پرش به محتوای اصلی

ظرف سوراخ دار در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: ابکش
املای معیار این واژه در متن معمول فارسی «آبکش» است.

سرنخ، یک وسیلهٔ آشنا را با مهم‌ترین ویژگی ظاهری‌اش معرفی می‌کند: ظرفی که کف و دیوارهٔ آن منفذهای فراوان دارد تا مایع عبور کند و مادهٔ جامد درون ظرف باقی بماند. بنابراین «ابکش» همان پاسخ ذخیره‌شده و مقصود روشن عبارت است. در نوشتار پیوسته و معیار، واژه با «آ» نوشته می‌شود: آبکش؛ اما در برخی جدول‌ها به سبب ساده‌سازی حروف، پاسخ را بدون علامت مد یعنی «ابکش» ثبت می‌کنند.

صورت واژه
آب + کش ← آبکش

ساخت واژه معنای آن را شفاف می‌کند: جزء «آب» به مایعی اشاره دارد که باید خارج شود و «کش» در این ترکیب مفهوم بیرون‌کشیدن یا جداکردن را می‌رساند. حاصل، نام ابزاری است که آب را از محتویات جدا می‌کند.

چرا دقیق است؟

آبکش هم واقعاً ظرف است و هم به‌طور مشخص سوراخ‌دار ساخته می‌شود. این دو نشانه هم‌زمان در واژه جمع‌اند؛ در حالی که پاسخ‌هایی مانند «صافی» ممکن است پارچه، توری یا قطعه‌ای کوچک باشند و الزاماً شکل ظرف نداشته باشند.

معنای دقیق آبکش

آبکش ظرفی دارای سوراخ‌های متعدد است که برای جدا کردن آب یا مایع از مواد جامد به کار می‌رود. نمونهٔ شناخته‌شده، ریختن برنج جوشانده‌شده در آبکش است: آب داغ از منفذها پایین می‌رود و دانه‌های برنج در ظرف می‌مانند. همین سازوکار برای شستن سبزی، آب‌گرفتن ماکارونی، شستن میوه و خارج کردن آب حبوبات نیز کاربرد دارد.

در تعریف‌های قدیمی‌تر فرهنگ‌های فارسی نیز بر ظرف بودن، فراوانی سوراخ‌ها و گرفتن آب برنج جوشانده تأکید شده است. جنس آبکش در دوره‌های مختلف تغییر کرده؛ نمونه‌های قدیمی می‌توانستند فلزی یا چوبی باشند و امروز نوع استیل، آلومینیومی، پلاستیکی و سیلیکونی آن رایج است. جنس وسیله پاسخ جدول را تغییر نمی‌دهد، زیرا ویژگی تعیین‌کننده همان شبکهٔ خروج مایع است.

سازوکار آبکشمایع و ماده جامد وارد آبکش می‌شوند، سوراخ‌ها مایع را عبور می‌دهند و ماده جامد باقی می‌ماند. آب + مادهٔ جامدورودی ظرف آبکش جامد باقی می‌ماندبرنج، سبزی یا پاستا مایع عبور می‌کند
منفذها نقش جداکننده دارند: اندازهٔ مادهٔ جامد از سوراخ‌ها بزرگ‌تر است، پس فقط مایع راه خروج پیدا می‌کند.

صورت درست برای خانه‌های جدول

پاسخ ثبت‌شده «ابکش» پنج حرف دارد: ا، ب، ک، ش. در جدول کلمات متقاطع معمولاً تفاوت «آ» و «ا» در شمار خانه‌ها اثری ندارد و هر دو یک خانه می‌گیرند. به همین دلیل ممکن است طراح صورت ساده‌شدهٔ «ابکش» را در بانک پاسخ نگه دارد، هرچند هنگام نوشتن جمله یا متن فارسی، «آبکش» صورت معیار و خواناتر است.

تطبیق کوتاه: «ظرف» نوع شیء را مشخص می‌کند، «سوراخ‌دار» ساختمان آن را، و ترکیب این دو نشانه مستقیماً به آبکش می‌رسد. معنای فعل ضمنی نیز جدا شدن آب از خوراک یا مواد شسته‌شده است.

نباید «اب‌کش» را با فاصله یا نیم‌فاصله نوشت. این ترکیب در فارسی امروز یک واژهٔ واحد و نام یک ابزار است. همچنین «آب کِش» در بعضی بافت‌ها می‌تواند به شخص یا وسیله‌ای برای کشیدن آب اشاره کند، اما در سرنخ حاضر وجود واژهٔ «ظرف» هر ابهامی را از میان می‌برد.

مرز میان آبکش، صافی و الک

آبکش

ظرفی گود یا کاسه‌مانند با منفذهای متعدد است. برای تخلیهٔ حجم نسبتاً زیاد آب از برنج، ماکارونی، سبزی و مواد مشابه مناسب است و پاسخ اصلی همین سرنخ به شمار می‌آید.

