی منظور است.

«قهرمان با دستیابی به هدف دیرینه‌اش، خود را کامروا می‌دید.» این کاربرد هم تحقق خواسته را می‌رساند، نه صرفاً پیروزی فنی.

«او همهٔ عمر در پی آن مقصود بود و سرانجام کامروا بازگشت.» این جمله رنگ ادبی‌تر واژه را نشان می‌دهد.

صورت اسمی این صفت «کامروایی» است: «کامروایی او حاصل رسیدن به آرزوی دیرین بود.» همچنین ترکیب‌های فعلی «کامروا شدن» و «کامروا گشتن» به معنای به مقصود رسیدن، بهره‌مند شدن یا توفیق یافتن به کار می‌روند. در سوی مخالف، «ناکام ماندن» دقیقاً از تحقق‌نیافتن خواسته سخن می‌گوید.

پیوند «کام» با خانوادهٔ واژه‌ها

شناخت جزء «کام» کمک می‌کند تفاوت واژه‌های نزدیک روشن شود. در «کامیاب»، جزء دوم از یافتن و به دست آوردن خبر می‌دهد؛ یعنی کسی کام خود را یافته است. «شادکام» حال خوش و رضایت همراه با برآمدن خواسته را برجسته می‌کند. «کامجو» کسی است که در جست‌وجوی کام و بهره است، پس الزاماً هنوز به آرزویش نرسیده؛ همین نکته آن را از «کامروا» جدا می‌کند. «ناکام» نیز با پیشوند نفی، درست در نقطهٔ مقابل قرار می‌گیرد.

  • کامجو: جویندهٔ خواسته یا لذت؛ رسیدن در معنای آن قطعی نیست.
  • کامیاب: موفق و به نتیجه رسیده؛ در کار، آزمون یا هدف نیز کاربرد فراوان دارد.
  • کامروایی: حالت برخورداری و رسیدن به مراد؛ اسمِ حاصل از «کامروا».
  • ناکام: محروم از خواسته یا نرسیده به مقصود؛ متضاد مستقیم و آشنای پاسخ.

اگر تعداد خانه‌ها متفاوت بود

پاسخ حاضر شش‌حرفی است. اگر در جدولی مشابه تعداد خانه‌ها با شش سازگار نباشد، احتمالاً طراح تعریف دیگری از همین میدان معنایی را در نظر گرفته است. برای پنج خانه ممکن است واژه‌ای مانند «واصل» در معنای رسیده مطرح شود، هرچند «واصل» به‌تنهایی الزاماً مفهوم آرزو را ندارد. برای عبارت‌های بلندتر، «مرادیافته» یا «به‌مرادرسیده» می‌تواند در جدول‌های عبارتی دیده شود. با این همه، در همین عنوان و با پاسخ ذخیره‌شده، گزینهٔ روشن و مستقیم «کامروا» است.

«نائل» نیز به معنی دست‌یافته و رسیده است، اما معمولاً با مکمل می‌آید: «نائل به مقصود» یا «نائل به آرزو». بنابراین اگر سرنخ فقط «به آرزو رسیده» باشد و شش خانه در اختیار باشد، صفت مستقل «کامروا» هم طبیعی‌تر است و هم تمام معنای سرنخ را در یک واژه حمل می‌کند.

جمع‌بندی واژگانی: پاسخ را «کامروا» بنویسید. این صفت شش‌حرفی به کسی گفته می‌شود که خواسته‌اش برآورده شده و به مراد خود رسیده است. «کامیاب» و «کامران» نزدیک‌اند، اما تأکید مستقیم سرنخ بر آرزو و مراد، انتخاب «کامروا» را دقیق‌تر می‌کند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.