پرش به محتوای اصلی

پارچه فروش در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: بزاز
یعنی فروشندهٔ پارچه و منسوجات.

واژه‌ای که برای سرنخ «پارچه فروش» در جدول می‌نشیند، بزاز است؛ نامی قدیمی و دقیق برای کسی که پارچه می‌فروشد. صورت رایج امروزیِ همین شغل «پارچه‌فروش» است، اما در جدول به سبب کوتاهی و ساختار مشخص حروف، معمولاً شکل سنتی آن خواسته می‌شود.

املای جواب و شمارش خانه‌ها

«بزاز» با دو حرف ز نوشته می‌شود و زِ نخست در تلفظ مشدد است: بَزّاز. تشدید در نوشتار معمول فارسی درج نمی‌شود و خانهٔ جداگانه‌ای هم در جدول ندارد. بنابراین جواب از چهار حرف تشکیل شده است، نه سه حرف. ترتیب ورود حروف، با توجه به جهت جدول، همان ب، ز، ا، ز است.

بحرف ۱
زحرف ۲
احرف ۳
زحرف ۴
نکتهٔ املایی: نوشتن «بزّاز» با علامت تشدید برای نشان‌دادن تلفظ درست سودمند است، ولی پاسخ جدول و املای متعارف متن «بزاز» است. صورت‌هایی مانند «بذاذ» یا «بزار» پاسخ این معنی نیستند.

چرا «بزاز» دقیقاً با سرنخ جور است؟

در فرهنگ‌های فارسی، بزاز به شخصی گفته می‌شود که پارچه، جامه یا منسوجات را برای فروش عرضه می‌کند. در بازار سنتی، این فروشنده با طاقه‌های پارچه، جنس بافت، رنگ و اندازه‌گیری پارچه سروکار داشت. پس بخش «پارچه» کالای مورد معامله را مشخص می‌کند و بخش «فروش» به صاحب حرفه اشاره دارد؛ «بزاز» هر دو جزء معنایی را در یک کلمه جمع می‌کند.

این واژه بیش از آنکه نام تولیدکننده باشد، نام فروشنده است. بافنده پارچه را می‌بافد، خیاط آن را می‌بُرد و به لباس تبدیل می‌کند، اما بزاز پارچه را عرضه می‌کند. همین مرزبندی باعث می‌شود جواب با «نساج»، «بافنده» یا «خیاط» اشتباه نشود.

جایگاه بزاز در مسیر پارچه تا لباس پارچه از بافنده به بزاز و سپس به خریدار یا خیاط می‌رسد بافندهتولید پارچه بزازعرضه و فروش پارچه خریدار یا خیاطانتخاب و مصرف

بزاز، بزازی و پارچه‌فروشی یک چیز نیستند

شباهت ظاهری این واژه‌ها ممکن است در انتخاب جواب تردید ایجاد کند. تفاوت اصلی به «شخص»، «حرفه» و «محل» برمی‌گردد:

جواب مستقیم

بزاز

نام شخصی است که پارچه می‌فروشد. برای سرنخی که از «پارچه‌فروش» یا «جامه‌فروش» می‌پرسد، همین صورت چهارحرفی دقیق‌ترین انتخاب است.

حرفه یا محل

بزازی

به شغل بزاز و نیز مغازهٔ پارچه‌فروشی گفته می‌شود. اگر سرنخ «شغل پارچه‌فروش» یا «مغازهٔ پارچه» باشد، این صورت شش‌حرفی ممکن است مطرح شود.

بیان امروزی

پارچه‌فروش

معادل روشن و رایج در زبان امروز است. معنایش با بزاز برابر است، اما طول بیشتر آن معمولاً با خانه‌های سرنخ کوتاه جدول تناسب ندارد.

هم‌معنی وابسته به متن

قماش‌فروش

ترکیبی توصیفی برای فروشندهٔ قماش است. این واژه از نظر معنا نزدیک است، ولی اگر چهار خانه موجود باشد یا سرنخ لحن فرهنگ‌نامه‌ای داشته باشد، «بزاز» بر آن ترجیح دارد.

ریشهٔ واژه چه چیزی را روشن می‌کند؟

«بزاز» واژه‌ای عربی است که مدت‌هاست در فارسی جا افتاده است. جزء «بَزّ» در کاربرد کهن به جامه، پارچه یا کالای پارچه‌ای اشاره می‌کند و ساخت «بزاز» نام کسی را می‌سازد که با آن کالا دادوستد دارد. در فارسی، واژه بدون احساس بیگانگی در نام حرفه، نام خانوادگی، عنوان دکان و نوشته‌های تاریخی بازار به کار رفته است.

