پرش به محتوای اصلی

بازرس در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: «مفتش»
واژه‌ای پنج‌حرفی و معادل قدیمیِ بازرس است.

سرنخ کوتاه «بازرس» در جدول معمولاً یک هم‌معنی موجز می‌خواهد و «مفتش» دقیقاً همین نقش را دارد. این واژه به کسی گفته می‌شود که مأمورِ تفتیش، وارسی و رسیدگی به چگونگی انجام کارهاست. پیوند مستقیم «مفتش» با عملِ تفتیش باعث شده است در فرهنگ‌ها و جدول‌های فارسی، یکی از روشن‌ترین برابرهای بازرس باشد.

مفتش

املای پاسخ را درست ببینیم

مفتش با ترتیب «م، ف، ت، ش» نوشته می‌شود و در جدول چهار خانه را پُر می‌کند؛ تشدید در خط فارسی خانه جداگانه‌ای نمی‌گیرد. تلفظ معیار آن «مُفَتِّش» است و تکیه معنایی واژه بر شخصی است که بررسی را انجام می‌دهد.

نقش دستوری: اسمریشه: تفتیشفضای کاربرد: اداری و قدیمیتعداد خانه: ۴

مفتش دقیقاً چه کسی است؟

مفتش شخصی است که وضع یک اداره، مجموعه، حساب، عملکرد یا اجرای مقررات را از نزدیک وارسی می‌کند. او تنها تماشاگر نیست؛ مأموریتش پرس‌وجو، مشاهده، سنجش مدارک و در نهایت گزارش‌دادن درباره درستی یا نادرستی امور است. بنابراین عنصر اصلی در معنی این واژه، «رسیدگیِ هدفمند» است، نه صرفاً نگاه‌کردن.

۱. مشاهدهدیدن روند کار، اسناد یا وضعیت موجود
۲. تفتیشبررسی دقیق برای یافتن نقص یا تخلف
۳. گزارشاعلام نتیجه به مقام یا نهاد مسئول

این سه جزء، مرز معنایی «مفتش» را روشن می‌کنند. اگر کسی فقط بر جریان کار نظارت مستمر داشته باشد، «ناظر» می‌تواند مناسب‌تر باشد؛ اما وقتی مأمور برای بازرسی و کشف وضعیت واقعی وارد می‌شود، «مفتش» انتخاب دقیق‌تری است.

چرا پاسخ جدول «مفتش» است؟

در زبان اداری امروز، خود واژه «بازرس» رایج‌تر و بی‌طرف‌تر است؛ بااین‌حال در نوشته‌های قدیمی‌تر، ترجمه‌های تاریخی و زبان رسمی گذشته، به بازرس «مفتش» می‌گفتند. جدول‌های کلمات متقاطع نیز برای ساختن تقاطع‌های متنوع از همین برابرِ شناخته‌شده بهره می‌برند. کوتاهی واژه، پیوند صریح آن با تفتیش و حضور دیرینه‌اش در فارسی، هر سه انتخاب آن را توجیه می‌کنند.

مفتش در لحن قدیمی

عنوان مأموری که برای سرکشی و تحقیق به اداره یا منطقه‌ای فرستاده می‌شد. این صورت در روایت‌های تاریخی و ادبی رنگ‌وبوی بیشتری دارد.

بازرس در لحن امروز

عنوان رسمی و متداول در سازمان‌ها، شرکت‌ها و مقررات معاصر؛ مانند بازرس شرکت یا بازرس کار.

رابطه معنایی مفتش با تفتیش و گزارشنموداری که نشان می‌دهد مفتش با مشاهده و تفتیش به گزارش می‌رسد. تفتیشبررسی دقیق مفتش گزارشنتیجه بررسی

تفاوت پاسخ با واژه‌های نزدیک

هم‌معنی‌ها همیشه در همه جمله‌ها قابل جایگزینی نیستند. نوع مأموریت و بافت سرنخ تعیین می‌کند کدام واژه درست‌تر است. برای سرنخ ساده و بی‌قیدِ «بازرس»، پاسخ ذخیره‌شده «مفتش» بر دیگر گزینه‌ها مقدم است؛ ولی شناخت گزینه‌های نزدیک هنگام برخورد با تعداد خانه متفاوت سودمند خواهد بود.

ناظر

کسی است که بر انجام کار نظارت دارد. نظارت می‌تواند پیوسته و پیشگیرانه باشد، در حالی که تفتیش اغلب بررسیِ مشخص و موشکافانه است. پس «ناظر» در سرنخ‌هایی مانند «نظارت‌کننده» طبیعی‌تر است.