صافی

نامی عام‌تر برای ابزار پالایش است. ممکن است توری چای، پارچه، فیلتر یا قطعه‌ای تخت باشد. اگر سرنخ بر «جداکنندهٔ ناخالصی از مایع» تأکید کند، صافی محتمل‌تر می‌شود؛ اما الزاماً ظرف نیست.

الک

معمولاً قاب کم‌عمقی با شبکهٔ ریز است که مواد جامد را بر پایهٔ اندازه جدا می‌کند؛ مانند جدا کردن ذرات آرد یا شن. کار اصلی آن عبور دادن آب نیست و از این جهت با آبکش تفاوت دارد.

واژهٔ «غربال» نیز گاهی در کنار الک دیده می‌شود. غربال برای جداسازی دانه‌ها و ذرات جامد به کمک شبکه به کار می‌رود و معمولاً پاسخ سرنخی است که به بوجاری، سرند کردن یا جدا کردن ریز و درشت اشاره دارد. «سبد» هم می‌تواند دارای شکاف باشد، ولی سوراخ‌دار بودن در تعریف اصلی هر سبدی شرط نیست. پس هیچ‌یک از این گزینه‌ها به اندازهٔ آبکش با هر دو جزء سرنخ تطابق کامل ندارند.

سوراخ‌ها چه نقشی در تعریف واژه دارند؟

سوراخ‌های آبکش صرفاً ویژگی ظاهری نیستند؛ تمام کار وسیله به آن‌ها وابسته است. اگر ظرف هیچ منفذی نداشته باشد، آب و محتویات را با هم نگه می‌دارد و به کاسه تبدیل می‌شود. اگر منفذها بیش از اندازه بزرگ باشند، بخشی از مادهٔ جامد نیز خارج می‌شود. اگر بسیار ریز باشند، خروج آب کند خواهد شد. بنابراین شکل، تعداد و اندازهٔ منفذها متناسب با کاربرد طراحی می‌شود.

  • آبکش برنج: سوراخ‌هایی دارد که آب جوش را سریع خارج می‌کنند، اما دانه‌های برنج را نگه می‌دارند.
  • آبکش سبزی و میوه: فضای کافی برای شست‌وشو و گردش آب فراهم می‌کند و پس از شستن، رطوبت اضافی را می‌گیرد.
  • نمونهٔ توری: برای مواد کوچک‌تر مناسب است و مرز کاربردی آن به صافی نزدیک می‌شود، هرچند شکل ظرفی خود را حفظ می‌کند.
ظرف گودمنفذهای متعددخروج مایعماندن مادهٔ جامدپنج حرف در جدول

کاربرد واژه در زبان روزمره

در جمله‌هایی مانند «برنج را در آبکش ریخت»، «سبزی‌ها را داخل آبکش بشوی» یا «ماکارونی را آبکش کن»، نام ابزار و فعلی که از آن ساخته شده کنار هم دیده می‌شوند. «آبکش کردن» یعنی ریختن مادهٔ پخته یا شسته‌شده در آبکش برای خارج شدن آب. در آشپزی ایرانی، این فعل به‌ویژه دربارهٔ مرحله‌ای از پخت برنج نیز رایج است.

از همین واژه ترکیب‌هایی مانند «برنج آبکش» یا «روش آبکش» ساخته می‌شود. در این کاربرد، آبکش دیگر فقط نام ظرف نیست؛ به شیوه‌ای اشاره می‌کند که برنج پس از جوشیدن از آب جدا و سپس دم گذاشته می‌شود. با این حال، عبارت جدول از ما نام خود ظرف را می‌خواهد، نه نام روش پخت.

نکتهٔ معنایی جالب در ترکیب

در بسیاری از نام‌های ابزار فارسی، جزء دوم کاری را نشان می‌دهد که وسیله انجام می‌دهد؛ مانند گردگیر، کفگیر یا آبمیوه‌گیری. «آبکش» نیز واژه‌ای تصویری است: وسیله آب را از مجموعه بیرون می‌کشد یا امکان رفتن آن را فراهم می‌کند. البته آبکش نیروی مکش ایجاد نمی‌کند؛ «کش» در نام آن توصیف نتیجهٔ کار است، نه یک سازوکار مکانیکی.

جمع‌بندی معنایی: اگر سرنخ فقط «پالاینده» بود، صافی می‌توانست گزینه‌ای جدی باشد؛ اگر از «جداکنندهٔ آرد» سخن می‌گفت، الک مناسب‌تر بود. اما عبارت «ظرف سوراخ‌دار» شکل وسیله و ساختمان آن را هم‌زمان بیان می‌کند و به‌طور مشخص بر آبکش منطبق است. برای وارد کردن پاسخ طبق صورت ذخیره‌شده، «ابکش» را بنویسید.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.