پرش به محتوای اصلی

تکه پارچه در جدول

۷ دقیقه مطالعه
پاسخ: «لت»
جواب دوحرفیِ رایج برای سرنخ «تکه پارچه» است.

سرنخ کوتاه است، اما پاسخش از آن واژه‌های قدیمی و چندمعناست که در گفت‌وگوی روزمره کمتر به‌تنهایی شنیده می‌شود. «لت» در فرهنگ‌های فارسی برای تکه و پاره‌ای از چیزی ثبت شده و با پارچه نیز پیوند معنایی مستقیم دارد. همین ایجاز، آن را به پاسخی مناسب برای خانه‌های محدود جدول تبدیل می‌کند: تنها دو حرف، ل و ت.

لت
صورت نوشتاری بدون فاصله: لت

در خوانش مربوط به تکه و پاره، معمولاً آن را «لَت» می‌خوانند. حرکت کوتاه در جدول نوشته نمی‌شود.

چرا «لت» دقیقاً با سرنخ جور است؟

هسته معنایی «لت» جداشدگی و بخش‌بودن است: بخشی از یک کل، پاره‌ای از چیزی یا قطعه‌ای که از بخش بزرگ‌تر شناخته می‌شود. وقتی موضوع سرنخ پارچه باشد، این معنا به قطعه یا پاره‌ای از بافته اشاره می‌کند. بنابراین طراح جدول به‌جای جواب‌های بلند و امروزی‌تر مانند «تکه»، «پاره» یا «قطعه»، صورت کوتاه و فرهنگ‌نامه‌ای «لت» را برمی‌گزیند.

مزیت این پاسخ فقط کوتاهی آن نیست. واژه از نظر معنایی نیز دو جزء سرنخ را پوشش می‌دهد: «تکه» مفهوم بخش جداشده را می‌رساند و «پارچه» حوزه کاربرد را مشخص می‌کند. اگر جای پاسخ دو خانه داشته باشد، این تطابق بسیار قوی است؛ حرف اول از راست «ل» و خانه بعدی «ت» خواهد بود.

معنای مورد نیاز این سرنختکه، پاره یا بخشی از پارچه؛ همان معنایی که پاسخ جدول بر آن تکیه دارد.
معناهای دیگر همین املا«لت» در بافت‌های دیگر می‌تواند به بخش، لنگه در، ورق یا واحدی در شمارش و اندازه‌گیری پارچه اشاره کند.

وجود این معناهای هم‌خانواده نشان می‌دهد چرا یک واژه کوتاه در چند نوع سرنخ ظاهر می‌شود. برای نمونه، «یک لت در» یعنی یکی از لنگه‌ها یا بخش‌های در؛ در «پارچه» نیز تصور یک بخش مستقل از کل پارچه حفظ می‌شود. پس معنای مورد نظر را باید از خود سرنخ تشخیص داد، نه از ظاهر دوحرفی واژه به‌تنهایی.

فرق «لت» و «لته»؛ یک حرف که معنا را دقیق‌تر می‌کند

نزدیک‌ترین واژه‌ای که ممکن است باعث تردید شود «لته» است. در کاربرد فارسی، لته معمولاً پارچه کهنه، ژنده یا تکه‌پارچه‌ای است که برای پاک‌کردن و کارهای مشابه به کار می‌رود. «لت» معنایی عمومی‌تر دارد و می‌تواند صرفاً تکه یا پاره باشد؛ لازم نیست آن تکه حتماً کهنه یا مصرف‌شده باشد.

لتدو حرف؛ پاسخ ذخیره‌شده و مناسب این عنوان. تأکید بر تکه یا بخش پارچه است.
لتهسه حرف؛ بیشتر یادآور تکه پارچه کهنه، ژنده یا دستمالی برای نظافت است.
پارهچهار حرف؛ واژه‌ای عمومی برای بخش جدا یا دریده‌شده که الزاماً پارچه نیست.
رقعهچهار حرف؛ قطعه‌ای از کاغذ، پوست یا پارچه و واژه‌ای ادبی‌تر؛ فقط با تعداد خانه و حروف تقاطعی مناسب پذیرفتنی است.
نکته املایی: افزودن «ه» به انتهای پاسخ، آن را از جواب قطعی این عنوان دور می‌کند. وقتی پاسخ ثبت‌شده «لت» و طول مورد انتظار دو خانه است، «لته» را نباید به‌جای آن نوشت.

از تکه پارچه تا بخش یک ساختار

برای فهم بهتر واژه، می‌توان میان کاربردهای آن یک تصویر مشترک دید: کلّی وجود دارد و «لت» یکی از بخش‌های آن است. پارچه‌ای بزرگ بریده می‌شود و قطعه‌ای از آن باقی می‌ماند؛ دری دو لنگه دارد و هر بخش یک لت نامیده می‌شود؛ یا ورقی به‌صورت یک بخش مستقل شمرده می‌شود. تغییر مصداق، مفهوم اصلی «جزئی از کل» را از بین نمی‌برد.

رابطه معنایی لت با تکه پارچهپارچه کامل با جدا شدن یک بخش به لت یا تکه پارچه تبدیل می‌شود و مفهوم بخش مستقل در کاربردهای دیگر نیز باقی می‌ماند. پارچهٔ کامل جدا شدن لت تکه یا پاره بخشیاز کل معنای مشترک: یک قطعهٔ مستقل از چیزی بزرگ‌تر

این پیوند مفهومی کمک می‌کند واژه را به شکل یک پاسخ حفظی و بی‌معنا نبینیم. «لت» در این سرنخ نام جنس پارچه، نوع بافت یا ابزار خیاطی نیست؛ نامِ قطعه‌ای از پارچه است. اگر سرنخ درباره «کتان»، «مخمل» یا «حریر» بود، انتظار نام یک جنس را داشتیم، اما عبارت «تکه پارچه» به اندازه و بخش‌بودن اشاره دارد.