ممیز

بیشتر در رسیدگی مالی، مالیاتی یا تشخیص و جداسازی به کار می‌رود. اگر سرنخ به حساب، مالیات یا ارزیابی مالی اشاره کند، ممیز احتمال بیشتری دارد؛ اما برابر عمومی بازرس نیست.

بازپرس

عنوانی قضایی است و درباره تحقیق در پرونده کیفری به کار می‌رود. هر بازپرسی کار بررسی انجام می‌دهد، ولی هر بازرس بازپرس نیست؛ بنابراین نبودِ نشانه قضایی، این گزینه را ضعیف می‌کند.

سررس

واژه‌ای کم‌کاربردتر با مفهوم سرکشی‌کننده و رسیدگی‌کننده است. ممکن است در برخی جدول‌ها و با تعداد خانه مناسب دیده شود، اما شهرت و صراحت «مفتش» را ندارد.

نکته املایی: شکل درست پاسخ «مفتش» است، نه «مفتّش» با یک خانه افزوده. تشدید فقط نشانه دو بار اداشدن حرف «ت» در تلفظ عربیِ واژه است و در شمارش حروف جدول، حرف مستقلی محسوب نمی‌شود.

ریشه و خانواده واژه

«مفتش» با «تفتیش» هم‌خانواده است. تفتیش یعنی جست‌وجو و وارسی دقیق، و مفتش نامِ انجام‌دهنده این عمل است. در فارسی ترکیب‌هایی مانند «مأمور تفتیش»، «هیئت تفتیش» و «تفتیش محل» نیز دیده می‌شود. همین خانواده واژگانی کمک می‌کند پاسخ در ذهن بماند: کسی که تفتیش می‌کند، مفتش است.

از نظر لحن، این کلمه گاهی حال‌وهوای تاریخی یا سخت‌گیرانه دارد. ترکیب «مفتش اداره» تصویری از مأموری می‌سازد که ناگهانی سر می‌رسد، دفاتر را می‌بیند و از کارکنان توضیح می‌خواهد. در مقابل، «بازرس» در فارسی معاصر عنوانی عادی‌تر است و الزاماً چنین بار داستانی یا منفی‌ای ندارد.

نمونه کاربرد: «مفتش پس از بررسی دفترها، نتیجه را به اداره مرکزی گزارش کرد.» در این جمله، هم عمل بررسی و هم وظیفه گزارش‌دهی حضور دارد و معنی پاسخ کاملاً آشکار است.

کاربردهای معنایی در بافت‌های مختلف

  • اداری: مأموری که عملکرد واحدها و کارکنان را وارسی می‌کند.
  • تاریخی: نماینده‌ای که از مرکز برای سرکشی به ناحیه یا دستگاهی اعزام می‌شده است.
  • ادبی و داستانی: شخصیتی جست‌وجوگر و گاه سخت‌گیر که در پی کشف تخلف یا حقیقت است.
  • ترجمه: در ترجمه برخی آثار قدیمی، معادل عنوان‌هایی نزدیک به inspector بوده است.

با وجود این گستره، در متن حقوقی و تجاری امروز بهتر است عنوان رسمی همان قانون یا سازمان حفظ شود. برای نمونه، درباره شرکت سهامی اصطلاح «بازرس اصلی» و «بازرس علی‌البدل» شناخته‌شده است و جایگزین‌کردن آن با مفتش، لحن متن را ناهماهنگ و قدیمی می‌کند. این تفاوت کاربردی، مترادف‌بودن دو واژه را نفی نمی‌کند؛ فقط نشان می‌دهد زمان و بافت بر انتخاب واژه اثر دارند.

جمع‌بندی معنایی سرنخ

وقتی سرنخ فقط «بازرس» است و پاسخ چهار خانه دارد، حروف «م ـ ف ـ ت ـ ش» کنار هم می‌نشینند. معنای تفتیش‌کننده، سابقه کاربرد به‌جای بازرس و اندازه مناسب، همگی «مفتش» را به جواب مستقیم تبدیل می‌کنند. اگر شمار خانه‌ها یا قیدهای سرنخ تغییر کند، واژه‌هایی چون ناظر، ممیز یا بازپرس باید با دقت و بر پایه همان قید سنجیده شوند؛ اما در صورت فعلی، پاسخ روشن همان «مفتش» است.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.