تشدید ز نیز از همین ساخت می‌آید. هنگام خواندن، بخش میانی کشش و فشردگی آوایی دارد و تلفظ نزدیک به «بَزّاز» است. با این حال، در جدول فقط حروف نوشته‌شده اهمیت دارند و نشانه‌های حرکتی مانند فتحه و تشدید در خانه‌ها قرار نمی‌گیرند.

بزاز: فروشندهبزازی: پیشه یا دکانقماش: کالای پارچه‌ایطاقه: شکل عرضهٔ پارچه

تصویری از این حرفه در بازار سنتی

در بافت قدیمی بازار، پارچه‌ها اغلب به صورت طاقه نگهداری و عرضه می‌شدند. بزاز باید جنس و بافت را می‌شناخت، مقدار لازم را اندازه می‌گرفت و پارچهٔ متناسب با مصرف خریدار پیشنهاد می‌داد. مشتری ممکن بود برای دوخت پوشاک، پرده یا دیگر نیازهای خانه نزد او برود. بنابراین «بزاز» صرفاً یک فروشندهٔ عمومی نبود؛ حوزهٔ کالای او مشخصاً جامه و پارچه بود.

نام «راستهٔ بزازان» یا «بازار بزازها» نیز از تجمع صاحبان همین حرفه پدید آمده است. پسوند جمع «ـان» در «بزازان» به گروه فروشندگان اشاره دارد. این کاربرد تاریخی نشان می‌دهد چرا واژه در سرنخ‌های جدول با مضمون مشاغل قدیمی، بازار، جامه و قماش بسیار دیده می‌شود.

کاربرد طبیعی در جمله

«بزاز طاقهٔ پارچه را باز کرد تا رنگ و بافت آن بهتر دیده شود.» در این جمله، شخصِ عرضه‌کننده بزاز است؛ دکان او «بزازی» و کاری که انجام می‌دهد «پارچه‌فروشی» نام دارد.

مرز پاسخ با چند شغل نزدیک

نساج یا بافنده در مرحلهٔ تولید منسوج قرار می‌گیرد و الزاماً فروشنده نیست. خیاط از پارچه لباس یا وسیله‌ای دوختنی می‌سازد. جامه‌فروش ممکن است فروشندهٔ لباس آماده دانسته شود، هرچند در منابع قدیمی به عنوان هم‌معنی بزاز نیز آمده است. اما «پارچه‌فروش» بی‌واسطه و بدون ابهام به بزاز اشاره می‌کند.

از سوی دیگر، «بزّاز» را نباید با «بَز» به معنی حیوان یا با واژهٔ «بزار» در گفتار محاوره‌ای اشتباه گرفت. وجود الف میان دو ز و تکرار ز در ابتدا و پایان، نمای نوشتاری مشخص پاسخ را می‌سازد.

  • تعداد حروف: چهار خانه؛ ب + ز + ا + ز.
  • معنی محوری: شخص فروشندهٔ پارچه، نه سازنده یا دوزندهٔ آن.
  • تلفظ: بَزّاز، با تشدید در ز نخست.
  • صورت وابسته: بزازی برای نام حرفه یا مغازه.
  • معادل امروزی: پارچه‌فروش.

اگر تعداد خانه‌ها متفاوت بود

برای سرنخ حاضر، پاسخ ثبت‌شده و معیار «بزاز» است. با این حال، شمار خانه‌ها می‌تواند نشان دهد طراح از خود فروشنده پرسیده یا از پیشه و محل کار او. چهار خانه با «بزاز» منطبق است؛ شش خانه می‌تواند «بزازی» باشد، به شرط آنکه عبارت سرنخ معنای شغل یا مغازه بدهد. ترکیب‌های بلندتری چون «پارچه‌فروش» و «قماش‌فروش» تنها وقتی مطرح‌اند که تعداد خانه‌ها و حروف متقاطع دقیقاً آن‌ها را تأیید کند.

این تفاوت معنایی مهم‌تر از شباهت واژگانی است: افزودن «ی» به پایان بزاز، پاسخ را از انسان به حرفه یا محل کسب منتقل می‌کند. به همین دلیل نباید «بزازی» را صرفاً شکل بلندتر همان جواب دانست؛ نقش آن در جمله نیز فرق دارد: «او بزاز است»، اما «او به بزازی مشغول است» یا «به بزازی رفت».

جمع‌بندی واژه: «بزاز» پاسخ چهارحرفی و دقیق «پارچه فروش در جدول» است. این نام به خود فروشنده اشاره دارد؛ «بزازی» نام پیشه یا دکان اوست. املای پاسخ ب، ز، ا، ز و تلفظ درست آن بَزّاز است.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.