کاربرد واژه در جمله و ترکیب

نمونه روشن: «از لتِ باقی‌مانده برای وصله‌کردن آستین استفاده کرد.» در این جمله، لت همان قطعه کوچک پارچه است.

کاربرد بخشی: «یک لتِ در باز بود.» اینجا واژه به لنگه یا بخش در اشاره می‌کند و ارتباطی با پارچه ندارد.

کاربرد نزدیک اما متفاوت: «لته را برای گردگیری برداشت.» وجود «ه» و بافت جمله نشان می‌دهد منظور پارچه کهنه یا دستمال است.

این مثال‌ها مرز معنایی را نشان می‌دهند. در جمله نخست، واژه با سرنخ جدول کاملاً همسوست. در جمله دوم همان املا معنای دیگری پیدا می‌کند و در جمله سوم، صورت سه‌حرفی «لته» به کار رفته است. بنابراین هم تعداد حروف و هم فضای معنایی جمله یا سرنخ در تشخیص نقش دارند.

پاسخ‌های نزدیک چه زمانی مطرح می‌شوند؟

اگر صورت سؤال دقیقاً همین عنوان و پاسخ مورد انتظار دوحرفی باشد، «لت» انتخاب اصلی است. با این حال، طراحان مختلف ممکن است سرنخ‌های شبیه به هم را با طول‌های متفاوت بسازند. برای چهار خانه، «پاره» می‌تواند در سرنخی مانند «تکه جداشده» قرار گیرد. «رقعه» نیز در متن ادبی به قطعه‌ای از کاغذ، پوست یا گاهی پارچه گفته می‌شود، اما بار ادبی و حوزه معنایی گسترده‌تری دارد و جایگزین مستقیمِ پاسخ دوحرفی این صفحه نیست.

واژه «وصله» هم گاهی در ذهن می‌آید، ولی وصله هر تکه پارچه‌ای نیست: قطعه‌ای است که برای پوشاندن پارگی یا ترمیم روی بخش آسیب‌دیده دوخته یا چسبانده می‌شود. در نتیجه، کارکرد آن جزئی از معناست. اگر سرنخ «تکه پارچه برای تعمیر لباس» باشد، «وصله» مناسب‌تر است؛ اما سرنخ حاضر چنین قیدی ندارد.

«ژنده» نیز به لباس یا پارچه پاره و فرسوده اشاره می‌کند و بیشتر صفت یا نام جامه کهنه است. «خرقه» جامه‌ای خاص، اغلب ساده یا صوفیانه، محسوب می‌شود. این دو واژه صرفاً به دلیل ارتباط با پارچه نباید هم‌معنای دقیق «لت» تلقی شوند. جواب خوب باید هم معنای سرنخ را برساند و هم طول و حروف تقاطعی را رعایت کند.

در یک تقاطع فرضی، اگر خانه نخست با واژه عمودی «ل» و خانه دوم با «ت» قطعی شده باشد، حاصل «لت» است. اما ارزش اصلی حروف تقاطعی تأیید معناست؛ نه تبدیل واژه‌های دور از معنا به گزینه‌های ساختگی.

خوانش درست و نکته‌ای درباره چندمعنایی

در نوشتار معمول فارسی، واکه کوتاه نوشته نمی‌شود؛ به همین دلیل پاسخ فقط «لت» دیده می‌شود. برای معنای تکه و پاره، خوانش «لَت» راهنمای مناسبی است. البته همین ترکیب حروف در گفتار و گویش‌ها یا ترکیبات دیگر ممکن است خوانش‌ها و معناهای متفاوت داشته باشد. سرنخ «تکه پارچه» ابهام را برطرف می‌کند و مخاطب را به معنای فرهنگ‌نامه‌ای مربوط به قطعه و پاره می‌رساند.

نباید این پاسخ را با «لَت» در عبارت‌هایی مربوط به ضربه‌زدن یا «لت‌وکوب» یکی گرفت. اشتراک صورت نوشتاری همیشه به معنای یکسان‌بودن تمام کاربردها نیست. در جدول، تعریف کنار واژه نقش تعیین‌کننده دارد؛ اینجا هیچ نشانه‌ای از ضربه یا آسیب وجود ندارد و حوزه پارچه صریحاً ذکر شده است.

همچنین ترکیب‌هایی مانند «دولت» یا «ملت» که دو حرف «لت» را در پایان خود دارند، ارتباط واژگانی با این جواب ندارند. پاسخ یک واژه مستقل دوحرفی است، نه بخشی که صرفاً از دل کلمه‌ای بلندتر جدا شده باشد. این تمایز ساده در ثبت نهایی جواب اهمیت دارد.

جمع‌بندی معنایی پاسخ

«لت» واژه‌ای کوتاه با مفهوم روشنِ بخش و پاره است. در عنوان حاضر، اشاره آن به قطعه‌ای از پارچه است؛ نه جنس پارچه، نه ابزار دوخت و نه الزاماً پارچه‌ای کهنه. «لته» معنای نزدیک ولی مشخص‌تری دارد و «پاره»، «رقعه» و «وصله» هرکدام تنها در سرنخ‌هایی با طول یا قید متفاوت مناسب‌اند.

پس برای واردکردن پاسخ نهایی، دو خانه را به ترتیب راست‌به‌چپ با ل و ت پر کنید: لت.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.